• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2414
  • دوشنبه 1386/7/23
  • تاريخ :

ریاضت برای خلق شیطان

اغما

در میان مجموعه‌هایی كه امسال به مناسبت ماه مبارك رمضان پخش شد، اغماء مجموعه‌ای بود كه بیش از همه بازخورد و جنجال و اعتراض مخاطبان را در پی داشت.

بخشی از این بازخورد‌ها و انتقادها مربوط به سوژه و مضمون حساسیت‌برانگیز آن می‌شد و بخشی هم به خاطر تعجیل در رساندن كار به آنتن و در رفتن بعضی جزئیات از دست عوامل بود.

 گرچه سیروس مقدم این اعتراض‌ها را بر كار وارد نمی‌داند و چنین شرایطی را برای كار كاملاً مطلوب و دلپذیر توصیف می‌كند! با او در پشت صحنه سریال قرار مصاحبه‌ای گذاشته بودیم كه به خاطر همین شرایط مطلوب ساعت‌ها منتظر فرصتی برای گفت‌وگو شدیم ولی در نهایت گفت‌وگوی دست و پا شكسته ما روز بعد در دفتر مونتاژ پی گرفته شد كه البته باز هم از تذكر وقت و بی‌وقت دستیارش مبنی ‌بر فشردگی وقت در امان نبود.

به هر حال این ماحصل مصاحبه ما با سیروس مقدم است كه از نظر می‌گذرانید.

• آقای مقدم مگر با طرح این موضوع سعی ندارید به مخاطبان‌تان بگویید شیطان به نامحسوس‌ترین شكل ممكن به انسان نزدیك می‌شود؟

چرا، همین‌طور است. مگر در اغما غیر از این دیدیم ؟

• اما این شاخصه‌هایی كه شما برای الیاس در نظر گرفتید خیلی توی ذوق می‌زند. مثلا فشار آوردن به شقیقه‌اش به جای استفاده از گوشی تلفن، جان به سر كردن پرنده و گربه، پیشگویی. این شیطان است یا مرد عنكبوتی؟

خب من فكر می‌كنم اگر این بعد نمایشی را از كاراكتر الیاس حذف می‌كردیم آن وقت با یك ملودرام خانوادگی روبه‌رو بودیم.

• چه اشكالی دارد؟ مگر مجموعه «او یك فرشته بود» همین‌طور نبود. اتفاقا اواخر مجموعه كه معلوم شد شیطان بوده همه باور كردند و ترس برشان داشت كه نكند زندگی خودشان هم دستخوش همین بلا شده. اما این تصویری كه شما از شیطان ارائه دادید باعث می‌شود كسی فكر نزدیك شدن شیطان به خودش را هم نكند.

البته در این رابطه باید با نویسنده صحبت بكنید. به هر حال ما از همان پلان اولی كه الیاس وارد كار شد تاكید داشتیم بگوییم كه این موجود ماورائی است كه از قدرت‌های خاصی برخوردار است و یك آدم عادی نیست.

• یعنی شیطان در زندگی همه ما آنقدر غیرعادی حلول می‌كند؟

نظر من همان بود كه گفتم. نمی‌خواستیم كار تبدیل به یك ملودرام خانوادگی بشود. در ضمن من فكر نمی‌كنم هویت الیاس تا قبل از قسمت پانزدهم لو رفته باشد. تنها چیزی همه حدس می‌زدند این بود كه یك آدم عادی نیست. بعضی‌ها حتی تصورشان این بود كه فرشته است یا روح یك آدم خوب كه به نجات دكتر پژوهان آمده تا از بحران خلاصش كند.

• پرداخت شخصیت دكتر پژوهان هم پرداخت روشنی نیست. با تعریفی كه از این شخصیت در آغاز كار ارائه شد این همه نوسان به خاطر مرگ همسرش قابل توجیه نیست.

در روز اولی كه من و آقای تارخ نشستیم كه درباره نقش صحبت كنیم راجع به این كاراكتر به یك توافقی رسیدیم و آن قائل شدن یك كودك‌صفتی برای او بود. گفتیم پژوهان 50 و چند ساله است با این خانواده و این شناسنامه،  اما با یك  روحیه كودكانه و این ویژگی لازم بود تا پژوهان را فریفته و شیفته الیاس بكنیم تا به واسطه مجذوب شدن به الیاس دست به رفتارهای عجیبی بزند كه از پژوهان منطقی با آن وجهه اجتماعی بعید باشد.

 اگر قرار بود پژوهان خیلی اهل منطق و دو دو تا چهارتا باشد بله، قطعاً چنین اتفاقی بعید بود و این احساسات در رفتارهای او با بقیه در برخی از جاها دیده می‌شد، مثلا جایی كه به پرستار اعتراض می‌كند كه چرا دست این بیمار را بستید كه نشان می‌دهد این موضوع ناراحتش می‌كند. پس اگر از این  زاویه به قضیه نگاه كنید و این كودك‌صفتی را برای او قائل باشید این رفتارها قابل توجیه می‌شوند.

• دكتر بردیا چطور؟ او هم رفتاری متناسب با شخصیت اجتماعی‌اش ندارد. یك پزشك است اما تنها كاری كه نمی‌كند انجام وظایف حرفه‌ای است. دائم در حال پیگیری مسائل شخصی دیگر و حرف‌های خاله‌زنكی است!

اتفاقاً قرار است دكتر بردیا را به عنوان گره‌گشای قصه ببینیم، پس او آدمی است كه باید كنجكاوی بكند و این رفتارها از روی فضولی نیست، بلكه به خاطر تعلق خاطری است كه نسبت به دكتر پژوهان دارد. او سعی دارد علت سقوط شخصیتی را بفهمد كه برایش مثل یك بت  مورد احترام بوده و می‌خواهد ببیند چه بر سر این آدم آمده. پس خاله‌زنك نیست، كنجكاو است!

• فكر نمی‌كنید تمام این مسائل از آماده نبودن متن در شروع و رسیدن به یك نتیجه‌گیری قبل از آغاز فیلمبرداری نشأت بگیرد؟

ما برای آغاز كار متن كامل را در دست نداشتیم اما یك سیناپس50صفحه‌ای داشتیم كه خط قصه در آن مشخص بود و می‌دانستیم كه موضوع از چه قرار است. ضمناً حدود 8– 7 قسمت نوشته شده بود كه2 قسمت آن همان‌طور جلوی دوربین رفت و بقیه هم توسط آقای افخمی بازنویسی شد. اما با این حال من فكر نمی‌كنم بیننده در ساختار كار شتابزدگی، بی‌دقتی و شلختگی دیده باشد.

• شاید در دكوپاژ و فیلمبرداری و تنوع لوكیشن این شتابزدگی احساس نشود، اما تا حدودی به متن و بازی‌ها لطمه زده است.

مطمئن باشید اگر ما متن خوبی نداشتیم و در این باره با  چالشی روبه‌رو بودیم در فضاسازی و ساختار و كارگردانی هم خودش را نشان می‌داد ولی اگر اینها قابل قبول است دلیلش این بوده كه قصه به من این اجازه را داده تا خوب تعریفش كنم. در مورد بازی هم ممكن است مثالی بیاورید؟

• مثلاً آقای كمیلی.

چرا؟ اتفاقاً من فكر می‌كنم از پس نقش خوب برآمده، به دلیل اینكه نقش الیاس یكی از پیچیده‌ترین و سخت‌ترین نقش‌هایی بوده كه ما در تلویزیون و سینما شاهد بودیم و ایفای آن كار راحتی نیست.

• در مورد نقش بله. اما منظور من بازی بازیگر بود. اتفاقاً شاید به همین دلیل پیچیدگی،  این شخصیت درنیامده و ما بیشتر به مدد المان‌های بیرونی مثل دود و اعوجاج تصویر و... كه مربوط به بخش جلوه‌های ویژه است تا حدودی آن را درك می‌كنیم، نه بازیگر. ضمن اینكه گریم او هم خیلی هول هولكی و بی‌معنی است. به طور مثال فرزاد با موهای پركلاغی و ابروی بور قرار است چه چیزی را تداعی كند؟

تست گریم قبل از شروع كار زده شده و طراحی‌ها در طول كار انجام نشده كه هول هولكی باشد. حالا ممكن است از جایی كه فرزاد وارد قصه می‌شود ریش‌های الیاس مصنوعی باشد و این لو برود اما گریم كار در كل خوب بوده، آقای اسكندری خیلی زحمت كشیدند و من از كارشان كاملاً راضی هستم!

• تا به حال این چنین با فشردگی وقت برای ساخت كاری روبه‌رو بودید؟

نه. اولین بار است. البته در مورد متن، ما نرگس را هم با 30 قسمت متن شروع به فیلمبرداری كردیم اما به این شكل با كمبود وقت مواجه نبودیم. با این حال كار از این جهت هم جذابیت‌های خودش را دارد و من خیلی فشار احساس نكردم و با خیال راحت كارم را انجام دادم و هیچ ایرادی را از بابت فشردگی وقت نداشتم.

• طوری حرف می‌زنید كه ممكن است دیگران هم به كار كردن در چنین شرایطی تشویق بشوند!

ببینید، من از این جهت می‌گویم این شرایط برای ما یك حسن بوده كه در آن از قاعده رج زدن استفاده نكردیم. رج زدن به لحاظ تداوم حسی بازیگر كار سختی است، اما چون ما مجبور بودیم صحنه‌ها را به همان ترتیب كه در قصه است جلوی دوربین ببریم بازیگر همگام با نقش پیش رفته و در واقع با آن زندگی كرده و تاثیر آن به نظر در كار خوب بوده است.

• اما از طرفی هم باعث تعجیل در كار كارگردان و بازیگر و همین‌طور خستگی گروه می‌شود و تاثیر این هم در كار كم نیست!

بله، به این شكل كار كردن در واقع نوعی ریاضت است اما تجربه جذابی است و من خوشحالم توانستم كاری را كارگردانی كنم كه در آن تداوم حسی بازیگر و همین‌طور خودم و باقی عوامل در آن حفظ شود و جلو بروم.

• اعتراض‌هایی كه بعضاً از سوی برخی از پزشكان و پرستاران به مسائل مربوط به رفتارهای حرفه‌ای شخصیت‌ها شده به چه علت بود. مگر مشاور پزشكی ندارید؟

بله. اولین اعتراضی كه از سوی سازمان نظام پرستاری شد را خود سازمان با صدور جوابیه‌ای به آقای ضرغامی اعلام كردند كه اعتراض صورت گرفته نقطه نظرات شخصی یك نفر در روابط عمومی سازمان بوده و وزیر بهداشت این فرد را تنبیه اداری خواهد كرد. به هر حال هر كاری یك عده موافق و مخالف دارد.

 اتفاقاً خیلی از پزشكان هم هستند كه طرفدار مجموعه‌اند به این دلیل كه معتقدند ما به مستندات وفادار بودیم و روابط و مسائل تخصصی آنها را درست مطرح كردیم. ما از 2 نفر مشاور پزشكی بهره بردیم و خوشبختانه معتقدم كه كار ما نسبت به خیلی از كارهای دیگر در این مورد كمترین اشتباه را داشته.

• این تصاویری كه مربوط به الهام‌های شیطان از غیب است به چه صورت فیلمبرداری شده؟

همه جلوی دوربین اتفاق افتاده. در كامپیوتر فقط با سرعت بازی كردیم.

منبع  : همشهری

مطالب مرتبط :

"شیطان تلویزیون" دست "ابلیس" را از پشت بسته است

نیروی اهریمنی‌ شیطان

شیطان مجسم را با تحقیق تصویر كردیم

گزارشی از پشت صحنه سریال اغماء

«لازم نبود شیطان در«اغما» به صورت انسان دیده شود»

 

UserName