• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 7103
  • چهارشنبه 1382/8/21
  • تاريخ :

وضعیت اجتماعی دختران هند

امروزه هند دستخوش تغییرات ساختاری عظیمی شده كه بر جوانب زندگی خانوادگی تاثیرهای گوناگونی گذاشته است. پدیده مهاجرت نیز تغییرات آشكاری را بر تركیبات خانواده  بر جای گذاشته است. شواهد بسیاری از مشاركت و نقش گسترده مردان و زنان در تغییرات تدریجی و گام به گام جامعه هند حكایت می كند. گرچه رفتارها و نگاه های سنتی به سرعت در حال تغییر هستند، ولی در واقع هنوز نقش زنان در خانواده تغییر چندانی نكرده است.

امروزه از زنان انتظار می رود، كه در جهت تامین منافع خانواده ، وظیفه خانه داری را با شغل خود تركیب كنند و هر دو را انجام دهند. در توقعات و انتظارات سنتی و در نقش مرد و زن در خانواده تغییر چندان رخ نداده است و معانی كلیشه ای مرد یا زن بودن، وظایف و تكالیف مختلف، امتیازها و تبعیض ها و نقش های قالبی به مرد و زن تحمیل می شود. براستی دلایل و عواملی كه باعث به تأخیر افتادن این تغییرات می شود چیست؟

مذهب، فرهنگ و سنت

در جامعه هند، مذهب، فرهنگ و سنت ریشه های عمیقی دارند. به طوری كه تاثیر شگرفی روی شكل گیری شخصیت فردی و رفتار اشخاص می گذارند. تاریخ برتری و رجحان پسر به قدمت جامعه هند است. در «ریگ ودا» بیان شده است كه برای رهایی و خلاص از جهنم، داشتن پسر لازم و ضروری است.

راه و روش رایج مقابله و ضدیت با دختران در جامعه به وضوح در ضرب المثلها، سرودهای مذهبی و نمایش ها به چشم می خورد. یك ضرب المثل در این باره می گوید:«بزرگ كردن و پرورش دادن یك دختر مثل آب دادن به گیاهان حیاط دیگران است.»

عدم پذیرش دختر از زمان بارداری و تولد شروع می شود. مادری كه در آرزو و اشتیاق یك پسر بچه به سر می برد با تولد نوزاد دختر تمام آرزوهایش برباد می رود و دچار یاس و سرخوردگی می شود. هیچ جشن و شادمانی برای به دنیا آمدن نوازد دختر وجود ندارد و زنی كه فرزند پسر ندارد در واقع زن بدبختی محسوب می شود.

«كام كام سانگاوی» در مقاله ای با عنوان «اگر شما مادر یك فرزند پسر باشید» اعمالی كه پدرها و مادرها قبل، بعد و در خلال نكاح و بارداری به امید اینكه فرزند آنها پسر بشود را انجام می دهند توضیح داده است. اشتیاق به داشتن فرزند پسر، نمای دیگری است كه از«مردسالاری» سركوب، ظلم، فشار ،تحقیر، سوء استفاده و بهره كشی از زنان هندی.

این مقاله اطلاعات خود را از دو منبع گرفته است: یكی آداب ،مناسك و رسوم مذهبی و دیگری مصاحبه هایی كه با زنان طبقه متوسط شهری صورت گرفته است.

موارد برتری فرزند پسر در متون ودایی به كرات به چشم می خورد. اولین هدف از ازدواج، به دنیا آوردن فرزند پسر است ولی از آن جایی كه هیچ ضمانتی برای یك زن وجود ندارد كه بتواند الزاما پسری به دنیا آورد، داماد دست به دعا بر می دارد تا بتواند همسران زیادی به دست آورده تا از آن طریق به دفعات صاحب فرزندان پسر شود. پسرها به جهت تداوم تبار و دودمان و برای حفاظت و همچنین افزایش ثروت، دارایی ،امنیت، رفاه و تنعم، لازم و ضروری هستند.

زنان باردار برای اینكه فرزند پسر به دنیا آورند، به مراسم مذهبی «پومساوانا» می روند. این مراسم نشان دهنده ی تمایل شدید و آشكار، به داشتن فرزند پسر است. همه كسانی كه در این مراسم به نیایش می پردازند به طور آشكار، هدفشان جلوگیری از دختر شدن نوزاد است و از خدا طلب می كنند كه فزند آنها پسر باشد.

اساساً نگاه جامعه به فرزند دختر به این صورت است كه ، دختر عامل بدبختی، تنگدستی، تهیدستی و سیه روزی شخص است. در مقابل پسر، به عنوان نوری از بهشت اعلی تلقیمی شود.

با تاچاربی از مهاباراتا نقل می كند كه: «پسر محبوب ترین محبوبهاست». یك متن بودایی می گوید كه : «پسر، دارایی، ثروت و مكنت برای مردان است.» در جایی دیگر آمده است: «هر شخصی می تواند با داشتن یك پسر دنیا را صاحب بشود و هر شخصی می تواند با داشتن یك پسر ارشد به یك موجود فناناپذیر تبدیل شود. داشتن فرزند پسر تا به جایی مطلوب است كه می گویند:

«زمانی كه پسری متولد می شود، پدر از دین خود نسبت به آباء و اجدادش آزاد می شود.»

قطعا می توان ادعا نمود دخترها در «ریگ ودا» هیچ جایگاهی ندارند. مثلاً ما می بینیم كه در سرود های مذهبی و روحانی، پسرها ، پسران ارشد، نوه های ذكور، كلاً جنس مرد و تنها گاهی زنان مورد ستایش قرار می گیرند، ولی ابداً اسمی از دختران در این ارتباط دیده نمی شود. دختر سرمنشأ هیچ خیر، بركت و نعمتی شناخته نمی شود و هیچ شادی و خوشحالی برای به دنیا آمدن یك دختر در خانواده به وجود نمی آید.

مطالعات مردم شناسی معاصر در نقاط مختلف هند و شواهد بالینی موجود نشان می دهد كه اندیشه ها و ذهنیت های سنتی مردم درباره برتری و اولویت پسرها كاملا دست نخورده باقی مانده است. فرزندان دختر طی سالها، بار اضافی در زندگی به حساب آمده و به عنوان افراد سربار و دست و پاگیر محسوب می شوند.

زمانی كه زنان، دختری به دنیا می آوردند، شدیدا مورد بدرفتاری قرار گرفته و حتی از مراقبت های پزشكی و درمانی در باره آنها نیز مضایقه می شود. در صورتی كه بخت با آنها یار باشد و فرزند پسر به دنیا بیاورند به موقعیتهای بهتری در خانواده نایل می شوند و در جامعه مورد تقدیر قرار می گیرند. به نظر می رسد این تمایلات و رفتارهای این چنینی برای جامعه هند بسیار خطرناك باشد.

جریان اجتماعی شدن دختران

عناصر فرهنگی و مذهبی در جریان اجتماعی شدن یك دختر ، نقش غالب را ایفا می كند. مراحل اجتماعی شدن از طریق فرهنگ، تعریف شده و انتظارات اجتماعی، كاملا مشخص كرده است كه چه چیزهایی در ارتباط با زنان است. اجتماعی شدن، جریان ساختن واقعیت و ایفا كردن یك سری نقش ها در جامعه است. این فرآیند نهادینه ساختن ارزش ها ،از لحظه تولد شروع شده و نقش هر یك از دو جنس مرد و زن را ، بر آنان تحمیل می كند. بدین سان نحوه رفتار در خلال فرآیند اجتماعی شدن، آموزش داده می شود. مهمترین عامل اجتماعی شدن فرد، خانواده،  مدرسه و رسانه های گروهی هستند.

خانواده ، اولین نهادی است كه اجتماعی شدن را به شخص آموزش می دهد. در چارچوب خانواده دختر  از همان اوان طفولیت با تبعیض هایی در امر تغذیه، كارهای سخت و دشوار و آموزش و پرورش مواجه می شود. در واقع این خانواده است كه دختر را وابسته به خود و غیر مهاجم بار می آورد و به منظور ترویج هنجارهای اجتماعی این عقیده را به پسرها القاء می كند كه آنها برتر هستند.

از لحاظ سن و جنسیت در سلسله مراتب خانواده هندی، ابتدا پسران جوان سپس مردان با قدرت كمتر و پس از آن پیرمردان و زنان پیر قرار می گیرند. یك پسر نافرمان و سركش می تواند از خانه فرار كند ولی یك دختر سركش نمی تواند به راحتی دست به چنین كاری بزند چرا كه چنین كاری خطر بزرگی برای دختران و زنان بی سرپناه كه خارج از خانه به سر  می برند به همراه دارد.

در واقع تقسیمات جنسی از خانواده شروع می شود. تصورات و برداشت های عمومی شخص از خانواده برگرفته می شود و در نتیجه رجحان فرزند پسر بر دختر، پسرها به طور شگفت آوری تمامی امكانات خانه را به خودشان اختصاص می دهند.

این مجموعه پدیده ها به طور چشمگیری در طی قرون و اعصار در جامعه هند به حیات خود ادامه داده است. عضویت در یك خانواده با سیستم پدر سالارانه باعث می شود كه پسرها مقام و رتبه بزرگسالان را به عهده بگیرند و نقش هایی در چارچوب همان خانواده ای كه در آن متولد شده و بزرگ می شوند را ایفا نمایند.

به عبارت دیگر دختر یك عضو موقت و ناپایدار خانواده است. گرچه او در خانواده متولد شده و پرورش می یابد ولی نهایتا به دلیل ازدواج، به خانواده شوهر روانه می شود و از آن دیگران خواهد شد. تبعیض میان پسران و دختران به طور مداوم مورد تاكید قرار گرفته و نهادینه تر می شود.

مساله انتقال دختر از خانواده پدر به خانواده داماد، به صورت شدیدی دختران را مورد تبعیض قرار می دهد و به عنوان یك واقعیت باز دارنده و محدود كننده ی استعداد دختران عمل می كند. این عمل در واقع مكانیسمی را به وجود آورده كه از شكوفایی و تكامل توانایی های مختلف در دختران جلو گیری می كند. اگر دختران متعلق به یكی از كاستهای طبقه پایین جامعه باشند، خانواده آنها اصراری بر فرستادن آنان به مدرسه و ادامه آموزش آنها ندارند. اما فرستادن پسران به مدرسه یك عمل بسیار لازم محسوب می شود. این در حالی است كه همین خانواده كوچكترین نگرانی نسبت به آموزش و پرورش دخترانشان نشان نمی دهند. تلقی مردها این است كه ، زنان فقط باید یك نقش ثانویه را در خانواده بازی كنند.

آموزش دختران برای ایفای نقشی دو گانه ،از سنین خردسالی شروع می شود. تفكیك بین قلمرو و وظایف مربوط به خانه و وظایف عمومی و همچنین جدا سازی حوزه ی فعالیت پسران و دختران به طور روشنی اعمال می شود.

بنابراین اجتماعی شدن دختران در خانواده بر اساس تصوراتی قطعی شكل می گیرد. در واقع زنان از هر جهت در نزد مردان یك جنس درجه دوم محسوب می شوند. پسران در متن جامعه ی هندیكی از امتیازات اقتصادی، سیاسی و دینی محسوب شده در حالی كه دختران از هر جهت سربار و دست و پاگیر به شمار می روند. زنان باید حافظ عزت خانواده باشند و از این نظر نقش مهمی در اجتماعی شدن دختران بازی می كنند. دخترها اجازه ندارند به تنهایی به گردش بروند. آنها تحت نظارت و كنترل شدید به سر میبرند. در واقع محدودیت ها و ممانعت ها در حركت دخترها آنها را به سمت پاكدامنی و عفاف سوق می دهد.

دكتر لیلا دیوبی در مقاله ای با عنوان «ساختار دختران در هند پدر سالار» برابعاد مختلف فرآیندهای اجتماعی شدن دختران هند در اثر انجام مناسك و آداب مذهبی و با استفاده از زبان و اعمالی كه مرتبط با خانواده می باشد، تاكید دارد كه در آن نقشهایی كه مردان و زنان باید ایفا كنند در نظر گرفته شده و برای آن قوانینی وضع شده است. در چارچوب مجموعه ای از روابط، ساختار خانوادگی و سیستم خویشاوندی آموزش داده می شود. درك این مطالب برای فهم جریان اجتماعی شدن بسیار مهم و حساس می باشد.

غالباً بیان می شود كه مدت اقامت دختر در خانه پدری بسیار كوتاه است. دختران،اشخاصی درجه دو و حقیر محسوب می شوند. هزینه های انجام شده از سوی پدر برای دختر جزء سرمایه گذاری وی محسوب نمی شود. دختران با این دیدگاه رشد می كنند كه آنها عضو موقت خانه پدری هستند. تمایل به ازدواج در دختران به روش های مختلفی بیان می شود. دعا و آرزو كردن برای به دست آوردن شوهری مثل شیوا یا ویشنو از انواع این روشها است كه این موضوع به صورتی بسیار قوی در جامعه رواج دارد.

عناصری مثل تسلیم و اطاعت از شوهر از عواملی هستند كه باعث می شود در جریان اجتماعی شدن دختران، از آن ها یك همسر، یك عروس و یا یك مادر ایده آل بسازد. ایده و تصورات زنان را مردان تعیین می كنند. در یك فرهنگ مردسالار، دختران از خردسالی الگوی «زن نمونه» را فرا می گیرند.

یكسان سازی وظایف مرد و زن

تمامی فرهنگ ها بین رفتار مناسب برای مردان و زنان تمایز قایل می شوند. به طور كلی در بیشتر فرهنگ ها، از مردها انتظار می رود كه مهاجم تر، قاطع تر و صاحب موفقیت ها و پیروزی ها باشند، در حالی كه از زنان انتظار می رود كه مربی، پاسخگو و مسئول باشند. تمایزات نقش هایی كه جنسیت ها ایفا می كنند در بازی ها و اسباب بازی های بچه ها، در آموزش و پرورش آنها، نیازها، امیدها و آرزوهای آنها، فعالیت های اوقات فراغت آنها و سرگرمی هایشان كاملاً تاثیر گذاشته است.

الگوهایی كه آنها باید در ایام جوانی از آنها پیروی كنند، باز تاب وسیعی در فرآیند اجتماعی شدن ایشان دارد. تبعیض بین مردها و زن ها از كودكی به وسیله تمامی نهادهای اصلی تقویتمی شود. مطالعه كودكان در جامعه هند تبعیضات جنسی را در جریان اجتماعی شدن، یادگیری و رفتار ثابت كرده است. دختران از خردسالی، مادران خود را در كارهای خانه یاری می دهند و برای انجام وظایف و تكالیف زنانه آماده می شوند.

آنها نسبت به پسران ، از اوقات فراغت بسیار كمتری برخوردارند. آنها فقط اجازه دارند كه به منزل همسایه های نزدیك رفت و آمد كنند. دختر باید توانایی خود را از نظر بردباری و تحمل نشان بدهد. صحبت كردن و خندیدن با صدای بلند كاری زشت شمرده می شوند. دختر نباید اهل جر و بحث و مشاجره باشد. آموزش آگاهانه و حساب شده از خردسالی برای دختر هندی با این هدف كه چطور او یك زن خوب باشد، آغاز می شود و از این طریق او نقش های خود در آینده را می آموزد. دختر طوری تربیت می شود كه یك همسر و یك مادر خوب باشد.

به علت آغاز فرآیند اجتماعی شدن دختران هندی ، از خردسالی، ارزشهای اجتماعی در آن ها نهادینه شده و توجه بیشتری به وظایف زناشویی، مادری و پرورش كودكان مبذول می دارند.

سرسپردگی به شوهر در تمام مذاهب به ویژه در هندوئیسم با تاكید و جدیت بیشتر وجود دارد. واژه پاتیوراتا بر همسری كه خدمت و عشق به شوهر و خانواده اش را به حد اعلای خود رسانیده است و آن را به عنوان وظیفه مذهبی پذیرفته، دلالت دارد. پاتیوراتا در خلال ادبیات اساطیری و افسانه ای و ترانه های محلی بسیار مطلوب و خوشایند جلوه می كند و در خلال جشن ها و مراسم مختلف برآن تاكید می شود.

 آنچه «سیتا» ایده آل دانسته و اكثر هندوها نیز بر آن باورند آن است كه ، زنان سنتی از مقبولیت گسترده تری بر خوردارند. دلبستگی و دلدادگی انحصاری به شوهر، از خودگذشتگی، پاكدامنی و چنین صفات، از مواردی است كه یك دختر هندی به مرور آنها را در دنیای درونی خود نهادینه می سازد.

 سودیركاكارمی نویسد:

«علی رغم تغییرات بسیاری كه در محیط فردی و در شرایط تجدد، شهرنشینی و آموزش برای یك مرد به وجود آمده است، هنوز زن ایده آل بودن ، تحت تاثیر الگوهایی است كه به طورسنتی برای مردان و زنان ترسیم شده است. این مساله هم در میان مردم سنتی وهم در میان افراد مدرن هند به چشم می خورد.»

UserName