• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2989
  • يکشنبه 1386/5/14
  • تاريخ :

وزیر ارشاد: «سنتوری» قابل نمایش نیست

وزیر ارشاد: «سنتوری» قابل نمایش نیست

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در جدیدترین موضع‌گیری خود اعلام كرد: فیلم سنتوری قابل نمایش نیست.  وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، در جدیدترین موضع‌گیری خود، خیلی صریح و شفاف نظر خود را درباره فیلم سنتوری و دلیل توقیف آن اعلام كرد. محمد حسین صفار هرندی روز چهارشنبه بعد از ظهر میهمان روزنامه جام جم بود. در بخشی از جلسه یكی از خبرنگاران «جام جم» درباره علت توقیف فیلم سنتوری سوال كرد و وزیر نیز در پاسخ او گفت: فیلم سنتوری در حال حاضر قابلیت نمایش ندارد و تغییراتی هم كه در آن اعمال شده مناسب نبوده است.

وزیر ارشاد در توضیح توقیف اینكه چرا فیلمی كه پروانه ساخت گرفته، در جشنواره شركت كرده و پس از دریافت پروانه نمایش در نوبت اكران قرار گرفته؛ گفت: فیلمنامه سنتوری سال 81 با نامی دیگر به معاونت سینمایی ارائه شد اما به دلیل مشكلاتی كه داشت نتوانست مجوز ساخت دریافت كند. اما حالا كه فیلم ساخته شده ، قابلیت نمایش عمومی ندارد. زیرا برخی معتقدند فیلم با فیلمنامه‌ای كه مجوز گرفته متفاوت است. البته نمایش فیلم‌هایی كه قابلیت اكران عمومی ندارند در جشنواره فیلم فجر، یادگار سالهای قبل است كه من با آن مخالف هستم.

وی تصریح كرد: نمایش سنتوری در جشنواره دلیلی برای نمایش عمومی آن نیست و معتقدم فیلمی كه قابلیت اكران عمومی ندارد نباید در جشنواره هم نمایش داده شود.

وزیر ارشاد در پاسخ به سؤالی درباره سخنان جواد شمقدری هم گفت: تمایلی ندارم وارد «دیالوگ بی‌خاصیت» شوم.

او سپس یك بیت شعر از سعدی خواند:

زبان بریده، نشسته به كنج صم بكم

 به از كسی كه نباشد زبانش اندر حكم

این در حالی است كه روزنامه كیهان در تحلیلی نسبت به این فیلم اینگونه  اظهار داشته كه دقت نظر و هوشیاری مسئولان باعث می شود تا سینمای كشور از مهلكه ای دیگر جان سالم به در برد.

نخست) در حالیكه قرار بود فیلم سنتوری آخرین ساخته داریوش مهرجویی از اویل مرداد ماه در سینماهای تهران به نمایش درآید، فیلم محاكمه ساخته ایرج قادری به شكلی ناگهانی جایگزین آن شد. بخشی از دست اندركاران سینما در واكنش به این جا به جایی و گسترش این شایعه كه فیلم سنتوری جهت بازبینی مجدد به هیات نظارت بر فیلم ارجاع شده است، خواستار پاسخگویی صریح مسئولان سینمای كشور به این پرسش شدند كه چگونه می توان مانع از اكران فیلمی شد كه مجوز قانونی اكران دریافت كرده است!؟

تاریخ سینمای كشور گویای این واقعیت است كه سینمای پس از انقلاب در طول حیات

نه چندان پر سابقه اش بارها شاهد بروز چنین اتفاقاتی و متعاقب آن مطرح شدن پرسش هایی از این دست بوده است. اوج چنین وقایعی را نیز می توان در فاصله سال های 1378 تا 1384 جستجو كرد. سال هایی كه دلسوزان نظام و علاقه مندان به فرهنگ غنی ملی، جامعه و مسئولان سینمایی را نسبت به رشد و گسترش باورهای منحط وارداتی هشدار می دادند و خواستار مقابله با تولیداتی بودند كه ارمغانی جز از خودبیگانگی و حقارت در پی نداشتند.

در حقیقت مخالفت با اكران تولیداتی چون نوبت عاشقی، تحفه هند، آدم برفی، دیدار، پارتی،

خانه ای روی آب، زندان زنان، مارمولك و... در فضا و شرایطی شكل می گرفت كه مردم متدین و هنر دوست كشور به این باور می رسیدند كه مسئولان سینمایی كشور آنچنان كه شایسته است از باورها و اعتقاداتشان صیانت نكرده اند لذا خود بایستی آستین ها را بالا بزنند.

در اینكه گاهی مردم متدین ایران در حفظ و صیانت از دستاوردهای نظام گاه از مسئولان اجرایی كشور هوشیارانه تر و جلوتر گام برداشته اند جای شبهه ای نیست از این رو نه تنها نمی توان بر آنان نسبت به بروز چنین واكنش هایی خرده گرفت بلكه همان گونه كه امام راحل(ره) و رهبر معظم انقلاب بارها به آن اشاره فرموده اند، مسئولان كشور باید سپاسگذار حضور فعالانه مردم در صحنه اجتماع باشند چرا كه مرگ یك جامعه زمانی فرا می رسد كه مردم نسبت به روند جریان امور آن بی تفاوت باشند. به عبارت دیگر اگر هوشیاری و درایت مردم نسبت به اوضاع و شرایط فرهنگی در سال های گذشته به این شدت نبود، معلوم نبود جامعه هم اكنون در چه وضعیتی قرار داشت.

با پیروزی دولت موسوم به اصلاحات در سال 1376، عرصه سینمای كشور همچون سایر

عرصه های فرهنگی دستخوش تغییر و تحولات بنیادینی شد از جمله آنكه شورای تصویب فیلمنامه كه نقش مهمی را در كنترل و ارزیابی تولیدات آتی سینما بر عهده داشت بدون هیچ مستند قانونی به حاشیه كشانده شد و تولید آثاری كه تا پیش از این به دلایل مختلف از ساخت آنها جلوگیری می شد، آزاد شد. این آزادی حتی در مورد اكران تولیدات ممنوع از اكران نیز اعمال شد.

اكران فیلم های بانو، آدم برفی و دیدار و همچنین تولید فیلم دو زن، نخستین دستاورد سیاست های دولت جدید بود. حاصل سیاست های دولت جدید در سال های بعد تولید و اكران آثاری بود كه در بسیاری از موارد عواطف مردم متدین را جریحه دار می ساخت تا آنجا كه به انحاء مختلف خواستار جلوگیری از اكران چنین فیلم هایی

می شدند. این موضوع به خصوص در سال های پایانی دور دوم دولت اصلاحات باعث ایجاد ترافیك سنگینی از تولیداتی شد كه به دلایل مختلف از جمله افزایش احتمال تنش های مردمی غیر قابل اكران تشخیص داده شدند.

صدور فله ای مجوز اكران این آثار در ما ه های پایانی دولت اصلاحات نشان داد كه این تشخیص نه از آن جهت بود كه مسئولان هیات نظارت به اشتباهات خود در تصمیم گیری های مغایر خود با خواست و منافع ملی پی برده بودند بلكه ابزاری جهت جلوگیری از گسترش اعتراضات مردم محسوب می شد.

هیات نظارت بر سینمای حرفه ای دولت نهم با پنج عضو از دولت قبل و پنج عضو جدید با هدف ارتقاء سینما و تحقق آرزوی سینمای ملی كار خود را آغاز كرد. تلاش بی وقفه اعضای هیات جدید در ایجاد تطابق هر چه بیشتر مفاهیم تولیدات با منافع ملی اگر چه قابل چشم پوشی نیست لكن سكوت اعضای این هیات در مواجهه با مجوزهای فله ای فیلم هایی كه در پایان كار دولت هشتم صادر شده بود موجب شد تا سینمای ایران شاهد اكران آثاری باشد كه كوچكترین سنخیتی با آمال و آرزوهای منطبق بر سینمای ملی نداشتند.

 اكران فیلم های مكس، ازدواج به سبك ایرانی، طبل بزرگ زیر پای چپ، عروس خوش قدم و... كه در این فهرست جای داشتند باعث شد تا وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز بارها بر بی محتوا و غیر قابل دفاع بودن این آثار تاكید كند.

نتیجه این سهل انگاری نیز به اكران فیلم نقاب انجامید. فیلمی كه اكران آن موجبات خشم و نارضایتی قشر وسیعی از جامعه را به دنبال داشت و حوادثی را در پی داشت كه بیان آن در این مجال میسر نیست.

سنتوری قصه زندگی جوان نوازنده و خواننده ای به نام علی است. از موقعی كه اعتیاد علی به مواد مخدر افزایش پیدا كرده و شبها مست و پاتیل و یا نشئه از مصرف زیاد مواد به خانه باز می گردد، هانیه همسرش دیگر تمایلی به زندگی مشترك با او ندارد. علی خاطرات خود را مرور می كند و در لابه لای آن روزهایی را به یاد می آورد كه در اوج محبوبیت، رهبری گروه اركستری را برعهده داشت كه طرفداران بسیارش برای حضور و شركت در آن رقابت می كردند.

وزیر ارشاد: «سنتوری» قابل نمایش نیست

 در یكی از همین مراسم بود كه هانیه را برای نخستین بار ملاقات كرد و از آن پس هانیه به بهانه آموزش سنتور ارتباطش را با او گسترش داد تا آنجا كه به ازدواجشان انجامید. اما دیری نپائید كه اعتیاد به مواد مخدر اوضاع مالی آنان را در شرایط بحرانی قرار می دهد و هانیه را مجبور به انجام كار در بیرون از منزل می كند.

 علی هم كه آدم شكاكی است، هانیه را متهم به ارتباط با یك ویالونیست می كند كه او را رقیب خود می داند و از اینجا است كه زندگی آنان در شیب تند نكبت و سیاهی می افتد تا آنجا كه هانیه طلاق می گیرد و علی برخلاف میل باطنی اش مجبور می شود كه از پدر و مادرش كه او را به خاطر علاقه به موسیقی از منزل بیرون كرده و حتی در مراسم ازدواج وی نیز حضور نیافته بودند، كمك مالی بگیرد. پدر كه از وضعیت اسف بار علی آگاه شده به كمك او می شتابد و او را به یك مركز بازپروری می برد، جایی كه علی آرام آرام گذشته خود را بازیافته و با برگزاری كنسرت در آنجا، خاطراتش را زنده می كند.

دست اندركاران تهیه فیلم سنتوری با پشت سر گذاشتن یك برزخ چهارساله سرانجام فیلمی را تولید كردند كه بخش اعظم آن به دلیل استفاده از صدای چاووشی (خواننده ای كه بنا به دلایلی از خواندن منع شده است) قابلیت اكران نداشت. از عجایب روزگار آنكه فیلم سنتوری در چنین شرایط معلومی، مجوز اكران در جشنواره فیلم فجر را می گیرد گو اینكه در طول جشنواره فجر، می توان بر نقض قوانین و مصالح مملكت و یا حتی معصیت و گناه چشم پوشید و یا اینكه خون مخاطبان جشنواره فجر رنگین تر است!!

صرف نظر از بحث صدای چاووشی در فیلم، بحث تقابل نظام و جامعه با هنر و هنرمند، موضوعی است كه در فیلم مورد توجه قرار گرفته است. علی ، جوان مستعدی است كه از راه نواختن سنتور و خواندن آواز به شهرت دست یافته است. وی اگر چه تلاش كرده تا با فاصله گرفتن از مسائل حاشیه ای، زندگی بی دغدغه و آرامی برای خود ایجاد كند اما پدر علی نماد قشر متدین جامعه كه از قضا از دست اندركاران نظام نیز هست، به دلیل آنكه ساز را حرام می داند، علی را از منزل اخراج كرده و حتی حاضر نشده در مراسم عروسی او نیز شركت كند.

از سوی دیگر همانگونه كه هانیه، همسر علی به آن اشاره می كند، فضای خشن و تهوع آور جامعه و عدم توجه مسئولان به وضعیت هنرمندان باعث می شود كه علی، نماد قشر هنرمند جامعه خیلی زود از جاده سلامت خارج شده و راه اعتیاد را در پیش گیرد. آن دسته از هنرمندان نیز كه سالم مانده اند مثل هانیه برای ادامه زندگی راهی كشورهای خارجی می شوند.

در واقع كارگردان در فیلم خود به صراحت از دو عامل جزم اندیشی قشر متدین جامعه و همچنین بی توجهی مسئولان فرهنگی كشور به عنوان مسببین اصلی نابودی هنر در كشور یاد می كند. انتقاد از قشر متدین جامعه آنگاه رنگ و بوی توهین و افترا به خود می گیرد كه دوربین كارگردان بارها بر روی شمایل حضرت علی(ع) آویخته در منزل پدر و مادر علی زوم می كند، خانواده كم خردی كه در عین بهره بردن از ثروت بیكران، فرزندشان كه نماد قشر جوان و هنرمند جامعه است به فلاكت و بدبختی دچار است.

از دیگر سو پوشش علی در سراسر فیلم عبا است. از آنجا كه عبا نماد پوشش قشر روحانیت و همچنین قشر متدین جامعه هنگام عبادت است وقتی این پوشش بر تن فردی قرار

می گیرد كه بر اثر بی توجهی و دگم اندیشی ها در مسیر قهقرایی زندگی قرار گرفته است، نخستین چیزی كه به ذهن مخاطب متبادر می شود، سایه سنگین یك پوشش مذهبی بر زندگی جوانانی است كه به اجبار در مسیر نابودی قرار گرفته اند.

قابل تامل تر آنكه وقتی پدر علی برای نجات فرزندش به محل اجتماع معتادان كه خیل كثیری را شامل می شوند، وارد می شود علی رغم پست و منصب دولتی خود كه در واقع نمادی از مسئولان نظام است، تنها و تنها به فكر نجات فرزند خود است گو اینكه نجات جان آن جماعت كوچكترین اهمیتی برای وی ندارد!! آنچه كه در مجموع باید به آن اشاره كرد آنكه فیلم سنتوری بی شك با حال و هوای سال های ابتدایی دهه هشتاد ساخته شده است یعنی سال هایی كه برخی هنرمندان بر سر توهین و افترا به نظام و مسئولان به رقابت می پرداختند و حتی چنین توهین هایی گاه مایه مباهات شناخته می شد.

فیلم سنتوری بی هیچ مشكلی از هیات نظارت بر اكران فیلم مجوز اكران دریافت می كند لكن دقت نظر و هوشیاری مسئولان باعث می شود تا سینمای كشور از مهلكه ای دیگر جان سالم به در برد. پرسشی كه در این میان شكل می گیرد آنكه به راستی چه زمان مردم ایران

می توانند به این درجه از یقین و اطمینان دست پیدا كنند كه مسئولانی را در سینمای كشور دارند كه در تصمیم گیری های خود، حداقل ترین خطاها را مرتكب می شوند.

مطالب مرتبط:

گفتگو با با محسن چاووشی

پرونده "سنتوری" بایگانی شد

رونمایی پوستر های «سنتوری»

زمان نمایش «سنتوری» نامشخص؛

سنتوری" مهرجویی فعلا نمی‌نوازد

از آمدن "الیور استون" تا نیامدن "سنتوری"

 

UserName