• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 17999
  • يکشنبه 29/7/1386
  • تاريخ :

سلوک عرفانی مرحوم سید علی قاضی

سید علی قاضی

آیت الله سید محمد حسین حسینى تهرانى در كتاب روح مجرد مى نویسند:

یـكـى از دوستان ما كه از طلاب نجف بود و سالیانى چند،  محضر مرحوم قاضى رادرک نموده بود، براى حقیر مى گفت : قبل از اینكه با ایشان آشنا شوم، هر وقت ایشان را مى دیدم خـیـلى دوسـت مـى داشـتـم و چـون در سلوك و رسیدن به لقاء الله و كشف وحدت حضرت حق شـرك داشـتـم، بـه ایـن جـهـت از رفـتـن بـه محضر ایشان كوتاه مى آمدم تا وقتى یكى از دوسـتـان شـیـرازى مـا از شـیـراز دو دیـنـار فـرسـتاد تا من خدمت ایشان تقدیم كنم. مرحوم قـاضـى نمازهاى جماعت خود را در منزل خودشان با بعضى از رفقا و دوستان سلوكى به جـمـاعـت مـى خـواندند. من در موقع غروب به منزل ایشان رفتم تا هم نماز را به جماعت با ایـشـان ادا كـنم و هم آن وجه را به محضرشان تقدیم كنم. مرحوم قاضى نماز مغرب را در اول غـروب آفـتاب، یعنى به مجرد استتار قرص خورشید طبق نظر و فتواى خودشان به جـمـاعـت مـى خـوانـدنـد. و الحـق نـمـاز عـجـیـب و بـا حـال و تـوجـهـى بـود. بـعـد، نـوافل و تعقیبات را به جاى آوردند و آن قدر صبر كردند تا زمان عشا رسید؛ آنگاه نماز عـشـا را نـیـز با توجهى تام و طمأنینه و آداب خاص خود به جاى آوردند كه حقا در من مؤ ثـر واقـع شـد. پس از نماز عشا، من جلو رفتم و در حضورشان نشستم و سلام كردم و دست ایـشـان را بـوسـیدم و آن دو دینار را تقدیم كردم و در ضمن عرض كردم:

آقا! من مى خواهم سـؤ الى از شـمـا بكنم، اجازه مى فرمایید؟

مرحوم قاضى فرمود: بگو فرزندم!

عرض كـردم: مـى خـواهـم بـبینم آیا ادراك توحید و لقاءالله و سیرى كه شما در وحدت حق دارید حـقـیقت است یا امر تخیلى و پندارى؟

مرحوم قاضى رنگش سرخ شد و دستى به محاسنش ‍ كـشـیـد و گـفـت :

اى فـرزندم! من چهل سال است با حضرت حق هستم و دم از او مى زنم؛ این پـنـدار اسـت ؟ من خیلى خجالت كشیدم و شرمنده شدم و فورا خداحافظى كردم و بیرون آمدم.

---------------------------------

حسینی تهرانی، سید محمد حسین، روح مجرد

پیوند به:

مقام رضا و تسلیم

حفظ دین در طوفان بی دینی

UserName