• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2514
  • شنبه 1386/4/2
  • تاريخ :

رضا رویگری و پول کثیف

رضا رویگری

گفت وگو با رضا رویگری به مناسبت حضورش در مجموعه پول کثیف

در مختارنامه بدل ندارم

رضا رویگری جدای از بازیگری نقاشی هم می کند و مدتی را به صورت حرفه ای نقاشی کرده و گالری داشته، وی صدای خوبی هم دارد و تا به حال یک کاست هم به بازار عرضه کرده و برای کاست دوم بسیار هزینه کرده است و می گوید که کلی سر کاست دوم بدهکار شدم و فکر هم نمی کنم وارد بازار شود و هزینه خود را بازگرداند.وی تمام این کارها را زمانی انجام داده که به قول خودش بی دلیل ممنوع الچهره شده بود و هنوز هم نمی داند که چرا و به چه دلیل اینگونه شد. بازیگری که دیگر بسیار پخته شده و ریز و بم فرهنگ و مملکت را به خوبی می شناسد و در این آرزو است که همه ما تک تک به اصلاح خود و رفتار خویش اقدام کنیم تا شاهد زندگی بهتر باشیم.

با وی در خانه اش ملاقات کردیم و این گفت وگو را انجام دادیم.

***

شما مثل اینکه مدتی ممنوع الچهره شده بودید. دلیل این امر چه بود؟

باور کنید نمی دانم، من 3 سال و نیم خانه نشین بودم و کسی به من پیشنهاد کاری نداد در حالی که در اوج بودم تا اینکه آشنایی به من گفت که چنین مشکلی داری، باور کنید اصلاً نمی دانم چرا و به چه دلیل هم... بعد 4 سال رفتم ارشاد تا جویای امر شوم که گفتند هیچ مشکلی نداری و برو کار کن، گفتم اگر من بدم بگویید تا تکلیفم روشن شود اگر نه و جزیی از سینمای کشورم که چرا چنین شده. نفهمیدم چی بود و چی شد.

به هرحال برای یک هنرمند چنین امری سنگین است. این مدت را چگونه سرکردید؟

در اوج بودم، در این مدت به دنبال کامل کردن نقاشی ام رفتم که هم حس هنری خویش را ارضا می کردم هم با تدریس نقاشی امرار معاش می کردم، گالری زدم اتفاقاً دوران خوبی هم بود و کاش همان نقاشی کردن را کلاً ادامه می دادم. با نقاشی سرم را گرم کردم. قبل از ورود به سینما نقاشی هنر مورد علاقه ام بود اما خب بعد از ورود به سینما دستم سرد شده بود و پیش یکی از دوستان نقاشم در این دوره رفت و آمد می کردم که روزی به من گفت فلانی تو که هر روز به دیدن من می آیی پس بیا و نقاشی ات را کامل کن. پیشنهاد خوبی بود، پذیرفتم. 6 ماه صبح تا شب به کار نقاشی مشغول شدم و بعد از این مدت در تجریش گالری و کلاس نقاشی زدم که استقبال بسیار گرمی شد و کلی شاگرد گرفتم... تا تئاتر «معرکه در معرکه» که با آن به امریکا رفتیم...

یک سال در امریکا تئاتر اجرا کردید؟

نه، تنها سه ماه به اجرای تئاتر در آنجا مشغول شدم باقی ماندگار شدم تا با استاد مجتبی میرزاده نوار کاستی را ضبط کنیم. دو آهنگ آنجا ضبط کردیم و بعد مابقی را ایران گرفتیم. مشکلات آنجا اجازه اتمام کار را نداد...

چرا؟ آنجا هم مشکل مجوز و اینجور مسائل را داشتید...

نه آنجا شما می توانید بوق هم بزنید و پخش کنید و اجازه گرفتن نمی خواهد ولی خود جمع کردن یک تیم موسیقی آن هم موسیقی ایرانی به شدت مشکل است... آنجا بند و بستی ندارد اما آدم ها بسیار گرفتارند و اینجا نوار به اسم «از عشق گفتن» وارد بازار شد.

پاپ بود یا سنتی...

تقریباً سنتی بود ولی این نوار دومم به نام «غوغا» مجموعه آهنگ های خاصی است. آهنگ هایش ساخت خودم است جز یکی دوتا...

فروش هم کرد؟

نه متاسفانه، اینجا به دلیل عدم کپی رایت هیچ کس سود کار هنری اش را نمی برد، یک نوار که فروش می رود 10 میلیون کپی آن را سریع دست فروش ها می زنند و دیگر هیچ بازده مالی هم ندارد. با اینکه نوار دوم را به سروش دادم، 6 میلیون بدهکار شدم، هفته پیش قراردادم را پس گرفتم آنها هم حق دارند سرمایه گذاری می کنند و ضرر می دهند. البته من قصد این را نداشتم که مجلسی خوانده باشم و پولی هم درآورده باشم، من دوست داشتم یکی دو نوار هم بیرون بدهم، اینقدر دیگران گفتند که آهنگت را می خواهیم و صدایت را نداریم و... یک چیز عشقی و دلبخواهی بود ولی دلم می خواست به پولش هم می رسیدم. نوار اول به پولش رسیدم ولی این نوار دوم خواستم چیزی خوب و تک باشد، کلی خرج کردم و ماندم در قرض...

چرا رادیو و تلویزیون تا به حال آهنگی از شما پخش نکردند؟

مشکلی نیست ولی باید نوار و آهنگ ها را ببرم شورای تایید آهنگ و صدا تا بعد از انتخاب و تایید آنها رادیو و تلویزیون پخش کنند که من راستش حال و حوصله این کار را نداشتم و ندارم...

اولین سریالی که بعد از این مدت بازی کردید چه بود؟

آقای فیاض موسوی کاری پیشنهاد کرد که اول قرار بود شب ها پخش شود که بعداً نمی دانم با تهیه کننده دعوایش شد چی شد؟، که کلاً سریال را تکه تکه کردند و سرظهر پخش کردند که کلی شاکی شدم. من اصلاً آدم اهل گله گذاری نیستم چون معتقدم هر کاری که انجام می دهم من خودم مسوول آنم و باید پاسخگویش باشم، ما از بچگی یاد می گیریم که صفر به ما دادند ولی 20 را خودمان گرفتیم و این عادت بدی است. من اعتقاد دارم که هر فردی خود مسوول کارهای خود است چه خوب چه بد، ولی حقیقتاً بعضی مسائل دیگر جای شگفتی است وقتی به من می گویند که سریال قرار است 13 قسمت 45 دقیقه ای و شب ها پخش شود و یکدفعه تکه تکه و سرظهر پخش می شود چه کار باید کرد؟، یا وقتی پول کثیف پخش می شود و از سکانس 5 دقیقه ای 2 پلانش هست و بقیه به کلی سانسور شده و از یک رستوران و کلی حرف زدن با یک شخصیت تنها رفتن من به داخل رستوران گذاشتند. من نمی دانم این را دیگر چرا گذاشتند؟، چون اصلاً معلوم نمی شود به چه دلیل من به این مکان رفتم... من اگر بدانم چنین خواهد شد پس حق انتخاب دارم که بازی بکنم یا نکنم من تنها همانی را که می خوانم قرارداد می بندم نه آن چیزی که پخش می شود...

تا جایی که به یاد دارم شما در گذشته هم بیشتر در همان بدنه حرفه ای سینما حضور داشتید و حال بعد از مدتی یکباره آمدید و در این سریال به نظر من ضعیف حضور یافتید...

اولاً این سریال بعد از «جواهری در قصر» پربیننده ترین سریال است و در خصوص بازی من هم نقدهای خوبی نوشتند، من در تمام عمرم 6 سریال بازی کردم.

جناب رویگری در این مجموعه من شخصاً فقط شما را موفق و چهره می بینم و بقیه که...

اتفاقاً من حضور بسیار کمی در این سریال دارم و خیلی جاها هم که کلاً حذف کردند، از این 6 سریال «مختارنامه» و «شکرتلخ» هم هنوز پخش نشدند. اتفاقاً خیلی پیشنهاد سریال می شود ولی کار نمی کنم... خودم شخصاً کار سینمایی بدی را به یک کار تلویزیونی متوسط ترجیح می دهم. چون اتفاقاً تلویزیون مخاطب بسیار بیشتری دارد و اگر آدم بد کار کند جبران کردنش بسیار سخت تر است و مطمئن باشید هیچ گاه بازی سینما را کنار نخواهم گذاشت. به هرحال باید برای ورود به بدنه از جایی شروع می کردم و حال که در مختارنامه حضور دارم نمی توانم بگویم در سریال بازی می کنم چون به نظر من این سریال چندین فیلم سینمایی حرفه ای است و به راستی هم کارگردان سنگ تمام گذاشته است.

واقعاً چرا بعد دو سال این سریال پخش شد و اینقدر سانسور شد؟

نمی دانم، من هم مثل شما نشستم نگاه کردم دیدم سریال قطع و حذف شده و جالب اینکه درباره کسانی است که بدون مالیات کالای قاچاق وارد مملکت می کنند و نمی دانم چرا حذف کردند. نمی دانم ما راجع به این چیزها هم حرف نزنیم پس راجع به چیزی باید صحبت کنیم، طرحی بود که اتفاقاً خود، کالای قاچاق پیشنهاد کردند و در راستای مصالح کشور هم هست.

چگونه به مختارنامه رفتید؟

پیشنهاد از طرف خود آقای میرباقری بود و خودش گفت که می خواهم نقش «کیان» که نقش دوم است را بازی کنی، فردی که از همان اول یار و نزدیک مختار است و اصالتاً ایرانی است و با هم قیام می کنند و بعد هم با توطئه اطرافیان مختار کشته می شود. کار بسیار پرهزینه و پرحجم و باوسواس خوبی است و در کار تاریخی به نظر من حرف آخر را می زند. آقای میرباقری همیشه حرف خوبی می زند که اگر من این کار را بد انجام دهم دیگر هیچ بهانه و توجیهی نخواهم داشت چون هر چه خواستم در اختیارم گذاشتند. که حقاً هم خیلی خوب کار کرده و ارزش 4 سال وقت گذاشتن را داشت.

در مورد شخصیت کیان بیشتر بگویید.

ایرانی ای بسیار راست و درست که یار و دوست نزدیک مختار است تا آخر هم پابه پای مختار می ماند و بعد از به قدرت رسیدن مختار، رئیس اطلاعات می شود که بسیار هم آدم بانفوذ و ترسناکی بوده. کیان کسی است که شمر را کشته است گروهی که با مختار هم سر سازگاری نداشتند وی را می کشند. همه هم عرب اند به جز کیان...

چگونه کشته شد؟

به مختار می گویند که این جماعت را از اسب پیاده کنید چون اگر سوار باشند هیچ کس حریف آنها نمی شود و همه ما را هم خواهند کشت و کیان و لشکرش را از اسب پیاده می کنند که کشته می شود و بعد هم خود مختار را هم همین جماعت بعد کشتن کیان می کشند.

تاریخ هم دستکاری شده یا نه؟

نه، اتفاقاً میرباقری تحقیق نکرده هیچ کاری را انجام نمی دهد و همه روایات مستند است نه اینکه خلق فضا نکند چون نمی شود که شما 40 ساعت زندگی مختار را مو به مو خلق کنی مثلاً نوع رفتار مختار با زن و خانواده اش یا بسیاری مسائل دیگر که در تاریخ روایت نشده و کارگردان با درک بالای خویش آنها را دوباره خلق می کند که فکر می کنم میرباقری سنگ تمام گذاشته...

روزی چند ساعت وقت تان را می گیرد؟

صبح 6 تا عصر و شب هم باشد اول شب تا 3و 4 دم صبح...

چقدر موافق تکنولوژی جدید هستید تا سریال ها سریع تر و امروزی تر تولید شوند؟

امروزه با کامپیوتر و استودیو بسیاری کارها را سریع تر انجام می دهند و موافق ورود این تکنولوژی جدید و سریع به کشور هم هستم ولی در عین حال تفاوت این دو مثل فرش دستباف و ماشینی است به یاد دارم کاپولا گفته بود من دراکولا را که ساختم از هیچ چیز دیجیتالی کمک نگرفتم و به همین خاطر وقتی آدم می بیند لذت دیگری دارد و کار آقای میرباقری هم همین گونه است و جزء جزء آن را دستی تولید کردند ولی خب ما هم باید به این فن دست یابیم. جنگ های مختار هم حقیقتاً خوب ساخته شدند و خودم شخصاً یک پلان هم نگذاشتم بدل جایم کار کند و همه را خودم شمشیر زدم.

سخت نبود برایتان؟

چرا اوایل خیلی سخت بود و من سیگاری بودم که الان 2 سال است سیگارم را ترک کردم و هر روز ورزش می کنم به هرحال هرکاری زحمت خود را دارد، من پنجاه و چند ساله کنار یک جوان شمشیر می زنم و سوارکاری می کنم و تا الان هم کم نیاوردم، من شمشیرزدم به دو نفر، زمان برگشتنم برای ضربه دوم 2 ثانیه بیشتر نشده، یادم می آید آقای میرباقری داشت به من نگاه می کرد و گفتم چرا اینجوری نگاه می کنی؟ گفت که نمی دانم با شما پیرها چگونه جنگ ها را بگیرم. اولین روز گرفتن صحنه جنگی داوود با دیدن شمشیرزدن من جاخورد و باورش نمی شد که من اینقدر آماده و سرحال باشم. یک لحظه احساس کردم آقای میرباقری همه نگرانی هایش ریخت و حتی من به کارم هنگام شمشیر زدن یک چرخش هم اضافه کردم که تعجبش بسیار بیشتر شد چون اگر من بازیگر نتوانم کارم را خوب انجام دهم کارگردان هم ناچار می شود مثلاً یک صحنه جنگ جذاب را با یک خنجر زدن ساده از پشت سرهم کند که به کار خیلی لطمه می زند، وقتی بازیگر توانایی خوب داشته باشد خلاقیت و دست کارگردان و طراح هم بسیار بیشتر باز می شود. داستین هافمن قبل بازی یک سال در محل زندگی واقعی شخصیت رفت و آمد می کند ولی اینجا امروز من فیلمنامه را خواندم فردا می خواهند که جلوی دوربین حاضر شوم.

«شکر تلخ» چگونه سریالی است؟

این سریال درباره مواد مخدر است که شخصیت ناخواسته و ندانسته گرفتار این موادهای فوق العاده خطرناک مثل کراک می شود. کسی که برای خودش در جوانی کسی بوده، و زندگی اش با مواد مخدر خراب می شود. کسی که خانواده اش را هم بسیار دوست دارد... نقش نقش خاصی است و سریال متوسطی است و مرکز ایلام با 100 میلیون ساخته است. همه را اینجا گرفتیم چون چنین باند مخوفی نمی توانست در شهرستان ایلام حضور داشته باشد واقعی نمی شد.

قرار است ایلام پخش شود؟

نه از شبکه یک پخش می شود.

پس چه جوری است که ایلام سرمایه گذاری کرده؟ یعنی بودجه استانی هم باز باید در تهران هزینه شود؟

من هم زیاد نمی دانم، خیلی از این کارها می کنند. این کار بدی نیست ولی من آنجا چی کار می کنم یعنی چرا نباید استان ها خود مستقل و قدرت ساخت چنین سریالی را داشته باشند والا اینکه از تولیدات استان ها هم در شبکه ملی پخش شود خوب است. تا آنجایی که من هم می دانم این بودجه چیزی اضافه بر بودجه سیمای استان ایلام بوده تا بیشتر تقویتش کنند. اتفاقاً من هم موافق این سیاستم که خود شهرستان ها خودشان روی پای خودشان بایستند و گروه های هنری خوب تشکیل دهند و به تهران نیایند. به نظرم تلویزیون نسبت به دوره های قبل بهتر شده و سریال های بهتری ساخته می شود و به نظرم اگر بتوانیم کار خوب بسازیم ماهواره هم چندان جایی نخواهد داشت. من با ساخت «چهل سرباز» چندان کاری ندارم ولی همین که کاری از شاهنامه شده خود جایی تقدیر و دلخوشی دارد. فرهنگ متنوع ایران هم به همین صورت جای کار بسیار دارد. باید بودجه بیشتری به استان ها اختصاص داد. من خودم شخصاً با اینکه نسل اندر نسل تهرانی هستم سال دیگر از تهران به شمال یا جای دیگری می روم چون دیگر تهران واقعاً جای زندگی کردن نیست. من عاشق ایرانم.

مثل اینکه پسر شما خارج از ایران است؟

پسرم هندوستان است و برای تحصیل هم آنجاست و بعد تحصیلات هم به ایران برخواهد گشت.

در خصوص بازیگری تلویزیون فکر نمی کنید بازی ها ضعیف شده چون بسیاری از این مساله گلایه دارند؟

بله از این نظر تلویزیون واقعاً قابل انتقاد است و هیچ معیاری برای بازیگری متاسفانه وجود ندارد، نه بیان و حرکت دارد و نه قدرت بازی... یک نقش مرده را می توان با بازی خوب زنده کرد و برعکس نقش قوی را هم میراند، من منکر حضور جوانان نیستم ولی باید کار را بلد باشند.

تلویزیون چگونه می تواند این مساله را سروسامان دهد؟ قبول دارید نیازمند انجمن یا سندیکایی قوی از بازیگران هستیم؟

بله شک ندارم، چگونه است که موسیقی را کنترل می کنند گروهی را هم برای نظارت براین بازی ها انتخاب کنند.

نه، من منظورم عدم وجود یک سندیکای قوی است که اگر فلان تهیه کننده یا کارگردان نابازیگر را بازی داد جلویش بایستند و مدیریت تلویزیون را آگاه کنند؟

قرار بود بشود ولی نشد...

خب چرا نشد؟

چون فلان بازیگر برای کارش اینقدر پول می گیرد ولی تهیه کننده به دنبال کسی است که هم کارش را راه بیندازد و هم پول ندهد. بسیاری از این جوانان هم تنها برای اینکه در سریال و فیلمی حضور داشته باشند هیچ پولی نمی گیرند. در مقابل تهیه کننده ها خیلی ناتوانیم و خیلی کارها هم به خاطر همین تهیه کننده ها خوابیده. تهیه کننده جایگاه مشخصی دارد و اینکه سرمایه گذاری و ریسک می کنند هم جای تقدیر دارد ولی تهیه کننده باید تهیه کننده باشد نه اینکه در همه چیز دخالت و سرکشی کند. حتی در صحنه گرفتن هم که دوربین اینجا باشد یا آنجا، گاهی دخالت می کنند... بعضی وقت ها هم خیلی مسائل دخیل است چون واقعاً تهیه کننده در حال ریسک است. آیا فیلم فروش می کند، نمی کند، فلان صنف معترض نشود، فیلم بخوابد و... مسائل و مشکلات را نباید یکطرفه نگریست ولی خب گفتم این باز توجیه دخالت های بیش از حد بعضی از تهیه کننده ها نیست. این سینمای موفقی نیست که همه چیز با دیالوگ فروش می کند. ببینید فرهنگ ما فرهنگ جمع نیست و در همه چیز انفرادی موفقیم و به قول معروف باید روی فرهنگ مان کاری فرهنگی بکنیم، اصلاً گوش نمی کنیم طرف مقابل چه می گوید. فقط منتظریم تا حرف خود را بزنیم. بابا شاید آن چیزی که طرف مقابل می گوید همین حرف من یا در تایید حرف من باشد ولی ما فقط به خود و حرف زدن خود فکر می کنیم. گوش نمی دهیم به یکدیگر،

عوضش وقتی زلزله می آید دور هم جمع می شویم و همه کمک می کنیم یعنی در مصیبت ها پشتیبان هم هستیم. این وجه خوب ماست، در غرب هم در بعضی مسائل، فوق العاده خوب اند و در بعضی چیزها خیلی بد هستند، ما هم به همین صورت، ولی مهم اینجاست که وجه منفی و بد خود را درست کنیم چون ما مردمی هستیم که واقعاً مستحق زندگی بهتری هستیم. در همین رانندگی تک تک ما باید رعایت کنیم ولی خب نمی کنیم، این همه عصبیت که داریم نصف آن به رعایت نکردن خود ما برمی گردد. امیدوارم تک تک ما به این مهم دست یابیم که از خود شروع کنیم و خود را مسوول کار خویش بدانیم.

منبع : روزنامه شرق

مطالب مرتبط :

مصاحبه با رضا رویگری

پول کثیف در شبکه تهران

UserName