• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2575
  • چهارشنبه 1386/5/3
  • تاريخ :

قدرت تلویزیون

قدرت تلویزیون

همواره تعطیلات تابستان و طرح مساله تکراری اوقات فراغت با واژه تلویزیون آمیخته و هم ذات می شود تا این رسانه، قدرت خود را در عصر ارتباطات به رخ بکشد. یکی از قابلیت های تلویزیون نسبت به سینما، ظرفیت برنامه سازی و پرداختن به گونه های مختلف رسانه ای است که با توجه به طیف گسترده و متنوع مخاطبش از فرصت و توان اثرگذاری و سوژه سازی خوبی برخوردار است. به عبارتی دیگر تلویزیون صرفاً یک ابژه سرگرمی ساز نیست بلکه یک هستی مجازی قدرتمندی است که گویی امروزه دیگر به جزء تفکیک ناپذیری از زندگی مدرن بدل شده و بر زیست- جهان انسان معاصر، هژمونی یافته است. سلطه تلویزیون بر افکار عمومی و حضور آن در ساحت های گوناگون بشر عصر جدید بیش از سایر رسانه ها و تکنولوژی های نوین اطلاعاتی است به این معنی که تلویزیون حضوری مستمر در خانه و زندگی شهروندان امروزی دارد ضمن اینکه به طور مستمر در حال پخش برنامه است و دائماً آن لاین می شود دوم اینکه از تنوع و تکثر بیشتری در تولید انواع ژانر های هنری- فرهنگی برخوردار بوده و به سلیقه ها و نیاز های متنوعی پاسخ می دهد. شما در تلویزیون شاهد برنامه های گوناگون ورزشی، سیاسی، سینمایی، برنامه کودک و مسائل متعدد اجتماعی هستید که به تقاضاهای متنوع مخاطبان خود توجه و سعی می کند برای ماندگاری خویش به علائق و دیدگاه های بینندگان خود عنایت داشته و به بازسازی مدام خود بپردازد. از سوی دیگر وجود تصویر و جاذبه های قدرتمند تصویری، تلویزیون را به جعبه جادویی بدل کرده که مخاطبان خود را مجذوب و مرعوب خویش می سازد. هویت و جوهره تلویزیون در همین «تصویر» بازتولید می شود و اقتدار می یابد. سلطه و سیطره تصویر در جهان امروز به رسانه ها به ویژه تلویزیون جایگاه و موقعیت ویژه ای بخشیده است که دیگر غیرممکن است خانه ای بدون تلویزیون باشد یا کسی بخشی از وقت روزانه خود را به آن اختصاص ندهد. گاهی حتی به خاطر اختلاف سلیقه ها به ویژه میان والدین و کودکان، بیش از یک تلویزیون در خانه ها وجود دارد تا هر کسی بنا به علاقه خود از آن استفاده کند. در واقع تلویزیون هم نماد و هم علت نوعی پلورالیسم فرهنگی در جوامع مدرن شده است. دامنه این رسانه سرد به قول مک لوهان تا جایی است که می توان جمله معروف مارکس که فیلسوفان تاکنون در جهت تفسیر جهان بوده اند اما امروزه باید در صدد تغییر جهان برآیند را به آن نسبت داد و تلویزیون را مصداق ابزاری و تکنولوژیکی این تغییر دانست. فیلسوفان و رهبران سیاسی امروزه برای تغییر عالم و آدم چاره ای جز توسل به این جعبه جادویی ندارند که جهان رسانه ای شده امروز به واسطه تصویر، تسخیر و حتی افسون می شود. افسون زدگی جدید بیش از هر چیز محصول تکنولوژی رسانه ای است.

جالب اینکه هژمونی رسانه در جهان جدید تا حدی است که منجر به یک پارادوکس ارتباطی- شناختی می شود به این معنی که تبلیغ و انتشار هر گونه اندیشه و طرح و شعاری جز به واسطه رسانه ها به خصوص تلویزیون میسر نیست و حقیقت به بلندگوی رسایی مثل تصویر، سخت محتاج است.

اما از سویی دیگر خود رسانه ها دست به خلق معانی و فاکت های مجازی می زنند که از طریق بهره گیری از تکنیک های مدرن ارتباطی یا حقیقت را وارونه جلوه می دهند یا به قول بودریار آن را به حاد واقعیت بدل می کنند؛ واقعیاتی رسانه ای شده و تصویرزده که سویه های مجازی و انتزاعی آن از امر واقعی و انضمامی، جذاب تر و واقعی تر می نماید یا اینکه واقعیت را سطحی تر از آنچه که واقعاً هست نشان می دهد و بازنمایی می کند، به همین دلیل است که بسیاری از فیلسوفان و روشنفکران از تلویزیون گریزانند و آن را نماد عوام زدگی و پوپولیسم می دانند اما هیچ کدام نقش و تاثیر آن را در شکل گیری دنیای جدید انکار نمی کنند. همین خاصیت پارادوکسیکال تلویزیون است که اتفاقاً آن را به غول رسانه ای بدل کرده که در هر شیو ه ای از زیست انسانی از آن گریزی نیست. دامنه این اثرگذاری تا حدی است که در همین یک دهه اخیر در ایران شاهد حضور تلویزیون در مغازه ها و ادارات و بعضاً برخی از اتومبیل ها هستیم.

گسترش شبکه های تلویزیونی در سال های اخیر و نقش پررنگ این رسانه در پر کردن اوقات فراغت شهروندان موجب شد تلویزیون پای خود را به خارج از خانه ها نیز بگذارد و به درون مغاز ه ها و فروشگا ه ها برود. یکی از بارزترین مصداق های حضور پررنگ تر تلویزیون در زندگی اجتماعی نصب آن در اتوبوس های بین شهری است که با پخش فیلم و مستند و تصاویر سرگرم کننده، سلطه خود را تا جاده ها و خیابان ها نیز گسترش داده است، همچنین نصب و راه اندازی تلویزیون های بزرگ در برخی از پارک های تهران و شهر های بزرگ نمادی دیگر از هژمونی تلویزیون در زندگی فردی و اجتماعی انسان امروز است که خود به سوژه ای تلویزیونی بدل شده است که همواره به صورت آگاهانه یا ناآگاهانه به بازتولید این ابزار جادویی دست می زند و این هژمونی رسانه ای را بسط می دهد. محصول این سلطه تلویزیونی که به واسطه تقدیر تاریخی اش، بسط جغرافیای هم یافته است ارتقای جایگاه تلویزیون از یک ابزار سرگرمی به ابزار انسان ساز است که با حضور خود در ساحت های گوناگون زیست- جهان آدمی به هستی مجازی خود تداوم می بخشد و سوژه های خود را باز تولید می کند. این قدرت تلویزیون است.

نوشته : سیدرضا صائمی

مطالب مرتبط :

اوقات فراغت و رسانه‌ی ملی

 

UserName