• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تعداد بازديد :
  • 12301
  • جمعه 9/6/1386
  • تاريخ :

از حال بد به حال خوب (2)

رهایی

برای خواندن مقاله ی قبل اینجا را کلیک کنید .

 

حال خوب نشانه هایی دارد مثل: آرامش و صبوری . فعال بودن . مثبت بینی . شادی .

... و نشانه های حال بد : تنبلی ، افسردگی ، منفی بافی ، حسادت وغیره. در مقاله پیش اشاره کردیم که منشا اصلی این حالات در درون ماست.در این مقاله به توصیف انسان های این دو گروه می پردازیم :

 

آدم هایی که حالشون خوبه خیلی به هم شبیه اند، چون واقعی اند، اصیل و باجوهرند. ریشه هاشون به یک منشأ وصله. اما آدم هایی که حالشون بده، خیلی با هم فرق دارند ، چون ذهن های به هم ریخته و نامتعادل دارند، احساساتشون کاذبه و از تصورات اون ها به وجود اومده، این احساسات واقعی نیستند، واکنشی هستند. مثل احساس خشم، قضاوت، مقایسه، ترس و دلهره، بی تفاوتی، حسادت و کینه. این احساسات بر اثر واکنش نسبت به محرکی ناسالم در انسان به وجود می آد. در واقع ریشه ای نیستند. شاخ و برگ هایی پیچیده و درهم اند که فقط فضای ذهن رو اشغال کرده و نیاز به هرس کردن دارند. این ذهن های درگیر، همیشه از ریشه دورند و انرژی زیادی رو به علت توجه به امور بی اهمیت از دست می دهند؛ بنابراین خسته اند و حالشون بده. همیشه دغدغه ای برای ناخوش بودن دارند و در گذشته و یا آینده زندگی می کنند.

 

افرادی که حالشون بده، همواره در حال گله و شکایت از دست مقصری فرضی هستند. اون ها همیشه کسی رو دارند تا عامل ناکامی های اون ها باشه یا غر می زنند، یا اشک می ریزند و یا حالتی خشمگین و بی تفاوت دارند. همه این حالت های متفاوت به این دلیل در این افراد به ظهور می رسه که ذهن می تونه کیفیتی بسیار فریبکارانه و زیرکانه داشته باشه. ذهن ناآرام همواره به دنبال فراره. چون حوصله و توان رو به رو شدن با تعهدات و مسوولیت های خودش رو نداره.

 

 افرادی که حالشون خوبه، ذهنی آرام و شفاف دارند. شاید این افراد تا دیروز حال خوش نداشتند. ولی امروز آموخته اند که چگونه زندگی رو لمس کنند و واقعی باشند. یعنی به جای انباشته کردن خاطرات تلخ و چرتکه انداختن و شمارش موانع ، خلاقیت برخورد با مشکلات را داشته باشند.

 

این افراد می دونند که طبیعت راهکار هر معضلی رو در وجود ما قرار داده. برای دیدن و رسیدن به روشنگری باید فرصت کرد، اندیشید و یک یک معانی رو از طبیعت جذب کرد.

 

اگر کسی حالش بده، اول به خودش آگاهی بده که منشا و علت اصلی این حال ناخوش در وجود خود اوست. پس بیرون از سرای تن و روح، به دنبال مقصر نگرده. دوم این که این نوید رو به خودش بده که، خوبه که نسبت به حالات خودش آگاهه!

پس گام بعدی اینه که تو به دنبال راهکاری برای تغییر حالت باشی. نه این که با حال بد بیعت کنی و با هم همسایه و همراه باشید. برای کمک به خودت، پیش از هر گام، خودت رو در وضعیتی که هستی بدون قضاوت، مشاهده کن. وقتی مشاهده اتفاق بیفته، اهمیت تغییر دادن وضعیت بحرانی برای تو اثبات می شه و متوجه می شی باید خیلی فوری به اوضاع خودت سر و سامان بدی.

 

یکی از راه هایی که همواره می تونه در وضعیت های بحرانی به تغیر حال بد به حال خوب کمک بکنه، ارتباط مداوم و پیگیر داشتن با طبیعته. طبیعت، مادر روحه. اون راه نفوذ در دل ها رو خوب می دونه. نگاه کردن به طبیعت می تونه توجه تو رو به واقعیت های موجود بالا ببره. توجه به صبوری خاک، سرسختی زمین، انعطاف آب، اقتدار کوه ها و هزاران نکته ی جذاب و با اهمیت دیگه می تونه برای یک انسان هوشمند، مثل معلم و مربی دلسوز، راهنما باشه. وقتی رابطه عاشقانه بین ابر وبارون، آفتاب و گیاه و انسان و حیوان رو کشف کنی، رمز و رازهایی بس حیرت انگیز بر تو گشوده می شه که تو این اسرار رو در هیچ نوشتار و گفتار خردمندانه ای نمی تونی لمس کنی ، جز ذات پاک طبیعت.

 

گام های بعدی برای جذب حال خوب، مهربان بودن هر کس با خودشه. عدم خشونت با خود و دیگران و با حرمت و احترام با خود سخن گفتن. با دست هات و قلبت، با چشم هات و سایر اعضای بدنت مهربان باش و هرگز با خشونت با اون ها برخورد نکن. گاهی در آیینه به خودت نگاه کن، برای خودت شعری بخون. حرف تازه ای بزن. خودت رو نوازش کن. نبض خودت رو بگیر و به صدای قلبت گوش کن.

 

گام بعدی پیاده روی با قدم های سریع و پیوسته است. حرکتی فیزیکی که بتونه ذهنت رو ساکت کنه. معاشرت با افرادی که شاد و مثبت اند. خواندن کتاب هایی در زمینه مثبت اندیشی و کمک کردن به دیگران از نمونه رفتارهایی است که می تونه حال بد رو به حال خوب، تغییر بده.

 

وقتی حالت بده، قصد کن، با یک حرکت خلاق، حال کسی رو خوب کنی. عملی انجام بده که کسی رو خوشحال و امیدوار بکنه، تاثیر عمل نیک تو، در دیگری به شدت تاثیرگذار و مثبته. وقتی لذت حاصل از کردار نیک رو تجربه کردی و این عمل بارها موکداً تکرار شه، کم کم احساس سبکبالی و پاکیزگی می کنی. حالت رو به بهبود می ره و تو مشتاقانه به هر عمل نیکی، پیشرو و هدایت گر خواهی بود.

 

وقتی حالت بده، به جای غرق شدن در این حالات، از جا برخیز و خانه یا اتاق و یا محل کارت رو نظافت کن. شیشه های پنجره رو پاک کن. حیاط رو جارو بزن. رخت های چرک رو بشور. کف زمین رو با حوصله دستمال بکش. حرکت عملی که نشانه ی پالایش و پاکیزگی است ، تاثیر بسیار مثبتی در تغییر حال بد به حال خوب داره! تجسم کن. تو با قصد و تصمیم خودت، حال خوب یا حال بد رو می آفرینی، همواره در مدار حال خوب باش. لبخند بزن و با جملات مثبت هاله ای از نیک نفسی رو در پیرامون خودت به وجود بیار.

 

همواره قلبت رو با سپاسگزاری کردن از هر موجودی زلال نگه دار. عقربه های احساسات رو روی حال خوب کوک کن.

وقتی در حال خوب مصمم باشی، نشانه های خیر در تو ظهور می کند. تو بی هیچ تلاشی احساس خوبی از بودن خواهی داشت. بی هیچ واهمه ای از فردا، شاد خواهی بود و بی هیچ تردیدی می گویی: حالم خوبه! حالم خوبه! حالم خوبه!

 

منبع : موفقیت

 

مقالات مرتبط :

غصه های بی هدفی                  

عاشق باشید!                        

برای حل مشکلت کسی نمی آید                 

خودت خودتو خوشبخت کن !                 

مدیریت هیجانات                    

نیمه ی پر لیوان                

بخند،تا دنیا بهت بخنده                           

امان از روزگار                  

UserName