• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1124
  • يکشنبه 1382/9/23
  • تاريخ :

اخبار ادبی وهنری 23 آذر ماه 1382

جلسه‌ی گفت و شنود نمایش « خاطرات یك دزد » برگزار شد


تمرین مجانی، موجب شد كه بسیاری از بازیگرانی كه می‌توانستند در نمایش من حضور داشته باشند از این كار منصرف شوند.

به گزارش ایسنا، كارگردان نمایش خاطرات یك دزد كه پنجشنبه شب در جلسه گفت و شنود این نمایش به همت انجمن منتقدان و نویسندگان خانه‌ی تئاتر سخن می‌گفت، مشكل اساسی گروه ها را نبود سالن تمرین دانست و گفت: هیچ كس حاضرنمی‌شد به مدت 4 ماه به ما سالن بدهد و ناچار بودیم در خانه‌های یكدیگر نمایش را تمرین كنیم.

كامبیز اسدی، اجرای این نمایش را كاملا كارگاهی و تجربی توصیف كرد و گفت: از ابتدا می‌دانستیم كه ریسك بالایی به لحاظ تماشاگر داریم چرا كه تماشاگر عام ما عادت به شنیدن قصه آن هم از نوع عاشقانه‌اش دارد و دیگر آنكه زمان طولانی نمایش هم می‌تواند تماشاگران را خسته كند.

وی با اشاره به ضعف سیستم اطلاع رسانی در تئاتر گفت: گرچه روزنامه‌نگاران می‌كوشند تا اطلاعات لازم در مورد یك نمایش را به مردم ارائه دهند اما از آنجا كه مردم ما عادت به روزنامه خواندن ندارند این اطلاعات را بدست نمی‌آورند و در مورد همین نمایش، برخی از مخاطبان با شنیدن نام كار تصور می‌كنند كه با نمایشی كمدی رو به رو هستند.

به گزارش ایسنا، اكبر عبدالعلی زاده نیز با اشاره به بازی‌های پر انرژی و كوبنده در تمام اپیزودها گفت: در سیاها این شیوه بازی منطقی است اما در كلفتها نیازی به این شیوه نبود چرا كه این كلفتها دو زن مظلوم و توسری خور هستند و نمایش بیشتر بار روان شناسانه دارد.

در پاسخ به او، اسدی گفت: از هر نمایشنامه بخش‌هایی را انتخاب كرده‌ایم كه شبیه نمایشنامه‌های دیگر است سال 79 قرار بود كلفتها را كار كنم كه بعد از ترجمه‌ی نمایشنامه، متوجه شدیم كه دكتر رفیعی و محمد عاقبتی هم این نمایش را اجرا می‌كنند و از آنجا كه تئاتر ایران، چنین ظرفیتی ندارد كه یك نمایشنامه همزمان توسط 3 نفر كارگردانی شود از اجرای كلفتها منصرف شدیم.

محمدرضا رحیمی نیز، درباره‌ی ریتم این نمایش گفت: یك ساختار، خود را تعریف می‌كند. كار با بازی شروع می‌شود و این قرارداد با تماشاگر بسته می‌شود سپس مجموعه‌ای هماهنگ نشان داده می‌شود و نكته بعدی تعمیم موضوع است كه برای تعمیم باید ضرباهنگ پایین آید تا تمپو بالا رود.

وی كلفتها را یكی از شاهكارهای ژنه توصیف كرد و گفت: در این نمایش فضایی دزدانه غالب می‌شود اما در اینجا با حذف مادام و آن خانه، تنها اضطراب ها باید منتقل شود.

به اعتقاد وی، ضرباهنگ، تنها تند بودن نیست و خسته كننده بودن ریتم كلفتها به دلیل بازی‌های زیرپوستی و روانی است كه برای ما كه از صبح تا شب هزار نقاب بر چهره می‌زنیم و خود را خسته می‌كنیم كسل كننده است در حالیكه باید كلمه به كلمه كلفتها را قاب گرفت چرا كه بسیار استادانه است.

UserName