• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2093
  • چهارشنبه 1382/10/10
  • تاريخ :

مأموریت انسانی ورزش تمام نشده است

برایشان كف می زدند، شعار می دادند، حرص می خوردند، اشك می ریختند، چه از روی سكوها، چه از پای تلویزیون ها، موقع بازی های ملی برایشان دعا می خواندند، برای پاطلایی ها، سرطلایی ها، پهلوان ها، انگار همین دیروز بود كه دل تو دلشان نبود تا علیرضا حیدری، علیرضا دبیر، علیرضا رضایی و... برایشان طلای جهانی بگیرند، گل های علی دایی را می شمردند تا ركورد جهانی را بزند، هر توپی كه در دروازه نمی رفت به زمین و زمان لعنت می فرستادند، برای دیدن ابهت حسین رضازاده تا صبح بیدار می ماندند، دعایش می كردند كه شاید وزنه سنگین تری را بلند كند، حالا هیچ كدام از آنها نیستند، دست های بزرگ و كوچك با هم زیرآوارهای بم دفن شده. پوسترهای قهرمان هایی كه به دیوار كوبیده بودند، با دیوار به زمین آمده و قهرمان ها در كوچه ورزنده جلوی سالن كشتی جهانبخت توفیق جمع شده اند تا یاد همه آنها را زنده كنند و دست بازماندگانشان را بگیرند. از قبل اعلام كرده اند برنامه ساعت یك شروع می شود، اما می گویند از صبح ورزشگاه شیرودی شلوغ بوده . مردم بدون اینكه منتظر چهره های ورزشی باشند، هدایای خودشان را به فدراسیون كشتی كه بانی جمع آوری كمك ها به زلزله زدگان بم شده اند، تحویل می دهند. فقط یك ساعت از شروع برنامه گذشته كه ازدیاد جمعیت كوچه ورزنده را از دوطرف بسته. باشگاه مهرورزان جوان از شبكه سوم پخش مستقیم دارد. هنرمندان هم هستند.

سركوچه دو ماشین هلال احمر خون می گیرند. مردم به صف ایستاده اند. دونده های تیم ملی صحرانوردی هم بین آنها هستند. صندوق های جمع آوری پول هم در چند نقطه این كوچه كمك های نقدی مردم و ورزشكارها را جمع می كنند. حیاط ورزشگاه شیرودی هم پراست ازكنسرو، پتو، آب معدنی و...ورزشكارها یكی، یكی می آیند

 و مردم برای سلامتی آنها صلوات می فرستند. علیرضا دبیر روی سكو می رود:" كمك وظیفه ماست، فكر كنیم این حادثه برای خود ما و خانواده ما افتاده. می خواستم بروم بم، اما نشد و..."

سوخته سرایی و سلیمانی با هم می آیند، علیرضا حیدری هم پشت سر آنها. الله مرداد زرینی، مشهدی آقایی، مهدی مناجاتی، ملكی از وزنه بردارهای قدیمی، تیمورغیاثی، ناصرابراهیمی، مجید احتشام زاده، محمودمشحون، محمود ملاقاسمی، جمشید مشایخی، سروش خلیلی و... قبل از همه خودشان را به ورزنده رسانده اند.

       
        

 محمدرضا طالقانی كه حالا دوست داشتنی ترین چهره است، یك كیسه پلاستیكی دستش گرفته و كمك های مردم را جمع می كند.

چند نفری سراغ علی دایی و حسین رضازاده را می گیرند، می گویند آنها به اردبیل رفته اند تا كمك جمع كنند.

مسؤول سازمان تربیت بدنی محسن مهرعلیزاده، علی كفاشیان، افشارزاده و اسحاقی هم هستند.

 حسین فركی و همایون شاهرخی هم می آیند. همه از محمد پنجعلی امضا می خواهند. به بهنام محمودی می گویند:" بهنام طرفدارهایت را دریاب." محسن كاوه مجبور می شود برگه ها را بگیرد و در گوشه یی امضا كند.

علی كتیرایی ملی پوش كاراته، نماینده فدراسیون است. او كمك های كاراته كارها را آورده:" كمك های ما بیشتر غیرنقدی بود، ما خودمان روز پنجشنبه در حیدرنیا در خدمتیم. كمك های ما باید ادامه داشته باشد. شهر آنها نابود شده، تا زمانی كه بم آباد بشود وظیفه ما كمك كردن است." یكدفعه جمعیت به سمت سركوچه حركت می كنند. همه شعار سلطان، سلطان می دهند ، صلوات می فرستند،" سلطان دوستت داریم." ورزنده حال و هوای استادیوم می گیرد.

علی پروین به زحمت از جمع هوادارانش، خودش را به جایگاه میهمانان می رساند. نیروی انتظامی حلقه یی را كه دور مردم زده، تنگ تر می كند، فایده یی ندارد، چند نفری خودشان را به پروین می رسانند و از او امضا می گیرند. اینجا هم مثل استادیوم ها و كارگران ، هواداران سردسته دارند. سردسته شعار می دهد، بقیه پشت سرش:" سلطان، تسلیت، تسلیت." پروین برای آنها دست تكان می دهد. شهاب حسینی بازیگر سینما از تشویق های مردم ماتش برده. آمدن پروین جو را تحت تأثیر قرار داده و كسی به ادامه برنامه توجه نمی كند. دوربین های عكاسی مدام عكس یادگاری می گیرند. سردسته داد می زند:" به سلامتی زلزله زدگان و سلطان علی صلوات."

طالقانی هم می آید.

او ترجیح می دهد پروین هر چه زودتر روی صحنه برود:" علی جان، اون ور" پروین در حال مصاحبه است طالقانی می گوید:" علی، جون علی بریم."

پروین به جمع قهرمان ها می پیوندد و جمعیت كمی آرام می گیرد. داریوش ارجمند پشت تریبون حرف می زند.

بعد از او هم پاكیزه جم قهرمان پیشكسوت وزنه برداری و امامعلی حبیبی. صدای مردم دوباره درمی آید. آنها می خواهند پروین حرف بزند. او سلام و تسلیت می گوید و ادامه می دهد:" آقای طالقانی فرمودند من هم آمدم اینجا. ما باید دست به دست هم بدهیم. این كار باید تداوم داشته باشد، یكسال، دو سال باید به آنها كمك كنیم. فدراسیون فوتبال هم كار خوبی كرده در كل ایران، بازی دوستانه گذاشتند. نباید بلیت فروشی بشود. اگر هم بلیتی فروخته بشود باید همت عالی باشد. هر كسی هر چقدر می تواند بخرد. ان شاءالله كه غم آخر آنها باشد. من كه از تلویزیون نگاه می كنم خودم و خانواده ام اشك می ریزیم. به هر حال این كمك نباید مقطعی باشد. صلوات برایش می فرستند و طالقانی نامه یی را كه در یك قلك بود به دستش می دهد تا بخواند:" ای كودك بم دوستت دارم." مردم باز هم برای پروین شعار می دهند.

منصور برزگر هم می آید. شبكه های تلویزیون او را دوره می كنند:" متأثر شدم كه چرا هر سال در كشور ما چنین حادثه یی اتفاق می افتد. از سال 42 بویین زهرا تا به حال دولت چه كار كرده. زلزله رودبار، قزوین و حالا هم بم. چرا حركتی نمی شود تا مثل كشورهای پیشرفته حداقل مردم جانشان را از دست ندهند. متأسفانه آنها هر چه دارند از دست می دهند."

علیرض حیدری می گوید:" توقع همه از مردم ما همین است. ما مردم بم را فراموش نمی كنیم. كمك ما باید طوری باشد كه آنها حداقل برای آینده زندگی یی داشته باشند. عطاا... بهمنش از همه گزارشگرها فعال تر است. انگار نه انگار كه 80 سال دارد.

 سرپا ایستاده و هر كسی را كه از راه می رسد جلوی دوربین شبكه جام جم می برد. محمدعلی صنعتكاران كه تحت تأثیر جمعیت و كمك های آنها قرار گرفته می گوید:" یاد تختی و بویین زهرا افتادم. احساس می كنم تختی را جلوی چشمانم می بینم . او جلو افتاده بود و مردم كمك می كردند. قدم بزرگ را او برداشت. من با اینكه غمگینم اما همسبتگی مردم و جامعه ورزش را تبریك می گویم."

ورزشكاران جانباز هم هستند. محمد حسین دانش و مهدی اسدزاده از قهرمانان وزنه برداری، كمك های باشگاهشان را آورده اند.

آنها درجمع مردم روی ویلچر نشسته اند. مهدی مهدوی كیا و فرشاد پیوس می آیند و دوباره جمعیت به طرف آنها هجوم می برد:" آقا ولش كن" یكی هم فریاد می زند:" آقا مردم عزادارند. این كارها را نكنید." این بار جمعیت كوتاه می آیند و شبكه های تلویزیونی مهدوی كیا را كشان كشان به جایگاه می برند تا با او مصاحبه كنند. مهدوی كیا با لباس مشكی كه پوشیده، چندان تمایل به مصاحبه ندارد و می گوید: اجازه بدهید، می روم آن طرف."

ملاقاسمی در حال صحبت است:" در بویین زهرا تختی بود كه كمك می كرد، حالا طالقانی پا جای تختی گذاشته" همه از بهمنش امضا می گیرند. می گویند او بهترین گزارشگر ایران است. مرد مسنی می گوید:" آقای بهمنش یك امضا هم به من بده."

پیرزنی داد می زند:" آقای بهمنش من شاگردت بودم." این جمله را چند بار تكرار می كند و بهمنش با گریه می گوید من چاكر همه شماها هستم. 30-20 نفر دور او حلقه زده اند و برای سلامتی اش صلوات می فرستند. بهمنش تحت تأثیر مردمی قرار گرفته كه اكثرشان شاگردش بوده اند. بچه های شاگردانش، فریاد می زنند:" استاد دوستت داریم." دوربین های جام جم حالا به جای گزارش های بهمنش، از خود بهمنش تصویر می گیرند. پروین سلیمانی هم كه به زحمت راه می رود، كنار دست بهمنش از مردم بم حرف می زند و اشك همه را در می آورد. او می گوید:" 80 سال سن دارم، اما خودم به دیدارتان می آیم." امیر رضا خادم می آید و شعارهای احساسی جای خودش را به شعارهای تبلیغاتی و انتخاباتی می دهد. چند نفری كه برای تختی وسلامتی بهمنش صلوات می فرستند، حالا می گویند:" دعا كنید خادم در مجلس رأی بیاورد."

پهلوان عباسی و یزدان راد هم كنار هم ایستاده اند. پهلوان عباسی كه از ورزشكاران جانباز است با 20 نفر دیگر امشب( دیشب) عازم بم هستند. یزدان راد هم قرار است پنجشنبه با بدنسازها به بم برود. یزدان می گوید:" محمد نصیری قهرمان بدنسازی در بم است. او حداقل 50 بار از بم به كرمان رفته و جنازه برده."

مردم هنوز هستند. آنها روز چهارشنبه هم خواهند بود، در كمیته ملی المپیك. پنجشنبه هم در ورزشگاه حیدرنیا و جمعه هم در استادیوم های فوتبال اما علی پروین می گوید كه آنها باید باشند. حداقل برای یك سال و دو سال دیگر تا وقتی كه بم دوباره آباد شود.

مهندس مهرعلیزاده: زبان قادر به وصف نیست

معاون رییس جمهور و رییس سازمان تربیت‌بدنی با حضور در مراسم گلریزان جامعه‌ی ورزش و هنر با مردم مصیبت زده‌ی بم ابراز همدردی كرد.

مهندس محسن مهرعلیزاده در این مراسم باشكوه كه كلیه‌ی معاونان سازمان تربیت بدنی، روسای فدراسیون‌های ورزشی، عده‌ی كثیری از خبرنگاران ورزشی و جامعه‌ی هنری كشور حضور داشتند، ضمن ابراز تاسف از این حادثه‌ی غم انگیز به همكاری و همبستگی مردم ایران برای یاری رساندن به مردم زلزله‌زده‌ی بم تبریك گفت و اظهارداشت: امیدواریم كه چنین همبستگی در دیگر زوایای زندگی بشردوستانه‌ی مردم ایران نیز نمود داشته باشد، چرا كه این همه شور و شوق و انسان دوستی را نمی‌توان با هیچ زبانی وصف كرد.

وی گفت: بسیار خوشحال هستم كه با همت جامعه‌ی ورزش، مردم در این جمع انسان دوستانه با همت دلاور مردان دور یكدیگر جمع شدند تا ذره‌ای از غم و اندوه عزیزانمان در شهر بم التیام بخشیده شود.

مهرعلیزاده تاكید كرد: از لحظات اولیه‌ی صبح روز جمعه كه مردم ما از این حادثه اطلاع یافتند، هر یك از آنان برای كمك به مردم بم از یكدیگر پیشی گرفتند كه این امر مایه خوشحالی و افتخار ما است.

وی در پایان به عنوان عضو كوچكی از دولت خدمتگزار جمهوری اسلامی ایران فاجعه‌ی بم را به مردم این شهر تسلیت گفت و از خداوند منان برای آنها طلب صبر كرد.

UserName