• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 910
  • دوشنبه 1386/4/25
  • تاريخ :

بحران جوانی در قاب سینما؛ نگاهی به دو فیلم از رسول صدرعاملی

رسول صدرعاملی

فیلم‌هایی که رسول صدرعاملی با رویکردی به مسایل نوجوانان جامعه ساخته، صرف‌نظر از مسئله کیفیت از نظر جامعه‌شناختی و ساختاری آثاری قابل تامل محسوب می‌شوند.

به گزارش خبرنگار مهر، در سال هایی که محدودیت های تولید فیلم در کشور کاهش پیدا کرده بود و برخی فیلمسازان دنبال راهی برای ساخت فیلم‌های بفروش عاشقانه بودند، این کارگردان به سمت ساخت فیلمی در خصوص انعکاس مشکلات واقعی نوجوانان سوق پیدا کرد.

فیلم "دختری با کفش های کتانی" روایتی از مشکل برقراری ارتباط نوجوانان با جنس مخالف و داستان دختری نوجوان به نام تداعی است که در پارک با پسری آشنا و هنگام گردش در پارک توسط مامورین نیروی انتظامی دستگیر می شود. او از اطلاع یافتن خانواده اش به شدت می ترسد و پس از اینکه تحت فشارهای خانواده قرار می گیرد، فرار می کند و یک شب را بیرون می گذراند و متوجه اشتباهاتش می شود.

فیلم به این موضوع اشاره دارد که خانواده مهمترین محملی است که فرزندان به خاطر اختلافات و سختگیری های بی دلیل والدین می توانند به سمت شرایط نامناسب سوق پیدا کنند یا اینکه برعکس،با اعمال توجه کافی از سوی خانواده راه درست را انتخاب کنند. این موضوع در فیلم به نوعی داستانی مطرح می شود.

هر چند اتفاقاتی که برای شخصیت اصلی داستان "دختری با کفش های کتانی" می افتد، به طور منطقی او را به خانه بازمی گرداند و این مسئله را به نوجوانان گوشزد می کند که خطرات بسیاری در کمین آنها قرار دارد، اما فیلم در بسیاری از لحظات ریتم خود را از دست می دهد و به خصوص اتفاقات پایانی به اندازه ای گرفتار حادثه می شود که خط اصلی قصه از دست می رود.

در این فیلم بازی پگاه آهنگرانی چندان چشمگیر نیست. هر چند او تعبیر و نتیجه گیری درستی از یک نوجوان دارد، اما انتقال حس توسط وی به اندازه ای عمیق نیست که بتواند ذهن بیننده را درگیر کند. دیگر اینکه کارگردان در خصوص ایجاد توالی اتفاقات و انسجام در قصه دچار مشکل می شود و فیلم بیشتر شبیه تک اتفاقاتی است که به خاطر حضور شخصیت اصلی به هم سنجاق شده اند.

ادامه فعالیت صدرعاملی در ژانری که انتخاب کرد و در آن به سمت ساخت یک سه گانه پیش رفت، تولید فیلم سینمایی "من ترانه 15 سال دارم" را در پی آورد. این فیلم را به جرات می توان تاثیرگذارترین و حتی باکیفیت ترین فیلم این کارگردان نام برد. به این خاطر که اثر به اندازه ای در گسترش طرح داستانی و به تصویر کشیدن مضمون موفق است که مخاطب به راحتی با آن ارتباط برقرار می کند.

داستان فیلم درباره دختری 15 ساله به نام ترانه است که مادرش فوت کرده و پدرش در زندان است. پسری با مراجعه به محل کار دختر به وی پیشنهاد دوستی و ازدواج می دهد. ترانه پس از مدتی تحت تاثیر قرار می گیرد و صیغه محرمیت میان آنها خوانده می شود. اما بارداری ناخواسته ترانه شرایط را به گونه ای دیگر رقم می زند.

صدرعاملی در این اثر به جای اینکه مشکلات نوجوانان را در ارتباط خارج از نظارت والدین مطرح کند، به مسایلی اشاره دارد که بیشتر حاصل تفاوت های فرهنگی و طبقاتی نوجوانان است که با وجود شکل گیری ازدواج مسایل و مشکلاتی را برای آنها به وجود می آورد. یعنی والدین پسر با آنکه به خواسته فرزندشان تن می دهند، اما با آن موافق نیستند و همین موضوع باعث می شود حاضر به قبول مسئولیت در برابر دختر نباشند.

شخصیت دختر فیلم "من ترانه 15 سال دارم" برخلاف فیلم قبلی صدعاملی شکننده نیست. بلکه برعکس با وجود سن کم در برابر مشکلات می ایستد و حتی تمام مسئولیت های فرزندش را با وجود نداشتن پشتیبان به عهده می گیرد. این موضوع از تغییر نگاه سازنده فیلم خبر می دهد که دختران جامعه را در اثر جدید خود برخوردار از بلوغ اجتماعی کافی ارزیابی می کند و آنها را حتی از برخی بزرگترها عاقل تر می داند.

البته در این فیلم نیز صدرعاملی بر مسئله اهمیت کانون خانواده و تاثیرهای تربیتی این رکن مهم جامعه بر تربیت نسلی پویا و فهیم تاکید می کند. نوجوانانی که به واسطه آموزش های عمومی می توانند میان شرایط نامناسبی که آنها را دچار مشکل می کند و حرکت در مسیر صحیح تفاوت قایل شوند. هر چند فیلم با قرار دادن شخصیت پسر بی مسئولیت و دوست ترانه که دختری بی اعتقاد است، وجود چنین افرادی در جامعه را نیز منکر نمی شود.

کارگردان این فیلم از حضورترانه علیدوستی بهترین استفاده را کرد. این بازیگر با اینکه نخستین تجربه بازی در یک فیلم سینمایی را پشت سر می گذاشت، بسیار حرفه ای عمل و به قدری شخصیت دختر را خوب بازی کرد که برای هیچکدام از شخصیت های داستان تردید باقی نمی ماند که وی در این اثر زندگی می کند و واقعیتی جاری را به تصویر می کشد.

در این اثر به منطق داستانی توجه زیادی شده بود و در زمینه فضاسازی و حفظ ریتم نیز دقت زیادی صورت گرفت. یعنی اتفاقات همانند یک پازل با چنان دقتی کنار هم چیده شدند که تماشاگر از ابتدا تا انتهای داستان را بی هیچ مانعی دنبال می کرد. مهمتر اینکه اتفاقاتی که برای یک دختر 15 ساله به وجود می آید و واکنش هایی که وی از خود نشان می دهد با خصوصیات نقش هماهنگی دارد.

هر چند این اتفاق در سومین اثر از سه گانه صدرعاملی به خوبی دیده نشد. فیلم "دیشب باباتو دیدم آیدا" از انتخاب بازیگر نقش اول داستان بیشترین لطمه را خورد. البته کارگردان در زمینه فضاسازی، حفظ ریتم و طراحی اتفاقات میانی داستان نیز موفق نبود و فیلم با مشکل مواجه شد.

منبع : خبرگزاری مهر

مطالب مرتبط :

قاب دوربین و زیبایی های جنگ

UserName