• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1950
  • سه شنبه 1386/11/30
  • تاريخ :

خوابگاه آزادمردان شهید

حسین
(پس از پنجاه سال، پژوهشی تازه پیرامون قیام امام حسین علیه‌السلام)

مقالات گذشته را از اینجا مشاهده نمایید

 

امحّصوا بالبلاء قلّ الدّیانون (حسین بن علی) (ع) (1)

در میان همه ی وجوه اشتقاقی که برای لفظ «کربلا» نوشته اند، شاید نزدیکتر به حقیقت این است که این کلمه از دو کلمه ی (کرب) که در زبان آرامی مزرعه معنی می دهد، و ال (خدا) مرکب باشد. به هر حال این اشتقاق مربوط به قرنها پیش از حادثه است. از سالی که آن حادثه ی غم انگیز در این سرزمین رخ داد کربلا با معنی عربی آن کرب (اندوه) و بلا، نزدیک تر شده است. در بعضی روایتهای متأخر هم می خوانیم که چون امام پرسید این سرزمین چه نام دارد و به او گفتند: «کربلا» گفت: خدایا از کرب و بلا و به تو پناه می برم.

از روزی که این کاروان در این سرزمین فرود آمد کربلا در تاریخ اسلام و تشیع شهرتی یافت که می توان گفت پس از مکه هیچ شهری از چنان شهرت برخوردار نگردیده است. از روزی که قبر حسین علیه السلام به صورت زیارتگاه درآمد هیچ شیعی رانمی بینید که دلش در آرزوی گردیدن گرد این قبر نتپد. پیش از این تاریخ نیز شیعیان با همه ی ترس و خطر که در راه خود می دیدند می کوشیدند تا بر سر این خاک قطره ای اشک بریزند و با نثار این هدیه پیمان دوستی خود را با شهیدی که در آنجا خفته است استوار سازند. چه بسیاری مردم که با بیم و هراس و بذل مال و جان کوشیدند تا خود را کنار آن قبر برسانند، و چه بسیار زن و مرد که در راه رفتن بدان سرزمین ناکام مردند و آرزوی زیارت آن خاک را بدان جهان بردند و چه مالها و مزرعه ها که در سراسر قلمرو شیعه وقف آبادانی این آستان گردیده و می گردد و شاید کمتر قطعه و منظومه و قصیده ای از ادبیات مذهبی را بیابید که نام کربلا و شهیدان در آن نیامده باشد. کربلا تنها در بر گیرنده ی مزار حسین نیست. آنجا سرزمین تلاش حق با باطل و جای نبرد عدالت با ستم است. خوابگاه آزاد مردانی است که مرگ را برننگ ترجیح دادند. و کشته شدن با افتخار را از زیستن در کنار ستمکاران و مظلوم کشان بهتر دانستند.

سالها پس از این واقعه مردی را که در سپاه پسر سعد بود پرسیدند: «این چه ننگی بود که برخود خریدید؟ چرا پسر پیغمبر و یاران او را آنچنان نامردانه به خاک و خون کشیدید؟» گفت: «خفه شو! (2) گروهی روی در روی ما ایستادند، دستها بر قبضه ی شمشیر، گامها استوار، نه امان می پذیرفتند نه فریفته ی مال می گشتند. جز دو راه پیش روی آنان نبود، کشتن و بدست گرفتن حکومت و یا کشته شدن. مادرت به عزایت بنشیند، ما جز آنچه کردیم چاره ای نداشتیم.»

از همین گفت گوی کوتاه آنچه را که گذشته است می توان خواند. این گفت گو و وصفی که این مرد از شهیدان کرده است ما را به یاد جمله ای مختصر از جمله های کوتاه حسین علیه السلام می اندازد: «مرگ را جز خوشبختی و زندگانی در کنار ستمکاران را جز ملالت نمی بینم.» از آن شب که امام همراهان خود را از کشته شدن مسلم و هانی و پیمان شکنی کوفیان خبر داد و آنان را میان ماندن و رفتن مخیر کرد، و گروهی رفتند و تنها خویشان او با تنی چند از یاران با ایمانش ماندند، دیگر کسی به این گروه نپیوست، مگر یک دو تن که در روزهای آخر خود را رساندند روزهایی که حر با او روبرو شد.

تنی چند هم در شب حادثه ی غم انگیز از سپاه پسرسعد جدا شدند و به اردوی وی آمدند. اما همه ی اینها مگر چند تن بودند؟ تاریخ نویسان شمار جنگجویان را بیش از صد کس ننوشته اند.

هفتاد تن ، هفتاد و دو تن، هفتاد و پنج تن، از آن سو نیز چند تن با عمر سعد بوده است معلوم نیست. بعضی مقتل نویسان رقم را تا هشتاد هزار و یکصد هزار بالا برده اند.

مسعودی و طبری و مورخان پیشین شمار آنان را که با پسر سعد آمدند چهار هزار تن نوشته اند. پیداست آن چنانکه دسته ی اول در رقم و عدد دقت بکار نبرده اند، آمار دسته ی دوم نیز از همان گونه است. روایتهای شیعی حداقل سپاهیان کوفه را بیست هزا رتن نوشته اند. (3)

این رقم چندان مبالغه آمیز نیست، وقتی اردویی برا ی چنین منظوری به راه می افتد فرصت طلبان از این سو و آن سو بدان می پیوندند. شمار مردمی را که در ارودی پسر سعد گرد آمدند، شاید بتوان بین شش تا هشت هزار تخمین زد و برای مقابله با یکصد تن این عده کافی بنظر می‌رسد.

پی ‌نوشت ها:

1- وقتی آزمایش شوند، دین داران اندک خواهند بود.

2- ترجمه صحت اللفظی جمله ی او اینست: سنگ بخای.

3- لهوف علی قتلی الطفوف ص 50.

منبع:

پس از پنجاه سال، دكتر سید جعفر شهیدی

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
با كاروان عشق 18

با كاروان عشق 18

همین که حرکت کاروان از مکه به عراق آغاز می شود هر چه پیشتر می آییم تاریکیهای بیشتری بر واقعیت تاریخی سایه می افکند. مخصوصاً از نقطه ای که کاروان با دسته ی پیشرو سپاهیان کوفه بفرماندهی حر پسر یزید روبرو می شود تا ساعتی که جنگ در صحنه ی کربلا پایان می یابد
عهد نبستن از آن به كه شكستن

عهد نبستن از آن به كه شكستن

حقیقت این است که مشاور یزید، سرجون یا هر کس که بود در این باره اشتباه نکرده است...
ترور حربه بی ایمان

ترور حربه بی ایمان

پس از رفتن ابن زیاد، شریک پرسید چرا او را نکشتی مسلم پاسخ داد به خاطر حدیثی که از پیغمبر روایت شده است که مرد با ایمان کسی را به فتک (ترور) نمی کشد...
UserName