• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 5000
  • سه شنبه 1382/9/11
  • تاريخ :

عشق

: تنها نیروی خلاق


هر جا قدم می گذارید بذر عشق بپاشید: قبل از همه در خانه تان.

به فرزندان خود، به همسر و شوهر خود عشق بورزید، به همسایه تان عشق بورزید.... مگذارید كسی به سوی شما بیاید، مگر آنكه هنگامی كه تركتان می كند خوش تر و امیدوارتر باشد. حضور مجسّم و زنده ی محبت خدایی باشید: محبت را در چهره، در چشمها، در لبخند و در سلام گرم خود به دیگران پیشكش كنید.

«مادرترزا»

یك استاد جامعه شناسی به همراه دانشجویانش به محله های فقیر نشین بالتیمور رفت تا در مورد دویست نوجوان و زندگی فعلی و آینده آنها تحقیقی تاریخی انجام دهد. از دانشجویان خواسته شد ارزیابی خود را در باره تك تك این نوجوانها بنویسند. دانشجویان برای همه آنها یك جمله را تكرار كردند:

«او شانسی برای موفقیت ندارد.»

بیست و پنج سال بعد، استاد جامعه شناسی دیگری به سراغ این تحقیق رفت. او از دانشجویانش خواست كه دنباله این تحقیق را بگیرند و ببینند بر سر آن نوجوانها چه آمده است. به استثای بیست تن از آنها كه از آن محل اسباب كشی كرده یا مرده بودند، از میان 180 نفر باقیمانده 176 نفر به موفقیتهای غیر عادی دست پیدا كرده و وكیل، پزشك و تاجر شده بودند.

این جامعه شناس حقیقتاً متحیر شده بود و تصمیم گرفت روی این موضوع تحقیق بیشتری انجام دهد. خوشبختانه توانست همه آن افراد را پیدا كند و از تك تك آنها بپرسد:

«دلیل موفقیت شما چیست؟»

و پاسخ همه یكسان و سرشاراز عشق بود:

«دلیل موفقیت ما معلم ماست.»

آن معلم هنوز زنده بود. استاد جامعه شناسی جستجو كرد و او را كه حالا پیرزنی فرسوده، ولی هنوز هم بسیار هوشمند و زیرك بود پیدا كرد تا از او فرمول معجزه گری را كه از نوجوانهای محلات فقیر نشین، انسانهای شایسته و موفق ساخته بود، بپرسد.

چشمهای معلم پیر برقی زدند و لبهایش به لبخندی عطوفت آمیز از هم گشوده شد. پاسخش بسیار ساده بود. او با كمال لطف و تواضع گفت:

-من عاشق آن بچه ها بودم.

اریك باترورث

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName