• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2963
  • پنج شنبه 1386/6/8
  • تاريخ :

ربوده شدن رهبر شیعیان لبنان

امام موسی صدر در سال 1307 ش (1343 ق) در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. پس از تكمیل دروس مقدماتی، از محضر علمی و معنوی آیات عظام سیدصدرالدین صدر (پدرش)، سید محمد محقق داماد، سید حسین بروجردی و امام خمینی(ره) كسب فیض نمود. سپس عازم نجف اشرف شده و از محضر عالمان و فقیهان آن دیار نیز بهره‏مند گردید و به درجه اجتهاد نائل آمد. امام موسی صدر پس از وفات آیت‏اللَّه سیدعبدالحسین شرف‏الدین، رهبری شیعیان لبنان را به عهده گرفت و آنان را از وضعیت ناهنجار فرهنگی، اجتماعی و سیاسی رهایی بخشید و در برابر دسیسه‏های دشمنان اسلام، آنان را در تشكیلات "حركت المحرومین" متشكل ساخت. این مجاهد نستوه و خستگی‏ناپذیر با هدف ایجاد اتحاد بین اعراب و جلب حمایت كشورهای عربی و متقاعد ساختن آنان به منزوی كردن اسراییلِ متجاوز و تحریم هرگونه رابطه با اشغالگران فلسطین و به منظور تقویت جنبش محرومین و تهیه سلاح، به كشورهای مختلف سفر می‏كرد. امام موسی صدر، به تدریج جزء بزرگترین شخصیت‏های سیاسی جهان به شمار آمد و در پی دعوت رسمی دولت لیبی، به این كشور سفر نمود، ولیكن بر اثر توطئه دشمنان انقلاب اسلامی، در همان سفر ربوده شد. گرچه اخبار ضد و نقیضی درباره زندانی بودن وی منتشر می‏شود، با این حال هنوز اطلاعات موثّقی از ایشان به دست نیامده است.

 

با اینكه او یك ایرانی بود ولی جای جای لبنان، او را می‌شناسد. از شیعه و سنّی گرفته تا مسیحی و دروزی، از وی به بزرگی و طهارت نفس یاد می‌كنند، تو گویی هر چه صفت پاك بوده از جدّش رسول خدا (ص) گرفته است. تواضع و فروتنی، صبر و پایداری، اخلاص و صفا، همّت و پشتكار، دلیری و مردانگی، رحمت و عطوفت، بصیرت و اندیشه نافذ، سعه صدر و گشاده رویی، تحمّل مخالفان و بلكه نیكی و خدمت به آنان، و...

اینها، تنها بخشی از ویژگی‌های ذاتی امام موسی صدر بود كه برای هر یك از آنها، صدها نمونه رفتاری و خاطرات بیاد ماندنی برجا مانده است.

 

عامل سربلندی و اقتدار شیعه

در واقع باید اذعان نمود، شیعه و سربلندی امروز او در لبنان، مرهون تلاش و جنبش اوست و مقاومت مبارك اسلامی لبنان به رهبری قائد برجسته عربی ـ سید حسن نصرالله ـ كه در اوج عزّت و اقتدار تاریخی خویش به سر می‌برد، در امتداد حركت اصولی و زیركانه اوست.

امروز كیست كه نداند پایه گذاری حركت جنبش محرومان در لبنان كه به «حركت امل» موسوم است ـ و در ادامه آن، زایش و شكوفایی شجره طیبه حزب الله و گردانهای مقاومت در آن دیار ـ حاصل نگاه نافذ و دور اندیشی كم نظیر او و جمعی از یاران و همراهانش به ویژه مرحوم شهید دكتر چمران است.

بنیانگذار مجلس شیعیان لبنان

جایگاه والای او در مسئولیت خطیر و نوپای ریاست مجلس شیعیان لبنان ـ به عنوان مؤسس و پایه‌گذار آن در دوره‌ای كه دیگر اقوام و مذاهب دارای مجالس رسمی بودند ـ فرصت خدمت بی دریغ به شیعه و تقویت زمینه‌های مشاركت آنان در عرصه تصمیم گیری سیاسی كشور ـ همزمان با ایجاد همگرایی میان رهبران مذاهب و ادیان گوناگون در لبنان و نهادینه سازی روح همزیستی مسالمت آمیز در میان پیروان ادیان در آن كشور ـ را فراهم ساخت.

اندیشه فرا قومی و فراجناحی

اما او در این جایگاه، كمترین ردّپایی از ریاست طلبی، سودجویی، و فرصت طلبی های معمول در میان رهبران سایر فرقه ها، برجای نگذاشت. گفته‌ها و شنیده‌ها حاكی از آنست كه او نه تنها از این فرصت، بهره گیری فرقه ای و یا شخصی نكرد كه به عكس، حمایت او از تمامی ایده‌ها و اندیشه‌های متضادّ، زبانزد بود و چتر گذشت و بخشش او بر سر همگان از مخالفان مسیحی و سنّی وی ـ كه اندك هم نبودند ـ تا عالمان و بزرگان شیعه سایه افكن بود.

و این در حالی است كه مرز مخالفت‌ها و دشمنی‌ها با او، تا حدّ هتك حرمت، ترور شخصیت و حذف فیزیكی او پیش رفت.

گذشت، تحمّل و سعه صدر در برابر مخالفان

مرحوم آیت الله احمدی میانجی از علما و اساتید برجسته حوزه علمیه قم در تجلیل از امام موسی صدر و شهید مظلوم آیت الله دكتر بهشتی، و در مقام بیان تشابه شخصیتی میان آن دو بزرگوار می‌فرمودند: در میان بزرگان ما كسانی به حقّ نزدیكتر بودند كه حجم دشمنی‌ها بر علیه آنان افزونتر بود.

امام صدر به رغم برخورداری از تمامی لوازم مقبولیت و مشروعیت و قدرت در كشور لبنان، هرگز مخالفان خود را به زندان نینداخت، نه تنها هرگز میدان فعالیت آنان را محدود نساخت. نه تنها هرگز حرمت و كرامت آنان را مورد تعرض قرار نداد، و نه تنها هرگز مردم و دوستداران خود را علیه آنان تحریك نكرد، بلكه هر قدر دشمنی آنها شدت می‌یافت، مهر و محبتش به آنان فزونی می‌یافت.

«كامل اسعد» آخرین زعیم فئودالیسم سنتی شیعه در لبنان از روز ورود امام صدر به آن كشور تا روز ربوده شدن در سال 1357 با تمام قوا علیه ایشان مبارزه كرد . موسی صدر در تظاهرات عظیم سالهای 1345، 1349 و 1354 كه در شهرهای صور، بیروت و بعلبك به راه افتاد، به راحتی می‌توانست احساسات مردم را چنان بسیج كند تا با سردادن شعارهایی علیه این عنصر، وی را برای همیشه به گوشه انزوا براند، اما او اگرچه در این راه از شیطنت‌های این شخص، رنج فراوان كشید، ولی هرگز وی را سركوب نكرد و هیچگاه در صدد بیرون راندن وی از صحنه فعالیت برنیامد.

در انتخابات سال 1970 كه كامل اسعد با رأیی شكننده به پارلمان راه یافت، نه تنها شیعیان جنوب را از رأی دادن به اسعد منع نكرد، بلكه نمایندگان مسلمان و مسیحی پارلمان را نیز كه اغلب از دوستداران ایشان بودند، از انتخاب اسعد به ریاست پارلمان برحذر نداشت .

نمونه ای دیگر از این سعه صدر، و روح بلند را در برخورد ایشان با تلاش‌های تخریبی مرحوم شیخ حسین خطیب ـ رئیس اسبق محاكم شرع جعفری لبنان ـ می‌بینیم. او در حالی همپای دیگر مخالفان امام صدر برای كنار گذاشتن ایشان از رهبری طایفه شیعه تلاش نمود، كه امام، شخص سلیمان فرنجیه رئیس جمهور وقت را جهت تمدید دوران ریاست خطیب بر محاكم فوق الذكر، تحت فشار قرار داده بود. مرحوم خطیب سالها بعد در مناسبتی اظهار داشته بود: " هر قدر دشمنی ما علیه این مرد بیشتر گردید، محبت ایشان به ما افزون تر شد" .

سلیمان فرنجیه رئیس جمهور اسبق لبنان به هنگام انتخابات سال 1354 مجلس اعلای اسلامی شیعیان، دشمنی‌های خود علیه امام صدر را به اوج رساند و در تبانی با زعمای فئودال، سفارتخانه‌های ایران و اسرائیل مجدانه تلاش كرد ‌تا از انتخابات مجدد امام صدر به رهبری طایفه شیعه جلوگیری كند . وقتی وی در روز پس از پیروزی قاطع امام صدر در قالب حركتی تشریفاتی، شرمسارانه به دیدن ایشان شتافت، آن بزرگوار با بازو انداختن در بازوی وی و با استقبالی بسیار گرم و رفتاری بسیار پر مهر و عاطفه، به زیباترین وجه نشان داد كه برای حفظ آرامش و ثبات یك جامعه، انسان‌ها باید بتوانند از حق خود گذشت كنند، ‌تلخی‌ها را به فراموشی بسپارند، و حتی با سرسخت‌ترین مخالفان خود، فصلی جدید از مناسبات سازنده را بگشایند.

خضوع در برابر عظمت او

علامه شیخ باقر شریف قرشی از عالمان و نویسندگان برجسته جهان عرب ـ كه بیش از 70 جلد تألیف در خصوص امامان معصوم شیعه نگاشته است ـ در جمع خاطرات خویش، سرگذشت برخورد مرحوم علامه شیخ محمدجواد مغنیه ـ از عالمان برجسته لبنان و در عین حال از مخالفان سرسخت امام موسی صدر ـ با امام صدر را كه خود از زبان مرحوم مغنیه شنیده بود، برای من ( نویسنده ) چنین نقل می‌فرمودند: «شیخ مغنیه می‌گفت: بر اثر جوسازی هایی كه در سطح كشور و حتی در محیط منزلمان بر علیه موسی صدر صورت گرفته بود، در نشستی با حضور ریاست جمهور، نخست وزیر، رئیس مجلس لبنان، و رؤسا و رهبران فرقه ها، مذاهب و ادیان آن كشور ـ كه امام موسی صدر نیز به عنوان رهبر شیعیان لبنان حضور داشت ـ تریبون را در دست گرفته و با صراحت تمام، از حضور موسی صدر در لبنان اظهار تأسف نمودم و در یك سخن گفتم: اگر می‌خواهید لبنان، آرامش، آسایش و امنیت و صلح را به روی خود ببیند، ناگزیر از اخراج موسی صدر از خاك لبنان هستید» . علامه مغنیه ادامه می‌دهد: «هیچ تعبیر نادرستی نبود كه یاد داشته باشم و در آن مجلس در حقّ امام موسی صدر نگویم. به هر تقدیر سخنان من پایان یافت و نوبت به امام موسی صدر رسید. او سخنانش را با تجلیل كم نظیر از من آغاز كرد و ادامه داد: اگر می‌خواهید عزّت، كرامت را در این كشور احیا كنید و دانش دوستی و تكریم بزرگان و فرهیختگان را به ملّت بیاموزید، باید تصویر علامه شیخ محمد جواد مغنیه را در قاب طلا بگیرید و در هر كوی و برزن، نصب نمایید. ما همگی مرهون شیخ جواد مغنیه هستیم».

شیخ مغنیه می‌گوید: «بزرگی، سعه صدر، گذشت و تواضع امام، مرا در آن مجلس آب كرد و تمام وجودم را شرمندگی و خجالت فرا گرفت، بدون هیچ تأخیر و بی اختیار، تریبون را در دست گرفته و گفتم: من در برابر این كوه عظمت و صبر، و اسوه تواضع و فروتنی، سر كُرنش فرود می‌آورم و در حضور شما بزرگان و شخصیت‌های سیاسی، علمی و مذهبی، با او بیعت می‌كنم».

آری امام موسی صدر به رغم در اختیار داشتن همه ابزار قدرت و علی رغم برخورداری از حمایت مردم و تأییدات مراجع قم و نجف، نه تنها هرگز از قدرت، مشروعیت و حتی مقبولیت خود برای محدود ساختن علامه مغنیه استفاده نكرد، ‌بلكه با در آغوش كشیدن ایشان در یكی از مساجد شهر نبطیه و با اقتدا به ایشان در مسجدی دیگر در بیروت، الگویی از سعه صدر و مدارای یك رهبر اسلامی را با مخالفین خود برجای نهاد .

او همواره احساس همدلی خویش با مخالفان فكری، عقیدتی و سیاسی اش را چنین ابراز می‌نمود: «من با زبانم با شما سخن می‌گویم و با قلبم حرفهای شما را می‌شنوم».

یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.

 

منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد

ترس از ایران به جان ترکیه افتاد
اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری

اندیشه سیاسی استاد مطهری
انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی...

انتقاد علی لاریجانی از لغو سخنرانی مطهری
راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام...

راهبرد سیاست خارجی ایران از منظر حسام الدین آشنا
UserName
عضویت در خبرنامه