• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2885
  • يکشنبه 1382/10/7
  • تاريخ :

هیچگاه برای آموختن دیر نیست

 

خداوند در قرآن به برخی چیزها سوگند یاد كرده است كه عبارتند از: نعمت‎‏هایى ارزنده و بزرگ كه پروردگار بر مردم منت نهاده و آنها را براى آسایش و زندگى بهتر آنان آفریده است. یكى از این نعمت‏هاى بسیار بزرگ كه توانایى شكر و حمدش را نداریم قلم است، و قلم كنایه از سواد و توانایى خواندن و نوشتن است. كه می‎فرماید: "ن و القلم و ما یسطرون"(قلم/1)؛ قسم به قلم و آن چه می‎نویسند.

در سوره «علق» نیز مى‏خوانیم: «الذى علم بالقلم. علّم الانسان ما لم‏ یعلم‏» (علق/5-4)؛ خداوندى كه با قلم بشر را دانش آموخت و او را آموخت آن‏ چه كه نمى‏دانست.

پس نخستین آیه‏اى كه بر پیامبر نازل شده با خواندن «اقرا» آغاز مى‏شود و هم ‏چنین سوره‏اى كه در حساس‏ترین هنگام بر پیامبر نازل شده، دم از نوشتن (قلم) مى‏زند. و بدین‏سان معلوم مى‏شود سوادآموزى و دانش ‏پژوهى و علم‏ خواهى از نظر خداوند چقدر اهمیت دارد كه باید گفت: برترین و والاترین نعمت الهى، توانایى ‏خواندن و نوشتن است. و لذا در روایات و احادیث پیامبر و ائمه معصوم علیهم السلام آن‏ قدر كه بر طلب علم، تشویق و تحریض شده بر چیز دیگرى، تشویق و ترغیب ‏نشده ‏است. همین یك روایت كه همگان آن را از حفظ دارند و همواره تكرار مى‏كنند، براى ‏بیان اهمیت این مطلب كافى است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عیله و آله و سلم ‏مى‏فرماید: «طلب العلم فریضة على كل مسلم (و مسلمه)؛ دانش ‏خواهى بر هر مرد و زن‏ مسلمان واجب است‏.»

از امام ‏علی علیه السلام سؤال شد كه خیر چیست؟ در جواب فرمودند: خیر این نیست كه دارایى و فرزندانت زیاد شود، بلكه خیر آن است كه دانش و علمت افزون گردد.

در اسلام آموختن و یادگیری به قدری ارزشمند است كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله پس از برخی جنگ‎ها بهای آزادی اسرای جنگی را آموختن خواندن و نوشتن به تعدادی از مسلمین اعلام می‎فرمود. كم‎‏ترین علم، دانستن الفباى آن است؛ یعنى خواندن و نوشتن. پس عیب نیست كه ‏انسان در سنین بالا به دانش‏ پژوهى بپردازد، بلكه یك وظیفه مقدس است، ولى ننگى ‏بالاتر از این نیست كه انسان، بى‏سواد از دنیا برود.

آرى! اسلام بشریت را با علم و قلم آشنا ساخت و اگر ترغیب اسلام به ‏دانش‏اندوزى نبود، اثرى از حكمت و دانش وجود نداشت. این دین زمانی پا به عرصه‏ وجود نهاد كه در سرتاسر جزیرة العرب «هفده‏» نفر نویسنده بیش‏تر نبود، و در اندك زمانى اقیانوس حكمتى، از سرچشمه علم رسول خدا جوشید كه تمام مغزهاى بشر را غرق علم و معرفت كرد. سواد داشتن محبوب و خواسته فطرى بشر است و این مطلب به‏ بحث و گفتگو نیاز ندارد. آنچنان در فطرت بشر، عشق به علم نهفته است كه هیچ ‏مطلبى این چنین معشوق بشر نیست. اگر به یك بى‏سواد نسبت فهم و ادب و دانایى بدهى ‏خرسند مى‏شود، هر چند خود مى‏داند كه نادان است و بر جهل خویش كاملا آگاه است، ولى ‏اگر به نادان‎ترین و جاهل‏ترین مردم نسبت جهل و نادانى دادى، آن چنان خشمناك‏ مى‏گردد كه گویى آسمان را بر سرش فرود آورده‏اى. چه شده است كه انسان بى‏سواد با این كه خود به نادانى‏اش دانا است، این چنین از انتساب به بى‏سوادى، خشمگین ‏مى‏گردد؟ علت همین است كه عشق به علم و معرفت در نهاد بشر نهاده شده است؛ پس‏ باید در پى آن بود و آن را فراگرفت و به آن دست ‏یافت و از آن بهره برد و به ‏سویش حتى اگر در «چین‏» هم باشد روانه شد:

«اطلبوا العلم ولو بالصین.‏»

 

علم، میراثى گرانبها

حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه سخنانی گرانبها در باب علم و فضیلت آن فرموده‎اند كه به اختصار به آن می‎پردازیم.

قال ‏علیه السلام: العلم وراثة كریمة والآداب حلل مجددة والفكر مرآة صافیة (1)؛ دانش، میراثى گرانبها و آداب، زینتى دایمى و فكر، آیینه‏اى صاف و شفاف است.

در اسلام آموختن و یادگیری به قدری ارزشمند است كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله پس از برخی جنگ‎ها بهای آزادی اسرای جنگی را آموختن خواندن و نوشتن به تعدادی از مسلمین اعلام می‎فرمود.

در این حكمت بدین جهت از علم تعبیر به میراث شده چون همان‏گونه كه فرزند، مال و ثروت را از پدر به ارث مى‏برد، هر عالمى هم علم و دانش را از استادش به ارث برده است. از آن‏ جا كه در میراث دانش خصوصیتى است كه در میراث مال وجود ندارد، میراث ‏علم به كرامت و ارزشمند بودن توصیف شده: «وراثة كریمة‏». منشا این خصوصیت، بقاى علم و فناى مال و ثروت است. مالى را كه فرزند از پدر به ارث مى‏برد در معرض ‏فنا و نابودى است، در حالى ‏كه علم و دانش باقى و از خطراتى كه مال را تهدید مى‏كند در امان است.

 

ارزش علم در کلام امام

حضرت علی علیه السلام در سخنی شیوا ارزش علم را اینگونه بیان می‎فرماید:

"سئل عن الخیر ما هو؟ فقال‏ علیه السلام: لیس الخیر ان یكثر مالك و ولدك ولكن الخیر ان یكثر علمك" (2)؛ از امام ‏علیه السلام سؤال شد كه خیر چیست؟ در جواب فرمودند: خیر این نیست كه دارایى و فرزندانت زیاد شود، بلكه خیر آن است كه دانش و علمت افزون گردد.

امام پنجم حضرت باقر علیه السلام نیز از پیغمبر اكرم‏ صلى الله علیه و آله نقل كرده‏اند كه فرمودند: در غیر از تعلیم و تعلم خیرى نیست.

حضرت علی علیه السلام شرافت را در كسب علم می‎دانند و می‎فرماید: قال ‏علیه السلام: لا شرف كالعلم(3)؛ هیچ شرافت و ارزشى همانند علم نیست.

در شرافت و ارزشمند بودن علم، روایات دیگرى نیز از حضرت‏ امیرالمؤمنین ‏علیه السلام رسیده است:

"قال ‏علیه السلام: المودة اشبك الانساب و العلم اشرف الاحساب"(4)؛ دوستى، ناگسسته‏ترین پیوندها، و دانش برترین افتخارات است.

"قال ‏علیه السلام: یتفاضل الناس بالعلوم والعقول لا بالاموال والاصول"(5)؛ مردم به ‏وسیله دانش و عقل بر یكدیگر برترى پیدا مى‏كنند، نه به ‏وسیله مال و ثروت و اصل و نسب.

"قال ‏علیه السلام: كفى بالعلم شرفا ان یدعیه من لایحسنه و یفرح اذا نسب الیه، كفى بالجهل ذما یبرا منه من هو فیه"(6)؛ در شرافت و فضیلت علم همین اندازه كافى است كه كسى هم كه آن را ندارد، اگر به او نسبت داده شود خوشحال مى‏گردد، و در مذمت جهل و نادانى همین بس كه جاهل نیز خود را از آن ‏برى مى‏داند.

این مطلب منحصر به علم و جهل نیست، بلكه در شجاعت و جبن، كرم و بخل، عدالت و فسق و سایر اوصاف و سجایاى متضاد، این قاعده جریان دارد؛ یعنى‏ فاقد علم و كرم و عدالت از انتساب به آن شاد و از انتساب به جهل و بخل و فسق‏ متنفر است.

اى كمیل بن زیاد! این دل‏ها همانند ظروفی هستند كه بهترین آنها ظرفى است كه گنجایش و نگهدارى‏اش بیشتر باشد، پس آنچه براى تو مى‏گویم، حفظ كن و به یاد داشته باش، مردم سه ‏گروهند: علماى الهى و دانش طلبانى كه در راه نجات دنبال تحصیل علمند و احمقان بى‏ سر و پا كه ‏دنبال هر صدایى مى‏دوند، با هر بادى حركت مى‏كنند، آنها با نور علم و دانش روشن نشده‏اند و به‏ ستون محكمى پناه نبرده‏اند.

علم بهتر است‏ یا ثروت همه ما وقتی خاطرات زمان مدرسه رفتنمان را مرور می‎كنیم به یاد می‎آوریم كه یكی از موضوعاتی كه معلم انشاء برای نوشتن به ما می‎داد این بود كه علم بهتر است یا ثروت؟ و ما نیز واقعاً در پاسخ به این سوال می‎ماندیم كه در واقع كدام یك بهترند. حضرت علی علیه السلام این یگانه دهر در سخنی گهربار خطاب به كمیل به این سوال پاسخ داده‎اند.

كمیل مى‏گوید: امیرالمؤمنین على بن ابى ‏طالب‏ علیه السلام دست مرا گرفت و به سوى قبرستان كوفه ‏برد. هنگامى كه به صحرا رسیدیم، آه پر دردى كشید و فرمود:

اى كمیل بن زیاد! این دل‏ها همانند ظروفی هستند كه بهترین آنها ظرفى است كه گنجایش و نگهدارى‏اش بیشتر باشد، پس آنچه براى تو مى‏گویم، حفظ كن و به یاد داشته باش، مردم سه ‏گروهند: علماى الهى و دانش طلبانى كه در راه نجات دنبال تحصیل علمند و احمقان بى‏ سر و پا كه ‏دنبال هر صدایى مى‏دوند، با هر بادى حركت مى‏كنند، آنها با نور علم و دانش روشن نشده‏اند و به‏ ستون محكمى پناه نبرده‏اند.

اى كمیل! علم بهتر از مال است، علم تو را پاسدارى مى‏كند، ولى تو باید حافظ مال باشى. مال با انفاق كم مى‏شود، ولى علم با انفاق افزوده مى‏گردد، دست پروردگان مال به مجرد زوال مال از بین‏ مى‏روند (ولى شاگردان علم پایدارند).

اى كمیل بن زیاد! شناخت علم آیینى است كه با آن جزا داده مى‏شود و بر همه فرض و لازم است؛ به وسیله آن انسان در دوران حیات اطاعت فرمان خدا مى‏كند و بعد از وفات نام نیك از او مى‏ماند؛ علم حاكم است و مال محكوم و مغلوب.

اى كمیل! ثروت اندوزان مرده‏اند، در حالى ‏كه ظاهراً در صف زندگانند، ولى دانشمندان تا دنیا برقرار است زنده‏اند خود آنها از بین مردم رفته‏اند ولى چهره آنها در آیینه دل‏ها نقش شده است.(7)

بر اساس تقسیم‎بندی كه امام كرده‎اند؛ مردم یا عالم ربانى‏اند، یعنى حقیقتا خداشناس شده و مردم را در مسیر خداشناسى تربیت مى‏كنند و یا در مسیر خداشناسى هستند و در غیر این دو صورت‏ از حقیقت انسانیت‏ خارجند، زیرا هدف از خلقت ‏شناختن خدا و بندگى اوست: و ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون.( ذاریات/56)

كسانى كه نه عالم و نه متعلمند، بى‏هدف با هر بادى به جهتى مى‏روند و به هر نغمه‏اى دل مى‏سپارند؛ اینها از انسانیت ‏بهره‏اى نبرده‏اند.

عن ابی ‏عبدالله‏ علیه السلام: الناس اثنان: عالم و متعلم و سائر الناس همج والهمج فی النار (8)؛ مردم دو دسته‎اند: یا عالم و یا متعلم. و یا غیر این دو گروه كه باد از هر جهتی بوزد به همان سو می‎روند.

حضرت علی علیه السلام می‎فرماید: هر ظرفى با ریختن چیزى در آن از گنجایش و فراگیرى‏اش كم مى‏شود مگر پیمانه علم كه هر چه در آن از دانش قرار داده شود وسعت و فراگیرى‏اش افزون مى‏گردد.

یعنى دسته سوم اصلا قابل اعتنا نیستند، تا این‏ كه قسمى جداگانه قرار گیرند، گرچه اكثریت ‏با این دسته سوم است. شیخ بهایی(ره) می‎گوید: مفرد آوردن دو دسته عالم و متعلم و جمع آوردن دسته سوم یعنی همج رعاع اشاره به این نكته است كه دو قسم اول كمتر و قسم سوم زیادند.(9)

همج رعاع یعنی فرومایگان، از گروه سوم به علت حقارت و پستی و سقوط از انسانیت، تعبیر به همج رعاع نموده‎اند؛ یعنی پشه‎های ریز و كوچكی كه حقیر و بی‎ارزش‎اند. همج بنابر نقل جوهری، جمع كلمه همجة است، به معنای پشه‎ ریزی كه روی صورت و چشم چهارپایان می‎افتد.

مقایسه بین علما و ثروتمندان "هلك خزان الاموال و هم احیاء والعلماء باقون مابقی الدهر اعیانهم مفقودة، و امثالهم فی‏القلوب موجودة."

ثروت اندوزان در حال حیات دنیوى گرچه به ظاهر زنده‏اند و همانند چهارپایان‏ مى‎خورند: و یاكلون كما تاكل الانعام(محمد/12)؛ لكن در حقیقت مرده‏اند، زیرا در اثر غفلت از خالق خود بهره‏اى از حیات طیبه انسانى نبرده‏اند: اموات غیر احیاء و ما یشعرون ایان یبعثون (نحل/21)؛ مردگانى هستند كه از حیات بى‎بهره‏اند و شعور ندارند كه چه هنگام برانگیخته خواهند شد.

مرده دل زنده تو دانى كه كیست                                                      آن كه ندارد به خدا اشتغال

در حالى ‏كه دانشمندان الهى تا دنیا باقى است، هستند گرچه اجسام و بدن‏هایشان ‏در بین مردم نباشد، ولى یاد آنها همراه با آثارشان براى همیشه باقى و جاویدان ‏خواهد بود.

نظیر بیانى كه در حكمت 147 در مقایسه بین علم و ثروت گذشت، روایات ‏دیگرى از امیرالمؤمنین ‏علیه‎السلام: نقل شده، كه می‎فرماید: علم از هفت جهت ‏بر مال برترى دارد:

1- علم میراث پیامبران است و ثروت و مال میراث فراعنه.

2- علم با بخشش و انفاق كم نمى‏شود، و حال آن كه ثروت با خرج كردن كم مى‏شود.

3- ثروت احتیاج به نگهبان دارد و حال آن كه علم نگهبان صاحب علم است.

4- علم داخل كفن مى‏شود و مال خارج از آن مى‏ماند، یعنى ثمرات دانش براى پس از مرگ‏ هم مفید و سودمند است.

5- ثروت، هم به دست مؤمن مى‏رسد و هم به دست كافر، و حال آن كه علم فقط در دسترس‏ مؤمن است.

6- تمام مردم در امر دینشان نیازمند به عالم و دانشمند ربانى‏اند، در حالى كه به ثروتمندان‏ خسیس نیازى ندارند.

7- علم، انسان را براى عبور از صراط و رسیدن به بهشت و فردوس برین قوت و نیرو مى‏بخشد، در حالى كه ثروت مانع از عبورش مى‏گردد. (یعنى ثروتى كه در راه صحیح مصرف نشود مانع حیات طیبه اخروى و رفتن به بهشت مى‏گردد).

همچنین از آن حضرت نقل شده كه فرمودند:

اى مردم! بدانید كه كمال دین طلب علم و عمل به آن است و طلب دانش بر شما واجب‏تر است ‏از طلب مال، زیرا مال بین شما تقسیم و سهم شما از ثروت و مال تضمین گردیده و به عدالت ‏بین ‏شما قسمت‏ شده و به شما خواهد رسید، و حال آن كه علم براى شما نزد اهلش به ودیعه نهاده شده و به شما امر شده به دنبال آن بروید و آن ‏را از اهلش طلب كنید. بدانید كثرت و فراوانى مال موجب‏ فساد دین و قساوت قلب‏هاست، و حال آن كه زیادى دانش و عمل به آن به صلاح و منفعت دین و وسیله‏اى است ‏براى رسیدن شما به بهشت. بخشش و خرج كردن موجب كم شدن مال است، در حالى كه علم به واسطه انفاق و بخشش رشد و نمو مى‏یابد و انفاق علم، پخش و گسترش آن براى‏ حافظان و راویان دانش است.(11)

 

همنشینى با دانشمندان

امام در نامه‎ای به همنشینی با عالمان و دانشمندان توصیه می‎فرماید كه:

با دانشمندان، زیاد به گفتگو بنشین و با حكما و اندیشمندان، بسیار به بحث‏ بپرداز. درباره امورى كه به وسیله آن وضع كشورت اصلاح مى‏شود و درباره آنچه موجب قوام كار مردم ‏پیش از تو بوده.(12)

فراگیرى دانش و مجالست ‏با علما براى تمام گروه‏ها و اقشار مردم لازم است، گرچه در این جا مخاطب امام ‏علیه السلام یكى از زمامداران است ‏به نام مالك بن حارث ‏اشتر نخعى كه از طرف حضرت، سرپرستى مردم و اداره امور كشور مصر را به عهده‏ گرفته ‏است.

امیرالمومنین علیه السلام در سخنی دیگر می‎فرماید: "منهومان لایشبعان طالب علم و طالب دنیا"؛ دو آزمندند كه هرگز سیر نمى‏شوند: خواهان دانش و خواهان دنیا.

یكى از راه‏هاى یادگیرى دانش، مجالست و همنشینى با دانشمندان است كه علاوه ‏بر یادگیرى، آثار عملى دیگرى نیز دارد:

"قال امیرالمؤمنین ‏علیه السلام: من جالس العلماء وقر و من خالط الانذال حقر"(13)؛ كسى كه با علما همنشین باشد، عظمت و وقار مى‏یابد و كسى كه با فرومایگان همنشین گردد، پست و كوچك مى‏شود.

لقمان در نصیحت و پند و اندرز به فرزندش مى‏گوید:

"یا بنى صاحب العلماء و جالسهم و زرهم فى بیوتهم لعلك ان تشبههم فتكون منهم"(14)؛ پسرم! با علما مصاحب و همنشین باش و به منزل آنها براى دیدار آنها برو، شاید با این آمد و شد و همنشینى، تو از آنها شوى.

عالمى كه مجالست او و یادگیرى از او و حتى نگاه كردن به او عبادت است(15) كدام ‏عالم است؟

پاسخ به این سؤال با توجه به این دو روایت، به خوبى روشن مى‏گردد:

پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: حواریون از حضرت عیسى‏ علیه السلام پرسیدند: چه كسى را براى همنشینى برگزینیم؟ پاسخ داد: كسى كه دیدارش شما را یاد خدا اندازد و سخنش دانش شما را زیاد و كردارش شما را به آخرت‏ تشویق نماید.(16)

حضرت، موسی بن جعفر علیهماالسلام فرمودند:

با هر عالمى همنشین و هم مجلس نشوید، بلكه تنها با عالمى همنشین باشید كه از پنج چیز شما را به پنج چیز دعوت كند: شما را از شك به یقین، و از كبر به تواضع و فروتنى، و از ریا به اخلاص، و از دشمنى به خیرخواهى، و از دنیاپرستى به زهد.(17)

 

آیا كسب دانش شرمساری دارد؟!!

روایات بسیاری داریم مبنی بر این كه مسلمین را برای كسب دانش در هر سن و شرایطی ترغیب و تشویق می‎نماید.

"قال علی ‏علیه السلام: ولا یستحین احد اذا لم یعلم الشی‏ء ان یتعلمه"(18)؛ اگر چیزى را نمى‏دانید، از فرا گرفتن آن خجالت نكشید.

از پیامبر اكرم‏ صلى الله علیه و آله روایت ‏شده كه فرمودند: "من لم یصبر على ذل التعلم ساعة بقی ‏فى ذل الجهل ابدا" (19)؛ كسى كه براى یادگیرى و آموختن دانش ساعتى، كوچكى و ذلت را تحمل نكند، تا ابد در ذلت و خوارى جهل و نادانى باقى مى‏ماند.

امام صادق ‏علیه السلام فرمودند: "من رق وجهه رق علمه" (20)؛ كسى كه از پرسیدن و یادگیرى دانش خجالت ‏بكشد، علمش اندك خواهد بود.

گنجایش پیمانه علم ظرف‏ها و پیمانه‏هاى مادى و محسوس چون ظرفیت و گنجایش محدودى ‏دارند، اگر چیزى در آنها قرار داده شود، به ‏تدریج از ظرفیت آنها كاسته مى‏گردد، و این ‏مطلبى است ضرورى و غیرقابل انكار.

اما ظرف علم و ادراك كه نفس است و قوه دراكه نظر به این‏ كه اولا مجرد است نه‏ مادى، و ثانیا هر ادراكى زمینه‎ساز ادراك دیگرى است، با افزایش ادراكات گنجایش و ظرفیت ‏بیشترى پیدا مى‏كند و با پذیرش هر دانشى آمادگى پذیرش دانش‏هاى دیگرى ‏را پیدا مى‏كند.

"قال‏ علی علیه السلام: كل وعاء یضیق بما جعل فیه الا وعاء العلم فانه یتسع به." (21)

حضرت علی علیه السلام می‎فرماید: هر ظرفى با ریختن چیزى در آن از گنجایش و فراگیرى‏اش كم مى‏شود مگر پیمانه علم كه هر چه در آن از دانش قرار داده شود وسعت و فراگیرى‏اش افزون مى‏گردد.

این كلام نورانى امیرالمؤمنین ‏علیه السلام مؤیدى است ‏براى براهینى كه تجرد نفس و تجرد ادراك را اثبات مى‏كند.

امیرالمومنین علیه السلام در سخنی دیگر می‎فرماید: "منهومان لایشبعان طالب علم و طالب دنیا" (22)؛ دو آزمندند كه هرگز سیر نمى‏شوند: خواهان دانش و خواهان دنیا.

از امام صادق‏ علیه السلام نیز روایت ‏شده: "منهومان لا یشبعان منهوم علم و منهوم مال." (23)

پیامبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله مى‏فرمایند:

"منهومان لایشبعان طالب علم و طالب دنیا، اما طالب العلم فیزداد رضى الرحمن و اما طالب ‏الدنیا فیتمادى فی الطغیان"

(24)؛ دو آزمندند كه هرگز سیر نمى‏شوند: خواهان دانش و خواهان دنیا؛ اما خواهان دانش رضایت ‏خدا را مى‏افزاید و اما خواهان دنیا در گمراهى و سركشى پیش مى‏رود.

مجمع البحرین ذیل این حدیث مى‏گوید: "المنهوم فی الاصل هو الذی لایشبع من الطعام من النهمة بالتحریك و هی افراط الشهوة‏ فی الطعام."

«منهوم‏» در اصل كسى است كه از غذا سیر نمى‏شود؛ از «نهمة‏» گرفته شده، به معناى میل زیاد به ‏خوردن غذا.

چرا طالب علم سیر نمى‏شود؟ سیر نشدن طالب علم به این علت است كه علم در حد خاصى محدود نمى‏گردد.

قرآن كریم مى‏فرماید: و فوق كل ذى علم علیم.( یوسف/76)

قرآن كریم مى‏فرماید: خلق الانسان هلوعا (معارج/19)؛ انسان مخلوقى است طبعا سخت ‏حریص و بى‏صبر.

همچنین مى‏فرماید: و انه لحب الخیر لشدید(عادیات/8)؛ انسان بر حب مال سخت فریفته و بخیل است.

پیغمبر اكرم ‏صلى الله علیه و آله مى‏فرمایند: "یشیب ابن آدم و تشب فیه خصلتان الحرص والامل"(25)؛ انسان پیر مى‏شود، در حالى كه دو صفت در او جوان مى‏شود: حرص و آرزو.

 در انتهای مقاله به این نتیجه نائل می‎شویم كه برای یادگیری و آموختن هیچگاه دیر نیست. و آموختن دانش مختص زمانی خاص نمی‎باشد. همانطور كه رسول گرامی اسلام فرمودند: ز گهواره تا گور دانش بجوی. و حتماً در زندگینامه ابوریحان بیرونی مطالعه كرده‎اید، كه در حال احتضار نیز به دنبال یادگیری بود، چرا كه معتقد بود بداند و بمیرد؛ بهتر است از این كه نداند و بمیرد. از طرف دیگر آموختن و علم از هر چیز دیگری كه در این دنیا موجود است با ارزش‎تر است و تنها علم است كه بشر را به انسانیت می‎رساند و او را از دیگر مخلوقات ممتاز می‎نماید. البته لازم به ذكر است كه علم بدون ایمان مشكل‎زا است و انسان را به هدف نمی‎رساند. شهید بزرگوار استاد مطهری(ره) می‎فرماید: علم و ایمان به مثابه دو بال برای انسان است كه او با یك بال به سعادت و كمال نمی‎رسد و هر دو لازم و ملزوم یكدیگرند. امید كه با بذل عنایت الهی همه ما قدمی به سوی یادگیری و علم برداریم.

 

پی‎نوشت‎ها:

1- نهج البلاغه، حكمت 5.

2- همان، حكمت 94.

3- همان، حكمت 113.

4- بحارالانوار، ج1، ص 183.

5- غررالحكم.

6- بحارالانوار، ج1، ص 185.

7- نهج البلاغه، حكمت 147.

8- بحارالانوار، ج1، ص 187.

9- همان، ص 190.

10- بحارالانوار، ج1، ص 187.

11- تحف العقول، ص 199.

12- نهج البلاغه، نامه 53.

13- بحارالانوار، ج1، ص 205.

14- همان.

15- بحارالانوار، ج1، ص195.

16- اصول كافی، ج1، ص 39.

17- بحارالانوار، ج1، ص 205.

18- نهج البلاغه، ج1، ص 177.

19- بحارالانوار، ج1، ص 177.

20- همان، ج 68، ص 331.

21- نهج البلاغه، حكمت 205.

22- همان، حكمت 457.

23- بحارالانوار،ج1، ص 168.

24- همان، ص 182.

25- ملا مهدی نراقی، جامع السعادات، ج2، ص 101.

                                                                                                                                                   سایت تبیان

                                                                                                                                                مهری هدهدی

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
رسم رفاقت چیست؟

رسم رفاقت چیست؟

رسم رفاقت چیست؟
معصیت کار بیمار است، با او مدارا کنید!!

معصیت کار بیمار است، با او مدارا کنید!!

معصیت کار بیمار است، با او مدارا کنید!!
انسان به چه چیز نیاز دارد؟!

انسان به چه چیز نیاز دارد؟!

انسان به چه چیز نیاز دارد؟!
اصول معاشرت صحیح بر اساس روایات

اصول معاشرت صحیح بر اساس روایات

اصول معاشرت صحیح بر اساس روایات
UserName
عضویت در خبرنامه