• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2372
  • چهارشنبه 1386/7/18
  • تاريخ :

چه رویاهایی كه می‌آیند

براد پیت

پاییز شروع شد. خب، یاد چی می‌افتید؟ باز شدن دانشگاه‌ها یا رنگ به رنگ شدن برگ‌ها یا...؟ می‌شود یاد خیلی چیزها افتاد.

اما اگر عشق سینما باشید، اولین ویژگی پاییز زیبا، یك منوی هیجان‌انگیز فیلم است كه در این روزهای سرد، تنور سینما را گرم خواهد كرد. معمولا لابه‌لای همین منو، باید دنبال بیشتر اسكاری‌های 2008 گشت.

این تنها كاری است كه از دستمان بر می‌آید؛ سینمایی‌ها مثل عشاق كتاب‌های «هری پاتر» خوش‌شانس نیستند و نمی‌توانند امیدوار باشند كه همزمان با پخش جهانی، آثار هنری محبوبشان را ببینند ولی دست‌كم می‌توانیم تا وقتی نسخه‌ خوب فیلم‌ها را ببینیم، از اطلاعات اولیه هیجان‌زده شویم و حدس بزنیم كی چه اسكاری خواهد گرفت. اینجا فقط 10تا از فیلم‌هایی را كه احتمال دارد اسكار نصیبشان شود، می‌بینید؛ مشت نمونه‌ خروار.

نبرد غول‌های بی‌خیال

تماشای حضور همزمان چند فیلمساز قدر و رقابت آنها جذاب است اما نكته اینجاست كه آنها بی‌خیال این رقابت، فیلم خوب می‌سازند و بنابراین ما هم بی‌خیال این رقابت، از فیلم‌هایشان لذت می‌بریم!

وعده‌های شرقی؛ هر گناه، یك رد می‌گذارد

ساخته دیوید كراننبرگ / با بازی ویگو مورتنسن، نائومی واتس و وینسنت كسل

یك ماما در بیمارستانی در لندن (آنا) درگیر ماجرایی مخوف می‌شود؛ جست‌وجویش برای سردرآوردن از هویت یك زن نوجوان روسـی -كه سر زا می‌رود - او را با یك گنگستر بی‌رحم روسی (نیكلای) طرف می‌كند كه عضو یكی از بدنام‌ترین خانواده‌های جنایتكار لندن است. كم‌كم چیزهایی از خانواده دستگیر آنا می‌شود كه نباید بشود.

این اوضاع، نیكلای را - كه به‌شدت وفادار به خانواده است - به این نتیجه می‌رساند كه بهتر است آنا زنده نماند.

دندانپزشك كراننبرگ به او گفته بود: «من به‌قدر كافی توی زندگی‌ام مشكل دارم، اون‌وقت واسه چی باید فیلم‌های تو رو ببینم؟». او راست می‌گوید.

دیدن فیلم‌های كراننبرگ تجربه‌های عجیب و دردناكی هستند. فیلم‌های او پنهان‌ترین وحشت‌های آدم را بیدار می‌كنند. حتی در فیلم «تاریخچه خشونت» - كه به سمت واقعی‌تر‌شدن فضاها و آدم‌ها رفته و از آن روایت‌های انتزاعی و پیچیده‌اش خبری نیست - مخاطب را راحت نمی‌گذارد.

او نوع دیگری از داستان‌گویی را پیش گرفته و موفقیت تجاری و محبوبیت «تاریخچه‌ خشونت» در بین منتقدان باعث شده دوباره همان لحن را در این فیلم هم به كار بگیرد. نمایش تلخ خشونت واضح و خانواده‌های داغان، ویژگی فیلم‌های كراننبرگ است و گویا تمام اینها در این فیلم آخر هم بسیار پررنگ‌اند.

یك موفقیت دیگر در فیلم قبلی هم تاثیرش را روی این فیلم گذاشته؛ حضور ویگو مورتنسن و همبازی شدن او با نائومی واتس، تركیبی درست كرده كه خیلی‌ها روی اسكاری بودن‌اش شرط ببندند. مورتنسن برای بازی در فیلم، خودش تنها به روسیه رفت و بدون مترجم چند ماه در سیبری زندگی كرد.

فیلم جایزه‌ تماشاگران را در جشنواره‌ تورنتو گرفت و مخاطبان آمریكایی هم معتقدند «كراننبرگ درست زده وسط خال». فیلم یك سكانس مبارزه دارد كه هر كی دیده، پسندیده! كراننبرگ هنوز اسكار نگرفته. شاید این بار نوبتش باشد.

گنگستر آمریكایی: سكه رؤیای آمریكایی 2 رو دارد

ساخته ریدلی اسكات با بازی دنزل واشینگتن و راسل كرو

یك كارآگاه مبارزه با مواد مخدر، این در و آن در می‌زند تا امپراتوری یكی از بزرگ‌ترین سردسته‌های قاچاق هروئین - به نام لوكاس (واشنگتن) - را به زمین گرم بزند. اما ماجرا  به اتفاق بزرگ دهه  هفتاد (جنگ ویتنام ) گره می‌خورد؛ لوكاس مواد را  درون تابوت جسد سربازان بازگشته از جنگ ویتنام جاسازی می‌كند و به كشور وارد می‌كند.

  ماجرای فیلم واقعی است.لوكاس واقعا در آن ایام سر و كله‌اش پیدا شد. این ماجرای تابوت‌ها هم به همین شكل اتفاق افتاده و كارآگاه ریچی رابرتز هم قضیه را پیگیری می‌كرده.

شرایط تعریف داستان یك‌جورهایی شبیه «محرمانه لس‌آنجلس» است؛ پر از شخصیت‌های ریز و درشت و موقعیت‌های داستانی تودر تو. باید دید «استیون زایلیان» كه اسكار فیلمنامه هم گرفته چه‌جوری از پس جمع و جور كردن سر و ته داستان برآمده. اما جدا از اینها تركیب 2 بازیگر اصلی این فیلم كه هر 2 اسكاری هستند، چشمگیر است.

اسكات با این تركیب، چه‌ها كه رو خواهد كرد. اما بامزه‌ترین نكته‌ تولید فیلم، مشاوران آقای كارگردان بودند؛ فرانك لوكاس و ریچی رابرتز واقعی! جنایتكار و پلیس، این بار بعد از 3دهه كنار هم ایستادند و به آقای اسكات مشاوره دادند!

پیرمردها كشور ندارند: هیچ فراری پاك نیست

ساخته‌ برادران كوئن / با بازی تامی لی جونز و خاویر باردم

یك كهنه‌سرباز جنگ ویتنام 2میلیون دلار پول نقد پیدا می‌كند و به دنبال آن سر از یك انبار هروئین درمی‌آورد. او همین كه تصمیم می‌گیرد پول‌ها را بردارد و فلنگ را ببندد، بدون اینكه بداند، با یك شبكه‌ معامله مواد مخدر درگیر می‌شود و در ادامه خشونت است و بكش بكش.

برادران كوئن یا خیلی خوب فیلم می‌سازند یا عالی فیلم می‌سازند! هر فیلم این 2برادر، یك اتفاق خوب در عالم سینماست.

آخرین فیلم آنها یك اقتباس ادبی از رمانی به همین نام (اثر كورماك مك‌كارتی) است. فیلم وقتی برای اولین بار در جشنواره‌ كن2007 به نمایش درآمد، تقریبا تمام تماشاگران را تحت تاثیر قرار داد و خبرهایی كه از واكنش آنها می‌رسید، نشان می‌داد كه كوئن‌ها یكی از آن فیلم‌های عالی خودشان را ساخته‌اند.

داستان فیلم دقیقا موقعیتی پدید آورده كه خوراك كوئن‌هاست تا با لحن منحصر به‌فردشان آن را روایت كنند؛ موقعیتی كه هر كدام از شخصیت‌ها در گیرودار وقایع داستان شروع می‌كنند به انجام دادن كارهای بلاهت‌بار.

بازی‌ها هم باید تماشایی باشند؛ لی جونز با آن چهره‌ همیشه عبوس یك بازیگر اسكاری است و باردم هم نامزد اسكار بوده.

سوینی تاد: سلمانی پلید خیابان فلیت: هرگز فراموش نكن. هرگز نبخش

ساخته‌ تیم برتون/ با بازی جانی دپ، هلنا بونام كارتر، الان ریكمن و ساشا بارون كوهن

فیلم داستان زندگی سیاه یك آرایشگر به نام بنیامین باركر (یا همان سوینی تاد) است كه بعد از یك دوره‌ تبعید، دوباره به لندن برمی‌گردد و سلمانی‌اش را در طبقه‌ بالای یك قنادی متعلق به خانم لاوت، باز می‌كند. او با كمك خانم لاوت سعی می‌كند انتقام‌اش را از كسانی كه فكر می‌كند زندگی‌اش را تباه كرده‌اند، بگیرد.

ششمین همكاری جانی دپ و تیم برتون، یك اقتباس سینمایی از یك افسانه‌ قرن 19 است كه تا پیش از این، یكی از نمایش‌های موزیكال پرمخاطب تئاتر برادوی بوده. این نمایشنامه متعلق به استیفن ساندایم است كه برتون آن را از روی فیلمنامه‌ جان لوگان (كه 2 بار نامزد اسكار بوده)، تبدیل به یك موزیكال سینمایی كرده.

 به هر حال آنچه جذاب‌تر از همه است، تعریف چنین داستانی توسط برتون بزرگ است. احتمالا با یك كمدی تیره و تار و تلخ و سرد طرفیم كه با دنیای موجودات مورد علاقه‌ برتون بی‌نسبت نیست. شاید یك «اسلیپی هالو» دیگر ببینیم كه با یك تیم بازیگری درست و دقیق همراه شده. اگرچه هیچ‌كدام از بازیگران اسكار نبرده‌اند اما نامزدی‌های متعددشان نشان‌دهنده این است كه لیاقتش را دارند.

 آنها غافلگیر می‌كنند

درست است كه سازندگان بعضی فیلم‌ها فراز و فرود دارند و نمی‌شود پیش‌بینی كرد كه كار جدیدشان چی از آب درآمده اما گاهی داستان یا تركیب بازیگران‌شان نشان می‌دهد كه آمادگی ربودن جایزه و حواس تماشاگر را به‌طور همزمان دارند!

شجاع:چند تا اشتباه برای درست كردن؟

ساخته نیل جوردن / با بازی جودی فاستر و ترنس هوارد

همه چیز برای تماشای یك تریلر نفس‌گیر آماده است؛ یك كارگردان اسكاری همراه با یك تیم بازیگری حاضر و آماده مثل جودی فاستر (كه 2 اسكار گرفته) و ترنس هوارد (كه نامزد اسكار بوده). بازی فاستر در این فیلم ظاهرا جزء بهترین‌های بازیگری امسال است.

داستان فیلم هم كه خودبه‌خود تنش لازم را دارد؛ ماجرای انتقام زنی از قاتلان نامزدش.  فقط می‌ماند كه همه‌ اینها با هم چفت شوند و كسی خارج نزند. ضمنا یك نكته‌ جذاب دیگر، بعد روان‌شناختی فیلم است كه از قرار، موضوع پیچیده‌ای است؛  در طول داستان ما كم‌كم دستمان می‌آید خشونت چه‌ها كه با روح و روان یك آدم نمی‌كند.

در دره الاه: جست‌وجوی حقیقت

ساخته‌ پل هگیس / با بازی تامی لی جونز، چارلیز ترون و سوزان ساراندون

«الاه» یك اسم عبری است و در كتاب مقدس آمده كه داوود، جالوت را در «دره الاه» كشت. حالا اینكه چرا اسم فیلم این است، فعلا برایمان معلوم نیست. می‌گویند احساسی‌ترین درام جنگی امسال است.

این لزوما به معنای تحسین فیلم نیست و اگر هگیس نتوانسته باشد میزان احساسات فیلم را در حد تعادل حفظ كند، فیلم از دست رفته است. البته هگیس 2 سال پیش برای ساختن «تصادف» - كه فیلمی سرشار از نقاط عطف احساسی بود - نشان داد كه می‌تواند خودش را كنترل كند و اسكار هم بگیرد.

موضوع به‌روز فیلم (ناپدید شدن یك افسر سابق ارتش آمریكا بعد از جنگ عراق) مبتنی بر یك داستان واقعی است. خیلی‌ها حدس می‌زنند حضور همزمان و درخشان لی جونز در 2 فیلم مهم پاییز (یكی همین فیلم و دیگری فیلم كوئن‌ها) شانس او را برای اینكه دومین اسكار بازیگری‌اش را بگیرد، خیلی بالا برده.

قتل جسی جیمز به دست رابرت فورد بزدل: فقط به خاطر نفرت از یاغی افسانه‌ای

/ ساخته‌ اندرو دومینیك / با بازی براد پیت، مری لوئیس پاركر و كیسی افلك

مدت‌هاست از یك وسترن درست و حسابی خبری نیست. مهم‌ترین نكته فیلم همین است كه بسیاری از تماشاگران، آن را بازگشت درخشان ژانر وسترن می‌دانند.

فیلم، اقتباسی از نوول آقای ران هنسن است كه در سال1983 نوشت و بسیار تحسین شد. دومینیك برای ساختن این فیلم درگیری‌های زیادی با استودیو داشته؛ از كستینگ (انتخاب بازیگر) پرستاره‌اش تا مدت زمان نمایش فیلم و حتی شیوه‌ تعریف داستان.

دومینیك برای تعریف داستانش نیم‌نگاهی به سبك ساختاری «خط باریك قرمز» (اثر ترنس مالیك) داشته، اما مسئولان استودیو از او اكشن بیشتری می‌خواستند. به هر حال این چیزی كه ساخته شده كمابیش همان چیزی است كه دومینیك می‌خواست؛ یك وسترن عمیق و تاثیرگذار.

فیلم را با «نابخشوده»‌ ایستوود مقایسه می‌كنند. آكادمی روی خوشی به این‌جور وسترن‌ها نشان داده، بنابراین شاید فیلم تجربه‌ «نابخشوده» را در اسكار گرفتن هم تكرار كند.

باكت لیست: فهرست رؤیایی كارهای قبل از مردن

ساخته راب راینر / با بازی جك نیكلسن و مورگان فریمن

راب راینر (كه به خاطر «چند مرد خوب» نامزد اسكار شد)، بعد از 3سال دوباره به صندلی كارگردانی برگشته؛ با یك كمدی جنایی خوش‌ساخت كه ارزش اسكار گرفتن را دارد. فیلم ماجرای دو پیرمرد سرطانی است كه از بیمارستان فرار می‌كنند تا كارهایی را كه آرزویش را داشته‌اند، انجام دهند.

بعضی از  این كارها جرم است و پیگرد قانونی دارد.  نگاهی به تركیب بازیگران اصلی بیندازید؛ هیجان‌انگیز است. 2 بازیگر كاركشته‌ و كم‌رقیب وقتی جلوی هم قرار می‌گیرند، خیالتان می‌تواند راحت باشد كه 2 بازی روان و فوق‌العاده را خواهید دید، آن هم در یك بستر داستانی طنزآمیز كه زمینه‌ هنرنمایی هر 2 استاد را فراهم می‌كند.

فریمن و نیكلسن، هر 2 تجربه كار كمدی داشته‌اند و فوق‌العاده بوده‌اند. فیلمنامه فقط در طول 2هفته نوشته شده. این می‌تواند به كار لطمه زده باشد اما ظاهرا این‌طور نیست. در این صورت می‌شود گفت كه ژاستین زاخام، ركورد «پالپ فیكشنی‌»ها را زده است؛ آنها فیلمنامه را در 20روز نوشته بودند!

2 انیمیشن جذاب در راه هستند

دنیای خیالی خیالی خیالی

امسال هم سینمایی‌ها از انیمیشن بی‌نصیب نیستند. كنار انیمیشن‌های گردن‌كلفتی مثل «با رابینسون‌ها آشنا شوید»، «راتاتویل» و «سینمای سیمپسون‌ها» كه در این چند ماه گذشته حسابی مخاطب‌ها را سرحال آوردند،  می‌شود روی این دو تا هم حساب كرد:

بیووالف: ساخته‌ رابرت زمه‌كیس

فیلم، اقتباسی از یك متن كهن اسطوره‌ای است. ظاهراً زمه‌كیس افتاده روی دور انیمیشن ساختن و بعد از فیلم فوق‌العاده‌ «قطار سریع‌السیر قطبی» كه نامزد 3 اسكار شد، دوباره رفته سراغ این ژانر سینمایی و خوب هم می‌سازد. از همان 10سال پیش كه «چه كسی برای راجر ربیت پاپوش دوخت؟» را ساخت، نشان داد كه چه انیمیشن‌ساز خوبی است و حالا «بیووالف» را به عنوان دومین كار تمام ‌انیمیشن خودش ارائه كرده.

فیلم زنبوری: ساخته‌ استیو هیكنر

استودیوی دریم‌وركز اولین استودیویی بود كه با تكنیك CGI

(Computer-Generated Imagery) یا تصویرسازی تمام‌كامپیوتری انیمیشن ساخت: فیلم «مورچه زی» كه خیلی هم تحسین شد.

بعد از آن هم پیكسار «زندگی یك حشره» را تولید كرد و حالا دیگر انیمیشن CGI است كه از سر و كولمان بالا می‌رود. دست دریم وركز درد نكند. حالا این استودیوی پیشتاز با یك انیمیشن جدید CGI برگشته كه می‌گویند چیز قابل اعتنایی هم از آب درآمده.

 

UserName