• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2086
  • يکشنبه 1382/9/30
  • تاريخ :

گفتگویی جذاب با خداداد عزیزی

مربیگری همایون شاهرخی با مجید جلالی چه تفاوتهایی دارد؟

آنها از دو نسل مختلف با تفكرات متفاوت می باشند آقا مجید معلم مدرسه است. همایون خان هم پلیس بود. روش " معلم گونه " آقا مجید و روش خشك پلیسی  همایون خان هر كدام درجای خود قابل بحث است ضمن آنكه به نوعی هر دو موفق بودند.

همایون دو سال در پاس روزهای خوبی داشت و آقا مجید هم تا پایان نیم فصل نشان داد مربی موفقی است زیرا پاس هم خوب نتیجه گرفت وهم خوب بازی كرد.

دكترین آقای جلالی این است همه آدمها خوب هستند مگر خلاف آن ثابت شود وهمایون خان دیدگاه دیگری داشت. بنده این نوع مثبت اندیشیدن را از آقا مجید دارم.

بیشترین آشنایی خداداد و جلالی در اردوی اردبیل رقم خورد، درسته؟

بعد از سه، چهار روز تمرین در اتاق دور هم جمع بودیم كه آقا جلالی رو به من كرد و گفت :" ای كاش مربی بشوی تا اینقدر مربیانت را اذیت نكنی ". وقتی دید دلخور شدم ،  در ادامه گفت " شوخی كردم و منظوری نداشتم" و سپس افزود: " وقتی می خواستم پاس را تحویل بگیرم به من گفتند برای خودت" سپر" و " كلاه خود" بردار زیرا در پاس یك مشت یاغی و قالتاق منتظر هستند خداداد هم آنجاست ". به ایشان گفتم آیا  واقعاً اینطور است؟ وی گفت : به جان بچه هایم قسم می خورم اینطور نیست زیرا این تیم اصلاً حاشیه ندارد. شاید آن كسانی كه مدعی شدند با " سپر" به پاس بیایم قصد داشتند نظرم را نسبت به آمدن به پاس عوض كنند. اكنون با گذشتن چند ماه باز هم می گوید در پاس مسایل حاشیه ای وجود ندارد اما آنوقت می گفتند " هاشمی نسب" و رهبری فرد هر كدام برای یك تیم بس است. خداداد برای جنجال در یك تیم كافیه اما با بودن آقا مجید به " اخم و تخم " و شیوه پلیسی احتیاج نداریم زیرا همانطور كه گفتم مدیریت ایشان معلم گونه و مورد قبول همه است.

واقعیت این است در اواخر حضور شاهرخی در پاس ، او با تو اختلاف پیدا كرد. واقع جریان چی بود هر چند كه سرنخ آن به تیم ملی ارتباط پیدا می كرد.

الحمدا... هیچوقت مشكل آنچنانی وجود نداشت و اساس كار بر احترام متقابل استوار بود همایون خان در فوتبال مثل پدرم بود ولی خوب سرجریان تیم ملی از او توقع داشتم به من كمك كند البته نه به آن معنا كه مرا به خاطر ضعف فنی به تیم ملی دعوت كند من همیشه سعی كرده بودم توقعات ایشان را برآورده كنم اما ایشان توقعات مرا بر آورده نكرد. البته نمی خواستم بگویم كه محرومیت مرا كه به خاطر درگیری با بازیكن فولاد به وجود آمد پاك كنند در حالی كه سردار آجورلو در آن شرایط به من كمك كرد. حقیقتش توقع نداشتم همایون خان در  صحبت هایش عنوان كند خداداد مقصر است زیرا محرومیت من مربوط به تیم ملی نبود بلكه در رده باشگاهی ضمانت اجرایی داشت .

به هر حال اتفاقی بود كه گذشت و البته با تجربه تر شدی ؟

بله حق با شماست الان هم از همایون خان گله ای ندارم شاید در شرایطی قرار داشت و صلاح بود كه مرا قربانی كند. به نظرم مهم ترین خدمت و بحث همایون خان به من این بود كه متوجه شوم دیگر نمی توانم در تیم ملی بازی كنم !

اما این فصل خیلی آماده ای ؟

به كوری چشم خیلی ها كاملاً حق با شماست. شاید ادعای آقایان كه مدعی هستند پیر شده ام و دیگر كارآیی لازم را ندارم انگیزه ام را دو چندان كرد و امسال یكی از بهترین دوران ورزشی ام را پشت سر می گذارم و این مساله برای خیلی ها ناخوشایند و ناراحت كننده است.

برای چه كسانی ؟

آنهایی كه می گویند پیر شده ام ، یا مدعی بودند مفید نیستم. همان هایی كه به  خاطر گفتن حقیقت از من خوششان نمی آید. البته من حرفهایم را قبل ازهر چیز در میدان مسابقه می زنم اگر حرف می زنم نشان می  دهد اهل " چرت و پرت " گفتن نیستم . اگر من به سیستم اداره فوتبال دركشور ایراد می گیرم به این خاطر است كه در زمین بازی حرفهایم را به شكل عملی می زنم.

علیرغم تمام تنگ نظری ها اهالی فوتبال در انتظارحضور تو با پیراهن تیم ملی درمیادین هستند.

خب من مشكل سنی ندارم وحداقل از من پیرتر هم در تیم ملی بازی می كنند اما عده ای دوست ندارند من بازی كنم چون می دانند هر وقت بودم، خوب بازی كردم، وقتی هم خوب باشم عرصه برای دیگران تنگ می شود و كسی هم نمی تواند از من ایراد بگیرد زیرا تخصصم فوتبال است. اگر راجع به مسایل پزشكی صحبت كنم می توانند ایراد بگیرند اما اشكال كار اینجاست من از 17 سالگی تاكنون لیگ های مختلفی را ازخراسان بگیر تا لیگ برتر، بوندس لیگا،  امارات، آمریكا و ... تجربه كرده ام پس نمی توانند بگویند خداداد حالیش نیست و فقط حرف های "گنده" می زند. وقتی من د ر تیم ملی باشم مثل بعضی ها روی واقعیتها سرپوش نمی گذارم.

درهر صورت این تیم ملی است نه باشگاهی ؟

بله حق با شماست اما این تیم ملی واقعی ایران نیست حتی اگرمرا هم دعوت كنند بازهم این حرف را می زنم.

خب چرا؟

آیا باید به اردن ببازیم و آن بازی ضعیف را مقابل لبنان ( بازی برگشت) انجام بدهیم ؟

چه باید كرد؟

مشكل اینجاست حق خیلی ها ضایع می شود. مگر می شود همیشه 30 بازیكن خاص به اردوی تیم ملی دعوت بشوند؟ واقعاً كجای دنیا را سراغ دارید كه با این رو ش منسوخ شده كارمی كنند؟ همیشه هم از بین 30 نفر، 22 بازیكن را انتخاب می كنند پس آنهایی كه در لیگ برتر زحمت می كشند و به چشم می آیند چی ؟ این همه مطبوعات تیم هفته ماه نیم فصل انتخاب می كنند، نمره می دهند چی ؟ یعنی همه آنها اشتباه می كنند وازاین انتخابات مقطعی منظور خاصی دارند؟ مگر می شود همه مطبوعات با تعدادی از بازیكنان رابطه خوبی داشته باشند؟ راستی چرا نباید رجب زاده به اردوی  تیم ملی دعوت شود اما بازیكنی را دراردوی تیم ملی سراغ دارم كه همیشه هست ولی هیچوقت بازی نمی كند!

بالاخره مربیگری امری سلیقه ای هم هست.

بله اما تیم ملی ارث پدری هیچكس نیست. من با حرف شما موافق هستم ولی اگر یك بازیكن واقعاً خوب باشد باید دعوت شود. درست مثل رجب زاده اما در تیم ملی كشورمان اینطوری نیست.

زمانی كه دچارمحرومیت 6 ماهه شدی و سپس به سه ماه تقلیل پیدا كرد منتظر بودیم با پایان  این دوره دوباره به اردوی تیم ملی دعوت شوی ؟

( باخنده) خب من بعد از آن به محرومیت مادام العمر دچار شدم.

دلیلش ؟

احتمالاً از نگاه آقایان انگیزه نداشتم. چون با یك بازیكن فولاد درگیر شده بودم!

زندگی جالب و منحصر به فردی داری خداداد؟

خب دیگه این هم قسمت ماست. یادم می آید بعد از جام جهانی 98 تیم ملی برای برگزاری بازی دوستانه به كویت دعوت شد من هم از آلمان خودم را به اردوی تیم ملی در آنجا رساندم و كفش باشگاه كلن را باخودم نیاوردم . در اردو به آقای ابراهیمی ( تداركات تیم ملی ) گفتم به من كتانی بده  و اگر نمی آوری خودم  بروم بخرم . صبح روز مسابقه با كویت درحال دویدن  و نرمش سبك بودم و ... آن بازی را سه برصفر به كویت باختیم و بعداً دلیل باخت، تمرین من با " دمپایی" بود.

زمان مربیگری پور حیدری؟

بله درسته ! روزی رفتم پیش آقای پروین ایشان رو به من كرد و گفت :" خداداد آنجا چه كار كردی به من گفتند با دمپایی سرتمرین حاضرشدی ؟" گفتم عل آقا وقتی فلان بازیكن تیم ملی تا 5 صبح در " مجالس فساد" است وقتی درنیمه شبی كه فردایش بازی دارند تعدادی از بازیكنان در " باغ گیلاس " دیده می شوند، آیا ایراد تیم ملی " دمپایی " من است؟ علی آقا حرفهای منطقی مرا پذیرفت.

فكر می كنی دلیل مورد غضب گرفتن تو چه چیزی است؟

دلیلش این است وقتی از جام جهانی بر می گشتیم شبكه های مختلف تلویزیونی در فرودگاه به سراغم آمدند و من واقعیت ها را گفتم اما آن موقع خیلی ها سكوت كردند. من گفتم آقای جلال طالبی در روز مسابقه با آلمان به ما گفت:" اگر دو- صفربه آلمان ببازیم آبرومندانه از جام خداحافظی می كنیم و اگر 5 بر صفر ببازیم آبروریزی می شود"!

گفتم : با سه میلیون فرانكی كه از حضور تیم ملی در فرانسه نصیب فدراسیون فوتبال شد چه كار كردند؟ ما در جام جهانی درخانه ارواح اردو زده بودیم كه طبقه پایین آن " شیرینی پزی" بود  و باید 80 پله بالا می رفتیم تا به اتاقهایمان برسیم . آنجا به این خاطر اسكان یافتیم كه مثلاً فلان قیمت اجاره بدهیم در حالی كه فكر می كنم یك چیزی هم به خاطر زندگی كردن در آنجا بعضی ها گرفتند!

از جام جهانی و اتفاقات آن بگذریم زیرا زمانی كه مقابل دانمارك درتورنمنت هنگ كنگ بازی كردی دیگر خبری ا زخداداد دراردوی تیم ملی نشد؟

خب همایون خان اجازه نداشت مرا دعوت كند. وقتی او می گفت خداداد بهترین بازیكن لیگ است، پس باید مرا هم به اردوی تیم ملی دعوت می كرد. در واقع آن موقع هم مرا دعوت كرد ه بودند تا مثلاً ضایع بشوم اما خدا خواست تا بهترین بازیكن باشم .

بالاخره تو بازیكنی هستی كه حرفت را می زنی وخیلی ها هم این را نمی پسندند؟

به نكته خوبی اشاره كردی زمانی كه در دادگاه تجدید نظر آقای دادكان برای كاهش محرومیت باشگاهی احضار شده بودم ایشان به من گفت: " تو نباید این حرف ها را بزنی توالگو هستی." گفتم : " مگر من معصوم هستم ؟" اگر اینطوری است مگر بازیكنان پرسپولیس و استقلا ل با طرفداران بیشمارشان الگو نیستند؟ آیا این انصاف است كه فحش ناموس یك جلسه محرومیت داشته باشد اما چون فولادی ها از من بدشان می آید 6 ماه محروم بشوم؟ در شرع اسلام لگد زدن بدتراست یا فحش ناموس دادن. واقعیت این است كه فدراسیون فوتبال با زبان من مشكل دارد.

منظورت دادكان است ؟

فرقی نمی كند. آنها دوست دارند من ازآقایان تعریف كنم و بگویم بهترین رئیس فدراسیون فوتبال دادكان است. بگویم بهترین دبیر فدراسیون فوتبال دانشور است، بگویم بهترین مربی برانكو است اما من می گویم بهترین رئیس فدراسیون فوتبال داریوش مصطفوی بود، بهترین مربی تیم ملی محمد مایلی كهن بود و بعد ازاو هم ایویچ ، همان ایویچی را كه اجاره ندادند به كارش ادامه بدهد. من می گویم بهترین دروازه بان عابدزاده است و آدمی نیستم كه با تغییر وزش باد تغییر عقیده بدهم. درزمان مربیگری تیم ملی توسط بلا زوویچ هركسی كه صحبت های او را در تلویزیون می دید و می شنید، هر بیننده ای می گفت :" بلاژ" آدم چاپلوسی است.

خب مقصر خودتی كه سیاست مدارانه با مسائل برخورد نكردی؟

چه كار می كردم؟

دایی هم بازیكن بزرگی بود اما رفتار تو را نداشت.

شخصیت آدم ها با هم فرق می كند. من از پدرم یاد گرفتم كه آویزان كسی نشوم. من فقط از او حرف شنوی دارم حتی اگر به من زور بگویند. حرف من این است بیایید صحبت هایم را حلاجی كنید و ببینید  اگر منطقی نبود جواب بدهید.

حالا كه از صحبت هایت به اتفاقات گذشته تیم ملی اشاره كردی، بد نیست یك بار دیگر به اتفاقات قبل از جام جهانی 98 فرانسه برگردیم كه مثل راز سر به مهر باقی ماند. منظورم اخراج عجیب و غیر منتظره تومیسلاو ایویچ درآن مقطع بود.

خب یك عده دوست نداشتند ایویچ در راس كار باقی بماند به همین خاطربرای اخراج او دست به كار شدند چون او به كسی باج نمی داد یعنی مثل بلا زوویچ نبود كه به خاطر 100 دلار، 100 تا پشتك بزند! حالا هم اگر می بینید ایویچ را آوردند ازاو فقط  به عنوان مشاور از وجودش درسطح باشگاهی سود می برند نه سرمربی تیم ملی اما یكی را مربی تیم ملی گذاشتند تا به او خط بدهند!

منظورت برانكواست؟

تیم ملی به خاطر قرارداد گذشته ، یا 100 هزار دلار با بازیكنان خسته به كویت رفت و شما ( مطبوعات) بعد از این ناكامی مجبورید  برانكو را مقصر قلمداد كنید اما ایویچ به چنین خواسته هایی تن نمی داد.

پس با این حساب وجود باند قدرت در زمان بركناری ایویچ كاملاً صحت داشت؟

در این مافیای قدرت سه،چهار نفر دست داشتند. شب قبل از بازی با " رم " من و كریم از آلمان به اردوی تیم ملی ملحق شدیم و فردایش بازی نكردیم اما همان صبح از تهران با موبایل بین المللی ام تماس گرفتند و گفتند ایوچ عوض شد!

این باند از بازیكنان شكل گرفته بود؟

سه، چهار بازیكن وتعدادی هم بیرون از فوتبال. ایویچ قبل از ترك كردن اردوی تیم ملی گفت:"مافیاتر از فوتبال ایران نداریم ..." حالا من هم می گویم دركجای دنیا لیست سیاه وجود دارد؟ دركجای دنیا سراغ دارید كه به خاطر انتقاد از دبیر فدراسیون در لیست سیاه قرار می گیرند؟ وقتی من می گویم فوتبال ما احتیاج به مربیان چاپلوسی مثل بلا زوویچ دارد برایش هم دلیل دارم زمانی كه بعد از بازی با عراق به زیارت رفتیم ایشان با پای برهنه به دنبال حرم مطهر حضرت امام حسین (ع) می گشت؟ یعنی درسته چون من در آلمان بازی می كردم باید مسیحی یا طرفدار هیتلر می شدم؟

چه بخواهی چه نخواهی " خداداد" تبدیل به مشكل فوتبال و مسئولانش شده است.

نمی دانم شاید ! البته این را خوب می دانم در فوتبال ما خیلی ها چشم دیدن یكدیگر را ندارند. این را می دانم وجود خداداد و محبوبیت او برای دیگران زنگ خطراست زیرا زمانی كه وارد زمین می شوم چون امكان دارد خوب بازی كنم آن آقا به چشم نیاید! وقتی مهدوی كیا، كریمی، هاشمیان، مجیدی و ... باشند و بر تعداد ستاره های تیم ملی اضافه شود آن وقت درصد مقبولیت فلان بازیكن دایمی تیم ملی كم می شود زیرا هر یك ازآن ستاره ها كارهایی را می كنند كه به چشم تماشاگران و اهالی فوتبال و كارشناسان می آید. پا به توپ شدن خداداد برای خیلی ها لذت بخش است. همه، دریبل های علی كریمی را دوست دارند به ضربات و استارت های مهدوی كیا اظهار علاقه می كنند، جنگندگی هاشمیان به دلشان می نشیند، مجیدی را دوست دارند و ... با این حساب خب معلوم است كه از خداداد خوششان نیاید، قبلاً چشم دیدن " وحید" را نداشتند اما حالا بنابر مصلحت او را دوست دارند! كریمی و بقیه هم همینطور. آن آقا و مثل او دست به هر كاری می زنند تا مثلاً خداداد را خراب كنند و حتی وارد زندگی خصوصی ام می شوند.

مثل اینكه خیلی دلت پر است؟

بله اجازه بدهید فوتبالم تمام شود آن وقت كتاب خاطراتم را بدون سانسورمی نویسم واسم تك تك آنها را می آورم.

خب حالا به تعدادی از آنها اشاره كن.

ای بابا الان كه اسمی از كسی نمی برم ،6 ماه محرومم می كنند و اگر حرف دیگری بزنم می گویند برو خانه ات!

حالا كه حسابی نبش قبر كردی اشاره ای به قضیه دعوت شدنت به اردوی تیم ملی زمان بلازوویچ وجنجال پیراهنی كه به دیگران داده بودند هم بكن.

طرفم آن موقع بلازوویچ بود زیرا من هم از نظر سن وهم فوتبال جزو بازیكنان قدیمی تیم ملی به حساب می آمدم . اگر قرار بود به كسی پیراهن تیم ملی نرسد، فلان بازیكن جوان بود. گفتم پیراهنم را بدهید گفتند شماره پیراهنت را نمی دانیم . پیراهن خداداد را، آیا واقعاً این حرف باور كردنی است؟ معلوم بود كه بلازوویچ دارد سیاه بازی می كند واز كسی خط می گیرد. آخر وعاقبت كسی كه خط بگیرد همین می شود كه به بحرین ببازد و بازیكن موقع ظهر برای نوع غذا با یكدیگر درگیر می شود. داستان شبش هم كه معلوم است.

آیا بازیكنانی در تیم ملی بودند كه پشت سر تو جوسازی كنند؟

صد در صد، اما در درجه اول فدراسیون فوتبال بود.

خب چرا؟

متاسفانه از زمانی كه پول وارد فوتبال شد، دركنارشهرت، فساد هم می آورد و زیرآب خداداد و امثال من را می زنند. خداداد را می اندازند داخل چرخ گوشت تااو را " له" كنند از نظر فنی جرات این كار را ندارند چون من همیشه برای تیم ملی خوب بازی كردم جز بازی با قطركه در دوحه باختیم . بعد وقتی دیدند از نظر فنی زورشان نمی رسد گفتند فلانی مشكل اخلاقی دارد اما آیا زندگی خصوصی ام به كسی مربوط می شود؟  البته می دانم وجود خداداد به حیثیت آنها لطمه می زد.

بعضی ها معتقدند زمانی در لیست سیاه قرار گرفتی كه پس از بازگشت تیم ملی از فرانسه دیگران تو را جلو انداختند تا راجع به سه میلیون فرانك صحبت كنی اما خودشان سكوت كردند!

آن موقع دایی ،" احمدرضا" هم درباره آن پول حرف زدند اما هیچكس به من نگفت برو جلوی تلویزیون . من كه سیاه دایی واحمدرضا نمی شوم! ببینید آدمها چند دسته اند.

یك سری می خورند وسازش می كنند، سری دوم می خورند و نمی سازند و گروه سوم نه می خورند و نه سازش می كنند و من جزواین گروه هستم. من اگر اهل ساخت و باخت بودم از سال 71 تا الان در تیم ملی بودم و تاكنون 4 هزار بازی ملی دركارنامه ام به ثبت رسیده بود.

پس به همین خاطر بود سال 71 زمان پروین ساك خودت را روی دوش انداختی و از اردوی تیم ملی جدا شدی ؟

من حقیقت را می گویم و با كسی رو دربایستی ندارم. همان موقع رفتم پیش آقای پروین و گفتم " من در اندازه تیم تو نیستم ." اگر الان از علی آقا سوال كنید همین حرف را می زند زیرا با وجود پیوس ، مدیرروستا و ... به من بازی نمی رسید.

پاس دراین فصل رشد چشمگیری داشت برای نمونه تاكنون از این تیم مجید جلالی، عباس آقایی و حالا خداداد به عنوان بهترین مربی و بازیكنان ماه انتخاب شدند.

خب امسال پاس تا الان خیلی خوب كار كرد زیرا هم فوتبال قابل قبولی را ارائه داد و هم نتیجه لازم را گرفت و این هم جواب كسانی كه مدعی اند آقا مجید فقط مربی تئوری است.

اگر خداداد جای ما بود كدام بازیكن را انتخاب می كرد؟

مهدی رجب زاده او واقعاً خوب بود. از آقایان خواهش می كنم با من بد هستید هیچ اشكالی ندارد اما این طفلك را به اردوی تیم ملی دعوت كنید باور كنید او می تواند به فوتبال ملی هم كمك كند.

خداداد در كدام بازی عذاب كشید؟

مقابل پیكان! با اینكه یك برصفر جلو بودیم اما بد باختیم .من آن روز خیلی مریض بودم و حتی در بین دو نیمه نمی خواستم بازی كنم ولی " سردار" و آقا مجید گفتند بمان و كمك كن . هر چند نتوانستم كمك موثری باشم.

جریان كامپیوترهای تیم پاس و آقای جلالی چیست و چقدر به شما كمك می كند؟

بعد از هر بازی صحنه های حساس را در می آورند و حدود 20 ساعت روی آنها كار می كنند. حتی آنالیز تیم های حریف هم انجام می شود وانصافاً اگر آقا مجید مهره های مورد نظر را دراختیار داشته باشد بهترین نتایج را می گیرد.

ما با همین داده های كامپیوتری سه بازی خوب مقابل سپاهان، فجر سپاسی واستقلال اهواز انجام دادیم و درست از همان جاهایی كه آقا مجید گفت گل زدیم وهمان جاهایی كه فكر می كرد گل خوردیم.

راستی جریان آن ضربه كاشته و فیگوری كه گرفتی چه بود. سرت را پایین آوردی و انگار دنبال یك حفره می گشتی ؟

( با خنده ) این كارم به نوعی سیاه بازی بود. گاهی بد نیست از این كارها بكنم. من كه اهل چاپلوسی ، دروغ گفتن و زیر آب زدن نیستم اما این سیاه كاری و حرفه ای بازی كه ایرادی ندارد.

داشتی از بازیخوانی آقا جلالی می گفتی.

آقا مجید نقاط ضعف حریف را به خوبی می بیند نه اینكه الان مربی ام است بگویم . شما خوب می دانید عادت ندارم از كسی تعریف كنم. آنچه مسلم است شیوه كار آقا مجید با دیگران فرق می كند.

این نوع مدیریت و مربیگری جواب می دهد؟

ببینید در زمان آقای شاهرخی مدیریت ایشان خشك بود اگر حرف می زد و به چشم هایش نگاه نمی كردی می گفت به چشم هایم نگاه كن! یك بار ایشان صحبت می كرد و من سرم پایین بود. رو به من كرد و گفت خداداد به چشم هایم نگاه كن. من اینطور بدم می آید به چشم های كسی نگاه كنم و با ناراحتی بازهم سرم را پایین انداختم اما اگر آقا مجید بود اجازه می داد جلسه تمام شود و بعد تذكر می داد. یك بار در جلسه آقای جلالی قبل از آنكه صحبت هایش شروع شود چای دستم بود اما پیشم آمد و چای را گرفت و زمین گذاشت آن هم خیلی مودبانه ... خب این دو نوع مدیریت است یكی معلم مآبانه و دیگری پلیسی و هر یك هم به نوعی موفق بودند.

چه جوری با بهروز و هاشمی نسب كنار آمد.

شاید اگر آقا مجید به آنها پرخاش می كرد، جوابش را می دادند اما او راه بهتری را برای ارتباط با آنها پیدا كرد. الان مهدی حتی جزو 18 بازیكن پاس هم نیست. او همیشه به شوخی می گوید ملاك 18 نفر است اما به جدی می گوید " مهم این است تیم  ببره" این همان مهدی هاشمی نسب بود كه در عربستان زمانی كه بازیكن استقلال بود و كخ به او بازی نداد می خواست كخ را آتش بزند. اما حالا با اینكه در لیست نیست ولی در تمرینات بهتر از روز قبل كار می كند. مهدی هم به این نتیجه رسیده كه محیط پاس آرام است وقتی هم " جو" جنجالی نباشد احتیاج به جنجال هم نیست.

آیا این پاس شخصیت قهرمانی را دارد. همان پاسی كه گاهی مقابل تیم های پیكان و حتی ابومسلم در شرایط  خاص كم می آورد؟

امسال اكثر تیم ها قدرتمند شدند. می گویند استقلال و پرسپولیس شخصیت قهرمانی دارند اما می بینید مقابل پیكان كم می آورند. پاس هم گاهی اوقات نوسان داشته درست مثل سالهای قبل اما واقعاً شخصیت قهرمانی داریم.

از خیلی چیزها صحبت كردی  اما از تیم ملی آینده نه ؟

ما در اوج آمادگی در سال 96 ( امارات) با اینكه سوم شدیم اما بهترین تیم آسیا لقب گرفتیم.

اما سال 2000 در لبنان در مرحله یك چهارم نهایی مقابل كره جنوبی حذف شدیم. اگر الان هم اینجوری جلو برویم در مرحله اول جام ملتهای آسیا 2004 ( چین) حذف می شویم.

حرف آخر، آیا چیزی برای گفتن باقی ماند؟

من آدم سازش كاری نیستم، دوست هم ندارم خودم را تحمیل كنم سردار آجورلو هم پسرخاله ام نیست كه از توانایی های مدیریتی اش تعریف می كنم اما نسبت به سایر باشگاهها قدرتمندتر رفتار می كند، تا الان هم به من دروغ نگفته است.

ممنون كه آمدی.

من باید تشكر كنم، خیلی حرف زدم و خسته تان كردم.

UserName