• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 728
  • سه شنبه 1386/5/2
  • تاريخ :

مرگ تماشاگر در صحنه

مرگ تماشاگر در صحنه

تئاتر تجربی یا تئاتر اکسپریمنتال همواره در پی کشف شیوه های نوین برای طرح مضامین نمایشی است. ساختار شکنی، جسارت در پرداخت، تمرین و تجربه شیوه های نوین اجرای نمایش، تازگی و... همه و همه از ویژگی های تئاتر تجربی هستند و یک تئاتر نمی تواند تجربی باشد مگر آن که به دنبال همراهی و ظهور چنین ویژگی هایی شکل گرفته باشد.

در مورد نمایش"می خوام بخوابم" به کارگردانی رضا گوران، این که این نمایش تا چه حد در حوزه تئاتر تجربی قابل بررسی است، بهتر است از این جا شروع کنیم که اساساً قواعد اجرا و تناوب شیوه پرداخت آن در انطباق با مضمون، جسورانه و تازه است. نمایش رضا گوران قواعد ساختاری جدید را جایگزین قوانین مرسوم اجرایی کرده است.

نمایش سوژه تکراری و کاملاً دستمالی شده دارد. داستان یک سرباز و روایت مصیبت های او در جریان جنگ و دوران پس از آن بارها و بارها در قالب اجراهای مختلفی روی صحنه رفته است، اما آن چه"می خوام بخوابم" را از دیگر نمایش ها متفاوت می سازد، شیوه روایت این داستان در قالب اجرایی است. اجرای نمایش محمل بسترهای جسورانه پرداخت دراماتیک یک اثر خلاقه هنری است و خلاقیت در آن عنصری است که در همه حوزه های ساختاری جریان دارد؛ از ساختار متن به ترکیب صحنه، از صحنه به بازیگری و از بازی به طراحی حرکت و از میزانسن به اتمسفر صحنه!

مرگ تماشاگر در صحنه

برای بررسی دقیق تر نمایش رضا گوران بهتر است که ژانر اثر را مورد بررسی قرار دهیم. "می خوام بخوابم" با توجه به سوژه و مضمون داستانی می تواند به تراژدی و حماسه، قرابت محسوسی داشته باشد، اما براساس ویژگی های ساختاری و ساختمانی قطعاً نه تراژدی است و نه حماسه! به نظر می رسد که این نمایش چه در حوزه پردازش متن و چه در زمینه ساختمان و ساختار، بیش از ژانرهای دیگر نمایش به "گروتسک" متمایل باشد؛ هر چند که نمی توان آن را کاملاً براساس معیارهای گروتسک نیز مورد سنجش قرار داد.

در واقع نمایش در برخی از فصول تا اندازه بسیار زیادی به گروتسک نزدیک می شود، اما این قرابت حتی اگر شکل بگیرد، باز هم استمرار نمی یابد. وحشت، تهوع، اشمئزاز و بغض و خنده احساساتی هستند که در جریان اجرای نمایش تماشاگر را تحریک می کنند. برای نمونه می توان به تابلوهای چهار و پنجم نمایش اشاره کرد. در این مقطع سه شخصیت نمایشی حرکتی را در راستای ساختار گروتسکی دنبال می کنند؛

مرگ تماشاگر در صحنه

ماسک ضد گاز، وحشت را تعریف می کند و تهوع را به وجود می آورد، پرسونا آن را تقویت می کند و در وجود تماشاگر می پروراند و ژاکت پشمی شکلاتی آن را با بغض خنده تماشاگر ترکیب می کند. این روند در یک سیکل تکرار شونده و همسو چندین بار در این دو تابلو تکرار می شود، اما به صورت یک قاعده مرسوم در کلیت نمایش قابل تعمیم یافتن نیست.

نمونه دیگر پرداخت گروتسکی در نمایش، آن جایی است که پرسونا به تماشاگران شکلات می دهد و بعد طعم آن را از آن ها می پرسد. یکی از تماشاگران با خنده طعم شکلات را می گوید و آن گاه این جواب را می شنود:

پرسونا: مردن هم مثل پخش شدن همین شکلات توی دهنه!

رضا گوران نمایشخود را با برداشتی آزاد از آثار"ولفگانگ برشرت" روی صحنه برده است و این ساختار متن را ـ که ویژگی های خلاقه درام به گونه ای کاملاً محسوس در آن وجود دارد ـ براساس متد تئاتر شورایی آگوستو بوآل به اجرا درآورده است. بنابراین برای ترسیم ساختار اجرا و حتی متن نمایشی روی کاغذ نمی توان به دنبال معیارهای معمول درام بود. در واقع شیوه اجرای نمایش رضا گوران به همان تئاتر اکسپریمنتالِ آگستو بوآل(کارگردان برزیلی) برمی گردد که برای تبدیل تئاتر از"مونولوگ" (اجرای سنتی) به "دیالوگ" در میان تماشاگران و صحنه تلاش می کرد. بوآل با این شیوه قصد داشت با آرایش وسیعی از اعمال و موقعیت های نمایش ارتباط فعالی بین تماشاگران و اتفاقات صحنه طراحی کند و کارگاه های نمایشی را به زمینه آموزش واقعی برای عمل تبدیل نماید که نه تنها در مشکل های اجرا، بلکه برای عمل در زندگی نیز کاربرد داشته باشند.

نمایش گوران نیز براساس چنین روشی پرداخت شده است. تماشاگر از لحظه ورود به سالن با یک سؤال مواجه می شود:

در: "آیا تا به حال از یک دیوار رد شده اید؟"

مرگ تماشاگر در صحنه

این سؤال، مقدمه ورود او به دنیای نمایش است. بعد از این کاراکترها یک به یک در مقابل تماشاگران(که با دقت خاصی دور تا دور صحنه جای داده شده اند و جزئی از صحنه پردازی نمایش هستند) قرار می گیرند. نورها تمام سکوهایی که مخاطبان روی آن ها نشسته اند را روشن کرده اند. کاراکترها شروع به برقراری ارتباط می کنند و مهمترین عملی که در این رابطه انجام می دهند، برقرار یک دیالوگ فعال میان نمایش و دریافتگران آن است.

در حقیقت این شیوه سعی دارد تا تماشاگر را از حالت انفعالی که در نمایش های سنتی گرفتار آن است خارج ساخته و با عمل نمایشی درگیر سازد. تماشاگر در طول مدت زمان اجرا به واسطه نوری که در بالای سرش احساس می کند و سؤال هایی که از او پرسیده می شود، هر لحظه منتظر ارتباطی دوباره است. بنابراین در هر لحظه نسبت به عمل صحنه واکنش نشان می دهد، طرح سؤال می کند و بلافاصله به سؤالش پاسخ می دهد و در انتظار ارتباط مستقیم با کارکتر می ماند. به این ترتیب ارتباط تماشاگر با نمایش به یک ارتباط کاملاً پویا و بالقوه تبدیل می شود و از آن شکل منفعل و مونولوگی پیشین خارج می شود.

مسیری که روایت هدفمند نماشی در این حوزه طی می کند، براساس چند محور هدف و کارکرد تبیین شده است. انتقاد، مشاهده کردن و تلاش برای یافتن راه حل. این پروسه ایجاد دیالوگ و به عمل واداشتن تماشاگر در برابر مسأله است.

تماشاگر در مواجهه با عمل صحنه ارتباط برقرار می کند یا حتی موضع انتقادی می گیرد. آن چه انجام می شود یا گفته می شود را می بیند و در مورد آن به طرح سؤال می پردازد(فردی یا حتی جمعی) و در مرحله پایانی به دنبال یک راهکار و راه حل مناسب برای عمل می گردد. این پروسه پویا تماشاگر و اصلاً کل تالار را به سمت شورایی فعال و بالقوه هدایت می کند.

مرگ تماشاگر در صحنه

اما از طرف دیگر باید اعتراف کرد که میزان دخالت و مشارکت تماشاگر در نمایش و صحنه باز هم تابع قواعد نمایش و قراردادهای آن است. "می خوام بخوابم" مطابق قواعد تئاتر شورایی باید همواره تماشاگرش را نیز همچون کاراکترها و ابزار صحنه نمایش کارگردانی کند و در کنترل خود داشته باشد. بنابراین حتی شاید لازم باشد که میزان مشارکت تماشاگر در نمایش تغییر پیدا کند. مثلاً توجه کنید به قسمتی که در آن مرگ از تماشاگران می خواهد تا خودشان نمایش را ادامه بدهند و نقش کاراکترهای نمایش را از روی تِکست هایی که به آن ها می دهد، اجرا کنند. نمایش در این قسمت از تماشاگر می خواهد که خودش به طور کامل عمل نمایش را در دست بگیرد. در این لحظه کاراکترها از بازی خارج شده و تماشاگران به طور مستقیم و جدی عمل را در دست می گیرند یا بالعکس؛ نمایش ممکن است تماشاگر را وادار به خروج از عمل صحنه کند و احساسات و فکر و عمل آن ها را کاملاً در خدمت کاراکترهایش قرار دهد. توجه کنید به قسمتی که در آن رودخانه برای آخرین بار با گریه و هق هق غریبی با تماشاگر صحبت کرده و ماجرای پس زدن بکمان را تعریف می کند. در این مقطع تماشاگر قدرت همراهی اش را با عمل نمایش از دست می دهد و برای لحظاتی تنها از همفکری با کاراکتر رنج می برد و با او احساس همدردی می کند. تماشاگر فقط کاری که هنرپیشه انجام می دهد را تکرار می کند و تنها آن چه را که هنرپیشه سعی در القاء آن دارد، حس می کند.

البته نباید فراموش کرد که دیالوگ نمایش به رغم همه ویژگی های مثبت اش، بیش از حد متکی بر کلام است. به ویژه در فصولی که کاراکترها در میان تماشاگران نشسته اند و بدون هیچ حرکتی و وجود هیچ شیءای در میانه صحنه به توصیف و خلق ایماژهای ذهنی و گفتاری می پردازند. در این محدوده نمایش با فاصله گرفتن از عناصر درام قصد دارد تا روایت و دیالوگ و ارتباط خاص اش را تنها با تکیه بر عنصر کلام پیش ببرد.

به نظر می رسد که نمایش به ویژه در همین مقاطع و مخصوصاً آن جا که بیان این گفتارها به تماشاگران سپرده می شود، افت محسوسی پیدا می کند.

اما نکته مهم دیگر که شاید ضعف گفته شده را تا اندازه ای پنهان سازد، نوع بیان و روایت موضوع در نمایش رضا گوران است.

مرگ تماشاگر در صحنه

در، مرگ، پل، پرسونا، باد، رود، ژاکت پشمی شکلاتی و ماسک ضدگاز کاراکترهای نمایش"می خوام بخوابم" هستند که همه وقایع را از زاویه دید خودشان(اشیاء و پدیده های طبیعی) برای تماشاگر بازگو می کنند. این نوع خلق روایت و بیان موضوع که از زاویه دیدهای متفاوت و از جانب اشیاء و طبیعت مرتبط با سوژه(سرجوخه بکمان) مطرح می شود و ضمن این که بیشترین تأثیر ذهنی را بر مخاطب می گذارد، درگیری او با موضوع را نیز افزایش می دهد. در حقیقت وقتی که پل آن چه را در زیرش(رودخانه) دیده بیان می کند، روایت از موضوع فاصله گرفته و به ابژه مورد نظر گرایش و تمرکز بیشتری پیدا می کند و این مسأله تأثیر نمایش بر مخاطب و نوع ارتباط آن ها بر یکدیگر را تا حد زیادی افزایش می دهد. نمونه دیگر این نوع کاربرد لحظه است که ژاکت، پرسونا و ماسک ضدگاز وضعیت بکمان را بعد از خروج از رودخانه و هنگام آشنایی با زن توصیف می کنند.

در مجموع نمایش رضا گوران به لحاظ کاربرد تئاتر شورایی، سبک اجرا و پرداخت نمایشی در گستره تئاتر تجربی ایران ویژگی های منحصر به فردی دارد که می توان آن ها را به طور جدی مورد بررسی قرار داد.

"می خوام بخوابم" یک اثر متفاوت است که دست کم به لحاظ شیوه هایی که در اجرایش تجربه می کند، قابل تأمل است.

مهدی نصیری

مطالب مرتبط:

بهترین های جشنواره تئاتر ماه

UserName