• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 488
  • چهارشنبه 1386/7/11
  • تاريخ :

شب مولانا و رسانه ملی؛ در انتظار تحرکی از تلویزیون در سال جهانی مولانا

مولانا

 هرچه از سال 2007 می گذشت ، حجم اخبار مربوط به پاسداشت مقام این شاعر جهانی و برگزاری سمینارهای متعدد درباره اندیشه های فراگیر او بیشتر و بیشتر می شد؛ تا اینکه از حدود یک ماه پیش، برنامه ها و جشن های مرتبط با مولانا به اوج خود رسید.

به گزارش خبرنگار مهر، برخلاف آنچه در کشور ما مرسوم است و غالبا نکوداشت و تجلیل هایمان را از مفاخر زنده و مرده خود، با صفات مبالغه آمیز و از سر فخرفروشی همراه می کنیم، در کشورهای غربی - می توان ترکیه را هم بخشی از آن تصور کرد - هدف و نیز نحوه اجرای تجلیل های فرهنگی با نگاهی آموزشی، تطبیقی و تحقیقی و در یک کلام کارکرد گرا توام است.

عموم اخباری که از جشن ها و سمینارهای مولوی به ایران می رسد صرفا اجرای سماع و موسیقی و نمایشگاه های هنری نیست. از فحوای کلام اهالی فرهنگ و حتی دولتمردان آنها این پیام به گوش می رسد که هدف از پرداختن به آثار و اندیشه مولوی، استخراج مفاهیمی امروزی، بشری، همه فهم و مفید نظیر صلح، حقوق بشر، آزادی و عدالت، شیوه زندگی و... است. همین دو روز پیش بود که وزیر فرهنگ ترکیه در سخنانی از معانی والای انسانی در آثار مولانا سخن گفت و تلاش خود و همکاران و اندیشمندان کشورش را نیز معطوف به تبیین همین مساله عنوان کرد.

سایر جشن های مشابه در کشورهای فرانسه، آلمان، آمریکا، کانادا، سوئد و... هم عمدتا با نیت "شناخت" و "تدقیق" در صفحه صفحه کتب و لایه لایه ذهن انباشته از دانایی و معرفت این شاعر پارسی بنا شده اند. این مساله که حاکی از نحوه نگرش شناخت غرب نسبت به جهان دیروز و امروز و شوق آموختن و فهمیدن و در نتیجه مال خود ساختن دانش و آموزه های بشری است، امور دیگری را نیز در کنار خود داشته که در فراگیرسازی و رونق چنین اقدامات و تلاش هایی، نقشی اساسی و کتمان ناپذیر ایفا کرده است.

برپایی نمایشگاه های هنری، حمایت از مولفان و محققان، راه اندازی انجمن ها و تشکل ها، تولید برنامه در رسانه های جمعی و پوشش مناسب خبری و اطلاع رسانی گسترده، پیوند دادن نهادهای دانشگاهی و فرهنگی با یکدیگر و با مردم و نخبگان، راه اندازی کارناوال های شادی در شهرها و پخش های زنده تلویزیونی، تلاش در جهت به دست آوردن و تجمیع اسناد و نسخ خطی و... از جمله اقداماتی بوده اند که از آغاز سال 2007 تاکنون بارها اخبار آن از گوشه و کنار جهان - و بویژه ترکیه - مخابره شده است.

در ایران نیز دستگاه ها و نهادهایی با تخصیص بودجه هایی خاص و نیز مراکز و انجمن های خودجوش متشکل از اهل ادب و اندیشه ، برنامه هایی را بطور پیوسته و یا مقطعی در تجلیل از شاعر گرانقدر پارسی زبان به انجام رسانده و یا در دستور کار دارند.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به رغم انتقاداتی که به نحوه عملکرد رایزنی ها وارد می کنند، فعالیت هایی را در این راستا بطور مستقل و یا مشترک به انجام رسانده است. وزارت ارشاد که خود می بایست بیشتر به امور حمایتی و سیاست گذاری و پشتیبانی امور فرهنگی اهتمام داشته باشد، پاره ای مشارکت ها را صورت داده است. سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران - اگرچه خیلی دیر و احتمالا عجولانه - با تشکیل کمیته ای ویژه برنامه هایی را برای هفته مولانا در دست دارد. انجمن هایی نظیر دوستداران مولانا و مثنوی پژوهان، مراکزی مثل شهرکتاب، میراث مکتوب، دانشگاه ها، مجلات فرهنگی و ادبی (بخارا) و محققان و ادبا (محمدعلی موحد، احمد وکیلیان و...) هرکدام بطور مستقل اقدامات قابل ذکری برای این سال انجام داده اند که با هر انگیزه تحقیقی و یا تبلیغاتی و نمایشی و حتی رفع تکلیفی هم که همراه بوده باشند، در زمره تلاشگران و حاضران در این میدان به شمار می آیند.

این برنامه ها عمدتا بازتاب های مطبوعاتی متوسط و روبه بالایی داشتند. اغلب مطبوعات، نشریات و خبرگزاری ها در صفحات ادبی و اندیشه و یا صفحه های ویژه خود، انعکاس نسبتا مطلوبی - حداقل متناسب با حجم برنامه های اجرا شده - انجام دادند واگر  خود بانی و آغازگر و یا جریان ساز در این وادی به حساب نیامده اند لااقل به وظیفه رسانه ای و اطلاع رسانی خود عمل کرده اند.

پرسش از تلویزیون و صداوسیما در این باره پرسشی تکراری و بیهوده است. صداوسیما و برنامه ریزان و سیاست های فرهنگی آن برهمگان روشن است وکسی توقع یک سال پرداختن این رسانه به مقوله ادبیات ومولانا ویا تلاش درجهت شناساندن این شاعر حتی به هموطنان داخلی را ندارد. (نگاه ژرف اندیشانه و تعمیق در این مساله پیشکش) اما این انتظار وجود داشت که با توجه به نگاه تقویمی و مناسبتی صداوسیما دست کم پخش برنامه ای کوتاه - ولو در حد خبر و گزارش خبری در یکی از بخش های پربیننده - این تلنگر را در مخاطب ایجاد کند که فردا روزی روز تولد مولاناست و چنین سالی را مولانا نام نهاده اند به این دلیل و آن دلیل...

رفع مظلومیت ازفرهنگ چگونه محقق می شود؟ گویی که رسانه ها و ابزارهای فرهنگی خودمان نیز در دست غیرخودی است و دست مان از بودجه و رسانه و آنتن برای خدمتگزاری و کار فرهنگی تهی. شاید این رفع مظلومیت نیز با موانع و دست هایی پشت پرده مواجه است که با وجود در اختیار داشتن تمام ابزارهای فرهنگساز موجود، بازهم به آن نمی رسیم. به نظر می رسد مشکل در جایی دیگر است. دیدگاه ها و نگرش ها را هم بازیابیم و ببینیم از کدام دریچه به فرهنگ نگاه شده است؟ گروه های فرهنگ و معارف و... صداوسیما، معاونت امور فرهنگی فلان دستگاه، فلان سازمان فرهنگ و... که هرکدام عنوان "فرهنگ" را یدک می کشند چه تعریفی از آن دارند و در کدام راه قدم می گذارند؟

هرچه بود و هست، دنیا یک سال با مولوی به پیش رفت و این پیشرفت از رهگذر هوش، آتیه نگری و دغدغه مندی به دست آمده است و نه دستورالعملی فرمایشی و حرکتی ظاهرنمایانه و رفع تکلیفی. تکلیف فرهنگی آنان شناخت و غور در اندیشه مولوی بوده است. آنها یک سال نمادین را به او پرداخته اند و ما پارسی زبانان منتظر یک گزارش یا مصاحبه کوتاه درباره شاعر جهانگیرمان از رسانه ملی مان نشسته ایم. این روزها ادبا را هم زمانی بر صفحه تلویزیون می بینیم که حاشیه ای سیاسی و تسویه حسابی در میان است و بناست از حضور آنان برای دفاع از جبهه ای و تخریب جناحی دیگر بهره ببریم... میرجلال الدین کزازی را در بخش های خبری در شب مولانا طلب می کردیم نه وقتی دیگر.

منبع : خبرگزاری مهر

مطالب مرتبط :

شاعر محبوب سال‌های سال در آمریكا

UserName