• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2345
  • يکشنبه 1386/7/15
  • تاريخ :

نگاهی به نمایش"سایه تو سایه"

نمایش

به كارگیری شیوه‌های بدیع اجرایی

نگاهی به نمایش"سایه تو سایه" نوشته داود فتحعلی‌بیگی و كارگردانی علی‌اصغر راسخ‌راد

نمایش سیاه‌بازی قابلیت آن را دارد كه به شكلی فراگیر موضوعات اجتماعی و واقعی زندگی را در قالب داستان نمایشی كمیك به كار بگیرد. آن چه كه این نمایش را تأثیرگذار كرده، تأكید بر درونمایه و استفاده از همه آن اتفاقات احتمالی است كه در گفتار و رفتار پیش می‌آید و منجر به تناقضات و موقعیت‌های كمیك و خنده‌دار می‌شود. معمولاً ‌تم اصلی در قالب یك داستان، موضوع محوری نمایش را تشكیل می‌دهد. اما داده‌های فرعی بسیار‌ شامل ضرب‌المثل‌ها، گفته‌های متناقض، خرده روایت‌های داستانی، موقعیت‌های غیر منتظره، اشتباهات گفتاری و شنیداری و اشاره به واقعیت‌های تلخ جامعه به زبان طنز و كنایه ارائه می‌شود. از دیگر داده‌های فرعی می‌توان به آشنایی‌زدایی از موضوعات و حتی كلمات و عبارات، وانموده‌های رفتاری و گفتاری غیرعمدی، استفاده از بداهه‌گویی و بداهه‌نمایی و بهره‌گیری از اعترافات پرسوناژهای مقابل برای محكوم كردن و رسیدن به ‌تناقض تعامل‌زا اشاره كرد. در كنار همه این‌ها در نظر داشته باشید، استفاده از لهجه‌های گوناگون، ژست، میمیك چهره، تغییر صدا، لطیفه‌گویی و مزاح، بازی‌های كلامی ‌‌تا حد كاریكلماتور، اجرای برخی تصنیف‌های معنادار و مورد علاقه مردم، بسیاری عوامل و اجزا و عناصر موضوعی دیگر، همگی ‌ساختار موضوعی ‌نمایش سیاه بازی را شكل می‌دهند و قابلیت‌ها و ظرفیت‌های تردید ناپذیر آن را برای خنداندن تماشاگر به نمایش می‌گذارند؛ تا جایی كه گاه قهقهه بلند تماشاگران را می‌توان پشت درهای بسته سالن شنید.

نمایش

با توجه به این اوصاف باید اقرار كرد كه نمایش سنتی سیاه‌بازی در اصل یك داروی هنری برای علاج غم‌‌ها و افسردگی‌هاست. در ضمن‌ قادر است در همه حال جامعه را سر حال و شاداب نگه دارد.

نمایش سیاه بازی"سایه تو سایه" به نویسندگی داود فتحعلی‌بیگی و كارگردانی علی‌اصغر راسخ‌راد بر آن است با به كارگیری همه عوامل و عناصر فوق به نمایشی شكل بدهد كه موضوع اصلی آن همان موضوع تكراری همیشگی،‌ خواستگاری و ازدواج، است.

نمایش

متن نمایش گرچه از این لحاظ چیز تازه‌ای ندارند،‌ برای شكل دهی به این موضوع محوری، شیوه‌ها و ابتكارات خاصی را به كارمی‌گیرد كه بیشتر آن‌ها ‌‌بدیع‌اند، یعنی اجزا و قسمت‌های متن با اندیشمندی و انتخاب زبان و واكنش‌های رفتاری تازه‌ای همراه است و تماشاگر را قانع می‌كند كه بنشیند، آن را ببیند و بخندد؛ بنابراین ارزش‌های نمایش"سایه تو سایه" به نویسندگی داود فتحعلی‌بیگی به سبب پرداختن او به موضوع ازدواج نیست؛ زیرا این‌ها بارها و بارها و به شكل‌های گوناگون به نمایش درآمده‌اند. ارزش‌های كار او در پردازش اجزا و ضمائم قابل توجهی است كه در قالب دیالوگ‌ها، ژست‌ها، حالات چهره و واكنش‌های رفتاری، به طور نسبی حتی از ظرفیت معمول نمایش سیاه‌بازی هم كمی فراتر می‌رود واجازه نمی‌دهد هیچ لحظه‌ای از نمایش بدون دیالوگ، حالت‌ یا اتفاق خنده‌دار‌ سپری شود؛ یعنی نگاه طنزآمیز فتحعلی‌بیگی از آغاز تا پایان بر ساختار متن ساری و جاری است.

نمایش

گرچه در این نوع نمایش‌ها شخصیت‌پردازی، به جز شخصیت پرسوناژ سیاه، اغلب به طور كامل شكل نمی‌گیرد،‌ ‌در این نمایش به علت شرطی كردن عادات، دیالوگ‌ها و رفتار پرسوناژها، فتحعلی‌بیگی موفق می‌شود بعضی از پرسوناژها را شخصیت‌پردازی كند و همین سبب گیراتر شدن نمایش شده است.

نمایش"سایه تو سایه" طراحی صحنه ساده‌ای دارد كه زحمت برای ذهن تحلیل‌گر و تماشاگر را به زحمت نمی‌اندازد؛ و چون صحنه حالتی سكو مانند دارد، همان حال وهوای نمایش تخت حوضی را القا می‌كند. ضمن آن كه در نمایش سیاه بازی معمولاً قرار ‌‌است چیزهایی اعلام شوند و به نمایش درآیند كه برای مخاطب وجاهت صحنه‌ای هم داشته باشد. بنابراین، اجرای نمایش روی سكو، سنخیت و ویژگی اثر را حفظ كرده و امكان ورود و خروج بازیگران را هم از همه طرف فراهم كرده است.

نمایش

میزانسن‌ها نیز دقیقاً براساس همین طراحی صحنه در نظر گرفته شده‌اند و جایگیری پرسوناژها با محتوای نمایش همخوانی دارد. ‌نمایش سیاه بازی تأكید زیادی بر گفتار دارد و حتی می‌كوشد كه آن را ‌به دور از هر گونه تعامدی نشان دهد و تماشاگر را مجاب كند كه همه نمایش از آغاز تا پایان براساس اتفاقات خود به خودی و بداهه‌گویی و بداهه‌نمایی بازیگران شكل می‌گیرد، اما واقعیت این است كه هیشه متنی وجود دارد كه می‌توان آن را در هر زمانی با وقایع و شرایط جامعه آدابته كرد، ضمن آن كه پاره‌ای از دیالوگ‌‌ها هم اساساً با بداهه‌گویی بر زبان جاری می‌شوند و در این نمایش هم چنین اتفاقی رخ می‌دهد؛ اشاره به انرژی هسته‌ای از آن‌جمله است. گاهی بازیگران به پیشكسوتان نمایش سیاه بازی و نیز به اشخاصی در سالن ‌یا به خود كارگردان اشاره می‌كنند وحتی از نحوه كارگردانی در قالب طنز و مطایبه ایراد هم می‌گیرند؛ و با این كه این امر سبب ایجاد فاصله با متن و اجرا می‌شود، ‌در نهایت خودش نیز به متن و اجرا اضافه ‌شده و جزء نمایش می‌شود.

از آن جایی كه این نوع نمایش بر داده‌های گفتاری و همزمان بر حوادث كمیك تأكید دارد‌، نمایشی بازیگر محور است و انتقال همه چیز به میزان توانایی بازیگران در اجرای نمایش بستگی دارد. در این رابطه بازیگر نقش سیاه، بازیگر محوریِ نمایش به شمار می‌رود. در نمایش"سایه تو سایه" به كارگردانی علی‌اصغر راسخ‌راد بازیگران با توانایی لازم به ایفای نقش می‌پردازند. همه آن‌ها همه قابلیت‌های فیزیكی و روانی خویش را به‌كار می‌گیرند و با تمام وجودشان روی صحنه بازی می‌كنند. این ویژگی سبب می‌شود كه درونمایه نمایش به خوبی به تماشاگر انتقال یابد، كه بخشی از این موفقیت حاصل توانایی كارگردان در هدایت بازیگران است.

نمایش

شروع نمایش كمی شتابزده است و صدای خنده‌ها هم كه نوعی شعاردهی رفتاری یا زمینه‌سازی برای كمیك جلوه دادن نمایش است، چندان جالب نیست و تا حدی آزاردهنده هم است؛ اما صدای شیپوری كه در اصل ریتم شیپور جمع و برای اعلام آمادگی گروه نواخته می‌شود، مناسب به نظر می‌رسد.

گفتنی است كه بخشی از صدای پرسوناژها، مخصوصاً هنگام اجرای تصنیف‌ها، از بلندگو پخش می‌شود و بازیگران تظاهر به بیان آن می‌كنند.

یكی از ویژگی‌های نمایش"سایه تو سایه" تلاش بازیگران برای پارادوكسیكال كردن بعضی حالات و حركات بدیهی است؛ مثلاً گریه‌های آنان بسیار خنده‌دار است‌. همزمان نیز بعضی موقعیت‌های لحظه‌ای متناقض در نمایش پیش می‌آید كه به دیالوگ‌های غیر منتظره و كمیك می‌انجامد.

نمایش"سایه تو سایه" به كارگردانی علی‌اصغر راسخ‌راد در كل موفق می‌شود به كمك وانموده‌های ذهنی، رفتاری و گفتاری و بازیگری خوب بازیگران تماشاگر را برای مدتی طولانی راضی و خندان نگه دارد و زیبایی و جذابیت‌های نمایش سیاه بازی را به اثبات برساند.

منبع : سایت تئاتر

 

UserName