• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2260
  • دوشنبه 1386/5/8
  • تاريخ :

قصه زنى كه نذر كرده بود

زینب

در دوران اسارت خاندان امام حسین علیه السلام، یك روز زنى طبقى از طعام آورد و نزد حضرت زینب كبری گذارد.

آن حضرت فرمود: این چه طعامى است؟ مگر نمى دانى كه صدقه بر ما حرام است ؟

عرض كرد: اى زن اسیر، به خدا قسم صدقه نیست ، بلكه نذرى است كه بر من لازم است و براى هر غریب و اسیر مى‌برم .

حضرت زینب (س) فرمود: این عهد و نذر چیست؟

عرض كرد: من در ایام كودكى در مدینه رسول خدا (ص) بودم و در آنجا به مرضى دچار شدم كه اطبا از معالجه آن عاجز آمدند. چون پدر و مادرم از دوستان اهل بیت بودند براى استشفا، مرا به خانه‌ی امیرالمؤمنین (ع) بردند و از بتول عذرا، فاطمه زهرا(س) طلب شفا نمودند. در آن حال حضرت حسین (ع) نمودار شد. امیرالمؤ منین (ع) فرمود: اى فرزند، دست بر سر این دختر بگذار و از خداوند شفاى این دختر را بخواه ! پس دست بر سر من گذاشت و من در همان حال شفا یافتم و از بركت مولایم حسین (ع) تاكنون مرضى در خود نیافتم . پس از آن ، گردش لیل و نهار مرا به این دیار افكند و از ملاقات موالیان خود محروم ساخت . لذا بر خود لازم كردم و نذر نمودم كه هر گاه اسیر و غریبى را ببینم ، چندان كه مرا ممكن مى‌شود براى سلامتى آقایم حسین (ع) به آنها احسان كنم ، باشد كه یك مرتبه دیگر به زیارت ایشان نایل بشوم و جمال ایشان را زیارت‌كنم .

امیرالمؤ منین (ع) فرمود: اى فرزند، دست بر سر این دختر بگذار و از خداوند شفاى این دختر را بخواه ! پس دست بر سر من گذاشت و من در همان حال شفا یافتم و از بركت مولایم حسین (ع) تاكنون مرضى در خود نیافتم

آن زن چون سخن را بدین جا رسانید، زینب (س) صیحه از دل بر كشید و فرمود: یا امة الله ، همین قدر بدان كه نذرت تمام و كارت به انجام رسید و از حالت انتظار بیرون آمدى . همانا من زینب دختر امیرالمؤمنینم و این اسیران ، اهل بیت رسول خداوند مبین هستند و این هم سر حسین (ع) است كه بر در خانه یزید منصوب است.

آن زن صالحه از شنیدن این كلام جانسوز، فریاد ناله بر آورد و مدتى از خود بیخود شد. چون به هوش آمد خود را بر روى دست و پاى ایشان انداخت و همى بوسید و خروشید و ناله‌ی وا سیداه ، وا اماماه و وا غریباه به گنبد دوار رسانید و چنان شور و آشوب بر آورد كه گفتى واقعه كربلا نمودار شده است . سپس در بقیه عمر خود از ناله و گریه بر حضرت سیدالشهداء (ع) ساكت نشد تا به جوار حق پیوست.

 

پیوند به :

برگهایی از حیات زینب كبری

فرشته‌ای كه برای زینب گریست

سه با بگو "یا زینب" و حاجت بگیر

 


ریاحین الشریعة ج 3 ص 188 ؛ 200 داستان از فضائل حضرت زینب

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
امام سجاد(علیه السلام) در بین اسراء

امام سجاد(علیه السلام) در بین اسراء

امام سجاد(علیه السلام) در بین اسراء
گریه امام زمان بر اسیری زینب

گریه امام زمان بر اسیری زینب

گریه امام زمان بر اسیری زینب
امام سجاد(علیه السلام) در مسیر شام

امام سجاد(علیه السلام) در مسیر شام

امام سجاد(علیه السلام) در مسیر شام
موافقان ورود اهل‌بیت علهیم‌السلام به کربلا

موافقان ورود اهل‌بیت علهیم‌السلام به کربلا

موافقان ورود اهل‌بیت علهیم‌السلام به کربلا
UserName