• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2975
  • جمعه 1386/7/27
  • تاريخ :

جوان شادکام

جوان ، فوتبال

عَمرو بن ثابت، جوانی از قبیله اوس، از انصار و اهل مدینه است. او کسی است که بی گزاردن یک رکعت نماز ، در جنگ احد به شهادت رسید وبه بهشت درآمد.

عمروبن ثابت ، پیش از اسلام ، ربا می گرفت و اموالی پیش مردم داشت و برای آن که سود آنچه که پیش مردم دارد ، از میان نرود ، مسلمان نمی شد. وقتی جنگ احد پیش آمد و مسلمانان به جبهه رفتند ، عمرو به خود آمد و اندیشید : تا کی برای ثروت فانی دنیا ، به رستگاری راستین پشت کنم؟!

از این رو ، لباس جنگ پوشید و به سوی احد رفت. در میدان جنگ به محضر پیامبر (ص)  و در حالی که جز چشمانش از زیر لباس جنگی دیده نمی شد ، عرض کرد:" یا رسول الله! آیا نخست اسلام بیاورم ، یا به میدان جنگ بروم و با دشمنان شما نبرد کنم؟"

پیامبر (ص)  فرمود:" اسلام آور ، آنگاه به نبرد بپرداز" عمرو ، شهادتین را برزبان آورد و سپس به سوی دشمن یورش برد. آن قدر جنگید که در اثر جراحت ها و زخم های فروان ، بر زمین افتاد.

پس از فرو نشستن آتش جنگ ، خویشان و بستگانش در میدان کارزار ، در جست و جوی کشته های قبیله خود بودند. ناگهان جسدی نظرشان را جلب کرد. با شگفتی گفتند:" به خدا سوگند، این پیکر عمرو است!"

بر بالینش رفتند و در واپسین لحظه حیات ، از او پرسیدند:" پیش تر ، درباره اسلام نظر خوبی نداشتی ، آیا برای حمایت از قبیله ات به جنگ آمدی یا برای دفاع از اسلام؟!" عمرو پاسخ داد:" علاقه به اسلام مرا به این جا کشانید. امروز ایمان آوردم و سپس شمشیر به کمر بستم و به میدان جنگ شتافتم."

بستگان عمرو ، بر بالینش حاضر بودند که شادکام و شادمان ، دیده از جهان فروبست. آنها داستان شهادتش را به عرض پیامبر( ص ) رساندند. حضرت فرمود: « انه عمل قلیلاً و آجر کثیراً و انه من اهل الجنة» یعنی او ، عملی اندک انجام داد و مزدی بسیار برد و به راستی که از بهشتیان است.

از آن پس ، ابو هریره همواره از دوستان می پرسید:" آیا کسی را می شناسید که در تمام زندگی خود ، یک رکعت نماز نخواند و به بهشت رود؟" هنگامی که می پرسیدند او کیست ، می گفت:" او عمرو بن ثابت است."

UserName