• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1846
  • دوشنبه 1386/5/8
  • تاريخ :

خادمی كه هیچگاه صدای اربابش را نشنید

زینب

یحیى مازنى روایت كرده است:

مدتها در مدینه در خدمت حضرت على علیه السلام به سر بردم و خانه‌ام نزدیك خانه زینب سلام الله علیها، دختر امیر المؤمنین بود. به خدا سوگند هیچ گاه چشمم به او نیفتاده صدایى از او به گوشم نرسید. به هنگامى كه مى‌خواست به زیارت جد بزرگوارش رسول خدا صلوات الله علیه برود، شبانه از خانه بیرون مى‌رفت ، در حالى كه حسن (ع ) در سمت راست او و حسین (ع ) در سمت چپ او و امیرالمؤ منین (ع ) پیش رویش راه مى‌رفتند. 

هنگامى كه به قبر شریف رسول خدا نزدیك مى‌شد، حضرت على جلو مى‌رفت و نور چراغ را كم مى‌كرد. یك بار امام حسن از پدر بزرگوارش درباره این كار سؤال كرد، حضرت فرمود: مى‌ترسم كسى به خواهرت زینب نگاه كند.

 

پیوند به :

شفای درد چشم

سه بار بگو "یا زینب" و حاجت بگیر

قصه‌ی زنی كه نذر كرده بود

 


200 داستان از فضائل و كرامات حضرت زینب

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
شمه ای از تاریخ رسول خدا صلی الله علیه و آله

شمه ای از تاریخ رسول خدا صلی الله علیه و...

شمه ای از تاریخ رسول خدا صلی الله علیه و آله
نگاهی بر سفرهاى صادق آل رسول

نگاهی بر سفرهاى صادق آل رسول

نگاهی بر سفرهاى صادق آل رسول
ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

ولادت امام موسی کاظم علیه السلام
شهيدي كه همه به او غبطه می خورند

شهيدي كه همه به او غبطه می خورند

شهيدي كه همه به او غبطه می خورند
UserName