• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 3438
  • سه شنبه 1382/10/16
  • تاريخ :

مصاحبه با نیكبخت واحدی (2)

بحثی هست كه می گویند تیم ملی تحت الشعاع دایی است به نظر شما این درست است؟

به صراحت می توان گفت دایی تمام افتخارات را كسب كرده و تنها بازیكن ایرانی است كه نمی شود از او ایرادی گرفت. سی و چهار سال سن دارد اما هنوز با همان انگیزه سالهای اول فوتبالش بازی می كند. دنیا تیم ایران را با علی دایی و خداداد عزیزی می شناسند و هر كجا می رویم سراغ دایی و خداداد را می گیرند. مخصوصاً خداداد چون در تیم ملی هم حضور ندارد!

زمانی با خداد همبازی بودیم چرا الان خداداد آچار فرانسه دیگر تیم ملی نیست؟

خداداد هنوز هم آچار فرانسه است. او اگر اراده كند باز بهترین بازیكن آسیا می شود به نظر من خداداد فوتبال زده شده اما با این حال او هر وقت اراده كند از خط دفاعی همه تیم ها می گذرد! به جرات می توانم بگویم خداداد تنها بازیكنی است كه در زمین با توپ هر كاری كه دلش بخواهد می تواند انجام بدهد.

و نیكبخت چطور؟ او هم مثل خداداد فوتبال زده شده یا مثل دایی هنوز با همان انگیزه اولیه فوتبال بازی می كند؟

نه . من فوتبال زده نشده ام.

پس چرا دیگر آن بازیكن سابق نیستی و " شكم سیر" بازی می كنی؟

اتفاقاً بهتر از قبل هم هستم. منتهی چون كمتر توی زمین می دوم فكر می كنید ضعیف بازی می كنم من هنوز هم برای بهتر بازی كردن تلاش می كنم من فقط سعی می كنم حرفه ای بازی كنم و از دویدن هرز بپرهیزم. اولین روزها كه به استقلال آمده بودم توپ را از جلو دروازه خودمان برمی داشتم و پا به توپ تا روی خط دروازه حریف می رفتم و بعد سانتری می كردم كه نتیجه نمی داد و همان توپ می شد ضد حمله برای حریف. اما حالا موقعی می دوم كه به نفع تیم باشد. یعنی در واقع اصولی و حرفه ای بازی كنم. تمام زندگی ام را مدیون فوتبال هستم مگر می توانم " شكم سیر" بازی كنم!

اما فوتبال حرفه ای كه ما در اروپا می بینیم خیلی زیبا، روان و متحرك است در حالی كه تو با دویدن كم، بازی خودت را به حالت " ایستا" درآورده ای و آن پویایی، طراوت و تحرك را از فوتبالت گرفته ای و دیگر زیبا بازی نمی كنی یعنی درست بر خلاف فوتبال حرفه ای دنیا كه بازیهای زیبایی دارند؟

خب بله وقتی فقط من یك نفر هستم شیوه بازی من غلط به نظر می رسد اما اگر ده بازیكن مثل من باشد آن وقت رئال مادرید را هم شكست می دهیم!

و با این حال علیرضا نیكبخت واحدی باید بهتر از این باشد. بازیكنی كه در سن 18 سالگی به تیم ملی دعوت می شود و به تیم بزرگ استقلال می آید و فیكس می شود یعنی قابلیت های بالایی دارد و با این حساب تو می توانی هم زیبا بازی كنی هم بازی ات درخدمت تیم باشد طوری كه همه از تماشای بازی علیرضا مثل سابق لذت ببرند!

قبول دارم و اعتراف می كنم كه یك ذره دارم كم كاری می كنم. نه در استقلال بلكه برای خودم كم كارمی كنم نمی توانم سر خودم كلاه بگذارم . تنبل شدم و گاهی حوصله تمرین هم ندارم و از زیر تمرین در می روم. اما درست می شود. آدم هر موقع احساس خطر كند بهتر كارهایش را انجام می دهد.

علیرضایی كه معتقد است حرفه ای شده چقدر دیگر می تواند تغییر كند؟

من هنوز جوان هستم و اطلاعاتی و نكاتی را كه مربیان در اختیار من می گذارند و به من می آموزند را خیلی راحت می توانم برای بهتر شدن در خودم باور كنم. من هنوز تا سطح ایده آل فاصله دارم اما این توان را در خودم می بینم كه نقاط ضعفم را برطرف و به سطح ایده آل برسم!

به فكر به دست آوردن ركورد هستی؟

نه! فقط دوست دارم حضور موفقی در تیم باشگاهی و ملی كشورم داشته باشم و بعد هم بروم یك تیم خوب اروپایی آنقدر خوب بازی كنم تا ثابت كنم ایرانی ها هم می توانند جز بهترینها باشند دوست دارم با بازی در یك تیم خوب اروپایی بگویم: این منم، یك بازیكن ایرانی كه قابلیت بازی در بهترین و بالاترین سطح را دارد. درست مثل دانشجویان ما كه در رشته های فیزیك، شیمی، ریاضی ... جزء بهترین های دنیا هستند.

اگر جای برانكو بودی چه بازیكنانی را به تیم ملی دعوت می كردی؟ البته مصلحتی فكر نكن. حتی خودت را هم می توانی در تركیب بگذاری؟

سوال خیلی سختی پرسیدی، نمی دانم... مگر... گلرها كه همه الان در یك سطح هستند. در دفاع جای پاشازاده خالی است. در خط هافبك واقعاً جای علی منصوریان خالی است( خدا وكیلی بازیش را خیلی دوست دارم از بچگی و خیلی سالها قبل از به بازی او علاقه داشتم. منصوریان در فوتبال ما یك بازیكن خاص است همه چیزش دوست داشتنی و آموختنی است. او در بازیهایی كه در تركیب نیست با تعصب خاصی از روی نیمكت به فكر پیروزی تیم است و وقتی تیم گل می خورد اولین كس كه توی سرش می زند اوست. این تعصب بازیكن بزرگ و محبوبی چون او، روی تیم و جوانتر، تاثیرگذار است من فكر می كنم هم تیم ملی و هم استقلال به او و بازیكنانی چون او نیاز ندارند) در خط ... سوال سختی است نمی توانم جواب بدهم.

بسیار خوب یازده نفر استقلال را در زمین بچین؟

برومند، خرمگاه، ستار، پیروز، نوازی، فرزاد، منصوریان، فكری، عنایتی و خودم و سامره.

یعنی با این تركیبی كه چیدی همه تیم ها را می برید و قهرمان می شوید؟

نه! با این نفرات و كادری كه داریم انشاءالله اگر خدا بخواهد امسال قهرمان می شویم.

راستی چطور شد كه پرسپولیس را بردید؟

آنها خیلی مغرور بودند مدام مصاحبه های آنچنانی می كردند در عوض ما به خاطر تبلیغاتی كه روی آنها شده بود و به خاطر اعتبار خودمان و هواداران، سرمان به تمرین گرم بود.

فكر می كردید كه ببرید؟

بچه ها خیلی با روحیه و انگیزه بودند. از آن روزهایی بود كه معلوم می شد می خواهیم ببریم. یك جوری و با یك انگیزه خاصی تمرین می كردیم . از جان و دل مایه گذاشتیم و نهایت تعصب و تلاش خود را به كار گرفتیم.

این بازیكنان كه اكنون در استقلال بازی می كنند همان بازیكنان فصل پیش هستند . اما فصل پیش با امسال اصلاً قابل مقایسه نیست و گذشته چرا؟

نمی دانم چه جوابی بدهم. بله اكثر این بچه ها همان بازیكنان فصل بیش هستند اما فصل گذشته انگار با دل و جان تمرین نمی كردند و در بازی ها هم آنی نبودند كه هستند.

خب یكی از بازیكنان هم كه می گویی خود تو هستی؟

نه! به نظر خودم من فصل پیش هم همین طور بودم. باید برای اولین بار از برنامه نود تشكر كنم كه به طور دقیق بازیهای فصل پیش را بررسی كرد. من سال پیش شش گل زدم و شش پاس گل دادم و این عملكرد بدی نمی تواند باشد؟!

برگردیم به دوران كودكی شما و این كه آینده خودت را چطور مجسم می كردی و امروز تو چقدر با آنچه در كودكی فكر می كردی تفاوت است؟

گذشته من خیلی جالب است من اصلاً فكر نمی كردم كه روزی فوتبالیست می شوم چون واقعاً از فوتبال بدم می آمد، ورزش من، اولین سالی كه درمسابقات بین مدارس شركت كردم.( سال چهارم دبستان) بستكبال بود. بعد هم به والیبال روی آوردم. یك روز یكی از دوستانم آقای شعبانی كه گلر بود به من گفت بیا برویم سر تمرین ما به اتفاق با هم رفتیم و مربی آنها بعد مرا دید گفت دوست داری از فردا بیایی سر تمرین تو قد و قواره خیلی خوب داری و می توانی در این رشته موفق شوی. وقتی دیدم مربی از من خوشش آمده رفتم. وقتی به من گفت بیا با باشگاه ما قرارداد ببند. گفتم من چیزی در این خصوص نمی دانم شما با دایی ام صحبت كنید و در نهایت با این تیم قرارداد بستم و رفتم فجر. دیگه همه چیز شده بود فوتبال . به قدری كه از درس و مدرسه غافل شده بودم و با زحمت بسیار توانستم دیپلم را بگیرم. همان سال در مشهد آقای گل شدم و بعد ابومسلم آمد دنبالم. آقای رحیم میرآخوری هم مرا به تیم ملی جوانان دعوت كرد. من و باقر احمدی از مشهد كه دعوت شدیم تیم ملی با بزرگسالان ابومسلم قرارداد بستم. در سن 18 سالگی یك بازی مقابل فجر سپاسی انجام دادم و دو گل از سه گل تیم مان را به ثمر رساندم. بعد یك مربی بزرگ كه نامش منصورخان پورحیدری بود و مربی تیم فجر و تیم ملی بود مرا به تیم ملی دعوت كرد. هم بازی شدن با بازیكنان بزرگی مثل علیرضا منصوریان و محمد خاكپور برایم افتخاری بود باورنكردنی. بخش بزرگی از پیشرفت خودم را مدیون آقای منصوریان می دانم. علی منصوریان خیلی از من حمایت می كرد و به من می گفت تو جوانی و نباید بترسی قرص و محكم باش هراسی به دل راه نده. حمایتهای علی منصوریان به واقع مرا دلگرم و امیدوار كرد . سال بعد هم با استقلال قرارداد بستم و خدا را شكر در تیم ملی هم تثبیت شدم!

روزی كه با استقلال قرارداد بستی را به خاطر داری؟

زمانی در تیم ملی امید بودم( دوره آقای پروین حاجیلو و درخشان) آقای حاجیلو به من گفت استقلال تو را می خواهد، درخشان هم گفت پروین تو را می خواهد. منتهی چون درخشان زودتر به من گفته بود من هم رفتم دفتر آقای پروین و با ایشان صحبت كردم.

وقتی خانواده ام كه همگی استقلالی های متعصبی هستند، متوجه شدند مخالفت كرده و اجازه ندادند من با پرسپولیس مذاكراتم را ادامه بدهم.

از این رو تا آقای حاجیلو من را به استقلال دعوت كردند به اتفاق دایی و پدرم رفتم باشگاه استقلال كه آن زمان بالای آژانس المپیك بود خوب یادم می آید وقتی حاج آقا( فتح اله زاده) برگه قرارداد را مقابلم گذاشت روی تمام مسائل مالی را خط زدم  بعد برگه قرارداد را امضاء كردم. یك قرارداد پنج ساله كه سفید امضا كردم.

الان چی، حالا هم حاضری با استقلال سفید امضاء كنی؟

ببینید من در استقلال خیلی زحمت كشیدم و انتظار داشتم و دارم باشگاه هم به من كمك كند اما متأسفانه این طور نشد و من در استقلال به چیزهای كه حقم بود( از نظر مالی) نرسیدم. البته الان هم حاضرم باز با استقلال سفید امضا كنم اما باید به فكر آینده خودم هم باشم بیست و پنج سالم شده هیچ چیز از خودم ندارم. مگر من چند سال دیگر می توانم فوتبال بازی كنم؟ به هر حال من هنوز با استقلال قرارداد دارم بعد از اتمام آن نیز می نشینیم و صحبت می كنیم.

نظرت درباره لیگ حرفه ای ؟

ما دو سه سال است كه می گوئیم لیگمان حرفه ای شده اما در واقع این چنین نیست و ما فقط اسما لیگمان را حرفه ای می دانیم. این چه لیگ حرفه ای كه استقلال و پرسپولیس دو خط فوتبال كشور كه اكثر تماشاگران طرفدار این دو تیم هستند، هنوز زمین تمرین اختصاصی ندارند. ما باید فوتبالمان را از ریشه درست كنیم و بسازیم باید تمام زمینه ها را فراهم كنیم بعد بگوئیم لیگ حرفه ای داریم!

فكر می كنی چه كسی موظف است به این اوضاع رسیدگی كند؟

ذوب آهن، سپاهان، فولاد، آنقدر درآمد دارند و پشتشان به جایی گرم است كه كاری به اسپانسر و این جور حرفها ندارند اما استقلال و پرسپولیس كه ریشه های فوتبال این كشور هستند باید همواره دغدغه داشتن یك اسپانسر خوب را داشته باشند. این دو تیم مردمی نمی توانند با درآمدهای ناچیر( تازه آن را هم با هزار مشقت به دست می آورند) از پس هزینه ها بالای بربیایند. به اعتقاد من سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال باید با یك برنامه ریزی خاص، درست و دقیق این مشكلات را حل كند.

یك مربی و مدیر كه نمی تواند تا لحظه آخر در به در دنبال فراهم كردن پول بازیكنانش باشد زمانی كه حاج آقا فتح اله زاده مدیر استقلال بودند بنده خدا در به در دنبال این بود كه پولی فراهم كند تا مشكلات مالی بچه ها را حل كند.

شاید نصفی از پولی را كه به بچه ها می داد از جیب خودش می پرداخت. خب این كه نمی شود مدیرعامل یك تیم علاوه بر تمام زحمات گرفتاریها و سختی كاری كه دارد برای حفظ تیمش از جیب خود هم مایه بگذارد.

موافقی حالا سوالهایمان خارج از فوتبال بپرسم؟

بفرمائید.

نظرت درباره صله رحم چیست؟

نمی دانم چیست.

صله رحم یعنی دیدار از نزدیكان، كسانی كه به آنها مدیونی یا به لحاظ عاطفی به آنها وابستگی دارید... فقط می روی به مربیانت كه باعث پیشرفت تو شدند سر بزنی؟

از مربیان قدیمی ام كه خدا بیامرزش، مرحوم آقای اعظم بود كه اتفاقا خیلی هم دوستشان داشتم. اكثر مربیانم در مشهد هستند... اما خب مثلاً دیدن آقای رنجبر رفتیم. خیلی هم ناراحت شدم خیلی...

تا حالا كهریزك رفتی؟

كهریزك نه اولی كه جایی هست توی كرج رفتم آسایشگاه آنجا!!!

شیرخوارگاه آمنه چطور؟

بله رفتم، اولین بار كه رفتم نیت كرده بودم اگر خوب بازی كنم سری به آنجا بزنم و در حد وسعم كمك كنم. آدم وقتی می رود آنجا منقلب می شود.

من فكر می كنم اگر بخواهم به این روش خود(رفتن به آسایشگاه و شیرخوارگاه) ادامه بدهم دچار ناراحتی اعصاب می شوم. شرایطش را ندارم دیدن آن صحنه ها، دیدن بچه های خیلی ناز و قشنگ توی شیرخوارگاه واقعاً منقلبم می كند.

و بهشت زهرا؟

سه، چهار بار رفتم یك بار فوت پدر آقای پاشازاده، یك بار هم وقتی پدر دوستم محسن فوت كرد یك بار همین طوری با مهرداد میناوند رفتم.

میانه ات با امام رضا(ع) چطور است؟

عالیه! همیشه متوسل می شوم به خانواده ام تا بروند حرم وبرایم دعا كنند. خودم، هر وقت می روم مشهد چندین بار می روم زیارت. بچه های مشهد اعتقاد خاصی به امام رضا دارند. فكر می كنم این كه تمام زحماتم نتیجه داده از بركت وجود امام رضا(ع) و توكلم به ایشان است.

معمولاً از امام رضا(ع) چه می خواهی؟

سلامتی خودم و خانواه ام. این كه خانواده ام همیشه كنارم باشند الان آنها مشهد و من تهران...( علیرضا به فكر می رود و به نقطه ای خیره می شود)... اما خب این دوری كجا و دوری ابد كجا ...

اهل كتاب خواندن هستی؟

وقت های بیكاری و البته بیشتر وقتی كه توی اردو باشیم.

به سینما و بازیگری علاقه داری؟

آره، خیلی! بهم پیشنهاد هم شده بود ولی شرایطش به من نمی خورد. یعنی با تمریناتم تداخل داشت من هم قیدش را زدم.

UserName