• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1655
  • سه شنبه 1387/5/29
  • تاريخ :

فرزند خاک !

فرزند خاک

محمدعلي ‌آهنگر: «اگر امکانات ساير کارگردانان را داشتم، "بن حور" مي ساختم .»

 چند سالي است که ژانر دفاع مقدس به نوعي در سينماي ايران فراموش شده و حتي جشنواره آن نيز برگزار نمي شود. اندک فيلم هايي هم که مضامين دفاع مقدسي را محور داستان خود قرار داده اند، به عناوين مختلف مورد بي مهري قرار مي گيرند و مانند "فرزند خاک" در 7 سينما و بدون زير نويس اکران مي شوند! در دهه 60 و 70 سينماي ايران شاهد توليد آثاري در ژانر دفاع مقدس بود که در هر يک از اين دهه ها، فيلمسازان رويکردهاي خاصي نسبت به اين گونه سينمايي داشتند. در دهه 60 داستان فيلم ها در جبهه هاي جنگ و حواشي مربوط به حضور رزمندگان در دوران هشت ساله دفاع مقدس مي گذشت و در دهه هفتاد و اوايل هشتاد بيشتر آثار بر محور حوادث بعد از جنگ و سرگذشت رزمندگان، جانبازان، اسراء معطوف بود.سرگذشت آدم هايي که سال ها در جبهه جنگيده بودند و حالا بعد از گذشت اين مدت بايد رويه زندگي خود را عوض کرده و به اصطلاح هم رنگ جماعت مي شدند. بسياري از آنها نمي توانستند خود را با شرايط موجود تطبيق دهند و به نوعي مبارزه با وضع موجودشان را پيشه راه خود قرار مي دادند مانند حاج کاظم در "آژانس شيشه اي" يا قاسم در "ارتفاع پست". در اين دو دهه آثار قابل توجهي در ژانر جنگي توليد شد که بسياري از آنها توانستند در بين تماشاگران جايي براي خود باز کنند و حتي نظر منتقدان و ساير سينماگران را نيز به خود جلب کنند. فيلم هايي که توسط ابراهيم حاتمي کيا، احمدرضا درويش، مرحوم رسول ملاقلي پور و... ساخته شدند نمونه بارزي از اين گونه هستند که در جشنواره هاي مختلف سينمايي جوايز زيادي را به خود اختصاص دادند.

"فرزند خاک" نسل فراموش شده سينماي ايران

فرزند خاک

چند سالي است که اين گونه سينمايي طرفداران چنداني ندارد و آنهايي هم که در اين ژانر فيلم مي ساختند، به دنبال ساخت فيلم هاي تجاري رفته اند. مانند حاتمي کيا که امسال فيلم "دعوت" را با استفاده از ستاره هاي سينما ساخته است. اما در اين ميان برخي فيلمسازان جوان و تازه کارتر نسبت به اين گونه سينمايي رغبت نشان مي دهند و هر از چندگاهي فيلمي با اين مضامين مي سازند. يکي از اين نمونه ها فيلم "فرزند خاک" به کارگرداني محمدعلي آهنگر است.

اين فيلم با دست مايه قرار دادن سوژه اي جديد در ژانر دفاع مقدس توانسته به يکي از آثار در خور توجه در اين زمينه تبديل شود. آهنگر به همراه محمدرضا گوهري؛ يکي از نويسندگان اين فيلم حدود 9 سال تلاش و تحقيق کرده اند تا بتوانند اثر خود را ثبت کرده و براي کارشان پروانه ساخت بگيرند. آهنگر با ساخت اين فيلم نشان داد که مي تواند به يکي از فيلمسازان مطرح اين ژانر فراموش شده، تبديل شود.

در پس روزهاي تار انتظار، مينا يافته كه مسافر گمشده اش در دياري غريب چشم به راه اوست. مينا تاب ماندن ندارد، دل به دريا مي زند و سر به كوه ... راه دلدار صعب و طولاني است، و آتش شوق مينا سخت پرشراره ... راهنماي مينا گواناست، زن جوان كرد كه بار درماندگي پيرش كرده و اين دو، همسفران سفري تلخ و شيرينند... تلخ عين عسل ...

محور اين فيلم داستان زني را به تصوير مي‌کشد که معتقد است همسر مفقودالاثرش در دياري غريب چشم به راه اوست. مينا به شهرهاي مرزي و کردنشين سفر مي کند تا بتواند اثري از شوهر گمشده اش بيابد. در اين فيلم مهتاب نصيرپور، شبنم مقدمي، حميد ابراهيمي، قاسم زارع، حسين آهنگر و ... به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

سرگذشت آدم هايي که سال ها در جبهه جنگيده بودند و حالا بعد از گذشت اين مدت بايد رويه زندگي خود را عوض کرده و به اصطلاح هم رنگ جماعت مي شدند. بسياري از آنها نمي توانستند خود را با شرايط موجود تطبيق دهند و به نوعي مبارزه با وضع موجودشان را پيشه راه خود قرار مي دادند مانند حاج کاظم در "آژانس شيشه اي" يا قاسم در "ارتفاع پست".

داستاني جذاب در پس منطقه اي دورافتاده

داستان اين فيلم بسيار جذاب است. شايد کمتر کسي بداند که در مناطق مرزي زنان و دختراني هستند که براي امرار معاش خود اقدام به تحقيق و تفحص در مناطق مختلف براي يافتن جسد شهدا مي کنند. فيلم درونمايه تلخي دارد اما به هيچ وجه تماشاگر در هيچ صحنه اي با آشفتگي مواجه نيست و خط کلي داستان به خوبي حفظ شده است. بازي هنرپيشه هاي اين فيلم چه در نقش هاي اصلي و چه فرعي، به خوبي يادآور مردماني است که در اين مناطق زندگي مي کنند و دقيقاً مطابق با روحيات آنهاست.

مهتاب نصيرپور در اين فيلم به خوبي توانسته در نقش گوانا، زن کرد و رنج کشيده اي ظاهر شده که تا انتها تماشاگر را با خود همراه مي کند. در فرزند خاك گويش ها بسيار درست هستند. مهتاب نصيرپور و ساير بازيگران اين فيلم با ظرافت اين گويش را به بازي خود اضافه کرده اند به طوري که يکي از عوامل جذاب اين فيلم، گويش و لهجه بازيگران آن است. عليرضا زرين دست هم در مقام مدير فيلمبرداري توانسته در بسياري از صحنه هاي فيلم، از قاب دوربين خود تصاوير درخشاني بر پرده نقره اي ايجاد کند. گريم و دکوپاژ فيلم نيز حرفي براي گفتن دارد و در موفقيت اين فيلم نقش زيادي را ايفا مي کنند.

فرزند خاک به راحتي ساخته نشد

فرزند خاک

نصيرپور در اين باره به خبرنگار برنا مي گويد:«فرزند خاک اصلا به راحتي ساخته نشده است. من چون زودتر از بقيه عوامل به گروه سازنده اين فيلم پيوستم، شاهد تلاش هاي تهيه کننده و کارگردان بودم تا بتوانند کار را به سلامت تمام کنند. اين کار بنا به دلايلي زماني که قرار بود فيلمبرداري آن آغاز شود، 9 ماه به تعويق افتاد و بعد از اين مدت هم با شروع کار تصويربرداري من شاهد بودم که چه حساسيت هايي در بين عوامل توليد براي ساخت اين پروژه وجود داشت.»

اين بازيگر تئاتر، سينما و تلويزيون يادآورشد: «من 9 سال پيش آقاي آهنگر را ديدم که دنبال فيلمنامه "فرزند خاک" بود و سال گذشته موفق شد که اين فيلم را به مرحله توليد و ساخت برساند. در طول مدت فيلمبرداري هم با مشکلات زيادي مواجه شديم. يادم هست براي گرفتن صحنه هايي که مربوط به بنه و در ميان دره بود، آقاي ميراعلايي درخواست کرين کردند و حتي مجبور شديم يک روز کار را تعطيل کنيم اما به دليل اين که بيشتر گروه ها هم زمان با ما مشغول کار بودند، کرين در اختيار گروه سازنده "فرزند خاک" قرار نگرفت و آقاي "زرين دست" مجبور شد با امکاناتي که در اختيار داشت، تصويربرداري کند.»

اين فيلم درباره بخشي از تاريخ فراموش شده است

شايد کمتر کسي بداند که در مناطق مرزي زنان و دختراني هستند که براي امرار معاش خود اقدام به تحقيق و تفحص در مناطق مختلف براي يافتن جسد شهدا مي کنند.

سيد احمد ميراعلايي؛ تهيه کننده اين فيلم نيز درباره سختي هايي که به همراه گروهش براي اين فيلم کشيده است، مي گويد: «آقاي آهنگر و گوهري زحمات زيادي براي شکل گرفتن و تصويب اين فيلمنامه کشيدند. "فرزند خاک" فيلم راحتي نبود. اين فيلم درباره بخشي از تاريخ است که تاکنون ناديده گرفته شده است. موضوع "فرزند خاک" صاحب زياد دارد آن هم صاحبان ارزشي مانند خانواده شهدا. کاري هم که صاحب زياد داشته باشد، مطرح کردن آن هم جرات مي خواهد.» ميراعلايي تصريح کرد: «بايد جرات زيادي داشته باشي تا چنين موضوعي را به شکل زيباي سينمايي و در عين حال مستند روايت کني. حرف هايي که در اين فيلم زده مي شود به شکل بسيار ظريفي حرف دل بچه هاي تحقيق و تفحص است. بسياري از فيلمنامه نويسان ما اين سوژه ها را به دليل اين که هويت ملي ماست، دوست دارند اما به دليل سختي هايي که دارد به طرف آن نمي روند. اما در "فرزند خاک" اين اتفاق افتاد.»

فرزند خاک

وي افزود: «فرزند خاک با سختي ها و مشکلات زيادي ساخته شد، شايد اگر آقاي آهنگر بجاي دو ماه، شش ماه براي ساخت اين فيلم فرصت داشت فيلم بهتري هم مي ساخت. من در هنگام ساخت "فرزند خاک" به آقاي آهنگر گفتم که براي دو ماه بودجه داريم و اگر کار بيشتر طول بکشد تنها خدا مي تواند به ما کمک کند.» ميراعلايي ادامه داد: «ما توانستيم در اين مدت دو ماه، کار را به نحو احسن پيش ببريم. اما بحث در اينجاست چرا کاري که مخلصانه تمام عوامل براي آن زحمت کشيده اند و به اعتقاد من و ساير کساني که اين فيلم را ديده اند نتيجه خوبي هم داده و بيشتر تماشاگران از آن راضي بوده اند، به آن توجه نشود(؟)»

9 سال وقت خود را صرف ساخت "فرزند خاک" کردم

محمد علي آهنگر؛ کارگردان اين فيلم نيز در اين باره مي گويد: «من 9 سال براي نوشتن فيلمنامه "فرزند خاک" زحمت کشيدم اما متاسفانه برچسب سفارشي بودن به آن مي زنند. پس اگر سفارشي بود چرا اين مدت زمان را براي تصويب فيلمنامه صرف کردم. من در طول اين مدت با چندين معاونت سينمايي و روساي بنياد سينمايي فارابي روبرو شدم تا بتوانم اين فيلمنامه را به تصويب برسانم. در بنياد شهيد هم يک سال و نيم براي بازنويسي فيلمنامه به همراه آقاي گوهري وقت گذاشتيم. هر بار رئيسي که عوض مي شد، نفر بعدي طرح را نمي پذيرفت. سه نفر از افرادي که در طول اين مدت به من در تحقيق درباره موضوع فيلم کمک کردند، شهيد شدند.»

وي يادآورشد: «هر جايي که مي خواستم بروم و درباره اين فيلم صحبت کنم اول وحشت مي کردند. به آنها مي گفتم اول اجازه بدهيد که من داستانم را براي شما تعريف کنم. من چندين بار در مدت 9 سالي که مشغول کار کردن بروي فيلمنامه اين فيلم بودم، با افراد و نهادهاي مختلف قرارداد بستم اما رئيس آن نهاد که عوض مي شد، کار ما هم به تعويق مي افتاد و بايد اين پروسه زماني را براي راضي کردن مسئول جديد مجدد طي مي کرديم و در اين ميان تنها زحمت هاي من به هدر مي رفت.»

اين کارگردان اظهارکرد: «من مي توانستم زمان بسيار کمتري را صرف ساخت يک فيلم شهري کنم و خودم را به اين دردسر بزرگ گرفتار نکنم، پس اين کار نمي تواند سفارشي باشد. من به همراه ساير عوامل براي به ثمر رسيدن آن زحمت هاي زيادي کشيده ام.»

فرزند خاک

اگر امکانات ساير کارگردانان را داشتم، "بن حور" مي ساختم

آهنگر به سختي هايي که در موقع ساخت فيلم "فرزند خاک" براي وي و گروهش به وجود آمده بود، اشاره کرد و افزود: «عدالت بايد درباره تمام فيلمسازان رعايت شود، زماني که من اين فيلم را مي ساختم هيچ امکاناتي وجود نداشت، آقاي زرين دست براي گرفتن برخي از صحنه ها به کرين نياز داشت اما به دليل اين که در اختيار بقيه بود، نتوانستيم بسياري از خواسته هايمان را عملي کنيم. براي فيلم فلان آقا ميليارد ميليار هزينه مي کنند، به طور مثال يک سکانس را در زمستان مي گيرد، همان سکانس را دوباره در بهار مي گيرند، بعد دلش مي خواهد که در تابستان هم بگيرد تا تصويرش زيباتر شود. من هم اگر اينقدر امکانات داشته باشم، "بن حور" مي سازم!»

شايد کمتر کسي بداند که در مناطق مرزي زنان و دختراني هستند که براي امرار معاش خود اقدام به تحقيق و تفحص در مناطق مختلف براي يافتن جسد شهدا مي کنند.

سال هاست که ژانر دفاع مقدس نيز مانند کار براي کودک ونوجوان، در سينماي ايران به فراموشي سپرده شده و اگر هم يک فيلمسازي جسارت ساخت فيلمي با اين مضمون را در سر مي پروراند، بايد چند سال از عمر خود را صرف تصويب فيلمنامه، گرفتن پروانه ساخت، نمايش کند و در هنگام اکران هم با بي مهري تمام فيلمش که توانسته هم نظر منتقدان و هم مردم را در جشنواره جلب کند، در تعداد محدودي سينما اکران مي شود! و در عوض فيلم هاي به اصطلاح اجتماعي و گيشه پسند مدت ها بروي پرده سينماها حکمراني مي کنند.

فيلمسازي که با شرايط اقتصادي فعلي سينما بدون توجه به گيشه اقدام به ساخت فيلمي با مضامين پيامدهايي که براي خانواده هاي شهدا پس از جنگ تحميلي وجود دارد، مي پردازد. تلاشش قابل ستايش است و براي همين منتقدان ونويسندگان سينمايي تصميم مي گيرند تا در دومين جشن خود به بازيگر اين فيلم و کارگردانش تنديس اهدا و از زحمات آنها قدرداني کنند. آهنگر با "فرزند خاک" ثابت کرد هنوز هم سوژه هايي از دوران دفاع مقدس و پيامدهاي آن وجود دارد، که مي تواند دست مايه فيلمي قرار بگيرد و سينماي بحران زده فعلي را از فقر سوژه هاي ناب و بکر نجات دهد.

منبع : سينماي ما

اهدا سیمرغ زرین "فرزند خاک" به موزه شهدا

اهدا سیمرغ زرین "فرزند خاک" به موزه...

سیمرغ زرین نگاه ملی که در مراسم پایانی جشنواره بیست و ششم فیلم فجر به فیلم سینمایی "فرزند خاک" محمدعلی باشه‌آهنگر تعلق گرفت، به موزه شهدا اهدا می‌شود ...
گالری عکس فرزند خاك (تلخ عین عسل)

گالری عکس فرزند خاك (تلخ عین عسل)

گالری عکس فرزند خاك (تلخ عین عسل) ...
UserName