عضویت در خبرنامه
    • عبارت :
      تعداد درصفحه :
کد سوال : 6001
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : چـرا قـرآن در مـورد صفات دوزخيان در آيه 10 سوره اسراء تنها روى عدم ايمان به آخرت تكيه كرده و سخن از اعمالشان نيست ؟
پاسخ : اعـتـقـاد بـه آن دادگاه بزرگ بيش از هر چيز انسان را در مقابل گناهان كنترل مى كند , از اين گذشته انكار قيامت به انكار خدا نيز بازمى گردد . زيـرا چـگـونـه ممكن است خداوند عادل و حكيم مردم اين جهان را به حال خود رها كند و جهان ديـگرى در كار نباشد اين نه با حكمت او سازگار است و نه با عدالتش , از همه گذشته چون بحث در آيه از پاداش و كيفر است تناسب با مساله آخرت و دادگاه عدل پروردگاردارد .
کد سوال : 6002
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : چرا ما نمى توانيم شناخت دقيق و كاملى از عالم , آخرت داشته باشيم ؟
پاسخ : زيرا : انسان نسبت به امرى كه تجربه اى درباره آنها ندارد و نه آنها را با شهودباطنى و علم حضورى آگاهانه , درك كرده و نه , با حس دريافته است , نمى تواندشناخت كاملى داشته باشد , با توجه به اين نكته نبايد انتظار داشته باشيم كه حقيقت عالم آخرت و جريانات آن را دقيقا بشناسيم و به كنه آنـها پى ببريم , بلكه بايد تنها به اوصافى كه از راه عقل و يا از راه وحى بدست مى آيد , بسنده كنيم وخود را از بلندپروازيهاى گستاخانه بازداريم .
کد سوال : 6003
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : دو نمونه از كژانديشى درباره آخرت را بيان و نقادى كنيد ؟
پاسخ : مـتـاسـفانه از يك سو , كسانى كوشيده اند كه عالم آخرت را مثل عالم دنيا , معرفى كنند و تا آنجا پيش رفته اند كه پنداشته اند , بهشت آخرت در يك يا چند كره آسمانى و در همين دنياست و روزى , انـسان در اثر پيشرفت علوم و با استفاده از اختراعاتى كه مى كند , به آنجا منتقل خواهد شد و در آنـجـا زنـدگى راحت و آسوده اى خواهدداشت و از سوى ديگر , كسانى منكر وجود عينى آخرت شده و بهشت برين را همان ارزشهاى اخلاقى , قلمداد كرده اند كه افراد وارسته و خدمتگزار جامعه بـه آنها دل مى بندند و تفاوت دنيا و آخرت را همان فرق بين سود و ارزش , انگاشته اند جا دارد كه از دسته اول بپرسيم : اگر بهشت اخروى در كره ديگرى است و نسلهاى آينده به آنجا خواهند رفت , پـس زنـده شدن همه انسانها در روز قيامت و روز جمع كه مورد تاكيد قرآن مى باشد , چه معنى دارد ؟ و چگونه پاداش و كيفر همه رفتارهاى گذشتگان در آنجا داده خواهد شد ؟و نيز جا دارد كه از دسته دوم بپرسيم : اگر بهشت , چيزى جز ارزشهاى اخلاقى نيست , طبعا دوزخ هم چيزى جز ضـد ارزشها نخواهد بود , پس اين همه اصرار قرآن براثبات معاد و زنده شدن انسانها بعد از مرگ , براى چيست ؟ و آيا بهتر نبود كه انبياى الهى همين معنى را به صراحت , بيان مى كردند تا آن همه مورد اعتراض واتهام به جنون و افسانه گويى و مانند آنها واقع نشوند ؟
کد سوال : 6004
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : از چه راهى مى توانيم به ويژگيهاى عالم آخرت , پى ببريم ؟
پاسخ : از راه عقل و وحى .
کد سوال : 6005
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : ويژگيهاى عالم آخرت را از ديدگاه عقل , شرح دهيد ؟
پاسخ : از تـامـل در بـراهـيـنى كه براى ضرورت معاد ذكر شد , مى توان ويژگيهايى را براى جهان آخرت بـدسـت آورد كـه مـهـمترين آنها از اين قرار است :الف - نخستين ويژگى آخرت كه بخصوص از بـرهـان اول بـدست آمد , اين است كه بايدابدى و جاودانه باشد , زيرا در آن برهان بر امكان حيات ابـدى و مـيل فطرى انسان به چنين حياتى تاكيد شده و تحقق آن , مقتضاى حكمت الهى دانسته شـد و الا وجـود ميل فطرى انسان به حيات ابدى لغو و بيهوده خواهد بود و خداوند متعال از خلق چيز لغوو بيهوده منزه است . ب - ويـژگـى ديگرى كه از هر دو برهان بدست مى آيد و در ذيل برهان اول ( حكمت )اشاره شد , اين است كه بايد نظام عالم آخرت به گونه اى باشد كه نعمت و رحمت خالص و بدون شائبه رنج و زحـمـت , در آن تـحقق يابد تا كسانى كه به اوج كمال انسانى رسيده اند و هيچ گونه آلودگى به گـناه و انحرافى پيدا نكرده اند از چنين سعادتى برخوردار شوند , بر خلاف دنيا كه چنين سعادت مطلقى را ممكن نمى سازد , بلكه سعادتهاى دنيانسبى و منسوب به سختيها و رنجهاست . ج - ويـژگـى سـوم اين است كه بايد جهان آخرت , دست كم داراى دو بخش مجزا براى رحمت و عـذاب بـاشد تا نيكوكاران و تبهكاران از يكديگر تفكيك شوند و هر كدام به نتيجه اعمال خودشان برسند و اين دو بخش همان است كه در لسان شرع به نام بهشت و دوزخ ‌ناميده مى شود . د - ويژگى چهارم كه بخصوص از برهان عدالت به دست مى آيد , اين است كه جهان آخرت بايد از چـنـان وسعتى برخوردار باشد كه گنجايش پاداش و كيفر همه انسانها را باهرگونه عمل نيك و بدى داشته باشد و مثلا اگر كسى ميليونها انسان را بناحق به قتل رسانيده است , امكان كيفر او در آن باشد و متقابلا اگر كسى وسيله حيات ميليونهانفر را فراهم كرده است , پاداش درخورى براى وى ممكن باشد . هـ - ويـژگـى بسيار مهم ديگرى كه از همين برهان عدالت بدست مى آيد اين است كه بايدجهان آخرت دار جزاء باشد نه دار تكليف . تـوضـيـح آنـكـه : زندگى دنيا به گونه اى است كه انسان ميلها و رغبتهاى متضاد و متزاحم پيدا مـى كند و همواره بر سردوراههايى واقع مى شود كه ناچار است يكى از آنها را انتخاب كند و همين امر ,زمينه تكليف را فراهم مى سازد و تكليفى كه تا آخرين لحظات عمرش ادامه مى يابد وحكمت و عـدالت الهى اقتضاء دارد كه عمل كنندگان به تكاليف , به پاداش شايسته وسرپيچى كنندگان , به كيفر درخورى برسند , اكنون اگر فرض كنيم كه همين زمينه هاى تكليف و مجال گزينش راه , در عـالـم آخرت هم فراهم باشد , مقتضاى رحمت وجود وفياضيت الهى , آن است كه مانع انجام تكليف و انتخاب راه نشود . و بـدين ترتيب عالم ديگرى براى پاداش و كيفر لازم مى شود و در حقيقت عالمى كه آن را آخرت فـرض كرده بوديم دنياى ديگرى به حساب مى آيد , و عالم آخرت حقيقى , همان عالم آخرين و نـهـائى خواهد بود كه ديگر جاى تكليف و آزمايش و زمينه آن دو ( يعنى تضادو تزاحم خواسته ها ) نباشد . و از همين جا يكى از فرقهاى مهم بين دنيا و آخرت روشن مى شود . يعنى عالم دنيا عالمى است كه زمينه انتخاب و گزينش و آزمايش داردو عالم آخرت عالمى است كـه تـنـهـا سـراى تـحقق پاداشها و كيفرها و نتايج ابدى اعمال نيك و بدى است كه در دنيا انجام گرفته است . و ان اليوم عمل و لا حساب وغداحساب و لا عمل ( نهج البلاغه / خطبه 42 )ترجمه : همانا امروز ( دنيا ) روز عمل است بدون حساب و فردا ( آخرت ) روز حساب است بدون عمل .
کد سوال : 6006
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : وجوه تفاوت بين دنيا و آخرت را بيان كنيد ؟
پاسخ : اجـمـالا سـه فـرق اسـاسى بين دنيا و آخرت وجود دارد , الف : فناپذيرى دنيا و ابديت آخرت , ب : تـفـكـيـك نعمت از عذاب در آخرت ولى اختلاط آن دو در دنيا , ج : اصالت آخرت و مقدمه و ابزار بودن دنيا . تفصيل فرقهاى سه گانه نخستين اختلاف بارز بين دنيا و آخرت , محدوديت عمر دنيا و جاودانگى آخـرت اسـت ,عـمـر هر انسانى در اين جهان سرآمدى دارد كه دير يا زود فرا مى رسد و حتى اگر كسى صدها و هزاران سال هم در دنيا زندگى كند , سرانجام با دگرگونى نهائى جهان طبيعت و هـنـگـام نفخ صور اول پايان خواهد يافت , و قريب هشتاد آيه قرآن دلالت برابديت و جاودانگى جـهـان آخـرت دارد , و روشـن اسـت كـه مـتناهى و محدود هر قدر هم طولانى باشد , نسبتى با نـامـتـنـاهى نخواهد داشت و اصلا قابل مقايسه نيست .پس عالم آخرت از نظر بقاء و دوام , برترى عظيمى بر دنيا دارد و اين مطلبى است كه در آيات متعددى با تعبير ابقى بودن آخرت و قليل بودن دنيا خاطرنشان شده است . ( كـهـف / 46 ) , ( مـريم / 76 ) ,( طه / 73 ) , ( طه / 132 ) , ( اعلى / 17 ) , ( آل عمران / 196 ) , ( نساء /77 ) , ( توبه / 38 ) , ( يونس / 24 ) , ( نحل / 96 ) . دومين تفاوت اساسى بين زندگى دنيا و زندگى آخرت اين است كه خوشيهاى دنيا آميخته با رنج و زحـمـت است و چنان نيست كه دسته اى از مردم هميشه و از هر جهت متنعم وشاد و آسوده , و دسـته ديگر همواره معذب و غمگين و ناراحت باشند , بلكه همه مردم كمابيش از لذتها و شاديها و آسايشهايى برخوردارند و نيز رنجها و نگرانيهايى دارند , ولى جهان آخرت داراى دو بخش مجزى ( بـهـشت و دوزخ ) است و در يك بخش اثرى از عذاب و رنج و ترس و اندوه نيست و در بخش ديگر جز آتش و درد و حسرت و اندوه يافت نمى شود و طبعا لذتها و رنجهاى اخروى به مراتب شديدتر از لذتها و رنجهاى دنيوى خواهد بود . ( آل عمران / 13 ) , ( يوسف / 109 ) , ( طه / 127 ) , ( رعد /34 ) . سومين فرق مهم ديگر بين دنيا و آخرت اين است كه زندگى دنيا مقدمه آخرت , ووسيله اى براى كسب سعادت ابدى است . و زندگى آخرت زندگى نهائى و اصيل مى باشد وهر چند زندگى دنيا و نعمتهاى مادى و معنوى آن مـطـلـوب آدمـى اسـت , ولـى با توجه به اينكه همه آنها ابزار آزمايش و وسيله تكامل حقيقى و تـحصيل سعادت ابدى است ,اصالتى نخواهد داشت و ارزش واقعى آنها وابسته به توشه اى است كه شخص براى زندگى ابديش برمى دارد . از ايـن رو , اگـر كسى زندگى اخروى را فراموش كند و چشم خود را به زرق و برق دنيابدوزد و لـذايـذ آن را هـدف نهائى اش قرار دهد , ارزش واقعى آن را نشناخته و براى آن ارزش پندارى قائل شـده اسـت , زيرا وسيله را به جاى هدف گرفته است و چنين كارى جز بازى و سرگرمى و فريب خوردگى نخواهد بود لذا قرآن زندگى دنيا را بازى وسرگرمى و ابزار فريب , ناميده و زندگى آخرت را زندگى حقيقى دانسته است . ( قصص / 77 ) , ( آل عمران / 185 ) , ( عنكبوت / 64 ) , ( فجر / 24 ) .
کد سوال : 6007
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : چرا عدم ايمان به آخرت , موجب عذاب ابدى مى شود ؟
پاسخ : راز آن ايـن است كه شخص دنياپرست , استعدادهاى خداداد را ضايع كرده و درختى كه مى بايست ميوه سعادت ابدى به بار آورد را خشكانده و بى ثمر ساخته است و حق منعم حقيقتى پرستش خدا را رعـايـت نكرده و نعمتهاى او را در راهى كه مورد رضايت وى نبوده , صرف كرده است و چنين كـسى است كه هنگام ديدن نتائج سوء گزينش خود ,آرزو مى كند كه اى كاش خاك مى بودم و به چنين سرنوشت شومى مبتلا نمى شدم . ( نباء / 40 )
کد سوال : 6008
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : انكار رابطه دنيا و آخرت , چه اشكال دارد ؟
پاسخ : اگر كسى به وجود عالم آخرت به عنوان عالمى كاملا مستقل و بى رابطه با دنيا اعتقادداشته باشد , و اعـمـال نيك و بدى كه در اينجا انجام مى دهد را , موثر در نعمتهاو عذابهاى آن عالم نداند , به معاد كه يكى از اصول اعتقادى اديان آسمانى مى باشد , ايمان نياورده است , زيرا قوام اين اصل , به پـاداش و كيفر اعمال دنيوى است ( در نتيجه اعمال خوب چنين شخص هم , مقبول الهى نخواهد بود )و به همين جهت , عالم دنيا بازار و تجارتخانه يا مزرعه آخرت ناميده شده كه دراينجا بايد به تلاش و كشت و كار پرداخت و درآمد و محصول زحمات را بايد در آنجادريافت كرد .
کد سوال : 6009
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : معناى مزرعه بودن دنيا براى آخرت را توضيح دهيد ؟
پاسخ : بـايد دانست كه سعادت و شقاوت آخرت , تابع رفتارهاى انسان در دنياست و چنان نيست كه براى به دست آوردن نعمتهاى اخروى , بتوان در همان عالم تلاش كرد و كسانى كه داراى نيروى بدنى يا فـكـرى بـيـشترى باشند , بتوانند از نعمتهاى بيشترى بهره مندشوند و يا كسانى بتوانند با حيله و نيرنگ از دستاوردهاى ديگران سوء استفاده كنند , بلكه اين عالم , عالم تلكيف و اداء وظيفه و سعى و عـمـل و كـشت و كار است وعالم آخرت , عالم برداشت و درآمد و بدست آوردن محصول پايدار است . چنانكه حضرت على - عليه السلام - فرموده اند : ان اليوم عمل و لا حساب و غدا حساب و لا عمل . لذا از عالم دنيا به بازار و تجارتخانه و مزرعه آخرت تعبير شده است .
کد سوال : 6010
موضوع : گنجینه عمومی
پرسش : چه نسبتى بين نعمتهاى دنيا و عذاب آخرت وجود دارد ؟
پاسخ : بعضى چنين پنداشته و مى پندارند كه مال و فرزند و ساير وسائل عيش و نوش دنيا ,موجب راحتى و آسـايـش آخـرت هـم خواهد بود و شايد دفن كردن سيم و زر و گوهرهاى گرانبها و حتى مواد غـذايـى , هـمراه مردگان , ناشى از چنين پندارى بوده است قرآن كريم تاكيد مى كند كه مال و فـرزنـد بـه خـودى خـود ( و صرفنظر از رفتارهاى مربوطه به آنها ) موجب تقرب به خداى متعال نمى شود , و نه در جهان آخرت سودى به كسى مى بخشد . ( سبا / 37 , شعراء / 88 , مومنون / 101 , انعام / 94 , مريم 80 و95 )رابطه بين دنيا و آخرت از قبيل رابـطـه پـديـده هـاى دنيا با يكديگر نيست و چنان نيست كه هر كسى در دنيا نيرومندتر و زيباتر و شـادتـر و بـهـره مـندتر باشد , در آخرت هم همانگونه محشور بشود , وگرنه مى بايست فرعونها و قارونها سعادت اخروى بيشترى داشته باشند . بـلـكـه چه بسا كسانى كه در دنيا ناتوان و رنجور و تهيدست باشند ,ولى در اثر انجام وظايف الهى سـالـم و زيـبا و نيرومند , محشور , و از نعمتهاى ابدى برخوردار باشند و بر عكس كسانى غرق در نـعمتهاى دنيوى باشند و عمل به وظايف نكنند و گرفتار عصيان و طغيان و كبر و نخوت شوند و اين نعمتهاى دنيوى جز وزر ووبال , محصولى برايشان نداشته باشد . بـعضى چنين پنداشته اند كه ميان نعمتهاى دنيا و نعمتهاى آخرت , رابطه معكوسى برقرار است و كسانى به سعادت اخروى مى رسند كه از نعمتهاى دنيا بهره اى نبرده باشند و برعكس كسانى كه از نعمتهاى دنيوى برخوردار باشند , از سعادت اخروى محروم خواهند بود . و بـه آيـاتـى از قـرآن و روايـاتى هم تمسك كرده اند كه دلالت داردبر اينكه دنياپرستان بهره اى از آخرت ندارند . ( بـقـره / 200 , اسـراء / 16 )غافل از اينكه دنياطلبى , مساوى با بهره مندى از نعمتهاى دنيا نيست , بـلـكـه دنياطلب كسى است كه لذتهاى دنيا را هدف فعاليتهاى خود قرار دهد و همه نيروهايش را صـرف دسـتـيابى به آنها كند , هر چند به خواسته هايش نرسد و آخرت طلب كسى است كه دل به لـذتـهـاى دنيا نبندد و هدفش زندگى آخرت باشد , هر چند از نعمتهاى دنيوى فراوانى برخوردار بـاشـد , مـانـنـد حضرت سلمان (ع ) و بسيارى از انبياء و اولياءالهى كه از نعمتهاى دنيوى زيادى , بهره مند بوده اند و از آنها براى رسيدن به سعادت اخروى و رضوان الهى استفاده مى كرده اند . پـس ميان بهره مندى از نعمتهاى دنيوى و بهره مندى از نعمتهاى اخروى نه تناسب مستقيم وجود دارد و نـه تـنـاسـب معكوس , بلكه هم نعمتها و هم بلاهاى دنيا بر اساس تدبير حكيمانه الهى بين انسانها تقسيم شده و همه آنها وسيله آزمايش ايشان است .