• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1810
  • شنبه 1386/6/24
  • تاريخ :

سینما هنر می‌كند كه نفس می‌كشد

سید محمد بهشتی

با سید محمد بهشتی در آستانه‌ی‌ روز ملی سینما

سینما هنر می‌كند كه نفس می‌كشد

مصلحت ندیدم غیر از مدیریت كلان در سینما باشم

سیدمحمد بهشتی یكی از بنیانگذاران بنیاد سینمایی فارابی و مدیرعامل 10ساله‌ی این بنیاد، بعد از 14 سال كه از اتمام دوران مدیریتیش می‌گذرد، تندیس خدمت به سینمای ملی ایران را گرفت و در آستانه‌ی روز ملی سینما در گفت‌وگویی با خبرنگار سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، از سالهای ورودش به سینما، علاقه‌اش به فیلم‌سازی، اهداف اولیه‌ی تاسیس بنیاد فارابی، سینمای ملی و سرنوشت "بنیاد حمایت از سینمای ملی ایران" سخن گفت.

علاقه به سینما از سالهای اولیه‌ی دانشگاه

بهشتی حضورش را در سینما از دوران تشكیل "آیت فیلم" دانست و گفت: بعد از حضور كمرنگی كه در "آیت‌فیلم" داشتم، فعالیت‌هایم را در تلویزیون ادامه دادم و سپس با تشكیل بنیاد سینمایی فارابی جدی‌تر در سینما حضور داشتم.

وی كه علاقه‌اش به سینما از سال‌های اولیه‌ی ورود به دانشگاه بوده است، ادامه داد: از سال 50 به عنوان یكی ازعلایق خود چه در زمینه عكاسی و چه در زمینه فیلمسازی آماتور، در دانشگاه فعال بودم. با همان دوستانی كه به شكل آماتور به فعالیت فیلم‌سازی مشغول بودیم، "آیت فیلم" را تشكیل دادیم.

بعضی از افرادی كه در آیت فیلم بودند، بعدها در تلویزیون حضور پیدا كردند و حضورشان به ‌صورت پررنگ در صحنه‌ی مدیریتی شكل گرفت.

بهشتی به دوران مدیریتش در تلویزیون اشاره كرد و گفت: من در تلویزیون مسوولیتی كه داشتم، یك دوره مدیر پخش شبكه اول بودم و بعد از آن مدیر تولید تلویزیون، مدیر گروه فیلم سریال شبكه اول و پس از آن عضو شورای طرح و برنامه سیما بودم. یك مدتی هم مدیر تشكیلات تلویزیون بودم، در سال‌های 62 تا 65 در حالی كه مدیرعامل فارابی بودم در همان زمان به طورموازی مسوولیت حوزه تشكیلات سازمان صدا و سیما را بر عهده داشتم.

بهشتی به فیلم‌سازی علاقه‌مند بوده؛ اما سینما را مدیریت كرده است

این مدیر سابق سینمایی گفت: به‌خاطر دارم در یك دوره ا‌ی یكی از دوستان همكار در فارابی بعد از مدتی همكاری، به من گفت: «من ترجیح می‌دهم به جای اینكه حاصل تلاش‌ام باعث شود یك كسی فیلم‌نامه‌ی خوب بنویسد، می‌خواهم خودم یك فیلم‌نامه یا یك فیلم خوب بسازم.» اما من معتقد بودم به جای اینكه خودم یك فیلم بسازم، یك كاری انجام بدهم كه خیلی‌های دیگر، فیلم خوب بسازند و بیش از آن تلاش می‌كنم به جای آنكه خودم چند تا فیلم بسازم، كمك بكنم به اینكه یك سینمای خوب شكل بگیرد. طبعا برای من اهمیت برپایی یك سینمای خوب، می‌ارزید به اینكه صرف نظر بكنم از فیلم‌سازی، حتا اگر در زمینه‌ی فیلم‌سازی یا فیلم‌نامه‌نویسی استعدادی داشتم. چون معتقدم این روند در اغلب موارد با هم مغایرت پیدا می‌كرد، نمی‌شد به برپایی یك سینما كه خود یكی از دست اندركاران تولید آن سینما هستم، كمك بكنم.

تاسیس "فارابی" به امید روزی كه سینمای ایران به این بنیاد احتیاجی نداشته باشد

بهشتی كه از اوایل سال 62 تا 72 مدیرعاملی بنیاد سینمایی فارابی برعهده داشت در ادامه‌ی گفتگو با ایسنا از چگونگی تشكیل بنیاد سینمایی فارابی سخن گفت: شهریور سال 62 این بنیاد با همراهی دادگو، آقاجانی، عبدالله اسفندیاری، علیرضا شجاع نوری، مسچی، یزدانی، شكری ‌آذر، تقی‌پور كه افراد اصلی در شكل‌گیری بنیاد سینمایی فارابی بودند، شكل گرفت.

در آن سال‌ها فعالیت گسترده در زمینه سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی در حوزه سینما انجام شد و طبق این برنامه‌ریزی‌ها لازم بود، نهادی شكل بگیرد كه وظیفه حمایت از سینمای ایران را برعهده بگیرد و این نهاد قرار شد دولتی نباشد، بدین معنا كه تابع قوانین و مقررات دولتی نباشد و اساسا چهره‌ی دولتی نداشته باشد. در آن دوره با بررسی انجام شده متوجه شدیم كه یك موسسه‌ای از پیش انقلاب تحت عنوان "باشگاه فارابی" وجود داشته كه مراحل قانونی‌اش را طی كرده و یك دوره‌ی هم فعال بوده است، اما بعد از انقلاب تعطیل شده است ولی همچنان وجه قانونی دارد و ما دریافتیم می‌توانیم این موسسه را با تعریف تازه و با ماموریت جدید دوباره احیا كنیم. بنابراین با همان اساسنامه و مصوباتی كه از قبل وجود داشت، با ماموریت و تعریف جدیدی سعی كردیم تحت عنوان "بنیاد سینمایی فارابی" آن را احیا كنیم.

بهشتی ادامه داد: قبل از انقلاب اساسنامه باشگاه فارابی به‌عنوان "سینما تك" طراحی شده بود و مصوب شورای عالی فرهنگ دوره‌ی خودش بود و اساسنامه‌ی آن به ما اجازه می‌داد كه بندهای آن را تغییر بدهیم و در واقع بنیاد فارابی را به عنوان بازوی حمایت از سینمای كشور فعال كنیم. به خاطر دارم در همان دوران مطرح كردم "به امید روزی كه بنیاد سینمایی فارابی نباشد" یعنی سینمای ایران به وجود چنین بنیادی احتیاج نداشته باشد، چون بنا به دلایلی كه بحث آن مفصل است، اولا می‌توانیم سینمای ملی و سینمای خودمان را داشته باشیم و باید كاری انجام بدهیم كه این سینمای ملی تحقق پیدا بكند.

در سال 62، دو تا مشكل وجود داشت، یكی اینكه گذشته‌ی این سینما چندان درخشان نبود و در عین اینكه در آن اتفاقات درخشانی افتاده بود، اما چشم‌انداز عمومی آن مطلوب نبود. از سوی دیگر اهالی سینما دچار یك بلاتكلیفی بودند كه در شرایط جدید فرهنگی كشور چه كاری باید انجام بدهند؟ آن وقت در این شرایط، كمك می‌كردیم به ‌اینكه سینمای جدیدی پدید بیاید كه این سینمای جدید از طرفی رنگ و بوی سینمای قبل را نداشته باشد و از سوی دیگر عطر و طعم شرایط جدید را پیدا بكند و سینمای متعلق به سرزمین خودمان باشد.

قصد داشتیم این سینما آبشخورش عرصه فرهنگ خودمان باشد و بالطبع باید در عرصه فرهنگ، صنعت، نیروی انسانی و مباحث اقتصادی شرایطی جدید را فراهم می‌كردیم.

از سال 65 تا 72 سینما در مسیر ارتقای كیفیت

او ادامه داد: از سال 1362 تا 65 در واقع مرحله حل و فصل مسایل كمی سینما بود و ما باید در فاصله این سه سال در عرصه‌ی مسایل اقتصادی، فنی ، نیروی انسانی ، موانع را از سر راه برمی‌داشتیم و زمینه را برای تحقق وضعیت جدید پدید می‌آوردیم تا از سال 65 به بعد در سینما وارد مرحله ارتقا كیفیت می‌شدیم.

ارتقای كیفیت هم عرصه‌های مختلفی داشت یكی اینكه سینما به لحاظ فنی باید تجهیز می‌شد و دوم اینكه باید وارد تجربیات هنری در عرصه‌ی بیان سینمایی می‌شدیم تا بتوانیم به موضوعات جدید و مسایلی كه شاید خیلی وقت‌ها در سینمای ما اصلا فضای مطرح شدن نداشت با یك زبان سینمای مناسبی امكان ورود پیدا كنیم و نكته‌ی آخر اینكه سینما باید به آنچه ارزشهای فرهنگی و هنری مطرح است نزدیك‌تر می‌شد و در واقع در این سه محور سینما باید ارتقا كیفیت پیدا می‌كرد، بنابراین از سال 65 تا 72 تلاش ما این بود كه سینما در مسیر ارتقا كیفیت حركت بكند و شاهد آن، همان فیلم‌هایی است كه در آن سالها ساخته شد و تا حد زیادی هم سینمای ایران موفق شد تا در یك مسیر رو به جلوی قرار بگیرد و گامهای خوبی را بردارد.

 مقصود از سینمای ملی چیست؟

او درباره‌ی تعریف‌اش از سینمای ملی و تحقق آن، گفت: معمولا وقتی این‌گونه اصطلاحات به‌كار می رود، یكی از دلایلی كه بر سر آن دعوا و مرافعه می‌شود، به این موضوع برمی‌گردد كه از ابتدا مشخص نمی‌كنند كه مقصودشان از سینمای ملی چیست؟

مقصود بنده از سینمای ملی آن سینمایی است كه می‌تواند در این سرزمین تحقق پیدا كند و رنگ و بوی فرهنگ خودمان را داشته باشد. اگر سینمایی در این قلمرو فرهنگی می‌تواند تحقق پیدا كند و متعلق به این قلمرو فرهنگی است، این یك امر ملی است. مثلا ترافیكی كه ما در ایران داریم، یك ترافیك ملی است، چون این ترافیك فقط در ایران می‌تواند تحقق پیدا كند، فارغ از اینكه این موضوع چیز خوب یا بدی است.

در همین مختصات فرهنگی هم می‌تواند اتفاقات بسیار خوبی و هم می‌تواند اتفاقات بسیار بدی بی‌افتد. هر دو موضوع ملی هستند اما یك زمانی هست كه ما نگاه آرمانگرایانه به این امر ملی و حركت كلی داریم كه به سمت آرمانهای ملی ما پیش می‌رود و آن زمان است كه ما می‌توانیم هر موضوعی را در ترازو بگذاریم مثلا ترافیك را هم در ترازو بگذریم، ببینیم آیا با آرزوهای ملی ما تناسب دارد یا ندارد؟! مسلما ترافیك تهران یك ترافیك ملی است و هیچ تناسبی با آرزوهای ملی ما ندارد، اما وقتی سینمایمان را با ترافیك‌مان مقایسه كنیم، می‌بینیم از جهت ملی بودن هر دوی آنها ملی هستند، اما از جهت تناسب داشتن با آرمانها، سینمای ما به آرمانهای ما نزدیك‌تر است. به هر حال سینمایی كه این همه به آن كم لطفی و جفا می‌شود، من فكر می‌كنم همان‌قدر كه سینمای در قید حیات است، خیلی جان سختی می‌كند.

سید محمد بهشتی

متناسب با آرمانها برای سینما سرمایه‌گذاری كنیم

وی معتقد است: سینمایی مطابق با آرمان‌های ما زمانی حاصل می‌شود كه ما واقعا متناسب با آرمان‌هایمان به آن هم توجه كنیم و بر روی آن سرمایه گذاری بكنیم. این سرمایه‌گذاری فقط سرمایه گذاری مالی نیست بلكه باید برای آن جایگاه قایل باشیم، نه اینكه سینما یك كتك‌خوری باشد كه هر وقت ما هرجا مشكلی داریم كه نمی‌توانیم آن را حل بكنیم، یك كتكی به سینما بزنیم. بنابراین در این شرایط اگر سینمای ما هنوز نفس می‌كشد به نظرم خیلی هنر می‌كند. ولی سینمای ما نشان داده است كه استعداد این را دارد كه به آن افق‌ها آرمان گرایانه نزدیك بشود.

صنعتی بودن سینما

بهشتی گفت: سینما ما از یك جهتی صنعت است و به نظر می‌آید یكی از پیچیده‌ترین و مستقل‌ترین و موفق‌ترین صنعت‌های كشور ما است و اگر آن را با صنایع دیگر چون فولاد، اتومبیل سازی با هر صنعت دیگری مقایسه كنیم به لحاظ توفیقاتی كه داشته است، اصلا كم از آنها نیست، ما تازه از خودرو ملی صحبت می‌كنیم در حالیكه از خیلی زمان قبل‌تر به صنعت سینمای ملی دست پیدا كردیم. درحالیكه به وجه صنعتی سینما كمتر توجه كردیم.

كدام صنعت این تعداد تخصص را برای تولید كنار هم دارد؟ در سینما بیش از 70 تخصص كنار هم قرار می‌گیرد این درحالی است كه در صنایع دیگر بین 5 ، 6 تا 10 تخصص كنار هم قرار می‌گیرند و در این شرایط این سینما توانسته است روی پای خودش به لحاظ صنعتی بایستد.

وقتی ما از بحران اقتصادی در سینما صحبت می‌كنیم باید توجه داشته باشیم در قیاس با عرصه‌های اقتصادی دیگر كه هیچ كدام به سینما شباهتی ندارند. مثلا در سینما هیچ نسبی بین قیمت تمام شده و بازگشت سرمایه وجود ندارد، و زمانیكه مخاطب بلیط می‌خرد و می‌رود فیلمی را می‌بیند، هیچ وقت به مخاطب اطلاع داده نمی‌شود كه این فیلم یك میلیارد تومان قیمت تمام شده‌اش است و آن فیلم 100 میلیون و مخاطب با یك قیمت بلیط هر دو فیلم را خریداری می‌كند.

كدام كالای اقتصادی را سراغ دارید كه چنین وضعی داشته باشد؟! در حالیكه بین قیمت تمام شده و عرضه‌ هر كالایی نسبتی وجود دارد. این شرایط می‌تواند یك شرایط بسیار متغیر و بحرانی را برای اقتصاد سینما به وجود بیاورد ولی سینما به حیات خودش دارد ادامه می‌دهد. اما در عرصه‌های دیگر با كوچك‌ترین نسیم ناملایمی می‌بینیم كه حالشان به هم می‌خورد و راهی بیمارستان می‌شود اما سینما در قید حیات است و جان سختی می‌كند.

وی گفت: قصدم این نیست كه بگویم سینما بحران یا مشكلی ندارد، بلكه این سینما مشكلات زیادی دارد اما به لحاظ اقتصادی باید دید كه یك مسیر پیچیده‌ای را طی می‌كند و به لحاظ فرهنگی هم همین قصه است یعنی به لحاظ فرهنگی و فنی اگر نگاه بكنید سینما با یك شرایط سخت و پیچیده‌ای مواجه است ولی همچنان در قید حیات است.

ایجاد "الگوی مدیریتی شرایط عدم قرنطینه"

بهشتی درادامه‌ی این گفتگو درباره‌ی اینكه در شرایط امروز سینمای ایران، آرزوی اولیه‌ی تاسیس بنیاد فارابی مبنی بر اینكه روزی برسد تا سینمای ایران به‌وجود این بنیاد احتیاجی نداشته باشد، دور از دسترس به نظر می‌رسد، اعتقادش را اینگونه مطرح كرد: ویژگی یك مدیریت فرهنگی موفق طولانی بودن مدت مدیریت آن است تا بتواند به مقاصد و اهدافی كه دارد به طور كامل دست پیدا بكند. درست است كه من این شانس را در فارابی داشتم كه حدود 11 سال ـ كه زمان طولانی هم هست ـ مدیرعامل این موسسه باشم اما برای اینكه سینمای ما بتواند به تمام مقاصدش دست پیدا كند، زمان كمی است.

شاید فرصت طرح خیلی برنامه‌های دیگر باید بوجود می‌آمد، علی الخصوص یكی از زمینه‌های كه باید فرصت آن فراهم می‌شد، ایجاد "الگوی مدیریتی شرایط عدم قرنطینه فرهنگی" بود. وقتی ما به شرایط فرهنگی كشور نگاه می‌كنیم می‌بینیم كه به دلیل وضعیت تكنولوژی اطلاع رسانی تقریبا هر چقدر به لحاظ تاریخی دورتر هم برویم همین شرایط است. ولی تا سال 1370 همه‌ی كشورها در وضعیت فرهنگی‌ای بودند كه می‌توانستند با اعمال "الگوی مدیریت فرهنگی شرایط قرنطینه" كشور خودشان را در مقوله فرهنگی مدیریت بكنند، البته منظورم مدیریت در مقیاس ملی است نه مدیریت بنگاهی.

وی افزود: اما از سال 1370 به بعد با تحولات تكنولوژی كه اتفاق افتاده اساسا موضوع قرنطینه منتفی شد. در این وضعیت لازم بود كه الگوی جدیدی از مدیریت فرهنگی شكل بگیرد كه با شرایط عدم قرنطینه متناسب باشد، اما متاسفانه این اتفاق در كشور ما نیفتاد و ما همچنان شاهد هستیم كه مدیریت فرهنگی متناسب با شرایط قرنطینه دارد اعمال مدیریت می‌كند و هیچ تجدید نظری در الگوی مدیریتی صورت نگرفته است. وقتی شرایط، شرایط عدم قرنطینه باشد ولی الگوی مدیریتی، الگوی مدیریتی شرایط قرنطینه باشد، این مدیریت، مدیریت كارآمدی نخواهد بود.

بهشتی معتقد است: این مدیریت با این ویژگی در بسیاری از مواقع در مسیر رشد مقولات فرهنگی بیشتر از اینكه یك هموار كننده و بستر ساز باشد به یك مانع و عامل عدم رشد تبدیل می‌شود و این روند می‌تواند فرصت‌های زیادی را از كشور سلب كند. با توجه به همان ثروتی كه به عنوان سینما توانستیم كسب كنیم، بعد از انقلاب در طی این سالها

در شرایط نبود قرنطینه، فرصت‌های بسیار زیادی در منطقه برای ما فراهم شد كه طبعا باید از این فرصت‌ها حداكثر استفاده را می‌كردیم و دایره مخاطبین خودمان را افزایش می‌دادیم و می‌توانستیم در پیشخوان فرهنگی كشورهای دیگر، حضور فعال داشته باشیم و از این فرصت‌ها استفاده بكنیم. اما شرایط جدید بیشتر برای ما به عنوان یك تهدید عمل كرد و بیشتر خسارت دیدیم تا بهره ببریم. این در شرایطی بود كه در قیاس با تمام كشورهای كه در منطقه ما هستند، ما تنها كشور بودیم كه بنیه‌ی فرهنگی، صنعتی و اقتصادی این را داشتیم كه بتوانیم از این فضای جدید پدید آمده به مثابه یك فرصت بهره‌مند شویم، اما حاصلش این شد كه سینمای ما گرفتار مسایل روزمره ‌شد و خودش هم نسبت به وضعیت عمومی كه برایش پدید آمده توجه نكرد.

وی درعین حال تاكید كرد: مدیریت فرهنگی، با قصد و غرض اینگونه رفتار نكرده است، بلكه فقط به دلیل این‌كه الگوی مدیریتی‌اش را تغییر نمی‌دهد، بیشتر به مثابه یك مانع عمل می‌كند و دست‌اندركاران سینما نیز به این روند كمك می‌كنند.

ما اگر به اهداف كلی و كلان كشور مثلا به چشم‌انداز بیست ساله توجه كنیم، برای رسیدن به این چشم‌انداز، یكی از امكانات فوق العاده ارزشمندی كه در كشورمان داریم، یك گذشته درخشان و ثروت گران قیمت در زمینه سینما است كه می‌توانیم از آن بهره‌مند شویم تا این‌كه شرایط را هموارتر كنیم.

فراغت از مدیرعاملی فارابی و در مقیاس كلان به سینما خدمت كردن

بهشتی در بخشی از گفتگویی كه با ایسنا داشت درباره‌ی عدم حضور مستقیم‌تر در عرصه‌ی سینما طی سالهای اخیر گفت: هیچ وقت حضوری غیر از مدیریت كلان در سینما نداشتم و هیچ وقت مصلحت خودم را در این نمی‌دیدم كه وقتی از سینما خارج شدم بیایم مثلا یك شركت فیلم سازی راه بیندازیم و بروم فیلم بسازم. نه مصلحت خودم و نه مصلحت سینما می‌دیدم كه وارد این حوزه بشوم، چون فكر می‌كردم درهمان مقیاس كلان شاید بتوانم خدمات بیشتری به سینمای ایران بكنم، بنابراین با یكسری از دوستان علاقمند شدیم بنیاد "حمایت از سینمای ملی ایران" را تشكیل بدهیم.

جمع تشكیل‌دهنده‌ی بنیاد نتوانستند وقت زیادی بگذارند

امیدوارم دفاع از سینمای ملی برایشان اولویت پیدا كرده باشد

وی درپاسخ به اینكه چرا بنیاد رسما تاكنون شكل نگرفته است، افزود: بر سر شروع كارش مشكلاتی بوجود آمده است كه امیدواریم این مشكلات مرتفع شود و دوباره این بنیاد فعال شود تا حقیقتا در ماموریت اصلی كه برای خودش پیش بینی كرده، بتواند نقش آفرینی كند. كه موضوع آن حمایت عمومی از سینمای ملی ایران بود و در حقیقت یك حفاظت و حراست از منفعت ملی به عنوان سینمای ایران بود.

وی درباره‌ی مشكلاتی كه بر سر راه شكل‌گیری این بنیاد بوجود آمده به ایسنا گفت: فكر می‌كنم جمعی كه با هم جمع شده بودیم، نمی‌توانستند در آن دوره وقت زیادی بگذارند، امیدوارم كه كم كم به یك سن و سالی رسیده باشند كه برایشان دفاع از سینمای ملی ایران اولویت پیدا كرده باشد كه در آن مقطع قطعا این بنیاد فعال خواهد شد.

بهشتی در پایان درباره‌ی زمان تاسیس این بنیاد تاكید كرد: هر زمان كه این اتفاقاتی كه اشاره كردم می‌افتد، بنیاد حمایت از سینمای ملی ایران شكل خواهد گرفت. به هر حال همیشه ضرورت اینكه از سینمای ملی ایران حمایت بشود وجود دارد، اما اگر ما نتوانستیم هر كسی بتواند از سینمای ملی ایران حمایت كند به نظرم یك خدمت ملی كرده است.

منبع : ایسنا

مطالب مرتبط :

اهالی سینما از معمار سینمای ایران تقدیر كردند

 

UserName