• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
          • آب از دستش نمي چکد!
          • آب از سر چشمه ِگل است!
          • آب از آب تکان نمي خورد!
          • آب پاکي را روي دستش ريخت!
          • آب در کوزه و ما تشنه لبان مي گرديم!
          • آب را گل آلود مي کنه که ماهي بگيره!
          • آب زير پوستش افتاده!
          • آب، سنگها را مي سايد.
          • آب که يه جا بمونه، مي گنده.
          • آبکش به کفگير مي گه تو سه تا سوراخ داري!
          • آب که از سر گذشت، چه يک ذرع چه صد ذرع – چه يک ني چه صدني!
          • آب که سر بالا رفت، قورباغه ابو عطا مي خونه!
          • آب نمي بيند ورنه شناگر قابليست!
          • آب از او گرم نمي شود!
          • آتش که الو گرفت، خشک و تر مي سوزد!
          • آتش نشاندن و اخگر گذاشتن کار خردمندان نيست.
          • آخر شاه منشي، کاه کشي است!
          • آخر شوخي به دعوا مي کشد.
          • آدم تنبل، عقل چهل وزير را دارد!
          • آدم پول را پيدا مي کند، نه پول آدم را.
          • آدم خوش معامله، شريک مال مردم است!
          • آدم دست پاچه، کار را دوبار انجام مي دهد!
          • آدم دروغگو کم حافظه است.
          • آدم زنده، زندگي مي خواهد!
          • آدم گدا، اين همه ادا ؟!
          • آدم گرسنه، خواب نان سنگک مي بينه!
          • آدمي را به ادب بشناسند.
          • آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش مي زنه!
          • سرنا: سازي است بادي که از چوبي مخصوص ساخته شود، اين ساز در غالب نقاط ايران موجود است و آن را همراه دهل مي نوازند. اندازه آن در نواحي مختلف فرق مي کند و به طور کلي طول آن از نيم متر متجاوز نمي نمايد.
          • آدم همه کاره هيچ کاره است.
          • آرد خودمان را بيختيم، الکِمان را آويختيم!