• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4564
  • دوشنبه 1386/6/12
  • تاريخ :

از بازیگری فقط در سینما لذت می‌برم

فرامرز قریبیان

اگر كسی سراغت نیاید، بسیار دردناك است .

فرامرز قریبیان در ادامه گفتگوی تفصیلی خود به فعالیت سینمایی‌اش در بعد از انقلاب اسلامی اشاره كرد و گفت: من سفری به آمریكا داشتم كه سال 59 برگشتم، اولین فیلم بعد از انقلاب بنده "سفیر" به كارگردانی فریبرز صالح است كه فیلمبرداری‌اش اواخر پاییز شروع شد كه با وسواسی كه كارگردان داشت تا اواخر سال 60 ادامه داشت و فینال فیلم در گرمای بسیار طاقت فرسای "برازجان" فیلمبرداری شد و فیلم در اولین دوره جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.

یك بازیگر كافی نیست، فقط بازیگر خوبی باشد تا مطرح شود

خودم معتقدم كارهای زیر متوسط هم بازی كردم، اما همه اینها آگاهانه بوده و مربوط به حرفه بازیگری می‌شود، یك بازیگر همیشه تنها كافی نیست كه بازیگر خوبی باشد تا مطرح شود.

بازیگر مسائل جنبی زیادی هم دارد كه بعضی‌ها به آن آگاهند و بعضی‌ها هم نیستند و آنهایی هم كه می‌دانند ماندگارتر می‌شوند. من فیلم‌هایی كه خوب نبودند را آگاهانه بازی كردم، اما به دلیل اینكه فكر می‌كردم فروش خوبی خواهند داشت، آنها را بازی كردم و معتقدم فیلم باید خوب باشد و اگر فروش نكند، مهم نیست و یا اگر فیلم خوبی نیست اما فروش خوبی دارد، قطعا كمكی برای سینما است اما اعتقادی به فیلم‌های خنثی ندارم.

"جدال در تاسوكی" را برای كارگردانی ساختم

در سال 65 "جدال در تاسوكی" را به این دلیل ساختم كه به نوعی وارد حیطه كارگردانی بشوم و با همه مشكلات آن زمان این فیلم ساخته شد. در حالیكه نقش اصلی برای خود من نوشته شده بود، اما مسوولان وقت سینما در دوره ریاست "آقای انوار" اجازه نداند، خود من بازی كنم و گفتند یك نفر نمی‌تواند چند كار انجام دهد، بنابراین فقط كارگردانی كردم به هر حال با توجه به اینكه فیلم‌هایی كه بازی كرده بودم همه سودآور بودند عدم حضورم در فیلم خودم باعث شد كه این فیلم زیاد سودآور نباشد. برای فیلم "قانون" كه كاری پلیسی بود به عنوان بازیگر سراغم آمدند و وقتی فهمیدم كارگردان چه كسی است، دیدم نمی‌توانم با آن كار كنم و عذرخواهی كردم بعد از مدتی به سراغم آمدند كه با آن كارگردان به توافق نرسیدیم و خودت آن را بساز كه این فیلم هم مورد علاقه‌ام نبود، اما فیلم "چشم‌هایش" را خودم انتخاب كردم و مسعود جعفری جوزانی قرار شد فیلمنامه‌ای آن را بنویسد كه ساختش در توان من باشد و با توجه به فیلمنامه خوبی كه در اختیار داشتم سعی كردم در حد توان خودم فیلم خوبی ساخته شود، هر چند كه در زمان اكران به خاطر كم لطفی مسوولان خوب نفروخت و به همین دلیل نتوانستم فیلم بعدی‌ام را بسازم. با "چشم‌هایش" اولین جایزه بین‌المللی خودم را از فستیوال فیلم "زیمبابوه" گرفتم.

سینمای ایران به جوانان با استعداد نیاز دارد 

من همیشه طرفدار جوانها بوده‌ام و معتقدم سینمای ایران احتیاج زیادی به جوانهای با استعداد دارد، به همین دلیل هم از افرادی كه فیلم اول خود را می‌خواهند بسازند با شناختی كه از سابقه كاری‌شان دارم و فیلمنامه‌ای كه در اختیارم می‌گذارند استقبال می‌كنم. آقای فرهادی از آن نوع فیلمسازانی است كه از همكاری با او بسیار راضی هستم. "رقص در غبار" فیلم بسیار موفقی است كه همه جای دنیا هم مطرح شد و خود من سه جایزه برای آن فیلم گرفتم كه مهمترین آن جایزه بین‌المللی مسكو بود و در آسیا پاسفیك و جشن خانه سینما هم جایزه گرفت. اما متاسفانه فروش خوبی در ایران نداشت و این جای تاسف است كه باید ببینیم چرا از این نوع فیلم‌ها، مردم استقبال نمی‌كنند و از فیلم‌های حادثه‌ای بیشتر استقبال می‌شود و متاسفانه فیلمی مثل "رقص در غبار" مهجور می‌ماند. "شهر زیبا" را هم با فرهادی كار كردم كه آن هم فیلم خوبی است ولی در فروش موفق نبود.

در "شهر زیبا" نقشم كوتاه است اما حساس و اصلی است و نمی‌شود یك سكانس از آن را حذف كرد.

در بازیگری اگر كسی سراغت نیاید بسیار دردناك است

بزرگ‌ترین بازیگران دنیا هم گاهی مجبور می‌شوند....

سال 83 چند فیلمنامه به دستم رسید كه از هیچ‌كدام خوشم نیامد و در آن سال یك فیلم هم كار نكردم. در سال 84 فیلمنامه "رویای خیس" به دستم رسید كه دیدم اگر همین را هم كار نكنم، امسال هم كاری ندارم. یك هنرپیشه سینما باید همه اینها را در نظر داشته باشد و فقط نمی‌تواند فیلم خوب بازی كند. بزرگ‌ترین بازیگران دنیا هم گاهی مجبور به پذیرش كارهایی می‌شوند. منتقدین و تماشاگران باید به نوعی حضور بازیگر را حس كنند و اگر قرار باشد بنشینم و كاری كه خوشم بیاید را بازی كنم، ممكن است 2 سال بیكار بمانم و تمام شوم و دیگر كسی سراغم نیاید و در این حرفه اگر به سراغت نیایند بسیار دردناك است. خودم هم می‌دانم ممكن است یك فیلم اصلا مناسب من نباشد اما بعضی مواقع به عنوان بازیگر مجبور هستی بازی كنی. در "رویای خیس" بازیگر معروف فقط من بودم و با توجه به فروشی كه داشت بیننده متوجه می‌شود كه فیلم‌های من هنوز ضرر نمی‌دهد.
فرامرز قریبیان

"رییس" بهترین كار كیمیایی بعد از انقلاب است

من بعد از انقلاب "تجارت"و"رد پای گرگ" را با كیمیایی كار كردم و بعد از آن دیگر تمام نقش‌های اصلی فیلم‌های كیمیایی جوان شدند و به سن من نمی‌خوردند ما رفیق‌های قدیمی هستیم و همانطور كه من خوشحال می‌شوم فكر می‌كنم كیمیایی هم خوشحال می‌شود هر دو با هم كار كنیم و هیچ وقت مشكلی با هم نداشته‌ایم. فیلم "رییس" و بازی‌ام در آن را خیلی دوست دارم و فكر می‌كنم یكی از بهترین كارهای كیمیایی در بعد از انقلاب است. در این فیلم صحنه‌ای است كه به اتفاق امین تارخ به "سینما ركس" می‌رویم و در واقع آن دو دوست دقیقا خود من و كیمیایی هستیم و در دوران نوجوانی چهارشنبه‌ها كه فیلم‌های جدید می‌آمد به اتفاق هم بعد ازمدرسه به سینما می‌رفتیم. در دوره‌ای خانه ما از محل خیابان ری به انتهای خیابان جمهوری تغییر مكان داد و چون با سینما فاصله افتاد همان چهارشنبه‌ها ساعت 4 در دالون سینما ركس قرار می‌گذاشتیم و بعد كه همدیگر را می‌دیدیم. به داخل سینما می‌رفتیم بنابراین آن صحنه را خیلی دوست دارم و واقعا گریه‌ام گرفت.

كار با كیمیایی بسیار راحت است و او به تمرین كردن زیاد اعتقاد ندارد وخود من هم در سینما معتقد به تمرین نیستم بازیگر كارش حسی است و اگر تمرین كند حس از بین می‌رود و كار مكانیكی می‌شود.

كیمیایی بازیگرش را خیلی خوب هدایت می‌كند و همه بهترین بازیشان را انجام می‌دهند، نقشی هم كه برای بازیگر می نویسد و دیالوگ‌هایی كه در دهان او می‌گذارد بسیار مناسب انتخاب می‌كند و برای خود من تا به حال پیش نیامده كه به طور مثال اگر قرار باشد در صحنه‌ای تحت تاثیر قرار بگیرم و اشكی در آید از وسایل مصنوعی استفاده كنم و تمام صحنه‌ها به طور طبیعی اتفاق می‌افتد.

خودم را بازیگر سینما می‌دانم و از آن لذت می‌برم

هیچ وقت علاقه نداشتم كار تئاتر انجام بدهم و خودم را بازیگر سینما می‌دانم، همانطور كه بازیگر سریال و فیلم‌های 90 دقیقه‌ای هم نمی‌دانم. از بازیگر سینما بودن است كه لذت‌ می‌برم و عشق من به این حرفه است. تئاتر از حوصله من خارج است و هیچ وقت هم وسوسه نشدم آنرا تجربه كنم.

سینما جای رقابت دوستانه و سالم است

جوان‌هایی كه الان كار بازیگری می‌كنند با استعداد هستند. باید جوان‌ها وارد سینما شوند و كسانی كه استعداد درست دارند بیایند و نمونه شوند. سینما جای رقابت‌های درست، دوستانه و سالم است. الان وضعیت برای جوان ها بسیار خوب شده است و مدرسه‌های بازیگری متفاوتی بوجود آمده است در زمان ما فقط یك هنرهای دراماتیك بود كه آن هم به اداره تئاتر مربوط می‌شد. خوشبختانه امروز مدارس زیادی باز شده كه راه را برای جوانها باز كرده و سینمای پذیرای جوان‌ها است. سینما متعلق به جوان‌هاست و جای ما را آنها باید پر كنند، الان نوع دید خانواده‌ها هم نسبت به سینما عوض شده است. در زمانی كه نوجوان بودم مشكلاتی با خانواده‌مان داشتیم به خصوص اینكه خانواده من مذهبی بودند و حتی می گفتند این حرفه مطربی است.

خیلی‌ها دوست دارند به سینما بیایند و فكر می‌كنند همین‌جوری راحت است اما كسی كه علاقه و عشق واقعی به سینما داشته باشد خودش راهش را پیدا می‌كند همانجور كه ما بدون هیچ كمكی پیدا كردیم.

تدریس بازیگری را دوست ندارم

حرفه من بازیگری سینماست و عاشق این كار هستم، اما اصلا تدریس را دوست ندارم. البته الان كار تدریس بازیگری بسیار زیاد شده و شاید درآمدی هم داشته باشد، اما من آن را یك حرفه می‌دانم و معتقدم كار من نیست. من هم دنبال اینكه تدریسی داشته باشم نیستم. آقای كیمیایی بارها اصرار داشته برای من كلاس بگذارد و تدریس داشته باشم، اما گفتم اصلا نمی‌توانم، من اصلا اهل كلاس نیستم و همانطور كه در دوران دبیرستان شاگرد خوبی نبودم، استاد خوبی هم نمی‌توانم باشم.

الگوبرداری در بازیگری صحیح نیست

نوع و سبك بازی من آمریكایی است و از دوره نوجوانی تا به امروز به چند نسل از بازیگران آمریكا علاقه داشته‌ام. در نوجوانی "اسپنسر تریسی" و "گری كوپر" بودند و در دوره‌های بعد "برت لنكستر"، "كرك داگلاس"، "پل نیومن" و "مارلون براندو" و دوباره بعد از آن "آل پاچینو"، "رابرت دنیرو"، "هریستون فورد" بازیگران مورد علاقه‌ام بوده‌اند اما هیچ وقت از آنها الگو نگرفتم و همیشه سعی كردم خودم باشم. الگوبرداری صحیح نیست و همیشه آدم‌ باید خودش باشد، باید فكر كنی این شخصیت چی است و خودت را در آن قالب بگذاری.

همكاری با حاتمی و تقوایی

در فیلم "جهان پهلوان" زنده‌یاد علی حاتمی قرار بود، نقش مربی تختی را بازی كنم كه حتی مهم‌تر از نقش خود تختی بود كه به سرانجام نرسید. در فیلم "زنگی و رومی" هم كه نوشته فوق‌العاده‌ای داشت آقای تقوایی نقش خیلی زیبایی كه خیلی آنرا دوست داشتم به من سپرده بودند تا در كنار آقای راد و خانم تهرانی آنرا بازی كنم كه قبل از اینكه بازیگران اصلی مقابل دوربین بروند فیلم خوابید. ناصر تقوایی یكی از بهترین كارگردان‌های این مملكت است و متاسفانه هنوز پیش نیامده با او كار كنم.

محمد سام قریبیان

پسرم محمد سام كه الان 33 سال دارد، پس از حضور در فیلم‌هایی مثل "گردباد"، "جدال در تاسوكی"، "شكار خاموش" و "ترانزیت" نشان داد كه خیلی به سینما علاقه دارد، ضمن آنكه به عنوان مجری در تلویزیون هم فعالیت داشت. خودش تصمیم گرفت به آمریكا برود و در رشته سینما تحصیل كند، من فقط برایش توضیح دادم كه زمانه عوض شده است و به صرف اینكه من پدرت هستم دوست ندارم در این حرفه باشی و ممكن است بعد از مدتی از بین بروی كه الان در "یوسیل" دوره فوق لیسانس سینما را طی می‌كند.

احساساتم در بازیگری را از طریق چشمهایم بروز می‌دهم

بروز دادن تمام احساسات و درونیات از چشم‌هایم را یكی از ویژگی‌های بازی من می‌دانند. "چشم" در سینما خیلی مهم است و بازیگران زیادی در دنیا هستند كه باچشم‌هایشان زیاد كار می‌كنند. تصویر سینما، چشم‌ها را بهتر از همه چیز می‌بیند و شما می‌توانی با چشم خود خیلی چیزها را انتقال بدهی كه با چیزهای دیگر نمی‌توان انتقال داد.

ترجیح می‌دهم در سبك  "چشمهایش" فیلم بسازم

ترجیح می‌دهم اگر قرار است فیلم دیگری را بسازم در تهیه‌اش شراكت داشته باشم تا بتوانم مطابق میل خودم كار كنم. به خصوص بعد از فیلم "چشم‌هایش" تلاش خواهم كرد كار بعدی‌ام در همان سبك باشد واگر بهتر نباشد، حداقل در همان سطح باشد. هنوز سناریویی ندارم اما مسعود كیمیایی چند طرح خوب دارد كه قول داده فیلمنامه‌ای را به من بدهد و خیلی مایلم آنرا بسازم.

جامانده از صحبت‌های فرامرز قریبیان

*وقتی برای اولین بار مقابل دوربین قرار گرفتم، آنقدر هیجان زده بودم كه می‌ترسیدم و لرز داشتم.

*از میان كارهایم "گوزن‌ها" و "غزل" را در قبل از انقلاب و "رد پای گرگ" و "رییس" را در این دوره از همه بیشتر دوست دارم.

*در همه جای دنیا وقتی سن بازیگر بالاتر می‌رود كارش هم كمتر می‌شود، البته در هالیوود نقش‌هایی برای اینگونه افراد نوشته می‌شود كه امیدوارم اینجا هم روزی اینگونه شود.

*فیلم "سیف‌الله" را آماده پخش دارم كه كار خوبی است اما مشكل پخش دارد.

*حضور در فیلم‌های كمدی را دوست دارم و فكر می‌كردم نقشم در "دو نفر و نصفی" كمدی است اما آقای صمدی اصرار داشت نقش من كمدی نباشد.

*هیچ وقت همزمان سر دو كار نبوده‌ام و همیشه بازی در یك فیلم را به اتمام رسانده‌ام و بعد پیشنهاد كار دیگری را قبول كرده‌ام به همین دلیل بارها چند ماه بیكار شده‌ام.

*فیلم‌های خارجی جدیدی كه وارد ایران می‌شود را در خانه می‌بینم، اما از میان فیلم‌های ایرانی فقط آنهایی كه تعریف‌شان را می‌شنوم، می‌بینم.

*تا به حال در نقش منفی بازی نكرده‌ام و می‌گویند چهره‌ات به درد این نقش‌ها نمی‌خورد.

*به خاطر اینكه مردم مرا می‌شناسند رویم نمی‌شود به سینما بروم و در آنجا نمی‌توانم راحت باشم.

*دوره‌ای مردم از فیلم‌های جنگی استقبال می‌كردند كه بیشترین آنها را من بازی می‌كردم.

 منبع: ایسنا

 

UserName