• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1170
  • پنج شنبه 1386/6/22
  • تاريخ :

صدای نقاره آفتاب زرد برای اعلام زمان افطار

افطار

آداب و رسوم ایرانیان در ماه مبارک رمضان یکی از مباحث مهم فرهنگ عامه به شمار می آید. در این ماه تلاش می شود گوشه هایی از سنن و باورهای مردم ایران به نقل از کتاب "رمضان در فرهنگ مردم" نوشته احمد وکیلیان مورد بررسی قرار گیرد.

برای آگاهی از وقت شرعی غروب و فرارسیدن افطار مانند سحر، از روش های گوناگونی استفاده می شود از جمله بانگ خروس، دیدن "ستاره ناهید"، تشخیص ندادن رنگ کاهگل، نواختن نقاره، توپ در کردن، اذان مغرب، ساعت و تقویم و اعلام وقت توسط رادیو. علاوه بر موارد فوق در بعضی از شهرها و روستاها از روش های دیگری هم برای آگاهی از وقت افطار استفاده می کنند از جمله:

خط سرخ حمراء

در لهران طالقان مردم می گویند : غروب آفتاب هنگامی که "چوچک" ها به پرواز در می آیند و از شاخه ای به شاخه دیگر می پرند و جیک جیک می کنند تقریبا یک ساعت به افطار مانده است.

در فرنق خمین وقتی آفتاب غروب می کند از سمت مشرق آسمان خط های سرخی نمایان می شود که اهالی فرنق به آن خط های سرخ "حمرا" می گویند. این حمراها یا خط های سرخ به تدریج بالا می آیند تا زمانی که کاملا محو و ناپدید می شوند. در این هنگام می گویند غروب شده و آلان است که صدای اذان بلند شود.

در مشهد هم می گویند هنگام غروب هوا سرخ می شود و این سرخی از سمت مشرق به طرف مغرب حرکت می کند. وقتی انتهای سرخی از بالای سر بگذرد موقع اذان است وقت افطار.

حال چنانچه هوا ابری باشد و خطوط سرخ دیده نشود آن قدر صبر می کنند تا هوا تاریک شود و مطمئن شوند غروب شده و وقت افطار رسیده است.

درباره سرخی ها یا حمراهای کناره آسمان هم مردم فرنق خمین قصه و عقیده ای دارند که که شنیدنی است و می گویند: دورتادور زمین را کوه قاف فرا گرفته و کوه قاف یکپارچه یاقوت سرخ است. هر روز هنگام طلوع و غروب آفتاب، خورشید پشت کوه قاف پنهان می شود و در اثر برخورد اشعه آفتاب با کوه قاف این سرخی ها نمایان می شود.

همچنین اهالی فرنق گویند اسکندر ذوالقرنین که یکی از پیامبران بوده است در کشورگشایی از سمت آفتاب (مشرق) با طایفه ای بزرگ به نام "یاجوج و ماجوج" که مردمانی وحشی و آدمخوار بودند روبرو شد. این مردم وحشی سالی دو بار بر مردمان متمدن آن عصر و زمان هجوم می بردند و هر چه بر سر راهشان قرار داشت نابود می کردند. اسکندر هم برای جلوگیری از هجوم این قوم وحشی سدی بزرگ از مس میان آنان و آدمیان متمدن بنا کرد. بنا به اعتقاد اهالی خمین از آن به بعد هنگام طلوع و غروب آفتاب در اثر برخورد شعاع خورشید با این سد حمراها نمایان می شوند.

نقاره آفتاب زرد

یکی دیگر از روش هایی که در قدیم در اغلب شهرها از جمله در شهرستان یزد مردم توسط آن از نزدیک شدن وقت افطار باخبر می شدند صدای "نقاره آفتاب زرد" بود. هنگامی که خورشید آخرین اشعه خود را از روی دیوارها و ساختمان های شهر بر می گرفت نقاره چی نقاره اش را به صدا در می آورد و این نقاره به "نقاره زرد" مشهور بود. با شنیدن صدای نقاره مردم دست از کار می کشیدند و برای خواندن نماز و افطار کردن به مساجد و خانه هایشان رهسپار می شدند. بعضی ها قبل از رفتن به خانه و مسجد به نیت غسل کردن به حمام های عمومی که خزینه داشت می رفتند.

شبهای نوزدهم ، بیست و یکم ، بیست و سوم و بیست و هفتم حمام ها شلوغ تر می شد و اکثر مرم علاقه داشتند قبل از افطار غسل مستحب به جا آورند. عده ای برای آن که زودتر موفق به غسل شوند و اول افطار نزد خانواده خود باشند قبل از غروب درون آب خزینه می رفتند و منتظر فرارسیدن وقت افطار می ماندند. به محض شنیدن صدای توپ و اذان سرشان را زیر آب می کردند و غسل به جا می آوردند.

حمامی هم ظرف بزرگی از شلغم درشت و آبدار که به شلغم گاوی مشهور است در سربینه حمام می گذاشت و به مشتریانی که برای غسل به حمام می رفتند تعارف می کرد و روزه را با شلغم افطار می کردند.

تا چهل پنجاه سال پیش هم در تهران هر روز به هنگام غروب آفتاب طبل و شیپور "ورچین ورچین" می زدند؛ بدان معنا که کسبه و بازاریان اجناس و لوازم دکان خود را جمع و تعطیل کنند.

در ماه رمضان به جای طبل و شیپور "ورچین ورچین" برای آگاهی مردم از نزدیک شدن وقت افطار، طبل و شیپور خاصی می زدند.

 

UserName