• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3566
  • سه شنبه 1386/8/1
  • تاريخ :

گفت‌وگو با بهزاد و شقایق فراهانی

بهزاد و شقایق فراهانی

گفت‌وگو با بهزاد و شقایق فراهانی؛ سینمای ما مافیا دارد

حضور در یك خانواده هنرمند، بی‌تردید سبب می‌شود تا خواسته یا ناخواسته به سمت هنر گرایش پیدا كنی و هر چه میزان علا‌قه‌ات به خانواده و حرفه‌شان بیشتر باشد این علا‌قه رنگ و بوی بیشتری به خود می‌گیرد. ‌ بهزاد فراهانی و فهیمه رحیم‌نیا بازیگرانی بودند كه فعالیت‌هایشان را از سال‌ها پیش از انقلا‌ب آغاز كردند و تا امروز به فعالیت‌هایشان ادامه داده‌اند اما شاید خود آنان هم باور نمی‌كردند كه روزی شقایق و گلشیفته فراهانی هم در نسل‌های بعدتر استوارتر و پایدارتر ادامه دهنده راه پدر و مادرشان باشند.

در آخرین روزهای فصل تابستان با بهزاد و شقایق فراهانی به نمایندگی از خانواده فراهانی‌ها به گفت‌وگو نشستیم. ‌ شقایق تازه از صحنه فیلمبرداری كلا‌ه پهلوی برگشته بود و بهزاد فراهانی هم از سر صحنه تئاتر برمی‌گشت. گفت‌وگوی ما با شقایق آغاز شد و در میانه گفت‌وگو بهزاد فراهانی هم به جمع ما پیوست تا دیدگاه‌های شقایق فراهانی را كه در غیاب پدر مطرح شده بود تكمیل كند. ‌

خانم فراهانی! به نظر می‌رسد مدتی است كه گزیده‌كار شده‌اید. خودتان این مساله را قبول دارید؟ ‌

نه! اینطور كه شما می‌گویید نیست. ‌

اما نسبت به سال‌های قبل كم‌كارتر شده‌اید.

نه! اتفاقا چندان هم كم‌كار نیستم و مرتب مشغول كار هستم. ‌

به‌عنوان مثال، سال 1379 یكی از سال‌های پركار شما بود و در 6 فیلم‌سینمایی به ایفای نقش پرداختید و هركدام از این فیلم‌ها در نوع خود قابل قبول و پرمخاطب بودند. ‌

به نظر خودم سال گذشته بیشتر از سال 79 فیلم بازی ‌كردم و فعال‌تر بودم.

در سال 85 تنها در 4 فیلم‌سینمایی به ایفای نقش پرداختید؟

در چهار فیلم بازی كردم اما سال 85، سال پركاری بود و بیشتر وقتم را به حضور در جلوی دوربین گذراندم. ‌

به نظر در دو سه سال گذشته در انتخاب نقش‌هایتان وسواس بیشتری به خرج می‌دهید.

قصد ندارم بگویم گزیده‌تر به انتخاب نقش‌ها دست می‌زنم اما به دلیل تغییرات شرایط زندگی‌ام، تا حدی در انتخاب نقش‌ها، حساسیت به خرج می‌دهم. اما همچنان دوست دارم كه تجربه‌های قبلی‌ام را تكرار كنم. ‌

شما فارغالتحصیل نقاشی هستید و در اصل كار هنری خود را با نقاشی آغاز كردید و سپس از سال 75-74 وارد عرصه بازیگری، ابتدا در تلویزیون و سپس در سینما شدید. ‌

البته من فعالیتم در عرصه بازیگری را از بچگی آغاز كردم. ‌

در این دوره زمانی كه به آن اشاره می‌كنید، بیشتر در تئاتر فعالیت داشتید؟

بله! بیشتر در تئاتر بازی می‌كردم، اما نقش‌هایی كه در آن دوره بازی می‌كردم به دلیل اینكه سن و سال كمی داشتم، نقش‌های اصلی بازی نمی‌كردم. ‌

به موازات آن، نقاشی را هم ادامه می‌دادید؟ ‌

نقاشی را به طور ژنتیكی از مادرم داشتم و از همان سال‌های كودكی در نقاشی موفق بودم و همزمان با انجام كار بازیگری، نقاشی یكی از عشق‌های زندگی من محسوب می‌شد. ‌

حضور در یك خانواده هنرمند، شما را به سمت دنیای هنر سوق داد فكر می‌كنم خانواده در زمینه گرایش به بازیگری تاثیر زیادی روی شما داشت. اینطور نیست؟

بله. درست می‌گویید. به طور قطع می‌گویم خانواده‌ام در بازیگر شدن من، نقش اساسی داشت. ‌

حضور در دنیای بازیگری، علا‌قه شخصی شما بود یا خانواده اصرار داشتند؟

به هر حال بچه‌ای كه از كودكی در یك خانواده‌ای كه پدر و مادر بازیگر هستند متولد و بزرگ می‌شود از خانواده تاثیر زیادی می‌گیرد و به دلیل تربیت آن خانواده است كه به پیمودن راه پدر و مادر علا‌قه‌مند می‌شود. خانواده روی سرنوشت من تاثیر زیادی داشته است. ‌

از بین بازیگری و نقاشی به كدام یك بیشتر علا‌قه‌مند بودید؟

بازیگری را بیشتر از نقاشی دوست داشتم و نقاشی در درجه دوم علا‌قه من قرار می‌گرفت. ‌

پس چرا رشته نقاشی را برای تحصیل در دانشگاه انتخاب كردید؟

در دوره‌ای كه من وارد دانشگاه شدم و حتی سال‌های قبل از آن (حدود سال‌های 67) تنها دو هنرستان در تهران وجود داشت و به لحاظ تحصیلا‌ت، به خصوص تحصیلا‌ت آكادمیك در رشته بازیگری، محدودیت‌های زیادی وجود داشت.  در دوره دبیرستان در رشته گرافیك تحصیل كردم و بالطبع در دوره دانشگاه هم رشته نقاشی را انتخاب كردم كه در ارتباط با مدرك دیپلم‌ام بود. ‌ سال‌های بعد بود كه هنرستان‌ها رواج پیدا كرد و رشته‌های نمایش و سینما هم در هنرستان‌ها رایج شد. همچنین پیش خودم فكر می كردم با استفاده از تجربیات پدر و مادر می‌توانم بازیگری را دنبال كنم و درعین حال نقاشی را كه عشق و علا‌قه اصلی من بود در كنار بازیگری ادامه دهم. در حالی كه امروزه كاملا‌ برعكس شده است. عمده فعالیتم به بازیگری اختصاص یافته است و نقاشی را كنار گذاشته‌ام!

دلیل اصلی كنار گذاشتن نقاشی، دلمشغولی‌های ناشی از فعالیت در سینما و تلویزیون است؟

خب بله، همینطور است. اما در سال‌های گذشته و با ورود تكنولوژی‌های جدید در حوزه نقاشی و برنامه‌های جدید رایانه‌ای، برای ما هنرستانی‌ها نوعی سرخوردگی ایجاد شد. چرا كه با ورود رایانه، تكنیك‌های دستی ما كنار گذاشته شد. ‌ به عنوان مثال، خود من هنوز نتوانستم با كارهای رایانه‌ای و تكنیك‌های آن عجین بشوم و همچنان علا‌قه‌مند به كار در حوزه نقاشی با تكنیك‌های دستی هستم. شاید بتوان گفت به نوعی با نقاشی قهر كرده‌ام( !می‌خندد)

اما باور كنید همچنان در خلوت خودم نقاشی را دوست دارم و علا‌قه‌مندم تا دوباره نقاشی را ادامه بدهم. ‌

اولین حضورتان در سینما با فیلم لیلا‌ به كارگردانی آقای مهرجویی بود. آیا پیشینه‌ای از بازیگری در این فیلم با خودتان به همراه داشتید؟ در كل چگونه بازی شما در این فیلم شكل گرفت؟

در این فیلم نقش كوتاهی داشتم كه من اسم این نقش را یك شبح می‌گذارم كه جلوی دوربین قرار گرفت ولی در هر حال از اینكه در فیلم آقای مهرجویی بازی كردم راضی هستم ولی به خاطر اینكه نقش كوتاهی در این فیلم داشتم نمی‌توانم آن را جزو بازی‌های خودم به حساب بیاورم. چون نقشی نبود كه بتوانم در مورد آن با كارگردان دست‌وپنجه نرم كنم؛ ولی در هر حال به‌عنوان اولین كار،تجربه خوبی بود. ‌

به هر حال تهیه و تولید یك فیلم دسترنج تلا‌ش یك گروه است؟

بله. كاملا‌ درست است ولی نقش من همانطور كه اشاره كردم آنقدر كوتاه بود كه به نظر خودم مانند یك شبح بود كه جلوی دوربین آقای مهرجویی قرار می‌گرفت و یك تجربه اساسی نمی‌توانست تعلق بگیرد. ‌

در مورد بازی در این فیلم از خانواده هنری خود و به‌خصوص پدرتان، آقای فراهانی چه مقدار كمك گرفتید؟ ‌

آن موقع در دفترهای سینمایی رفت و آمد داشتم اما قبول نمی‌شدم و بیشتر تلا‌ش من برای این بود كه فقط از یك جایی من كار بازیگری را شروع كنم و در بیشتر كارهای تلویزیونی و حتی تئاتر، با پدرم مشورت می‌كردم. ‌

به نظر می‌رسد كه در این هشت سال كه وارد سینما شده‌اید خیلی كم مصاحبه كرده‌اید آیا دلیل خاصی دارد؟

به نظر من كسی كه در یك مصاحبه نمی‌تواند واقعیت‌هایی را بازگو كند بهتر است كه اصلا‌ به سراغ مصاحبه و خبرنگاران نرود.

مثلا‌ چه واقعیت‌هایی را نمی‌توانید در مصاحبه‌ها بگویید؟ ‌

به نظر من وقتی كسی نمی‌تواند طی مصاحبه‌، آنچه كه در دلش است را بیان كند دیگر به این گفت‌وگو، مصاحبه نمی‌توان گفت!

شما فكر می‌كنید كه این واقعیت‌ها را نمی‌توان گفت و یا اینكه در این فكر هستید كه نمی‌شود این واقعیت‌ها را چاپ كرد؟

دغدغه من این نیست كه می‌توانم این واقعیت‌ها را بگویم یا نه بلكه اصلی‌ترین دغدغه من این است كه این واقعیت‌ها چاپ نمی‌شود. ‌

یك جور ایده‌آل‌گرایی در كارهای شما وجود دارد و من در شما این ایده‌آل‌گرایی را می‌بینم خودتان این ایده‌آل‌گرایی را قبول دارید؟ ‌

نمی‌دانم. من یك شخصیت پرتنش در زندگی قبلی‌ام داشته‌ام و هنوز هم دارم و با آنها دست‌وپنجه نرم می‌كنم. نزدیك شدن به خدا و خودم را دارم احساس می‌كنم و این نزدیك شدن به من بیشتر كمك می‌كند. ‌

این نزدیك شدن به خدا و خودتان در كارهایتان هم تاثیر داشته است؟ ‌

صددرصد.

در حال حاضر فیلم <نصف مال من، نصف مال تو> را روی پرده دارید. با توجه به اینكه حدود 12 سال از كارهای تصویری شما می‌گذرد. این تجربه‌های قبلی چه كمكی به شما می‌كند؟ ‌

من دارم مشكلا‌ت گذشته‌ام را ریشه‌یابی می‌كنم و هنگامی كه به نتیجه می‌رسم در كارهایم تاثیر به‌سزایی دارد و از این تجربه‌ها و ریشه‌یابی‌های مشكلا‌ت گذشته، به یك آرامش روحی، كه هر انسانی لا‌زم دارد می‌رسم و این آرامش در كار انسان تاثیر می‌گذارد. این آرامش در همه شغل‌ها دخیل است و حالا‌ ما كه با روحیات مردم سروكار داریم باید بیشتر تاثیرپذیر باشیم. ‌

من فكر می‌كنم این خلق‌وخو و روحیات بیشتر به رشته شما كه نقاشی است برمی‌گردد؟

بله. به همین خاطر است كه می‌خواهم دوباره به سمت نقاشی برگردم. ‌

یك‌جور درون‌گرایی در شما می‌بینم و برای من باعث تعجب است كه یك بازیگر چگونه ممكن است تا این حد درون‌گرا باشد، در صورتی كه یك بازیگر باید برون‌گرا باشد؟

نه من این‌طور فكر نمی‌كنم. ‌

قبول دارید كه در بازیگری سخت‌گیر هستید؟

سخت‌گیری در چه مورد؟

در بازی، انتخاب‌ها و در كارهایتان.

بله. امروز خیلی دوست دارم كه این اتفاق بیفتد. خیلی دوست داشتم كه این اتفاق در سال‌های گذشته پیش می‌آمد اما در آن سال‌ها این‌طور نشد. به نظر من خیلی خوبه كه كسی تجربه بازیگری را در میان گروهی انجام دهد كه دائما در آن گروه، بازیگر را ترور شخصیتی كنند. به نظر من بازیگرانی كه این نوع تجربه را پشت‌سر می‌گذارند از ثبات شخصیتی بزرگی برخوردار می‌شوند و بازیگر روحش را مورد سنجش قرار می‌دهد. ‌ ولی تجربه خوبی است كه شخصی كاری را انجام دهد كه باب‌طبع خودش نیست، اما با همین بازی، تجربه‌های سخت و بزرگی را به‌دست آورد. ‌

راجع به ترور شخصیتی كه می‌گویید من چیزی ندیدم و شاید این دغدغه‌های ذهنی شماست؟ ‌

مثلا‌ این كارها تقریبا سلیقه‌ای است. حیطه هنر و ورزش جزو اصنافی است كه هركسی كه هر كاری دارد می‌تواند در مورد این رشته‌ها نظر بدهد. حالا‌ شما یك كاری انجام می‌دهید، همكاران شما به شما می‌گویند این چه كاری بود كه انجام دادی؟ و این قصه سر دراز پیدا می‌كند تا جایی كه باید به همه كس جواب پس بدهم.

این را از لحاظ شخصیتی می‌فرمایید؟ ‌

نه خیر بیشتر از لحاظ كاری است. من بارها دیده‌ام كه یك هنرمند را می‌خواهند برای یك كار بیاورند، اما در آن واحد می‌گویند كه آن هنرمند تلویزیونی است و برای بازی در سینما مناسب نیست. چرا یك بازیگر كه در تلویزیون كار می‌كند دیگر برچسب تلویزیونی بودن را به آن می‌چسبانند تا كارگردان‌های سینما دیگر با آن هنرمند كار نكنند؟!

الا‌ن در ایران یك چیزهایی مد می‌شود. مثلا‌ می‌گویند نروید فیلم 90 دقیقه‌ای بازی كنید و یا اینكه یك بازیگر جرأت ندارد در یك كلیپ بازی كند. ‌

الا‌ن شما مخالف این قضیه هستید؟

نه. خدا را شكر تا الا‌ن من هم در سینما و هم در تلویزیون كار كرده‌ام و تنها چیزی كه برایم مهم است اینكه تجربه‌های زیادی را داشتم و در دل مردم جا دارم.

آقای فراهانی شما با این تفكیك‌ها كه در مورد بازیگران تئاتر، تلویزیون و سینما قائل شده‌اند موافق هستید؟

واقعیت این است كه جامعه سینما رشد نكرده و تهیه‌كنندگان بزرگ در میدان نیستند و اغلب تهیه‌كنندگانی كه حضور دارند بیشتر دلشوره برگشت سرمایه خود را دارند و به همین خاطر به مسائلی دل بسته‌اند كه دیگر این مسائل وجود ندارد. ‌ اگر سینمای ما، سینمای مهرجویی و بیضایی و تقوایی و شهید ثالث و ... بود، این مشكلا‌ت پیش نمی‌آمد. ‌ هنرمند باید برای ملت كار كند و در سطح ملت پیش برود. به نظر من تلویزیون یك ارگان ملی است و در تلویزیون باید خیلی وسواس داشته باشند و كارهای تبلیغی نباید انجام داد. ‌

خانم فراهانی می‌گویند كه كلیپ‌های تلویزیونی را دوست دارند. آیا شما با بازی خانم فراهانی در كلیپ‌های تلویزیونی موافق هستید؟

نه. چندین مورد هم برای بازی در كلیپ برایش پیش آمد، اما بعد از مشورت با هم اجازه ندادم كه برای بازی در كلیپ حضور داشته باشد. ‌

با ذات كلیپ مشكل داشتید یا با سطح كیفی كلیپ‌ها؟

من در این عرصه‌ها بسیار منزه‌طلب هستم. حتی چند سال پیش در یك كشوری از عكس دخترم می‌خواستند استفاده كنند. حتی با پول آن تبلیغ الا‌ن می‌توانست یك خانه برای خودش داشته باشد اما دوباره من مخالفت كردم. ‌

شما خودتان را تا چه حد موثر در سرنوشت كاری خانم فراهانی می‌دانید؟

هر وقت با من مشورت كرده است، تاثیرگذار بوده است. ‌

آقای فراهانی! شما خیلی باعث انگیزه شده‌اید برای اینكه خانم فراهانی وارد حیطه هنر شوند. تا چه اندازه خودتان را در این امر دخیل می‌دانید؟

شقایق از یك سالگی پشت صحنه بوده است و كسی نمی‌توانسته او را از تئاتر جدا كند چون از بچگی در كارهای نمایشی حضور داشته است. ‌ شاید تنها بازیگری است كه موسیقی را خوب می‌شناسد؛ به دو زبان جهانی مسلط است؛ او كارهای نقاشی فوق‌العاده‌ای دارد و...

خانم فراهانی، شما به چه سازهایی مسلط هستید؟ ‌

من زمانی كه شروع كردم به نوازندگی، چند سال بعد جنگ شروع شد. اما روی گلشیفته و آذرخش تاثیر زیادی داشت. ‌

به قول پدر از بچگی با تئاتر بزرگ شده‌اید، اما به نظر می‌رسد خیلی از صحنه تئاتر دور شده‌اید؟

به نظر من تئاتر باید پیش بیاید. شرایط تمرین‌ها خیلی سخت است و باید با توجه به مشغله‌های خودمان، زمان تمرین را در روز خالی بگذاریم تا بتوانیم به تئاتر هم برسیم. تئاتر وقت زیادی می‌گیرد باید همیشه در تمرین‌های آن حضور داشت. ‌ این طور فكر می‌كنم كه خیلی هم از تئاتر فاصله نداشتم چون در سال‌های پیش در نمایش‌های <گل و قداره>، <مریم و مرداویج> و <دنیای دیوانه دیوانه> را بازی كرده‌ام. ‌

آقای فراهانی! چرا بیشتر وقتتان را صرف تئاتر كرده‌اید و كمتر در سینما و تلویزیون كار می‌كنید؟ ‌

فشارهایی وجود دارد كه دیده نمی‌شود. من برای یك كار تلویزیونی دعوت شدم. متن را خواندم و دیدم نقش چهارم را به من داده است و نقش اصلی نبود و دیدم كه نقش اصلی خیلی به من نزدیك است. بعد از اینكه با كارگردان صحبت كردم كه چرا نقش اول را به من نداده است، در جواب به من گفت كه نقش‌های اول تا سوم را از قبل تعیین كرده‌اند!

یعنی به سیاستگذاری‌ها برمی‌گردد؟

این بحث به دوران ریاست آقای لا‌ریجانی برمی‌گردد ما چند وقت پیش كه با آقای ضرغامی ملا‌قات داشتیم، خیلی محبت كردند و از حرف‌های من حمایت كردند. ‌ من آثاری دارم كه چندین سال است چاپ نشده‌اند. از اینكه می‌روم و برای شاگردانم بازی می‌كنم دیگر خسته شده‌ام و بیشتر كسانی هم كه برایشان كار می‌كنم، تحت تعالیم من بزرگ شده‌اند و برای خودشان به جایی رسیده‌اند. ‌ در سینما هم مافیایی وجود دارد كه داستانش خیلی پیچیده است. سینما به مانند یك دیوار هزارتویی است كه اگر می‌بینید بچه‌های من در یك فیلم بازی كرده‌اند، مطمئن باشید كه با رنج و سختی برای بازی در آن فیلم رسیده‌اند.

مثلا‌ شقایق در فیلم <چتری برای دو نفر> به اوج بازیگری خود رسید و تازه داشت به روزهای خوب خودش نزدیك می‌شد. اما در آن واحد او را كنار گذاشتند كه فقط اهالی سینما می‌دانند چه كسی یا چه كسانی مسبب این عمل هستند. ‌ مثلا‌ همسر من سال 48 و 47 بهترین بازیگر تئاتر <سلطان مار> بیضایی بود اما به كل از میدان تئاتر كنار گذاشته شد، خانواده من دیگر با این رویه آشنا هستند و به این كنار گذاشتن‌ها عادت كرده‌اند. ‌

خانم فراهانی، باتوجه به صحبت‌های پدر این همان ترور شخصیتی است كه شما به آن اشاره كردید؟

نه كامل شاید این هم جزو این ترور شخصیتی باشد. ‌

آقای فراهانی این مافیا به خاطر منافع مالی سینما و تلویزیون است؟ ‌

ما قانون اساسی جمهوری اسلا‌می را پذیرفته‌ایم و باید به آن احترام بگذاریم. اما بعضی مواقع این قانون زیرپا گذاشته می‌شود. در این قانون، در بخش سانسور، سانسور شخصیت نداریم ولی این كار الا‌ن دارد انجام می‌شود. ‌ از سال 1360 تا به حال هیچ كدام از آثاری كه من نوشته‌ام نتوانسته به تلویزیون راه پیدا كند!

آقای فراهانی آیا در تئاتر هم این مشكل را داشتید؟

در تئاتر دیگر این حالت وحشتناك است و تا حدودی خنده‌دارد. مثلا‌ 62 مورد از نمایشنامه <دنیای دیوانه دیوانه> را حذف كردند. چندی پیش <اتللوی> ویلیام شكسپیر را برای اجرا در نظر داشتم اما قبول نكردند. خودم را كوچكتر كردم و <مشدی عباد> را انتخاب كردم اما باز هم اجازه ندادند! مثلا‌ خیلی از بچه‌ها در لندن، پاریس و تهران كار می‌كنند كه به نوعی كارشان را بلد هستند و شاید ما كارمان را بلد نیستیم و این همان سانسور است كه در قانون اساسی وجود ندارد. این خودش به نوعی مافیا است كه در مجالس، دور هم می‌نشینند و نقش‌ها را برای خودشان تقسیم می‌كنند و ...

خانم فراهانی، شما صحبت‌های پدر را قبول دارید و این مافیا را قبول می‌كنید؟ ‌

به نظر من هر صنفی مافیای خودش را دارد. در هنر هم این مافیا وجود دارد.

خانم فراهانی، این مافیا تا چه اندازه در انتخاب‌های شما تاثیرگذار بوده است؟ ‌

در انتخاب‌های من خیلی زیاد.

الا‌ن چه حسی نسبت به این قضایا دارید؟

خیلی حس خوبی نیست؛ چون هنر آدم‌ها در اولویت قرار ندارد و بیشتر این رابطه‌ها است كه هنرپیشه را تعیین می‌كند. ‌

به نظر من این یعنی مرگ هنر. شما هم قبول دارید؟ ‌

وقتی كه CD های فیلم‌های روی اكران بیرون می‌آید یعنی مرگ هنر. باز امیدوارم كسانی كه از طریق رابطه‌ها قبول می‌شوند پا برجا باشند. ‌

<نصف مال من، نصف مال تو> در حال اكران است، این تجربه چه‌طور بود؟

خدا را شكر می‌كنم كه همه فیلم‌هایی كه من بازی كردم، فروش خوبی داشتند. ‌

آقای فراهانی من معتقدم شقایق فراهانی خیلی ایده‌آل است و با چراغ خاموش حركت می‌كنند و بسیار مذهبی هستند و برای رسیدن به تعالی با كنكاش حركت می‌كنند. نظر شما در این مورد چیست؟

این قضیه به ریشه خانوادگی و به پدر بزرگ و مادر بزرگش برمی‌گردد. به نظر من مذهب یك پدیده درونی است و هر جا كه بخواهد رخ نشان دهد متاسفانه آزاردهنده است. ‌ مذهب یك پدیده انسان‌ساز است و من باید انسانیت خودم را نشان دهم كه چقدر متعهد هستم. ‌ وقتی یك زرتشتی به نماز می‌ایستد، همانقدر برای من مهم است كه مادرم به نماز می‌ایستد و بین این دو هیچ فرقی نمی‌بینم. معتقدم كه هر انسانی در درونش ایمانی دارد كه اگر این ایمان را به ابزار تبدیل كند، دیگر از بین خواهد رفت. ‌ عرفان من، عرفان اشراقی است.

آقای فراهانی اگر بخواهید از ابتدا شروع كنید، همین راهی كه آمده‌اید را ادامه می‌دهید؟

بله.

شما چطور خانم فراهانی این راه را ادامه می‌دهید؟

بله. صد درصد. اما تا حدودی از شوق و ذوقی كه ابتدا داشتم، دور شده‌ام ولی هنوز هم عاشق بازیگری هستم. ‌

بهزاد فراهانی چطور؟

اعتقادم این است كه شقایق باید به دورانی برگردد كه بی‌محابا به مناعت‌طبع دل داده بود و فقط انتخاب می‌كرد. هم اندیشه و تجربه‌اش برای انتخاب كافی است و نباید بگذارد. كه انتخاب شود بلكه باید انتخاب كند. همیشه آرزوی من این بوده كه هنرمندانی مثل فخری خوروش از خانه من بیرون بیاید. برای اینطور شدن باید با سختی ساخت و قناعت كرد. خیلی سخت است كه در این شرایط اهالی یك خانواده اهل هنر باشند و تمام این مشكلا‌ت را به جان بخرند. ‌

آقای فراهانی به نظر شما شقایق تا چه اندازه در زندگی هنری‌اش موفق بوده است؟

من معتقدم كه اگر شقایق جزو قافله تئاتر می‌ماند یكی از بهترین اهالی تئاتر می‌شد. تئاتر هنری است كه باید با تمام سختی‌هایش ساخت و به قناعت پرداخت. ‌ ‌

منبع : سینمای ما

مطالب مرتبط :

بهزاد فراهانی و مسئله ی اعتلای تئاتر

بهزاد فراهانی و نمایشنامه خوانی یزدگرد شاه و آسیابان

بهزاد فراهانى و دو چهره یك كارفرما

بهزاد فراهانی و مسئله ی اعتلای تئاتر

بهزاد فراهانی و مسئله ی اعتلای تئاتر

فراهانی و مسئله ی اعتلای تئاتر بهزاد فراهانی:اعتلای تئاتر زمانی ممكن است كه زمینه و بستر رشد درام نویسی را فراهم كنیم. بهزاد فراهانی – نویسنده، كارگردان و بازیگر تئاتر – در گفتگو با ایسنا با بیان این مطلب گفت: اگر تلاش شورا...
بهزاد فراهانی و نمایشنامه خوانی یزدگرد شاه و آسیابان

بهزاد فراهانی و نمایشنامه خوانی یزدگرد...

آسیابان”: این متن را قبل از”مرگ یزدگرد” بیضایی نوشتم نمایشنامه”یزدگرد سوم و آسیابان” نوشته بهزاد فراهانی، شب گذشته برای اولین بار در برنامه نمایشنامه‌خوانی خانه هنرمندان روخوانی شد. به گزارش سایت ایران تئاتر، این نمایشنامه ...
بهزاد فراهانى و دو چهره یك كارفرما

بهزاد فراهانى و دو چهره یك كارفرما

دو نمایشنامه «دور از كارخانه» اثر «ژان پل ون زل» و «دو چهره یك كارفرما» نوشته «لویى والدز» را به همراه همسرم ترجمه كرده ام كه شنبه وارد بازار كتاب مى شود.بهزاد فراهانى نویسنده، بازیگر و كارگردان پیشكسوت تئاتر در گفت وگو با س...
UserName