• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 6790
  • دوشنبه 1386/5/1
  • تاريخ :

عاشق باشید !

عاشق باشید !

«هر جا قدم مى گذارید بذر عشق بپاشید ، قبل از همه در خانه خودتان. به فرزندان خود، به همسر خود، به همسایه هاى خود، به هموطنان خود و به مردم دنیا عشق بورزید... نگذارید كسى از نزد شما برود، مگر این كه خوش تر و امیدوارتر از وقتى باشد كه نزد شما مى آید.

«حضور زنده و مجسم محبت خدایى باشید. محبت را در لبخند، در چهره، در چشم ها و در سلام گرم خود به دیگران پیشكش كنید».

                                                                             (مادر ترزا)

یك استاد جامعه شناسى به همراه دانشجویانش به محله هاى فقیرنشین بالتیمور رفت تا در مورد ۲۰۰ نوجوان و زندگى و آینده ی آنها تحقیقى تاریخى انجام دهد. از دانشجویان خواسته شد ارزیابى خود را درباره ی تك تك این نوجوان ها بنویسند. دانشجویان درباره همه آنها یك جمله را تكرار كردند:

«او شانسى براى موفقیت ندارد».

 

۲۵ سال بعد، استاد جامعه شناسى دیگرى به سراغ این تحقیق رفت. او از دانشجویانش خواست دنباله ی این تحقیق را بگیرند و ببینند بر سر آن نوجوان ها چه آمده است. ۲۰ تن از آنها از آن محله اسباب كشى كرده یا مرده بودند. از میان ۱۸۰ نفر باقى مانده، ۱۷۶ نفر به موفقیت هاى غیرعادى دست پیدا كرده و وكیل، پزشك و تاجرهاى معتبرى شده بودند.

 

این جامعه شناس حیرت كرد و تصمیم گرفت درباره ی این موضوع تحقیق بیشترى كند و خوشبختانه توانست همه ی آن افراد را پیدا كند و از تك تك آنها بپرسد:

«دلیل موفقیت شما چیست؟»

و پاسخ همه آنها یكسان بود:

«دلیل موفقیت ما، معلم ماست».

 

آن معلم هنوز زنده بود. استاد جامعه شناسى جست وجو كرد و او را حالا كه پیرزنى فرسوده، ولى هنوز هم بسیار هوشمند و زیرك بود، پیدا كرد تا از او فرمول معجزه گرى را كه از نوجوان هاى محلات فقیرنشین، انسان هاى شایسته و موفقى ساخته بود، بپرسد.چشم هاى معلم پیر برقى زد و لب هایش به لبخندى عطوفت آمیز از هم گشوده شد. پاسخ اش بسیار ساده بود. او با كمال لطف و تواضع گفت: «من عاشق بچه ها بودم».

 

نوسنده : تهمینه مهربانى

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName