• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1529
  • يکشنبه 1386/3/27
  • تاريخ :

شباهت حضرت زهرا با پیامبر علیهماالسلام

حضرت زهرا

فى كلامه و حدیثه(1)

عن عائشة أم‏المؤمنین رضى‏الله ‏عنها أنها قالت: ما رأیت أحدا كان أشبه كلاما و حدیثنا برسول ‏الله صلى الله علیه و سلم من فاطمة و كانت إذا دخلت علیه قام إلیها فقبلها و رحب بها كما كانت تصنع هى به صلى الله علیه و سلم.

عایشه ام‏المؤمنین گفت:

از نظر گفتار و سخن، احدى را شبیه‏تر به رسول خدا از فاطمه ندیدم، هنگامى كه فاطمه (علیهاالسلام) بر رسول خدا وارد مى‏شد، پیامبر پیش پاى او بلند مى‏شد و او را مى‏بوسید و به او خوش‏آمد مى‏گفت، آنچنان كه هنگامى كه پیامبر بر فاطمه وارد مى‏شد او نیز چنان مى‏كرد، یعنى پیش پاى پیامبر قیام مى‏كرد او را مى‏بوسید و به او خوش‏آمد مى‏گفت.

در حدیثی دیگر آمده است: (2)

فاطمه (علیهاالسلام) در قیام و قعودش شبیه پیامبر است .

عن عائشة أم‏المؤمنین، قالت: ما رأیت أحدا أشبه سمتا و هدیا برسول‏ الله فى قیامها و قعودها من فاطمة بینت رسول‏ الله صلى الله علیه و سلم.

چون پیامبر وفات یافت به او گفتم: هنگامى كه خودت را به روى رسول خدا افكندى، سپس سرت را بلند كردى و خندیدى چه شد؟ چرا خندیدى؟!

فاطمه (علیهاالسلام) فرمود:

من در آن هنگام مانند كسى بودم كه هستى‏اش را از دست داده است. پیامبر به من خبر داد اولین كسی كه به او ملحق شود من هستم، در این هنگام خندیدم.

قالت: و كانت إذا دخلت على النبى صلى الله علیه و سلم قام إلیها فقبلها و أجلسها فى مجلسه، و كان النبى صلى الله علیه و سلم إذا دخل علیها قامت من مجلسها فقبلته و أجلسته فى مجلسها. فلما مرض النبى صلى الله علیه و سلم، دخلت فاطمة فأكبت علیه فقبلته، ثم رفعت رأسها فبكت ثم أكبت علیه، ثم رفعت رأسها فضحكت

فقلت: إن كنت لأظن أن هذه من أعقل نسائنا فإذا هى من النساء، فلما توفى النبى صلى الله علیه و سلم، قلت لها: أرأیت حین أكببت علیه فرفعت رأسك فضحكت، ما حملك ذلك؟!

قالت: إنى إذا لبدرة أخبرنى أنى أسرع أهله لحوقا به فذلك حین ضحكت.

... از عایشه نقل شده است كه گفت:

كسى را شبیه‏تر از فاطمه به رسول خدا از نظر رفتار و روش فردى در قیام و قعود ندیدم.

هنگامى كه فاطمه (علیهاالسلام) بر پیامبر وارد مى‏شد، پیامبر پیش پاى او قیام مى‏كرد و او را مى‏بوسید و در جاى خود مى‏نشاند و متقابلا هنگامى كه پیامبر بر فاطمه وارد مى‏شد، فاطمه پیش پاى پدر قیام كرده او را مى‏بوسید و در جاى خود مى‏نشاند.

چون پیامبر بیمار شد، فاطمه وارد شد و خودش را به روى پدر افكند و او را بوسید، بعد سرش را بلند كرد، و گریه كرد، دوباره خودش را به روى پدر افكند، بعد سرش را بلند كرد، و خندید.

گفتم: گمان مى‏كردم كه او (فاطمه علیهاالسلام) داناترین زنان ما است، در حالى كه او هم زنى از زن‌هاست.

چون پیامبر وفات یافت به او گفتم:

هنگامى كه خودت را به روى رسول خدا افكندى، سپس سرت را بلند كردى و خندیدى چه شد؟ چرا خندیدى؟!

فاطمه (علیهاالسلام) فرمود:

من در آن هنگام مانند كسى بودم كه هستى‏اش را از دست داده است. پیامبر به من خبر داد اولین كسی كه به او ملحق شود من هستم، در این هنگام خندیدم.

 

پی‌نوشت‌ها:

1ـ و قال الحافظ عبدالبر فى الاستیعاب، ج 4، ص 375، ط- مصر: و ذكر السراج عبدالرزاق، عن معمر أنه أخبره عن قتادة، عن أنس قال: قال رسول ‏الله صلى الله علیه و سلم الحدیث. ثم قال: (و حدثنا) محمد بن الصباح، قال عثمان بن عمر عن إسرائیل، عن میسرة بن حبیب عن المنهال بن عمرو عن عائشة بنت طلحة.

2ـ قال الحافظ، أبوعیسى، محمدبن عیسى بن سورة المعروف بالترمذى فى الجامع الصحیح الجزء الخامس، ص 700 . حدثنا محمد بن بشار، حدثنا عثمان بن عمر، أخبرنا إسرائیل عن میسرة بن حبیب، عن المنهال بن عمرو، عن عائشة بنت طلحة.

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName