• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4784
  • يکشنبه 1382/9/16
  • تاريخ :

رهبری فرد از بحرین و پرسپولیس و پروین می گوید

بهروز بچه جنگ ؛

اول بگویم كه این حرف ها را برای اولین بار است كه در مصاحبه ای به زبان می آورم . هرگز و حتی برای یك دفعه هم به كسی نگفته ام كه بهروز رهبری فرد چه كسی است، چه شخصیتی دارد، از كدام خانواده، و با كدام مرام و منش بزرگ شده . حتی مهدی هاشمی نسب هم وقتی این حرف ها رابشنود تعجب كند. ما با هم رفیق هستیم و هیچ چیزمان از یكدیگر پنهان نبوده اما تا حالا هیچ وقت در مورد زندگی شخصی ام و مشكلات آن – نه تنها مهدی بلكه با سایر دوستانم – حرف نزدم بازهم تاكید می كنم قصد نداشتم این حرف ها را بزنم ولی شرایط اینگونه ایجاب می كند.

من بهروز رهبری فرد هستم، بچه خیابان خاوران ، محله هاشم آباد روبروی فرهنگ سرای خاوران . از پدر و پدربزرگ و تا قبل ، همگی در تهران و همین منطقه بوده اند.

من بزرگ شده خیابان عارف هستم . سه برادر دارم و یك خواهر دارم ، خواهری كه به اندازه مادر مرحومه ام دوستش دارم. از 25 خرداد متنفرم مخصوصا وقتی كه گفته می شود 25 خرداد 75 ؛ خدا رحمت كند مادرم را. پدرم در قید حیات است . در مورد او بگویم كه هشت سال را از اول جبهه بوده ؛ این حرف را برای اولین بار می زنم و شاید خیلی ها باور نكنند. شهید همت یكی از فرماندهان پدرم بود. اینها را می گویم كه بدانید بهروز رهبری فرد در كدام خانواده بزرگ شده است ، پدرم در یك عملیات شیمیایی شد. او جانباز جنگ است و به خاطر این مساله فشار خون و ناراحتی قلبی پیدا كرده .

بعد از آن اتفاق تا حدود زیادی سرپرستی خانواده بر عهده من شد. البته راضی ام ، از اینكه پدرم از من راضی است ، راضی ام از اینكه پدرم برای این مملكت از جان مایه گذاشته ، راضی ام كه فرزند چنین پدری هستم.

و اما برادرم كه در دهلران مجروح شد ، او هم جانباز 80 درصدر است همه و همه این حرف ها را برای سردار آجورلو گفتم تا بداند من كیستم. اگر پشت سر من حرف می زنند هزار و یك دروغ و افترا به من نسبت می دهند سردار آجورلو حداقل بداند كه من كیستم و چگونه زندگی كرده ام. اگر انسان نبودم و مسلمان نبودم هیچ وقت در زندگی سختی كه داشتم ، موفق نمی شدم. به نظر من خدا مرا خیلی دوست دارد. دلیل دارم ،اولین دفعه كه رفتم زیارت خانه خدااز خدا خواستم كه دفعه اول و آخرم نباشد. بعد از آن سه دفعه دیگر این سعادت نصیبم شد كه به زیارت خانه خدا بروم .

رفته بودم كربلا برای مادر مرحومه ام دعا كردم وقتی برگشتم خواهرم در خواب مادرم را دیده بود. كه او گفته بود : " از بهروز تشكر كن كه به هر چه می خواستم رسیدم".

من بچه معتقدی هستم كه در اوج جوانی و شهرت نگاه بد به ناموس مردم نداشتم. بهروز رهبری فرد 10 سال در تیم پیروزی بازی كرده بازیكنان این تیم همه رفقای او هستند ، اگر باور نمی كنید در مورد من از رفقایم بپرسید. كه بهروز چه طور بچه ای است و این حرف ها كه می زند راست است كه یا و...

بازهم تكرار می كنم آدم های كه پشت سرم حرف می زنند ، با اینكه از پیروزی جدا شده ام كاری به كارشان ندارم مدام به من تهمت می زنند ، من واگذارشان می كنم به خدا، به همان خدای پدرم كه خدای من نیز است . من نمی توانم دروغ بگویم و به آدم ها تهمت بزنم . در خانواده به من یك چیز یاد داده اند ؛ راست بگو ، زیر بار حرف زور نرو.

پدرم برای چی جنگید؟ چون جنگ تحمیلی بود و می خواستند به ما زور بگویند.

هرگز در زندگی این و آن دخالت نكردم ، ظاهر و باطن من همین است. بازهم تاكید می كنم كه این ها را نمی گویم كه مردم دلشان به حال من بسوزد فقط می خواهم بدانند كه بهروز رهبری فرد كه به او یاغی و ... لقب داده اند، چگونه آدمی است همه این ها زندگی من است من این ها را از كتاب و داستانی برنداشته ام و تحویل شما بدهم .

بهروز و خداحافظی با پیروزی؛

اگر به غمخوار می گفتم ببخشید، عذر می خواهم . و از اینطور حرف ها الان محبوبیت داشتم ، فیكس در دفاع پیروزی بازی می كردم ، خیلی ها تصور می كنند كه من به خاطر علی پروین از پیروزی جدا شدم كه اینطور نیست من به خاطر قولی كه به هم داده بودیم پای حرفم ایستادم . خیلی ها می گویند ؛ پروین به تو چه ربطی دارد . ولی من به خاطرپروین از پیروزی بیرون نیامدم . من قول داده بودم، ما با هم طومار امضاء كرده بودیم كه اگر غمخوار باشد نیستیم .

خوب من به حرفهایم پایبند ماندم و آمدم بیرون. به من یاد نداده اند كه دروغ بگویم و چاپلوسی كنم. هر چیزی كه ببینم می گویم. به آقای غمخوار گفتم كه شمااشتباه می كنید . یك دفعه بهروز شد یاغی گر و ...

من حتی در زمان پروین هم حرف هایم را می زدم. چند بار به خود پروین گفتم كه تیم بد بازی می كند و پیروزی سیستم ندارد . همان موقع مگر نمی خواستند مرا اخراج كنند؟. زمان عابدینی جواب او را هم دادم . اصلا هر كسی كه حرف اشتباه بزند جواب او را هم می دهم.

بهروز و علی پروین ؛

علی پروین را دوست دارم . محمود خوردبین را خیلی بیشتر از علی پروین دوست دارم . اما این ها دلیل نمی شود كه حقایق را نگویم . خیلی ها می گویند تو به خاطر پروین از پیروزی جدا شدی ولی بگذارید چند مثال بزنم. علی پروین برای من چه كار كرده؟ من پنالتی زن اول پیروزی بودم حتی یك پنالتی هم در این تیم به هدر ندادم. بازی با الهلال پروین مرا كنار كشید و گفت كه پنالتی را بده به علی . از آن به بعد انصاریان پنالتی زن اول تیم شد در حالیكه من هیچگاه یك پنالتی را از دست نداده بودم. من دقیقه 94 بازی با برق شیراز كه هیچ كس جرات نمی كرد پنالتی بزند پنالتی زدم و گل شد . پنالتی زدن امتیازی بود كه پروین از من گرفت .

و اما كاپیتانی اوائل فصل كه پیروانی آمده بود آقای پروین مرا كنار كشید و گفت : " كاپیتان پیروزی تو هستی اما بخاطر من بازوبند را به افشین بده" من هم بدون هیچ اعتراضی این كار را كردم. اینها را می گویم كه بدانید علی پروین برای من كاری نكرده، پنالتی از كسی نگرفته و به من بدهد، بازوبندی از كسی نگرفته و به من داده باشد. اینها را گفتم كه مردم بدانند علی پروین احتیاج به حمایت من و امثال من نداشت كه در پرسپولیس بماند. او علی پروین است و اسم دارد همه را می شناسند.

بهروز و بازوبند؛

من دو سال از افشین قدیمی تر هستم. سال 72 آمدم و افشین 73. افشین یكسال رفت قطر بازی كرد اما من در پرسپولیس بودم.

بهروز و ....؟

آدم نباید اخلاق و رفتارش عوض شود، نباید گذشته اش را فراموش كند. باید بدانیم كه اگر امروز شده ام رهبری فرد ، از كجاست و چگونه این اتفاق افتاده.

اگر در خیابان احترام می گذارند، همین مردم مرا رهبری فرد كردند. من مدیون آنها هستم و هیچوقت این مساله را فراموش نكنم كه با حمایت چه كسانی شدم "بهروز رهبری فرد".

اما بعضی ها زود خودشان را گم می كنند و فراموش می كنند كه از كجا آمده اند. به آنها باید مهدی مهدوی كیا را نشان بدهم. مهدی را من آوردم پرسپولیس چون بچه محل و رفیقم بود. مهدی الان كه چند سال در آلمان حضور داشته، هنوز هیچ فرقی با گذشته اش ندارد. مهدی انگار همان بازیكن 16-17 ساله بانك ملی است. او از نظر سن از من كوچكتر است و من نمی توانم مهدی را الگوی خودم خطاب كنم اما باید اخلاق، رفتار و ادب و احترام را از او یاد بگیرم.

بهروز و تیم ملی؛

برای چه تیم ملی را از دست دادم؟ بخاطر اینكه حقایق را گفتم. اگر دروغ می گفتم، چرا یكنفر پیدا نشد حرف هایم را تكذیب كند؟با 20 الی 25 نفر در زمان بلاژویچ داخل اردو بودیم. چرا یك نفر نگفت كه حرف های بهروز دروغ است؟ من بدون ترس و واهمه حرف هایم را زدم. گفتم كه چرا شب قبل از بازی با بحرین بازیكنان تیم ملی باید ساعت 4 صبح به هتل بیایند؟ چون آقای بلاژویچ می گفت كه تیم ملی رفته به جام جهانی بحرین كه كاری ندارد.

در زمان آقای جلال طالبی و بازی های جام ملت های لبنان گفتم كه شب قبل از بازی با كره بازیكن تیم ما ساعت 5 صبح به خوابگاه می آمدند. متاسفانه هنوز هم تعدادی از آنها در تیم ملی هستند. بعد اسم من می رود در لیست سیاه.

بهروز و لیست سیاه

آخرین دفعه كه رفتم فدراسیون برای حل كردن مشكل ام با پرسپولیس بود. با آقای دادكان صحبت كردم و ایشان خودشان هم متوجه نشدند كه به چه نكته ای اشاره كردند.

آقای دادكان گفت: " اگر تو مراقب بودی و آن حرف ها را زمان بلاژویچ نمی گفتی، الان اسمت در لیست سیاه تیم ملی نبود". دقیقا تاكید كردند كه لیست سیاه تیم ملی و دوره بلاژویچ تا حالا ادامه دارد. پس هنوز هم لیست سیاه داریم.

بهروز و غمخوار

آقای غمخوار آدم خوب و متدینی است. آدم با خدایی است ولی هر آدم خوبی نمی تواند یك مدیر ورزشی خوب باشد.

بهروز و انگشت قطع شده دست؛

ما تاوان فوتبال را پس داده ایم. این انگشتم كه قطع شده هم به فوتبال برمی گردد، یكدفعه رفته بودم زمین خاكی بازی كنم. داشتیم تور دروازه را پهن می كردیم. پریدم بالا كه یك دفعه انگشتم لای تور گیر كرد. خودم افتادم پایین و یك بند از انگشتم بالای تور جا ماند!

بهروز و یك آرزو

از خدا هیچ چیز جز سلامتی خانواده ام نمی خواهم. نه پول می خواهم و نه ثروت و شهرت. از خدا می خواهم به من مهربانی كند و هر كسی را كه لایق است، در راس امور بنشاند. فقط از خدا می خواهم كه همانطور كه تا همیشه كمك حال من بوده باز هم باشد. آرزوی من این است كه فقط خدا از من راضی باشد،همین.
UserName