• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3268
  • چهارشنبه 1386/7/25
  • تاريخ :

سریال‌های ماه رمضان از نگاه 10 كارشناس و منتقد

میوه ممنوعه

10 كارشناس و منتقد ، درباره مجموعه‌های پخش شده سیما در ماه مبارك رمضان و نیز روند مجموعه‌سازی در این ماه نقطه ‌نظرات خود را مطرح كردند.

منتقد و كارشناس ، مورد 4 مجموعه «اغماء»(سیروس مقدم)، میوه ممنوعه(حسن فتحی)، یك وجب خاك(علی عبدالعلی‌زاده) و شكرانه(سعید سلطانی) كه در طول ماه مبارك رمضان از شبكه‌های مختلف سیما به روی آنتن رفتند، نظر داده‌اند.

*فهیم: سریال‌های امسال از نظر جذابیت گامی به‌جلو برداشته‌اند

محمدتقی فهیم، گفت: جذابیت سریال‌های مناسبتی امسال بیشتر شده و گرچه گاه جذابیت از كیفیت محتوایی‌شان فراتر رفته، اما در همین حد نیز گامی رو به جلو برداشته‌اند.

وی گفت: سریال مناسبتی باید از لحاظ موضوع و محتوا در خدمت آن مناسبت قرار بگیرد، بدین مفهوم كه در جهت ارتقاء و تقویت مفاهیم مورد نظر تلاش شده و اتفاقی رخ بدهد.یعنی اگر ما در عید نوروز قرار داریم با توجه به آن آداب و رسوم و حال و هوای مربوط به خودش،باید آثار تولید شوند و نه مستقیم، بلكه غیر مستقیم باید مردم را در آن حال و هوا یا یك پله بالاتر قرار بدهند و همین طور در مورد ماه رمضان یا محرم و ....

وی افزود: چند سالی است كه تلویزیون از لحاظ كمیت به این نتیجه رسیده است كه می‌بایست آثاری را در این ماه ارائه كند كه ضمن ایجاد لحظات مفرح،شاد و وقت پركن در خدمت این مناسبت‌ها نیز قرار داشته باشد. طبیعی است كه این ماه نیز ماه مباركی است و به لحاظ جسمی و روحی، مومنین مراحل دیگری را سپری می‌كند و همانطور كه عبادات و آداب و رسوم افطار و سحر ما نیز در خدمت تعالی روحی است، خوراك فرهنگی نیز باید در این راستا قرار داشته باشد و هرآنچه كه به شكل سمعی و بصری در این ماه به ما ارائه می‌شود، می‌بایست به ارتقای این حالات روحی كمك كند.

وی در ادامه گفت: مهمترین تلاش تلویزیون در این سال‌ها بر محور كمیت قرار داشته و از نظر ایجاد جذابیت‌های ظاهری توانسته مخاطبان زیادی را جذب كند و با توجه به رقابت موجود در این عرصه همه بر جذب مخاطب اصرار داشته‌‌اند.

وی تصریح كرد: سریال‌های امسال تلویزیون در ماه رمضان رشد داشته‌اند، از لحاظ ارتقای برنامه‌ها و جذب مخاطب موفق بوده‌اند و گامی به جلو برداشته‌اند و عملكردشان از عقب‌نشینی و در جا زدن سال گذشته بهتر بوده است.

فهیم گفت: چهار كارگردان مطرح سریال‌ها را ساخته‌اند و امسال به یمن حضورشان، مخاطبان با جذابیت مواجه بوده‌اند اما در بخش كیفی این سردرگمی و پیدا نبودن افق و نقطه نهایی و خلاء در معنویت‌گرایی همچنان وجود دارد.

وی در ادامه درباره مجموعه تلویزیونی «میوه ممنوعه» گفت: در مجموع این سریال را نسبت به سایر مجموعه‌ها بیشتر پسندیده‌ام زیرا یكی از ویژگی‌های كار درام هدفمند بودن كارآكترهای مجموعه و فراز و فرودهای اثر است كه در «میوه ممنوعه» كشمكش متاثر از هدفمند بودن كاراكترها بسیار برجسته‌تر است.

وی افزود: هر قدر در درام، شخصیت‌ها و آدم‌ها سفت و سخت بر مواضع خود پافشاری می‌كنند، كشمكش‌های اثر جالب‌تر و دیدنی‌تر می‌شود و بهتر شكل می‌گیرد حتی اگر موضوع فیلم معمولی هم باشد فرقی نمی‌كند و در «میوه ممنوعه»، شاهد چند شخصیت استوار به اهداف‌شان هستیم و چون كاری است كه از «شاه‌لیر» و «شیخ صنعان» وام گرفته است و مساله عشق نیز به عنوان موضوع محوری در ان مطرح شده كار قابل قبولی شده است.

وی تصریح كرد: در مجموعه «میوه ممنوعه» بازیگران نیز بازی‌های درخورتری از خودنشان داده‌اند و بسیاری از فراز و فرودها بسیار مناسب در پی یكدیگر قرار گرفته‌اند و كار تا به حال از لحاظ ساختار كار جالبی از كار درآمده است.

فهیم در ادامه درباره مجموعه «یك وجب خاك» اظهار داشت:این مجموعه به خاطر فضای مفرح و درون مایه كمیكی كه دارد نسل جوان و نوجوان را مجذوب خود كرده اما موضوع دستمالی شده و تكراری است، ایرادهای بسیاری دارد و خیلی منطبق با واقعیات زندگی نیست گرچه رضا بابك سعی دارد فرد متفاوتی باشد و معناگرایی را رواج دهد اما بسیار سطحی است و مدام كارهای خوبی كه انجام می‌دهد در دیالوگ‌ها و رفتارها نشان داده می‌شود و این فرصت را از مخاطب می‌گیرد تا بتواند با تشخیص و درك خود این خوبی‌ها را بگیرد.

وی ادامه داد: اتفاقات و موقعیت‌های كمیك نیز آشنا و قابل حدس هستند و به همین دلیل كودك را بیشتر جذب می‌كند (زیرا كودك كار تكراری و كلیشه‌ای را بیشتر دوست دارد) و به همین دلیل این كار در سطح حركت می‌كند و ساختار ضعیف و اشتباهات كلامی نیز به كار لطمه می‌زند.

او درباره مجموعه تلویزیونی «اغماء» به كارگردانی «سیروس مقدم» نیز گفت: سیروس مقدم ثابت كرده است كه هنوز می‌تواند از موضوعات متوسط هم كاری پرهیجان بسازد و اغماء از نظر محتوا و موضوع كار ملتهبی است و كارگردان با رفتن به سمت وحشت كار را پرتعلیق كرده ولی با وجود این تعلیقات پر انتظار، معنویتی در كار ندیده‌ام كه شاید بعد از این و در قسمتهای بعدی پر رنگ‌تر شود.

وی با بیان اینكه در سریال اغماء فضاها و لوكیشن‌ها محدود است، ادامه داد:ماورایی بودن دكتر پژوهان هنوز در منطق مخاطب باور پذیر نشده و این گونه كارها باید آن قدر قوی باشند كه حتی آدم‌هایی كه اعتقاد هم ندارند، باور كنند زیرا ما باید در درام موضوع باورناپذیر را به راحتی در ذهن مخاطب بنشانیم، بنابراین من در «اغماء» به جز تعلیق ناشی از گونه وحشت هنوز چیز دیگری ندیده‌ام.

فهیم در پایان درباره مجموعه «شكرانه» نیز گفت: شكرانه در واقع یك موضوع مكرر و یكی دیگر از تكرار مكررات است و موضوع آن با «یك وجب خاك» تقریبا مشترك است و هر دو بر موضوع یك قطعه زمین محوریت دارند. اما نكته قابل توجه در این مجموعه حضور یك جوان معتقد است كه رفتارها و اعمالش براساس اعتقاداتش است.

وی اظهار داشت: این كار خیلی خوب پرداخته نشده و كاری تین‌ایجری و حادثه‌ای است و در واقع معنویت و اعتقادات جوان موجب جذابیت نشده بلكه تصاویر و فضاهای مربوط به كشور تاجیكستان جذابیت را بیشتر كرده است.در كارهای مناسبتی و خصوصا ماورایی،محتوا باید باعث و بانی جذابیت باشد و هر چیز دیگری كه به موضوع و محتوا غلبه كند كار را به سمت و سوی دیگری می‌برد.

*كثیریان: برای ساخت سریل مناسبتی باید برنامه‌ریزی كرد

كیوان كثیریان گفت: سیما در چند سال اخیر نسبت به مجموعه‌های تلویزیونی در ماه مبارك رمضان رویكرد ثابتی داشته و یك تركیب ثابت متشكل از كارهای طنز، معنا گرایانه و ماورایی هر سال در مجموعه‌های تلویزیون به چشم می‌خورد.

وی افزود: امسال نیز همان رویكرد و تكرار در این مجموعه‌ها دیده می‌شود به صورتیكه مجموعه «یك وجب خاك» در فضای زیرزمین، «اغماء» در فضای «آخرین گناه» و «او یك فرشته بود» و مجموعه «میوه ممنوعه» در فضای «صاحبدلان» ساخته شده است.

وی در ادامه گفت: این تعیین مواضع و رویكردها از آنجایی كه می‌تواند ذائقه مخاطبان را در ژانرهای مختلف تامین كند خوب است ولی این تكرارها كم كم مخاطب را خسته و او را قادر به حدس موضوع مجموعه‌ها می‌كند. مانند مجموعه‌هایی كه امسال ضعیف‌تر از مجموعه‌های سال گذشته ساخته شده‌اند و سریالهای سال گذشته از فیلمنامه‌های قوی‌تری برخوردار بودند و بازیگران نیز بازیهای قابل قبول‌تری از خود ارائه داده بودند.

وی تصریح كرد: سیما باید برای ساخت اینگونه سریال‌ها كه هرسال در دستور كار قرار دارند برنامه‌ریزی‌های بیشتری داشته باشد و از توانایی های بیشتری برای مجموعه های این چنینی كه بالاترین درصد مخاطب را به خود اختصاص می‌دهند استفاده كند.

وی افزود: اگر ساخت سریال‌ها به همین منوال ادامه پیدا كند، سوژه‌ها محدود می‌شوند و همه كارها شبیه یكدیگر از آب درمی آیند.

*صلح‌جو: برای ساخت مجموعه‌های مناسبتی باید از تكرار فرار كنیم

طهماسب صلح جو گفت: سریال‌های امسال پا به ورطه تكرار گذاشته‌اند؛ مثلا «یك وجب خاك» سعی می‌كند همان دیدگاه و پیام سریال «زیر زمین» را تكرار كند، در صورتی كه كه كشش آن را ندارد، هنوز در مرحله مقدمه چینی است و داستان به اصل ماجرا كشیده نشده است.

وی تصریح كرد: سریال «اغماء» نیز داستانی ماورایی را دستمایه قرار داده است و ارتباط انسان با ماوراء را دست كم گرفته است، در حالی كه «محمدحسین لطیفی» در «صاحبدلان» با ظرافت و لطافت به این داستان پرداخته بود.

صلح‌جو افزود:برنامه‌ریزی‌ها باید به گونه‌ای باشد كه دست كم، داستان سریال‌ها در دو سال پیاپی شبیه یكدیگر از آب درنیایند و مخاطب به سادگی از تماشای این مجموعه‌ها -كه به دلیل شرایط پخش می‌توانند بیننده بسیاری را جلب كنند- نگذرد. امسال رویداد دندان گیری در مجموعه‌های ماه رمضان سیما رخ نداده است و متاسفانه به نظر می‌رسد سازندگان این كارها ، بنا را بر تكرار كارهای موفق سال‌های گذشته قرار داده‌اند.

وی افزود: برخی از سریال‌های سال گذشته از جذابیت بیشتری برخوردار بودند در صورتی‌كه سریال‌های امسال تكراری و نچسب شده‌اند.

این منتقد افزود: در مجموع این سریال‌ها انگیزه‌ای ایجاد نمی‌كنند تا مخاطب برنامه بریزد و برنامه‌ریزی‌های مخاطب تحت هر شرایط به گونه‌ای باشد تا بتواند این مجموعه‌ها را ببیند و آنها را پی‌گیری كند، در صورتی كه در سال گذشته این اتفاق افتاده بود و با پخش سریال‌ها خیابان‌ها خلوت می‌شدند.

*مستغاثی: می‌توان بر اساس احادیث قرآنی سریال‌های جذابی را تولید كرد

سعید مستغاثی در گفت و گو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس گفت: سریال‌های امسال ماه رمضان از لحاظ موضوعی دچار افت فاحشی شده‌اند و اكثرشان از داستان‌هایی برخوردارند كه در سال‌های قبل، بارها تكرار شده‌اند.

وی افزود: اگر به مجموعه‌های مختلف شبكه‌های تلویزیونی در سال‌های گذشته نگاه كنیم، به این نتیجه می‌رسیم كه جذابیت سریال‌هایی مانند «كمكم كن» و «صاحبدلان» خیلی بیشتر از كارهای امسال بود و در حقیقت در كارهای امسال این وجوه جذاب به شكل گذشته وجود ندارد.

این كارشناس سینمایی گفت: با این وجود و از بین كارهایی كه روی آنتن رفته، شاخص‌ترین آنها كه شاید آن را بتوان از مابقی تفكیك كرد، مجموعه «میوه ممنوعه» به كارگردانی حسن فتحی است كه از ساختاری قوی و استوار برخوردار است.

وی در ادامه گفت: سریال «صاحبدلان» در سال گذشته دارای سوژه‌ای بود كه برای اولین بار مطرح می‌شد و اگر این سوژه‌‌ها امسال هم پی‌گیری می‌شد، نتیجه بهتری عاید می‌شد.

وی متذكر شد: قرآن و احادیث قرآنی ما آنقدر جای كار دارند كه می‌توان بر اساس آنها سریال‌های جذابی را تولید كرد.

مستغاثی با انتقاد از عملكرد صدا و سیما تصریح كرد: متاسفانه محیط بسته‌ای در تلویزیون به وجود آمده كه راه ورود افراد باخلاقیت بیشتر را به آنجا می‌بندد و این به ایجاد محیطی بسته با آدم‌های محدود منجر شده و كارها نیز برهمین اساس،به مرور محدود و تكراری شده‌اند.

*اكبرلو: اگر موانع رفع شوند، مجموعه‌های ماندگارتری خواهیم دید

«منوچهر اكبرلو» در گفت‌و‌گو با خبرنگار رادیو،تلویزیون فارس گفت: امسال همچون چند سال گذشته، تلویزیون از این اشتباه كه ماه رمضان نوعی دوره ركود تلویزیون است، خارج شده و می‌كوشد این عادت را در تماشاگران ایجاد كند كه آغاز ماه رمضان همراه با چند مجموعه جدید خواهد بود.

وی مجموعه‌های امسال تلویزیون ماه رمضان را به سه بخش تقسیم كرد و گفت: این مجموعه‌ها را می‌شود به سه دسته تقسیم كرد. ابتدا مجموعه آثار طنز كه به خاطر سختی تولید آن حداقل امسال مجموعه موفقی در این زمینه نداشته‌ایم. نوع دوم، مجموعه‌هایی هستند كه به موضوعات و مشكلات معمول خانواده‌های ایرانی می‌پردازند.

این منتقد افزود: نوع سوم كه محصول نگاه جدید مسئولین سیماست، آثاری است كه به نوعی به ماوراء می‌پردازند و در این گونه آثار كه تقریبا همه آنها مورد استقبال تماشاگر حرفه‌ای تلویزیون قرار می‌گیرد، به مفاهیمی چون مرگ، شیطان و جهان آخرت پرداخته می‌شود.

وی تصریح كرد: این گونه سوژه‌ها، سال‌هاست كه در سینمای جهان، تماشاگر فراوان خود را داشته است و اكنون تلویزیون پرداخت به این سوژه‌ها را آزاد كرده است.

اكبرلو ادامه داد: طبیعی است با گسترش دامنه سوژه‌هایی كه فیلمسازان می‌توانند به سراغ آنها بروند، طیف گسترده و متنوع‌تری جذب تلویزیون خواهند شد.

وی به نمونه‌های عینی این دسته‌بندی اشاره كرد و گفت: از نوع اول، یعنی آثار طنز، «یك وجب خاك» تولید شده است كه به‌طور كامل در مجموعه سریال‌های طنز قرار نمی‌گیرد، بلكه بیشتر لایه‌های نوع دوم یعنی بیان مشكلات خانوادگی را در نظر دارد و موقعیت‌های آن كمدی نیست. در نتیجه، طنزی كه خواسته كارگردان بود كمتر ایجاد می‌شود، بنابراین به نظر من بسیاری از شوخی‌های یوسف تیموری و دایی جذاب در نمی‌آید، چون پیش از آن موقعیت كمیك ایجاد نشده است.

منوچهر اكبرلو در ادامه به فارس گفت: تعداد مجموعه‌های نوع دوم كه به موضوعات خانوادگی می‌پردازند، زیاد است كه همگی آنها با توجه به حضور بازیگران حرفه‌ای برای تماشاگر عادت كرده به تلویزیون، جذاب هستند.

به گفته وی، از نوع سوم كه به موضوعات ماورایی می‌پردازند، می‌توان به اغماء اشاره كرد كه با وجود ضعف‌های زیاد فیلمنامه‌ای - آن هم به دلیل كم‌تجربگی فیلمنامه‌نویسان ما در این گونه عرصه‌ها- از موفقیت نسبی برخوردار است.

اكبرلو در انتها گفت: در هر حال مجموعه‌های تلویزیونی باوجود فضای نه چندان آزاد تولید و اعمال سلیقه‌های مدیران بی‌ثبات، توانسته‌اند به موفقیت نسبی دست یابند، گرچه با رفع این موانع، می‌توانستیم شاهد تولید آثار ماندگارتری باشیم.

*طوسی: مجموعه «میوه ممنوعه» به رئالیسم اجتماعی نزدیك‌تر است

جوادی طوسی نیز گفت: سریال‌های مناسبتی كم كم یك روال یكسان و یكنواخت را دنبال می‌كنند كه بخشی از آن به سیاست‌گذاری‌های خود سازمان صدا و سیما مربوط می‌شود كه اگر با یك برنامه‌ریزی مدون و از پیش تعیین شده نباشد به عقیده من به مرور مخاطب را خسته می‌كند.

وی افزود: علاوه بر آن فشردگی زمان ساخت و تولید این گونه مجموعه‌ها كه می‌بینیم عمدتا هنوز قسمت‌های باقیمانده و انتهایی آنها هنوز در حال فیلمبرداری هستند، قدر مسلم به كیفیت مطلوب اثر لطمه می‌زند. ممكن است سازندگان این مجموعه‌ها در پاسخ بگویند كه ما به عمد این بستر را فراهم می‌كنیم تا عكس‌العمل‌های مخاطبان را بسنجیم و در طول زمان نمایش آن قسمت‌های اولیه مجموعه بتوانیم یك پایان بندی مطلوب را برای این گونه سریال‌های مناسبتی ایجاد كنیم. ولی به عقیده من این ذهنیت همواره نمی‌تواند نتیجه مثبتی را داشته باشد و صرفا از جهاتی می‌تواند حسن ختامی برای بار مضمونی مجموعه ایجاد كند ولی از نظر كیفی و جنبه‌های ساختاری نمی‌تواند گام مثبتی محسوب شود.

وی تصریح كرد:اگر كارگردان و عوامل تولید با فرصت و فراغت كافی نتوانند دستمایه اولیه فیلمنامه اصلی را مرحله به مرحله، بدون كم و كاستی به تصویر بكشانند بیننده شاهد شتاب زدگی اجتناب ناپذیری در كلیت مجموعه خواهد بود. نكته‌ای كه درست در دو مجموعه «شكرانه» و «یك وجب خاك» كاملا قابل رویت است.

وی ادامه داد: ولی در محدوده همین چهار سریال، سریالهای «اغماء» و «میوه ممنوعه» به مراتب از وجوه كیفی و مخاطب شناسی بهتر و مطلوب‌تری برخوردار هستند و عكس‌العمل‌های بیرونی و نظرسنجی‌های خود سازمان صدا و سیما نیز این گفته مرا به اثبات می‌رساند.

وی افزود:این دو سریال از زمینه پذیرش بهتری برخوردار هستند و حتی اگر در این دو مجموعه نیز خود را محدود كنیم به عقیده من سریال «میوه ممنوعه» موفق‌تر است. زیرا با شرایط و طبقه‌‌بندی اجتماعی ما بیشتر پهلو می‌زند.سریالی كه بخواهد صرفا بر اساس مباحث متافیزیكی و ماورایی حركت كند و در برخی قسمت‌ها به یك بیان درونی متمایل شود، با آن مخاطب شناسی انبوه شبكه اول زیاد نمی‌تواند زمینه انطباق داشته باشد.

طوسی تصریح كرد: موفقیت همه جانبه‌ «میوه ممنوعه» از لحاظ تكنیكهای اثر، هماهنگی كارگردان و فیلمبردار و مجموعه بازیگری است.در «میوه ممنوعه» شیوه دیالوگ نویسی، نگارش فیلمنامه، نوع همراهی كارگردان با فیلمنامه‌نویس و شخصیت‌های متفاوت به گونه‌ای است كه انگار ما برخی از این شخصیتها را در دنیای خود می‌شناسیم. این آزمون و خطا در محوریتی كه ما در شخصیت نصیریان می‌بینیم و جاهایی كه از ساحت درونی و معنوی‌اش دوری می‌كند غلو نشده است و تدریجی و مرحله به مرحله صورت گرفته به همین دلیل برای بیننده قابل قبول است و در كنار دو قدمی كفر و یقین لحظه به لحظه این شخصیت ما آدمهای مختلفی را می‌بینیم كه در دنیای روزمره خود غرق هستند و تعامل این دو با هم كنتراست منطقی را ایجاد می‌كند كه می‌تواند با رئالیسم اجتماعی همخوانی داشته باشد و همین دلایل منجر به موفقیت این مجموعه شده است.

وی در ادامه درباره نقاط ضعف مجموعه «اغماء» نیز گفت:نشانه‌های مثبتی در «اغماء» وجود دارد ولی باز هم ما را به یاد مجموعه «او یك فرشته بود» در شكل دیگری می‌اندازد و از برخی جهات نوع مواجه كارگردان با خود فضا و زمینه تخصصی پزشكی با رئالیسم اجتماعی فعلی چندان سنخیتی ندارد.

وی ادامه داد: وقتی ما یك زمینه شغلی را انتخاب می‌كنیم كه ممكن است حساسیت ایجاد كند بدنیست كه شخصیت پردازی برگرفته از واقعیات عینی جامعه باشد و خیلی دور نباشد. زمانیكه به شخصیت محوری دكتر و جنبه‌های مثبت و معنوی او دقت می كنیم ، گاهی از رئالیسم اجتماعی روز به دور می‌شویم. نه بدین معنا كه در جامعه پزشكی ما از این گونه پزشك‌ها وجود ندارند ولی وقتی ما در زندگی یك پزشك سرك بكشیم كه دنیایی عارفانه دارد و از مادیات فاصله می‌گیرد می‌بینیم كه نوعی همسانی بین اعتقادات و رفتار او وجود دارد ولی در مورد دكتر پژوهان ما با ساحت غلو شده‌ای روبرو می‌شویم كه در خلوت خود با خدا و معبود خود ارتباط دارد ولی یكدفعه در مواجهه با شخصیت الیاس بدون هیچ تحقیق و مطالعه‌ای سریع او را می‌پذیرد و به خاطر حرف‌های او از بسیاری از اعتقادتش كه برای رسیدن به آنها سالها زمان گذاشته به راحتی می‌گذرد.

*سلطان محمدی: سریال‌های سال‌های گذشته بهتر بودند

حسین سلطان محمدی گفت: در سال‌های گذشته از میان4 سریال، 3 سریال قابل قبول و تامل بود، در حالی كه امسال این‌گونه نیست. مثلا مجموعه «یك وجب خاك» به شدت لجام گسیخته و از هم پاشیده است و با توجه به عبارتی كه در آن آقای رضا بابك گفت: «مگر قصه نوشتن برای كودكان نان دارد؟»، به نظر می‌آید آقای عبدالعلی‌زاده كارگردان این مجموعه نیز كه قبلا در حیطه سینمای كودك فعالیت می‌كرد و حالا به سمت سریال‌سازی آمده‌، متاسفانه آزمایش خوبی در سریال‌سازی پس نداده است.

وی افزود: «یك وجب خاك» تكرار مجموعه «زیرزمین» است و در آن شخصیت‌های ابوالفضل پورعرب، رامتین خداپناهی و ... هر كدام به شیوه خود به خلاقیت و ابتكار می‌پردازند و هیچ مسیری آنها را به یكدیگر پیوند نمی‌زند. همان خانه سنتی به همراه مجموعه‌ای از آدم‌های ابله در این مجموعه پشت سر هم چیده شده‌اند و كل شخصیت‌های داستان بر بلاهتی استوار شده‌اند و پیش می‌روند.

وی در ادامه گفت: داستان هم تمام شده ولی دور باطل می‌زند و كارگردان در هر دور، پیچی بر ماجرا می‌افكند تا برای مخاطب - آن هم بدون هیچ منطقی- قابل پیگیری باشد. مثلا شخصیت برزو ارجمند با توجه به تحصیلكرده بودنش احمق جلوه می‌كند و دختر خانواده علی‌رغم زندگی در آن محیط سنتی، به هیچ وجه شبیه آنها نیست و خواسته‌هایش نیز با طبقه اجتماعی كه در آن زندگی می‌كند، همخوانی ندارد.

وی در ادامه درباره سریال «اغماء» نیز گفت: اوایل این مجموعه خیلی خوب نبود ولی بعدا بهتر شد و باید ببینیم سیروس مقدم داستان را چگونه جمع می‌كند. این مجموعه را از خیلی جهات به «او یك فرشته بود» شبیه دانسته‌اند ولی در آن سریال یك روحانی بود كه گاهی اوقات با ورودش موانعی برای لجام گسیختگی شیطان فراهم می‌كرد و ورود شیطان را مهار می‌كرد، اما در اغماء، این عنصر وجود ندارد و باید دید كه عوامل اندك مثبت در این سریال چگونه می‌توانند از پس این همه شخصیت‌های شیطانی برآیند كه از جمله آنها می‌توان به شخصیت دكتر بردیا اشاره كرد كه در ظاهر مثبت است اما گریم و طراحی چهره او این بعد را كمرنگ كرده و طراحی گریم او با كاراكتری كه از او دیده می‌شود، همخوانی ندارد.

سلطان محمدی تصریح كرد: «اغماء» تلنگری را كه مجموعه‌های مذهبی می‌زنند، وارد كرده اما داستان آن دیگر كشش ادامه تا 30 قسمت را ندارد و برای كش آمدن هر قسمت پای مریض جدیدی به مجموعه وارد می‌شود اما سیروس مقدم به خوبی توانسته شیطان را دراین مجموعه پرورش داده و به آن بپردازد.

وی با بیان اینكه مجموعه «شكرانه» طراحی چهره ندارد، گفت: مثلا پوریا پورسرخ چند شب پیش در برنامه جنگ رمضان حضور داشت و قیافه او فرقی با چهره‌اش در سریال نداشت. اینها نشان می‌دهد كه چهره‌ای كه برای شخصیت حامد در سریال شكرانه مناسب باشد انتخاب نشده است. همچنین روایت‌های آن زیاد منسجم نیست و مخاطب را جذب نمی‌كند.

او در ادامه درباره سریال «میوه ممنوعه» نیز گفت: داستان اصلی‌ این مجموعه چند سال پیش در فیلم سینمایی «مارال» تكرار شده است با این تفاوت، ماهیت تجارت حاجی‌فتوحی مشخص نیست و اصلا به فعالیت او اشاره‌ای نمی‌شود كه چطور توانسته این همه ثروت را جمع كند.

وی افزود: در «میوه ممنوعه» همه شخصیت‌ها به خوبی چیده شده‌اند و به مدد حضور «علیرضا نادری» دیالوگ‌های خوبی تنظیم شده است، در حالی كه این سریال هم به دور افتاده و ماجراهای آن مدام تكرار می‌شوند.

وی با بیان اینكه پختگی «حسن فتحی» در این سریال بیشتر دیده می‌شود، گفت: چندی پیش جایی به نقل از او خواندم كه «با ساخت این سریال ثابت كردم كه فقط تاریخی ساز نیستم». نمی‌دانم این كار را برای ثابت كردن به چه كسی انجام داده است! زیرا همه او را به عنوان یك كارگردان مطرح و حرفه‌ای می‌شناسند كه آثاری چون «مدار صفردرجه» را خلق كرده است و نیازی به استفاده از این واژه‌ها ندارد.

*حاجی‌مشهدی: روند تولید مجموعه‌های مناسبتی باید تغییر كند

عزیز‌الله حاجی مشهدی گفت: در تحلیل نهایی، به ویژه در ارزیابی میزان اثرگذاری و ثمربخشی تولیدات مناسبتی، به این واقعیت تلخ پی می‌بریم كه به دلیل چرخه نامتعال این نوع تولیدات _ كه عموما با نوعی شتابزدگی و سهل‌انگاری‌ها و آسان‌پسند‌ی‌هایی همراه می‌شود _ نتیجه‌كار به تولید آثار متوسط و ضعیف منجر می‌شود.

وی افزود: در ساخت مجموعه‌های مناسبتی، گاه سازندگان، ناخواسته به نوعی كلیشه‌سازی مكرر تشویق می‌شوند، چرا كه می‌خواهند خاطره‌ خوش موفقیت نسبی برخی بازیگران را در بعضی از مجموعه‌های موفق سال‌های گذشته، تكرار كنند، اما در عمل، ممكن است، تكرار برخی همجواری‌ بازیگران، به دلیل قرار گرفتن در فضا و بافت داستان پردازانه‌‌تازه‌، با موفقیت همراه نشود و به شكست یك مجموعه منجر شود.

وی با بیان اینكه در ماه رمضان امسال نیز، شاهد پخش چهار مجموعه‌ تلویزیونی متفاوت با نام‌های «اغماء»، «یك وجب خاك»، «شكرانه» و «میوه‌ ممنوعه» هستیم، كه البته به طور طبیعی هر یك از آنان، به لحاظ نوع پرداخت و كیفیت هنری اثر، با یكدیگر تفاوت‌های محسوسی داشته و در درجات مختلفی از ارزیابی قرار می‌گیرند تصریح كرد: «شكرانه»، می‌توانست بهتر از آنچه كه هست باشد، و در مجموع كار سرگرم‌كننده و متوسطی است كه البته بیننده‌های خاص خودش را هم دارد و به ویژه به دلیل تنوع مكانی و كار در خارج از مرزها، وجهه‌ خاصی به این مجموعه داده است.

وی ادامه داد: مجموعه «یك وجب خاك»، با شباهت‌های بسیاری كه به لحاظ فضاسازی كار و به كارگیری بازیگران و همجواری آنان در كنار هم دارد (ابوالفضل پورعرب و رامتین خداپناهی و ...) به فضای مجموعه‌ «زیرزمین» خیلی نزدیك شده است و از میان این مجموعه‌ها، دو كار «میوه‌ ممنوعه» ساخته حسن فتحی و «اغماء»ساخته‌ سیروس مقدم بسیار حرفه‌ای‌تر و جذاب‌تر به نظر می‌رسند.

حاجی مشهدی اظهار داشت: مجموعه «اغماء» به دلیل تكیه بر برخی مبانی علمی و پزشكی، از یك طرف و پا در میانی «شیطان» در هیاتی انسانی و با ظاهری موجه و كمی تا قسمتی عارف مسلك به معنای اوج فریبندگی به لحاظ نوع تظاهر و تاثیرگذاری بر انسان‌ها، از طرف دیگر، جذابیت ویژه‌ای به كار داده است كه بخش عمده‌ای از این جذابیت را باید به حساب نوع بیان و لحن غیركلیشه‌ای چنین اثری گذاشت. دكتر پژوهان (امین تارخ) در هیاتی كاملا تازه، حضوری پر رنگ در مجموعه دارد و این مجموعه اگر به ورطه‌ تكرار فضاها و حادثه‌های مشابه را در موقعیت‌های مكرر و آشنا، نشان دادن نیافتد، كار قابل قبولی به حساب می‌آید.

وی افزود: سریال «میوه ممنوعه» ساخته‌ حسن فتحی كه در سالهای اخیر مجموعه‌ تلویزیونی «شب دهم» او، از كارهای به یاد ماندنی تلویزیونی ماست از دیگر مجموعه‌های قابل اعتنایی است كه در مقایسه با مجموعه‌های دیگر امسال، با اقبال خوب تماشاگران رو به رو شده است.همجواری بازیگرانی چون علی نصیریان در نقش حاج فتوحی و گوهر خیراندیش در نقش همسر حاجی فتوحی و «هانیه توسلی» در نقش «هستی» بسیار گرم و گیرا از كار در آمده است.

او در ادامه گفت:بازی هوشمندانه و كاملا حسی و در عین حال لحظه به لحظه كنترل شده‌ «نصیریان» در جای جای مجموعه، نشان می دهد كه چنین بازیگرانی به ویژه با تكیه بر پشتوانه‌های تجربه‌ بازیگری در تئاتر به خوبی می‌توانند، در هر صحنه از فیلم، متناسب با حال و هوای اثر، حس و حال‌های متفاوتی را _ شاد یا ناشاد _ به خوبی به تماشاگر مجموعه، انتقال دهند و بر میزان اثرگذاری مجموعه، بیافزایند.

وی در پایان گفت: در مجموع می‌توان برآیند تلاش‌های مجموعه سازمان صدا و سیما را در ماه رمضان امسال مثبت ارزیابی كرد و شاید دست كم یكی دو مجموعه‌اش «اغماء و میوه‌ ممنوعه» از كارهای سال گذشته نیز كیفی‌تر به نظر برسند، اما تردیدی نباید داشت كه روند تولید چنین مجموعه‌هایی _ كه به لحاظ تقویمی، با رویدادهای مشخص و ثابت و تغییر ناپذیری در آنها سر و كار داریم _ به طور جدی باید تغییر كند تا كارها فارغ از هرگونه فشار و دغدغه‌‌فكری ناشی از شتابزدگی در تولید، آماده‌پخش شود.

*عبدالعلی‌زاده: رسانه ملی باید بتواند مسائل روز را با جسارت بیشتری مطرح كند

اكبر عبدالعلی زاده در گفت و گو با فارس گفت: تولیدات تلویزیون در سالهای اخیر از یك جهت سیرتكاملی و مسیر قابل اعتنایی را سپری می‌كند و از جهاتی هم ما خطاهای گذشته را مشاهده می‌كنیم.

وی افزود: امسال در این مجموعه‌ها تنوع‌گونه و ساختار قابل مشاهده است كه نتیجه تجربه سالهای گذشته و استقبال مخاطبان از این تولیدات است.اما در ساختار شاهد نوسانات زیادی هستیم. مثلا در گونه كمدی، سال گذشته اثر درخوری داشتیم و استقبال زیادی از آن شد و به بهترین مجموعه تبدیل شد ولی امسال در گونه كمدی اثر قابل اعتنایی عرضه نشده و در حد سرگرمی گذرایی با آن برخورد شده و نتیجه آن چنان مطلوبی در این ژانر نمی‌بینیم در صورتیكه مخاطب انتظار دارد كه آن موفقیتهای سال قبل پله‌ای باشد برای حركت رو به رشد در سالهای بعدی.

وی در ادامه گفت: گونه‌هایی كه شكل ماورایی دارند نیز به همین گونه است و ساختار درام و شخصیت‌پردازی و ارائه موضوع و مضمون و گونه پرداخت خیر و شر در سالهای قبل تجربه‌ قابل قبول‌تری بود. امسال گرچه مجموعه «اغماء» رضایت بخشی از مخاطبان را تامین كرد اما نتیجه سیر تكاملی نداشت.

وی تصریح كرد: آنچه كه بیش از همه در جهات مختلف قابل توجه است مجموعه «میوه ممنوعه» است. چون علاوه بر مضمون جسارت آمیز، كاربردهای اجتماعی روز آمدی دارد و توانسته مخاطب را با خود همراه كند و سعی كرده شخصیتها را سیاه و سفید عرضه نكند.

به گفته وی مجموعه «میوه ممنوعه» نتیجه یك مدیریت و ساختار نظام مند از سوی سیما نیست بلكه حاصل گروه تولید این مجموعه است و گروه تولید این مجموعه به لحاظ تعهد و اهمیتی كه كیفیت برایشان دارد به نتیجه رسیده‌اند. گرچه اگر مدیریت بستر‌های مناسب را ایجاد نكند، همان نتیجه شخصی و گروهی نیز بدست نمی‌آید.

عبدالعلی‌زاده ادامه داد: رسانه ملی باید بتواند مسائل روز را با جسارت بیشتری مطرح كند. متاسفانه این مجموعه با عوامل در خور و قابل توجهی كه دارد در روزهای نخست مورد اعتماد واقع نشد و از سوی رسانه‌ها با كمی غرض‌ورزی روبرو شد.

وی در ادامه درباره مجموعه «یك وجب خاك» نیز گفت: تولید «یك وجب خاك» برآیند ایده‌آلی نیست و روی محور برخی از بازیگران می‌چرخد و برخی از مخاطبان به دلیل حضور آنها سریال را دنبال می‌كنند.

این منتقد درباره مجموعه «اغماء» معتقد است: ما در این مجموعه از دیدگاه اسلامی نسبت به خیر و شر دور می‌شویم و این اتفاق در مجموعه «او یك فرشته بود» نیزافتاد. حضور شیطان به صورت مجسم و تاثیر آن به این شكل بر افراد خیلی منطبق با دیدگاههای اسلامی نیست .

وی در پایان درباره مجموعه «شكرانه» گفت: این مجموعه با توجه به امكاناتی كه در اختیار داشت فرصت سوزی كرد چون ما نه روایت قابل اعتنایی در آن می‌بینیم و نه اتفاق معنایی به مفهوم آنچه كه در سریالهای مناسبی دیده می‌شود.سفر به تاجیكستان نیز كاربردی در جذب مخاطبان نداشت.

*گبرلو: به جسارت و شهامت تولیدكنندگان «میوه ممنوعه» باید آفرین گفت

محمود گبرلو گفت: حكایت كهن شیخ صنعان و دخترترسا حكایتی بارها آزموده و امتحان پس داده در عرصه هنرهای نمایشی است. آنگونه كه در سالهای اخیر نمونه های متعددی فیلم، نمایش و مجموعه تلویزیون با الهام از درون مایه «عشق پیرانه سر» ساخته شده كه برخی میان مایه و برخی موفق‌تر بوده‌اند. «مارال» با مضمونی درام و «دنیا» با حال و هوای كمیك از جمله نمونه‌های مطرح‌تر محسوب می‌شوند.

وی افزود: حقیقت این است كه این حكایت بیش از این كه داستانی عاشقانه باشد نمایانگر سستی ایمان و لغزش‌هایی است كه ممكن است به قیمت از دست رفتن سال‌ها زهد و عبادت و ریاضت منجر شود و همچنان كه شعر ترانه آخر مجموعه «میوه ممنوعه» می‌گوید: هفت سال عبادت یك شبه به باد می‌رود. اما رویكرد این مجموعه در واقع ملغمه‌ای از وجود انبوه مشكلات روانشناختی و شخصیتی كه بیش از آنكه ناشی از مثلاً پیش زمینه سنتی و مذهبی و هوس‌های پیرانه سر یك فرد شناخته شده به ایمان و اعمال نیك باشد به سوءتفاهم‌های اجتماعی و بعضاً خانوادگی یا حب و بغض‌های معمول باز می‌گردد.

وی در ادامه گفت: مجموعه «میوه ممنوعه» در نگاه كلی نقبی است به جامعه معاصر ایران با همه معضلاتی كه با آن دست و پنجه نرم می‌كند. بیننده اثر انگار لرزندگی خود یا اطرافیان و دوستان و بستگانش را در آن می‌بیند.«میوه ممنوعه» به لذاتی در زندگی انسان اشاره دارد كه از سوی خدا ممنوعه اعلام شده و این ممنوعیت بدل به سنگ محك ایمان آدم‌ها شده است. هبوط آدم به زمین ناشی از سستی ایمان و وسوسه شیطان بود. در صحنه‌ای از مجموعه، حاجی پس از وداع با هستی سیبی را به دست می‌گیرد و قصد خوردن آن را دارد كه تمثیلی است از میوه ممنوعه و سیب سرخ حوا.

وی تصریح كرد: داستانك‌های متعددی چون ازدواج بدون رضایت پدر و مادر، عاق والدین، كتك كاری زن و شوهری، اختلافات خانوادگی، اختلاف سلیقه‌ها و عدم تحمل یكدیگر، بخل و حسد، فساد اقتصادی، تمارض، سوءاستفاده از ایثارگران و جانبازان، سطحی‌نگری در برخی امور اقتصادی، فرصت طلبی و انباشتگی ثروت توسط زالوها، دشمنی در حد ارتكاب قتل و غارت اموال جلوی چشم قانون و دیگران،شكست حرمت‌ها و داغ حرمان و فقدان و انتقام و ... همگی مضامین فرعی مجموعه را تشكیل می‌دهند. تازه از قسمت‌های میانی است كه عشق حاج یونس فتوحی به دختر شریكش به نوعی سایر داستانك‌ها را تحت الشعاع قرار می‌دهد، ‌هر چند پیامدهای این چرخش دراماتیك در سایر اجزا و پیرنگ‌ها تاثیر خود را می‌گذارد.

گبرلو در ادامه گفت: نخست باید گفت چنین قصه‌ای برای رسیدن به چنین عشقی (یا هوس یا دام یا هر اسم دیگری كه می‌شود برایش گذاشت) به دلایل متعدد درست و دراماتیك طرح ریزی نشده و به نظر می‌رسد لازم بود قدری بیشتر روی رابطه حاج یونس و هستی شایگان كار می‌شد تا این برون ریزی احساسات ناباورانه جلوه نكند چون به رغم تلاش‌های بازیگر چنین روند سریعی برای از كف دادن ایمان 70 ساله طبیعی جلوه نمی‌كند. یعنی آیا زمینه‌ای وجود داشته تا حاج یونس با آمادگی قبلی وارد این دام شده باشد؟ نكته دیگر اینكه ایمان ((با حرف و سخن پدید نمی‌آید كه با غمزه‌ای به یغما برود)) باید در مسیر درام این استحاله – خواه مثبت خواه منفی – را باورپذیر از كار درآورد. چرا كه باورپذیری پلی است میان تماشاگر و اثر هنری.

وی افزود: در حالت فعلی، تماشاگر بیشتر همچون یك قرارداد می‌پذیرد كه حاجی عاشق شده و نه در اثر تاثیر و تاثر حسی و دراماتیك.

اما جدا از این «میوه ممنوعه» فیلمنامه حساب شده‌ای دارد و اجزای آن، هر چند پیچیده و متعدد به دقت چیده شده‌اند(برخلاف یكی دو تا دیگر از مجموعه‌های ماه رمضان كه واقعاً فاقد قصه‌ای جذاب و طرحی صحیح بودند) شخصیت‌ها، حوادث و روابط متقابل آدم‌ها در محدوده‌ای طراحی شده‌اند كه كش مكش‌ها، پیرنگ‌ها و داستان كلی را سرپا نگاه می‌دارند.

گبرلو اضافه كرد: مهمترین دستاورد حسن فتحی، جدا از جذابیت‌های نمایش، بازی‌های قوی و قدرت دراماتیك و تطابق روح قصه با زندگی روزمره آدم‌های واقعی همین جامعه است.

وی تصریح كرد: مهمترین شخصیت‌ها، حاجی یونس، هستی، فرزاد، جلال و قدسی هستند كه دایره درام اثر را شكل می‌دهند و همچنان كه گفتیم درگیری‌های آدم‌ها با آن پس زمینه‌ها از آنجا كه با روح واقع گرای اثر همخون است با تماشاگر ارتباط برقرار می‌كند و بیدار كردن آدم‌هایی است كه با شروع انقلاب اسلامی تدین را پیشه كردند و هر لحظه ممكن است به غفلت بیافتند و خود بی‌خبرند و یا آگاهانه به این سو غلطیده‌اند، آدم‌هایی كه مردم نسبت به آنان حساسیت‌هایی دارند و شاید هم نمونه‌های آن را به چشم دیده‌اند و جز حرص خوردن كار دیگری نمی‌توانند بكنند. از این جهت باید قدردان فتحی بود و به جسارت و شهامت تولیدكنندگان این اثر آفرین گفت.

منبع : خبرگزاری فارس

 

UserName