• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2300
  • پنج شنبه 1382/9/27
  • تاريخ :

دانه ایی در باد

هجرت در ادبیات دینی ما و دركلام قرآن از جایگاه بلندی برخوردار است درقرآن كریم د راكثر موارد هجرت با جهاد همراه شده است وهمچون جهاد كه محكی بر ایمان مومنان است هجرت نیز كه دل كندن از وطن ، خانه و خانمان و دلبستگی هایی این چنین است كه به خودی خود بزرگ و مانع است.امتحان میزان ایمان و تقوای مومنان و آمادگی آنان دراز خود گذشتن و به خدا رسیدن است . همواره فعل " هاجروا"  با " فی سبیل ..." آمده است. و همین امر است كه  درادبیات دینی ما مهاجرت را فعلی ارزشمند وخدایی ساخته است و نمونه های والایی از آن را می توان در تاریخ اسلام یافت. هجرت پیامبر از مكه به مدینه به امید یافتن محیطی كه بتوان در آن آزادانه دین نو را تبلیغ كرد. هجرت گروهی از نو مسلمانان به حبشه و هجرت گروههای مسلمان صحرای عربستان به بلاد تازه گشوده صدر اسلام كه به انتشار اسلام در میان مردم ایران و ملل دیگر كمك بسیار كرد . در صدراسلام شهروندان مدینه الرسول به دو گروه مهاجر و انصار تقسیم می شدند و پیامبر اسلام كوشیدند با استفاده از عقد اخوت میان یك مهاجر و یك انصار دو دستگی میان آنان را كاهش دهند.

به الگوی هجرت پیامبر مكرم اسلام باز گردیم ، رسول اكرم در طی 13 سال تبلیغ دین اسلام در مكه در یافتند جان سخت مشركان مكه با آیه های امید بخش قرآن نرم نمی شود وجز بر ضلالت آنها نمی افزاید .

پیامبر اكرم برای یافتن جایی كه بتوان از اختناق موجود و آزار واذیت نو مسلمانان به وسیله مشركان درامان بود راه مدینه را درپیش گرفتند. و خداوند خیر و بركت را در هجرت نهاد به گونه ایی كه اقلیت مسلمان مكه در اندك مدتی به نیروی خروشان مسلمانان مدینه تبدیل شد كه راه فزون طلبی وسركوبگری مشركان مكه را بست . هجرت پیامبر آغاز تبدیل دین اسلام به یك دین جهانی بود. این الگو ، سرمشق بسیاری از رهبران قیام های بزرگ قرار گرفت . مثالهایی ازاین نوع رفتار را در بیان بزرگان اندیشه در انقلاب اسلامی می توان یافت.

ولی اكنون دردنیای امروز مهاجرت با آن الگوی متعالی چندان همخوانی ندارد؛ و عناصر مادی و ملموس نظیر اشتغال ، تنگناهای اقتصادی ، سیاسی واجتماعی هدایت كننده مهاجرت ها هستند . درزیر به عوامل موثر در مهاجرت می پردازیم:

 كارشناسان‌ امور اجتماعی‌، علل‌گوناگونی را برای مهاجرت‌ نیروی انسانی به ‌ویژه‌ از كشورهای درحال ‌توسعه‌ به‌ كشورهای صنعتی بیان‌ می‌كنند . روند مهاجرت‌ نیروی انسانی ازجوامع‌ در حال‌ توسعه‌ به‌ كشورهای‌پیشرفته‌ صنعتی از اوایل‌ دهه‌ 1990بار دیگر تشدید شده‌ است‌ و مایه ‌نگرانی شماری از كشورهای صنعتی‌گردیده‌، تا جایی كه‌ در برخی از این‌جوامع‌، تنش‌های اجتماعی و رویارویی اتباع‌ كشور با بیگانگان‌ را نیزبه‌ دنبال‌ داشته‌ است‌.( به یاد آوریم بسیار گزارش های خبری از برخوردهای خشن نئونازی های آلمان با پناه جویان آسیایی وترك وضرب وشتم وحشیانه آنان را.) به‌ نظر‌ كارشناسان‌، یكی از علل‌عمده‌ مهاجرت‌ نیروی انسانی‌، امنیت ‌می‌باشد. در كشورهایی كه‌ مورد تهدید جنگ‌های داخلی و خارجی قرارگرفته‌اند، مهاجرت‌ نیروی انسانی‌به‌ویژه‌ پناه ‌جویان‌ برای دستیابی به‌زندگی امن‌ شدت‌ می‌گیرد. اغلب‌این‌گونه‌ مهاجرت‌ها با بازگشت‌ صلح‌ وآرامش‌ به‌ سرزمین‌ موطن‌ پناهندگان‌،رفع‌ خطر و ایمن‌ شدن‌ زندگی مردم‌،كوتاه ‌مدت‌ می‌باشد و پناهندگان‌ به ‌سرزمین‌ اصلی و موطن‌ خود برمی‌گردند. با این‌ حال‌ وضعیت‌اقتصادی یكی از عواملی است‌ كه‌ درتصمیم‌سازی نسبت‌ به‌ بازگشت‌پناهندگان‌ به‌ موطنشان‌ اثر مستقیم‌دارد. بارها مشاهده‌ شده‌ است‌ كه‌ سال‌هاپس‌ از خاتمه‌ جنگ‌ و برقراری اوضاع‌ اقتصادی مطمئن‌، اكثر پناهندگان‌كشورهای درگیر جنگ‌ به‌ موطنشان‌برگشته‌اند، اما همواره‌ شماری از آنها  به‌سرزمینشان‌ بازنمی‌گردند، به‌ ویژه‌ آنان‌كه‌ در كشوری كه‌ مقیم‌ شده‌اند، توانسته اند ‌كار و حرفه‌ مورد علاقه‌ خود را بیابند واز درآمد و زندگی به‌ نسبت‌ مرفهی‌برخوردار شوند.این‌ گروه‌ مهاجران‌، تبعه‌های جدیدكشور مهاجرپذیر می‌شوند و معمولا نسل‌ بعدی آنها علاقه‌ چندانی به‌سرزمین‌ آباء و اجدادی خود ندارند. بااین‌ وجود اغلب‌ روانشناسان‌ عقیده ‌دارند كه‌ زندگی در سرزمین‌ جدید برای‌مهاجران‌ اولیه‌ چندان‌ آسان‌ نیست‌ وآنها با فشارهای روحی فراوانی روبه‌روشده‌اند.

اما صرف‌ نظر از ناامنی كه‌ یكی ازدلایل‌ عمده‌ مهاجرت‌ از كشورهای‌درحال‌ توسعه‌ به‌ كشورهای صنعتی‌است‌، اوضاع‌ سیاسی و اقتصادی نیزعامل‌ دوم‌ و مهمی در مهاجرت‌ها می‌باشد .در كشورهایی كه‌ با آشفتگی اوضاع‌سیاسی‌، درگیری‌های داخلی ونابه‌سامانی شرایط اقتصادی روبه‌رومی‌باشند، سیل‌ مهاجرت‌ شدت ‌می‌گیرد. این‌ مهاجرت‌ها اغلب‌ باانگیزه‌ دستیابی به‌ رفاه‌ بیشتر و زندگی‌امن‌ سیاسی - اقتصادی صورت‌می‌گیرد. معمولا درگیری‌های داخلی وتنش‌های سیاسی پس‌ از یك‌ دوره ‌میان‌مدت‌ خاتمه‌ می‌یابد و شماری ازمهاجران‌ به‌ سرزمین‌ اصلی خود بازمی‌گردند. اما همواره‌ آن‌ گروه‌ ازمهاجران‌ كه‌ در رژیم‌ سیاسی موجوداحساس‌ امنیت‌ نكنند، به‌ سرزمین‌خود برنمی‌گردند. نسل‌ بعدی این‌ گروه ‌نیز اغلب‌ به‌ رژیم‌ سیاسی مملكت‌اجدادی خود علاقه‌ای ندارند و زندگی‌در محیط جدید را به‌ سهولت‌ می‌پذیرند.از این‌ رو می‌توان‌ گفت‌، دمكراسی ‌و رعایت‌ حقوق‌ بشر در جوامع‌ دیگر باتنش‌های سیاسی داخلی از مهمترین‌عوامل‌ مهاجرت‌ می‌باشند و درجوامعی كه‌ در آنها اصول‌ دمكراسی وحقوق‌ فردی و اجتماعی به ‌طور قانونی‌تأمین‌ و تضمین‌ نمی‌گردد، بازگشت‌مهاجران‌ سیاسی تقریبا محال‌ است‌.

لذا برقراری‌صلح‌ و آرامش‌، ایجاد دمكراسی ورعایت‌ حقوق‌ فردی وا جتماعی ازعوامل‌ عمده‌ جلوگیری از مهاجرت‌ها ویا انگیزه‌ برای بازگشت‌ مهاجران‌(پناهندگان‌) به‌ سرزمین‌ موطنشان ‌می‌باشد.اما یك‌ عامل‌ حساس‌ درمهاجرت‌ها، اوضاع‌ اقتصادی است‌. شرایط اقتصادی كشورها از عوامل‌عمده‌ای است‌ كه‌ می‌تواند در اسكان‌جمعیت‌ و پیشگیری از سیل‌مهاجرت‌ها جلوگیری كند.مهاجرت‌ نیروی انسانی برای دستیابی به‌ شغل‌ و درآمد مناسب‌ ازدلایل‌ عمده‌ مهاجرت‌های دهه‌ گذشته‌است‌. افزایش‌ فاصله‌ میان‌ كشورهای‌غنی و فقیر، رابطه‌ منفی مبادله‌ میان‌این‌ جوامع‌، گسترش‌ فقر در جوامع‌درحال‌ توسعه‌، حركت‌ ناموزون‌ توسعه‌اقتصادی در جوامع‌ پیشرفته‌ و در حال‌توسعه‌، تفاوت‌ چشمگیر رفاه‌ اجتماعی‌در این‌ جوامع‌ و... از عللی است‌ كه‌ درمهاجرت‌ نیروی انسانی با انگیزه ‌اشتغال‌ و10 ساله‌ صورت‌ می‌گیرد ومهاجران‌ به‌ سرزمین‌ اصلی خودبرمی‌گردند. در این‌ شرایط معمولاسرپرست‌ خانواده‌ اقدام‌ به‌ مهاجرت‌می‌كند و پس‌ از كسب‌ درآمد موردنظربه‌ كشورش‌ برمی‌گردد و در كنارخانواده‌ خود زندگی را ادامه‌ می‌دهد.هر چند كه‌ این‌ گونه‌ مهاجرت‌ها نیزدر تضعیف‌ بنیان‌ خانواده‌ و شرایط روحی و روانی اعضای خانواده ‌بی‌تأثیر نیست‌، اما می‌توان‌ گفت‌ كه‌آسیب‌های ناشی از آن‌ به‌ مراتب‌ كمتراز مهاجرت‌ تمام‌ افراد خانواده‌می‌باشد. در این‌ شرایط در نهایت ‌مهاجرت‌ها موقتی است‌.

معمولا برخی كشورهای صنعتی كه‌با كمبود نیروی كار مواجه‌ هستند، پذیرای این‌گونه‌ مهاجران‌ هستند. البته‌دولتمردان‌ آنها عقیده‌ دارند كه‌ این‌مهاجرت‌ها می‌بایست‌ از طریق‌مذاكرات‌ و عقد قراردادهای رسمی ‌برای دوره‌ معینی صورت‌ پذیرد وكشور اعزام‌كننده‌ نیروی كار بازگشت‌ مهاجران‌ را تضمین‌ نماید.

معمولا دولت‌ها به‌ عقد قراردادهای‌اعزام‌ و پذیرش‌ نیروی كار با شرایط معین‌ رضایت‌ می‌دهند، در این‌ گونه‌مهاجرت‌ها، ضمن‌ آنكه‌ مهاجران‌ به‌درآمد موردنظر دست‌ می‌یابند، از آنجاكه‌ اعزام‌ها به‌ صورت‌ گروهی صورت‌می‌گیرد، آسیب‌های روحی و روانی‌كمتری به‌ مهاجران‌ وارد می‌شود.

از این‌ رو كارشناسان‌ اقتصادی -اجتماعی عقیده‌ دارند كه‌ در شرایط نا بسامانی اوضاع‌ اقتصادی و به ‌ویژه ‌محدودیت‌ بازار كار، عقد قرارداد میان ‌دولت‌ها برای اعزام‌ و پذیرش‌ نیروی ‌كار، اقدامی بسیار مثبت‌ است‌ و آثاراقتصادی مطلوبی برای هر دو جامعه ‌دربردارد. كشور اعزام‌كننده‌ نیروی كار ازدرآمد ارزی مناسبی برخوردار می‌شود و كشور پذیرای كارگران‌ به‌ نیروی‌انسانی موردنیاز برای انجام ‌فعالیت‌های اقتصادی و رونق ‌شكوفایی اقتصادش‌ دسترسی پیدا می ‌كند.اما در چند دهه‌ اخیر پدیده‌ای نو در مهاجرت‌ شكل‌ گرفته‌ است‌ كه‌می‌توان‌ آن‌ را "فرار مغزها" نامید. دراین‌ شرایط كشور پذیرای مهاجران‌، باضوابط دشوار، اقدام‌ به‌ گزینش‌ وپذیرش‌ نیروی انسانی می‌كند ومهاجران‌ برای همیشه‌ جزو اتباع‌ كشورپذیرنده‌ قرار می‌گیرند. مهاجرانی كه‌ به‌ صورت‌ قانونی و با طی مراحل‌ و كسب‌ شرایط و امتیازات‌مورد درخواست‌ كشور پذیرنده‌، به‌ این‌جوامع‌ مهاجرت‌ می‌كنند، اغلب‌ قادرهستند كار مورد علاقه‌ و در حد توانایی‌ها و استعدادهای خود را بیابندو از درآمد مناسب‌ و حقوق‌ اجتماعی‌برابر با شهروندان‌ دیگر برخوردارگردند. مسایل‌ روحی و روانی برای این‌گونه‌ مهاجران‌ اغلب‌ كمتر است‌ و به ‌لحاظ برخورداری از درآمد مناسب‌، قادر هستند هر چند سال‌ یك‌ بارسفری به‌ سرزمین‌ موطن‌ خود داشته ‌باشند. بازگشت‌ این‌ گونه‌ مهاجران‌ به‌عوامل‌ گوناگون‌ از جمله‌ امنیت ‌سیاسی‌، اجتماعی و اقتصادی بستگی‌دارد. از آنجا كه‌ این‌ گونه‌ مهاجران‌اكثرشان‌ افراد تحصیل‌كرده‌ هستند،بازگشت‌ آنها بدون‌ ایجاد انگیزه‌های ‌قوی به‌ ویژه‌ در خصوص‌ حقوق‌ فردی ‌و اجتماعی‌، شغل‌ مناسب‌ و درآمد كافی میسر نمی‌گردد. از این‌ شیوه‌ مهاجرت‌، اغلب‌ به‌ " فرار مغزها" تعبیرمی‌شود و كشور پذیرنده‌ نیز نخبگان‌ وافراد تحصیل‌كرده‌ را جذب‌ می‌كند. پیامدهای اقتصادی ناشی از فرار مغزها برای كشور موطن‌ مهاجران‌ به‌ مراتب‌بیشتر است‌. زیرا این‌ كشورها با تحمل‌هزینه‌های اقتصادی - اجتماعی‌،اسباب‌ تحصیل‌ و آموزش‌ نیروی‌انسانی را فراهم‌ ساخته‌ و در سن ‌بهره‌وری‌، این‌ نیروهای كارآمد و مدیررا از دست‌ می‌دهند.

كشورهایی نظیركشور ما‌ كه‌ با این‌گونه‌ مهاجرت‌ها روبه‌رو هستند، می‌بایست‌ هر چه‌ سریع‌تر به‌ فكرایجاد شرایط مساعد اجتماعی -اقتصادی‌، به ‌ویژه‌ اشتغال‌ برای جوانان‌تحصیل‌كرده‌ باشند تا از گسترش‌ این‌گونه‌ خسارات‌ اقتصادی غیرقابل ‌جبران‌ جلوگیری كنند.عدم‌ تحقق‌ برخی برنامه‌های‌پیش‌بینی شده‌، به‌ویژه‌ اشتغال‌ برای‌جوانان‌ تحصیل‌كرده‌، و به كار نگرفتن‌ صحیح‌ آنها درمشاغل‌ درخور شأنشان‌ از عواملی بوده كه با ایجاد بیكاری گسترده‌ در میان‌اقشار تحصیل‌كرده‌ بار دیگر سیل‌مهاجرت‌ و فرار مغزها را تشدید كرده‌است‌.

در نهایت‌ باید گفت‌، جمعیت‌ ونیروی كار از عوامل‌ مهم‌ مدیریت‌ نوین‌اقتصادی - اجتماعی تلقی می‌شوند ونیروی انسانی می‌تواند با بهره ‌گیری ازاستعدادها و توانمندی‌هایش‌ به‌ رشد وپویایی توسعه‌ اقتصادی كمك‌ مؤثری‌داشته‌ باشد. بنابراین‌ خروج‌ نیروی كارجوان‌ و تحصیل‌كرده‌ از كشور یك ‌ضایعه‌ بزرگ‌ اقتصادی است‌ كه ‌باید‌ راه‌های عقلایی برای‌پیشگیری و جلوگیری از آن‌ یافت‌ .در نهایت‌ ذكر این‌ نكته‌ ضروری‌است‌ كه‌، ساماندهی بازار كار، رونق ‌رشد اقتصادی و سرمایه‌گذاری وپدیدار شدن‌ فرصت‌های اشتغال‌، عقدقرارداد با دیگر كشورها برای اعزام‌قانونی نیروی كار و... از عواملی است‌كه‌ می‌تواند در میان‌ و درازمدت‌ ازمهاجرت‌ نیروی كار یا به‌ عبارت‌ بهترفرار مغزها جلوگیری كند.

"آنچه آمد خلاصه ایی از دلایل مهاجرت پناه جویان به كشورهای دیگر است .هرچند ممكن است پناه جویان در كشور مقصد به امنیت اقتصادی ،سیاسی واجتماعی برسند ولی همواره تلخی گزنده ایی را با خود دارند ؛ طعم تلخ غربتی كه با عواملی نظیر گوناگونی دین ، زبان ، قوم و نژاد در ارتباط است و موجب می شود كه پناه جو به كشور مقصد نیز تعلق نیابد . فراموش نكنیم كه هر یك از ما در این خاك در حكم درخت تناوری هستیم كه هزاران سال قدمت دارد ، در این خاك ریشه دوانیده ، شاخ وبرگ افراشته و گاه به ثمر نشسته ایم ؛ ودر صورت مهاجرت تنها دانه ایی افشانده بر خاك خواهیم بود . آیا این دانه در شرایط كشور مقصد به بارخواهد نشست ؟ آیا در ختی تناور خواهد شد ؟ یا تركه ایی بیگانه كه به تندبادی شكسته خواهد شد ؟ در زیر یادداشت یك مهاجر ایرانی كه خود رادر وبلاگش "اسماعیل الف" نامیده است می آوریم :

 برزخیان روی زمینبرزخی ترین آدمهای روی زمین مهاجران هستند. نه به بهشت مقصد تعلق دارند و نه به دوزخ مبدا از آتش و هیاهوی دوزخ مبدا گریخته اند تا به دریا و صلح مقصد برسند، اما دریغ كه نه حرارت آنجا رهایشان می كند و نه خنكای این دریا آرامششان می بخشد . مهاجر مدتها پیش از عزیمت فیزیكی از جامعه خود به لحاظ فكری از آنجا گریخته است. هم او می داند كه بهشت موعود در انتظارش نیست. می داند كه این برزخ زیستی، همواره عمر با او خواهد مانداو برزخی به دنیا آمده،‌ برزخی زیسته، و برزخی خواهد مرد.قلب مهاجر همواره در گرو وطن است این اظهارات به هیچ روی نافی پیشرفتهایی كه مهاجر در جامعه مقصد به دست می آورد نیست. این پیشرفتها عناصری مادی و ملموسند اما روح و روان را جامه ای دیگر نمی پوشاننداز همین روست كه تو چه در مبدا و چه مقصد آدم متفاوتی هستی، آدمی كه شبیه خودت نیستی

 منبع : شبكه آگاه گر بازرگانی

UserName