• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2070
  • يکشنبه 1386/6/25
  • تاريخ :

 

مقدمه‌ای بر صحیفه‌ی سجادیه

طبیعى ترین راز هستى

 

دعا

تاریخ دعا

تاریخ دعا را مى توان با تاریخ پیدایش انسان قرین دانست ، زیرا انسان هرگز از نیازمندى ها جدا نبوده و در درون و بیرون خود این احساس را داشته است كه باید در پناه قدرتى آرام بگیرد.

هرگز تاریخ بشریت از توجه به مبداء عالم تهى نبوده است . كاوش ها نشان مى دهد كه حتى در دورترین ایام نیز، معبد و مسجد جز واقعیت هاى غیر قابل انفكاك زندگى بشر بوده اند؛ حتى آن زمان كه بشر توان تصور یك مبداء غیر متناهى و قدرت مطلق را نداشته و به اشتباه به بت ها پناه مى برده و از آن ها استمداد مى جسته ، زندگى پرماجراى خود را با امیدوارى تواءم مى ساخته است .

طبیعى ترین راز هستى

راز نهاد هستى ارتباط محض با خالق هستى است . گویى سر حضور زبان تیز در درخواست از مبداء متعال بر استمرار فیض است . بدین معنا كه وجهه خاص هر موجود ارتباط با غنى مطلق است كه لحظه به لحظه ، هستى او در گرو عطا و فضل وى مى باشد. پس هستى با تمام حقیقتش ، زبانى است كه درخواست بقاى خود را مى نماید؛ چه اگر كمتر آنى منع عطا فرماید، همه چیز هیچ خواهد گردید؛ لذا فرمود: «و بدان كه هیچ چیزى در عالم نیست جز آن كه منبع و خزانه آن نزد ماست ، ولى ما از آن بر عالم خلق به جز به قدر معینى كه مصلحت است ، نمى فرستیم»¬(1). و نیز فرمود: «اگر بخواهد نسل شما آدمیان را در زمین نابود مى كند و خلقى دیگر مى‌آفریند»(2) ؛ كه همه از فقر محض در كنار غناى مطلق حكایت مى كند.

از جمله كمالات انسان ، همین است كه حاكمیت مطلق خداى تعالى را در گستره نظام دریافته و به اطلاق ان الحكم الا لله، دانسته باشد كه از كران ازلى تا كران ابدى ، جز یك حكم واحد كارگر نیست و هر حركت و سكونى ، در افق اراده ازلى او بوده و خارج از حكم ابدى و لا یزالى او نخواهد بود

محققان از این درخواست باطنى به «دعاى تكوینى» یاد كرده اند. البته هم چنان كه سؤال در طلب اصل وجود، تكوینى است، در احوال طبیعى موجودات نیز، مسأله به همین قرار است؛ مثلا كودكى كه از مادر متولد مى شود، به زبان حال از خداى مهربانش غذاى متناسب با لب و دهان و حلقوم و دستگاه گوارش كودكانه خود طلب مى كند، چنان كه انسان نیز متناسب با سیستم خلقت خود، تكوینا غذا و لباس و دوا و احتیاجات دیگر را مسألت دارد؛ اصلا در جواب همین دعا و سؤال تكوینى است كه قرآن كریم فرمود: «و آتاكم من كل ما سألتموه»(3).

پس ، نهاد هستى در اصل وجود خود و در جمیع حالات و حاجاتش ‍ لحظه اى از دعا منفك نیست و وجود دعا از لوازم حتمیه و ضروریه اى است كه جمله مخلوقات از آن متنعم و به آن مفتخرند.

با این حال، متأسفانه انسان از این ارتباط تنگاتنگ سخت غافل مانده و به توهم آن كه یاد خدا تنها در ارتباطى اختیارى قرار دارد و به انتخاب و عملكرد او وابسته است ، از كلمه دعا جز همین حركت معمول ، چیزى درك نكرده است .

صلاح كار كجا و من خراب كجا؟  ببین تفاوت ره از كجاست تا به كجا!

آرى ، جایگاه ما كجا و مقام آن بزرگ مردانى كه با زبان راستین هستى آشنایند و راز آفرینش را در خرد و كلان نظام وجود یافته اند و به تسبیح و تمجید آنان گوش جان بازكرده اند و تمامى مراتب را یكدل و یك زبان یافته اند و همراز با آنان دل به جانان بسته و از همه گسسته اند كجا؟

البته باید دانست كه از جمله كمالات انسان ، همین است كه حاكمیت مطلق خداى تعالى را در گستره نظام دریافته و به اطلاق ان الحكم الا لله (4)، دانسته باشد كه از كران ازلى تا كران ابدى ، جز یك حكم واحد كارگر نیست و هر حركت و سكونى ، در افق اراده ازلى او بوده و خارج از حكم ابدى و لا یزالى او نخواهد بود.

به هر جهت ، این رشته خود سلسله بس دراز دارد كه تفصیل آن مجالى دیگر مى طلبد و باید آن را به زمان مناسب خود واگذار نمود :

                     این شرح بى نهایت كز زلف یار گفتند             حرفى است از هزاران كاندر عبارت آمد

 

پیوند به :

مقدمه‌ای بر صحیفه‌ی سجادیه؛ دعا


(1) و ان من شى ء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم؛ حجر/21

(2) ان یشاء یذهبكم و یاءت بخلق جدید ؛ ابراهیم/19؛فاطر/16،15

(3) ابراهیم/34

(4) یوسف/40

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
دعا (مقدمه‌ای بر صحیفه سجادیه)

دعا (مقدمه‌ای بر صحیفه سجادیه)

اگر از دلایل نقل شده از معصومین قطع نظر كرده و صرفا متوجه دلایل عقلانى گردیم ، به طور قطع این نكته را در مى یابیم كه هیچ چاره‌اى از خداى خویش نداریم و باید به طور دائم به او توجه نماییم و دل را به سوى او روانه كنیم
UserName
عضویت در خبرنامه