• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1064
  • سه شنبه 1386/7/17
  • تاريخ :

هدف هنر به خود آوردن آدم‌هاست

تصویری  از سهیل محمودی

محمودی» در چهارمین كنگره شعر آیینی:

سهیل محمودی گفت: هدف ادبیات، فرهنگ و هنر یكجور به خود آوردن آدمهاست و آنهایی كه قرار است جامعه را تربیت كنند باید خودشان خلوص داشته باشند.

  

چهارمین كنگره شعر آیینی و مذهبی با عنوان «علی محراب روشنایی» امروز یكشنبه 15 مهرماه 1386 خورشیدی مقارن با 25 رمضان 1428 قمری با حضور عبدالجبار كاكایی، سهیل محمودی و سید ضیاء الدین شفیعی در دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب برگزار شد.

رضایی معاون فرهنگی دانشگاه آزاد تهران جنوب در این آیین گفت: بحث از خود بیگانگی مسئله‌ای بسیار مهم است. هویت پاسخگویی به دو سؤال اصلی است، من چیستم و من كیستم؟ در هجمه وسایل ارتباط جمعی امروز شاهد به فراموش رفتن هویتمان هستیم و این شاعران هستند كه از زبان و فرهنگ ما پاسداری می‌كنند.

شاعری، متخلص به حسان نیز اشعاری درباره صلوات و ارادات به اهل بیت و اشعاری درباره شهادت حضرت علی (ع) خواند.

او در میان سخنانش مدام حاضران را به بركات و فوائد صلوات واقف می كرد و از آنان می خواست میان سروده هایش صلوات بفرستند.

آذر، مجری شبكه 4 سیما نیز در این آیین ضمن پیشنهاد تقسیم شعر فارسی به دو قسمت شعر دیداری و غیر دیداری عنوان داشت: شعر دیداری یعنی شاعر با عوالم دیگر دیدار می‌كند كه شعرش حاصل این دیدار است.شعر اكثر شعرای معروف دیداری است.

وی پس از خواندن چند بیت شعر دیداری از سعدی، مولوی، حافظ، هاتف و فردوسی افزود: كسایی مروزی نخستین كسی بود كه شعر آیینی سرود. من در كتاب «میراث عشق» درباره ادبیات آیینی نوشته‌ام. ولی در همه شعرا كسی زیباتر از ایرج میرزا شعر آیینی نگفته‌ است. او با تمام شعرهای هجوی كه دارد وقتی پا به حیطه شعر آیینی می‌گذارد سروده هایش درخشان است.

آذر، به اهمیت شعر آیینی اشاره كرد و اظهار داشت: اگر شعر حافظ و مولانا امروز جاودان شده بخاطر این است كه خود را به خدا وصل كرده‌اند. شعر آیینی شعر را جاودانه می‌كند یعنی شعر را به خدا وصل می‌كند و به عبارت دیگر وصل را دیداری می‌كند.

سید ضیاالدین شفیعی نیز شعری متأثر از یكی از سوره‌های قرآن با نام «صلاة» خواند كه درباره حضرت علی (ع) بود و بعد شعری درباره امام زمان خواند. او در پایان یك شعر محاوره‌ای با عنوان «خوب، بد» برای حاضران و دانشجویان در جمع قرائت كرد.

سهیل محمودی در حالی كه میان استقبال دانشجویان پشت تریبون قرار گرفت، گفت: «مطرب كه عاشق نبود و نوحه گر كه دردمند نبود آدمی را سرد كند.» این جمله را وقتی 10 سال پیش در دفتر شمس خواندم سخت تكان خوردم و چند شب پیش باز هم در دفتر شمس به آن برخوردم.

او ادامه داد: همه‌ ما با هم قرار گذاشتیم به هم دروغ بگوییم. من نمی‌دانم آمدم خودم را معرفی كنم یا خدای خودم. زمانه غریبی شده است. اینجا شاعران از عمیق ترین مسائل هستی صحبت می كنند و حاضران در گوش هم حرف خود را می‌زنند و كسی به سخنران توجهی ندارد. شما دانشجویان نیز سال ها وقت خود را در دانشگاه آزاد تلف می‌كنید تا مدركی دریافت كنید.

در این لحظه یكی از مسئولان دانشگاه تذكری به او داد كه سهیل محمودی پاسخ داد: مهمان دعوت كردید بگذارید حرفش را بزند. نكند شما هم می خواهید مثل رئیس دانشگاه كلمبیا عمل كنید.

این شاعر در ادامه اضافه كرد: الآن تا به من نگویند برای فلان جلسه چقدر پول می دهند، نمی‌روم در حالیكه شریعتی عشقش این بود كه برای دانشجویانی مثل شما حرف بزند. این روزها هیچ‌كس برای دیگری وقت ندارد.

او درباره این جلسه عنوان كرد:حرف‌ها بی‌تأثیر است چراكه شاعر پشت تریبون می‌آید و ساعت ها عمیق‌ترین مباحث را درباره علی (ع) می‌گوید ولی كسی گوش نمی‌دهد. فكر می‌كنم كه هدف ادبیات، فرهنگ و هنر یكجور به خود آوردن آدمهاست و آنهایی كه قرار است جامعه را تربیت كنند، باید خودشان خلوص داشته باشند.

محمودی در پایان خاطراتی از دكتر شریعتی و پدرش برای حاضران نقل كرد و سپس یك قطعه را به یاد پدرش كه سالها پیش،در سوگ از دست دادن پدرش سروده بود خواند.

عبدالجبار كاكایی نیز به عنوان آخرین سخنران گفت: سهیل عزیز پنجره‌ای را باز كرد كه بی‌تفاوت نمی‌شود از آن گذشت. پایه حرف او شنونده و گوینده است، ولی این بحثی قدیمی و دردناك است. در شرایط فعلی مشكل‌، تریبون‌هاست نه مشكل شنونده و گوینده. تریبون‌ها شهامت ندارند برای خیلی از حرف‌ها و این روح خمودگی و افسردگی در همه جا هست.

درحالی كه حاضران بنا بر اطلاع رسانی قبلی علی معلم، علی موسوی گرمارودی، ساعد باقری و داریوش ارجمند را انتظار می كشیدند، مراسم به پایان رسید.

 

منبع : خبرگزاری فارس

 

UserName