• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 9123
  • پنج شنبه 1382/8/15
  • تاريخ :

آقای دكتر محسن جهانگیری( چهره های ماندگار )

نخبه كسی است كه افكار و اعمالش در اشخاص و افراد جامعه از نظر علمی و اخلاقی تأثیر مثبت داشته باشد.


تبیان : لطفاً مختصری از زندگی خود را برای مخاطبین تبیان بفرمایید .

من در سال 1308 خورشیدی در قصبه ضیاء آباد از مضافات قزوین متولد شدم . شش ساله بودم كه به مكتب خانه رفتم . در آنجا قرآن آموختم . در هفت سالگی به دبستان رفتم . پس از پایان دوره ابتدایی به اقتضای علاقه و شوق فطری برای تحصیل علوم اسلامی رهسپار قم شدم. پس از مدتی نسبتاً طولانی به تهران آمدم. مدتی به تحصیل دوره متوسطه پرداختم . حدود سال 1333 وارد دانشگاه تهران شدم و در سال 1352 به اخذ دانشنامه دكتری در رشته فلسفه محض از دانشكده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران نائل آمدم. اكنون در همین دانشكده با سمت استادی مشغول تدریس هستم. علاوه بر تدریس به تحقیق و تألیف نیز اشتغال دارم ، كتابها و مقاله هایی هم تألیف و یا ترجمه كرده ام.

تبیان : شما درباره فرانسیس بیكن و اسپینوزا تحقیق و تألیف دارید. چرا این دو نفر را از میان فلاسفه غرب برگزیده اید ؟

من در آغاز كارم در دانشگاه " تاریخ فلسفه اروپا از بیكن تا هیوم " درس می دادم . از آنجا كه در این زمینه كتاب و مرجع به زبان فارسی كم بود ، بر آن شدم درباره فیلسوفان این دوره از تاریخ فلسفه كتاب بنویسم. كار خود را با فرانسیس بیكن آغاز كردم . زیرا اولاً او آغاز درس من بود. ثانیاً از فیلسوفان و نویسندگان پیشرو دوره تجدید حیات علمی و فرهنگی اروپا یعنی رنسانس است ، كه تأثیری بسیار ژرف و گسترده در افكار اروپائیان و بعداً در افكار همه مردم جهان گذاشت ، به طوری كه درباره اش گفته اند : " فرانسیس بیكن عقلهایی را به حركت درآورد كه آنها دنیا را به حركت درآوردند . " ثالثاً او مؤسس فلسفه تجربی یعنی فلسفه سنتی انگلستان است و لازم بود بیش از دیگران مورد توجه باشد.

اما اسپینوزا ، اولاً فلسفه اسپینوزا موضوع پایان نامه دكتری من بود . ثانیاً او از فیلسوفان بزرگ عقلی مذهب غرب است كه او را هركول عقلی انسانی نامیده اند . ثالثاً او انسانی وارسته و شایسته است. فیلسوفی صریح و صادق است . ظاهر و باطنش یكسان است، زندگی اش نشان دهنده ی اندیشه و فلسفه اش است . با بی غرضی و بی نظری كتاب نوشته و سخن گفته . درباره اش گفته اند : " شریفترین و دوست داشتنی ترین فلاسفه بزرگ غرب است. "

تبیان : آیا عرفان ابن عربی با عرفان اسلامی پیش از وی تفاوت دارد؟

بله ، عرفان اسلامی پیش از وی بیشتر عرفان عملی و نوعی زهد و بی اعتنایی به زندگانی دنیا  وی بود. اما عرفان ابن عربی عرفان نظری و عرفان حب و به اصطلاح عشق است . او به راستی بنیانگذار عرفان نظری در اسلام است و اصل الاصول عرفانش عشق و وحدت وجود است . یعنی كه مدارهستی بخش و حقیقت هستی حق تعالی است و جز او حقیقتی و وجودی نیست" لیس فی الدار غیره دیار".  البته رگه هایی از وحدت وجود در آثار عارفان پیش از وی همچون ابوسعید ابی الخیر و حلاج و دیگران دیده می شود ولی آنها اكثراً وحدت شهودی بودند نه وحدت وجودی.

تبیان : فرق وحدت شهودی و وحدت وجودی را بیان بفرمائید؟

 عارف وحدت شهودی در نهایت مسیرش به جایی می رسد ، كه جز خدا چیزی نمی بیند . " رسد آدمی به جایی كه به جز خدا نبیند " ولی نهایت نظر و سپر عارف  وحدت وجودی این است كه جز خدا اصلاً وجودی و موجودی نیست. " لاموجود الاالله "

تبیان : می توان گفت ابن عربی از عرفای پیش از خود تأثیر پذیرفته است؟

ابن عربی به افكار و آثار عارفان و صوفیان پیش از خود نظر داشته و به راستی وارث آثار و افكار اسلامی خود است.

در كتابهایش از جمله "رسالة القدس" و " فتوحات مكیه" از عرفای قبل از خود  با احترام نام برده و عقاید و افكارشان را با آب و تاب فراوان نقل كرده و احیاناً پذیرفته است ؛ ولی به نظر من در عرفان ، سخن گفتن از تأثیر و تأثر چندان موجه نیست. زیرا عارف می گوید: "استاد خدا آمد بی واسطه صوفی را" ابن عربی خود مدعی است ، كه كتاب " فصوص الحكم" را پیامبر اكرم (ص) به وی داده و كتاب فتوحات مكیه نیز املای الهی و القای ربانی یا الهام روحانی در قلب كیانی است. البته عده ای به تأثر وی به حوزه های عرفانی پیشین اشارت كرده اند و من در كتاب محی الدین عربی آورده ام. ولی شخصاً چنین عقیده ای ندارم.

تبیان : آیا عرفان همواره در كنار دین قرار داشته اشت و اگر چنین بوده ، چرا عده ای از متشرعین ، عرفا و متصوفه را تكفیر نموده اند؟

بله ، همانطور كه فرمودید عرفان همواره در كنار دین بوده است . ولی باید در نظر داشت كه عنوان صوفی و عارف مانند عنوانهای دیگر ، همچون متكلم و محدث در زمان حیات رسول اكرم و صحابه نبوده و بعدها پیدا شده است . عارفان بزرگ ، وحی را پذیرفته و متقید و ملتزم به شریعت بوده ، از قرآن كریم و سنت پیامبر (ص) الهام گرفته و مسلمانان را به رعایت شریعت هدایت كرده اند. قشیری هشدار می دهد  كه انسان تا زنده است باید پایبند شریعت باشد . ابن عربی می گوید : شریعت هرگز بركنار گذاشته نمی شود و مولانا می سراید كه :

جمعه شرط است و جماعت در نماز       امر معروف و ز منكر احتراز

البته عده ای صوفی نمای جاهل و نادان نیز كه اقوال و افعالشان بر خلاف دین بوده ، در جوامع اسلامی پیدا شده اند. همچنین برخی از صوفیان و عارفان نامدار نیز در حال سُكر سخنانی پریشان به زبان آوردند و به اصطلاح شطحات و طاماتی بافتند كه ظاهر آنها با اصول دین سازگار نبود . این صوفیان نه تنها مورد لعن و تكفیر علمای شریعت واقع شدند، بلكه خود صوفیان و عارفان بزرگ نیز از آنها انتقاد كردند.

نقد صوفی نه همه صافی و بیغش باشد     ای بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد

تبیان : آیا رواج فرهنگ عرفانی در جامعه موجب انزوای افراد و ركود جامعه در امر سازندگی و پیشرفت می شود؟

خیر -  رواج فرهنگ عرفانی نه تنها در جامعه باعث انزوا و گوشه نشینی نمی شود ، بلكه برعكس عامل كار و كوشش و فعالیت و بالندگی می گردد.

عارفان بزرگ مسلمان به تبعیت از دین مبین اسلام و با الهام از فرموده رسول اكرم : لا رهبانیه فی الاسلام ، رهبانیت و ترك دنیا را حرام و ناروا دانستند و بهترین مردم را كسانی شناختند كه سودشان به مردم بیشتر می رسد : خیر ناس أن ینفع الناس. این بزرگان نه تنها از بیكاری نكوهش كردند بلكه حتی كار و كوشش بیهوده را بر بیكاری ترجیح دادند و تأكید كردند كه انسان تا زنده است باید كار و كوشش كند.

اندرین ره  می تراش و می خراش   تا دم آخر دمی فارغ مباش .

دوســت دارد یـــارایــن آشـفـتـــگی  كوشش بیهوده به از خفتگی

و اصلاً چون عارف ایمان به خدا دارد و به او عشق می ورزد و عالم و عالمیان را تجلی جمال و جلال حق تعالی و به تعبیری گلستان صفات او می داند لذا نه تنها به انسانها بلكه به همه عالم عشق می ورزد " عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست " .

و آنی از كوشش برای فهم عالم و خدمت به بنی آدم دست بر نمی دارد .

تبیان : لطفاً نظر خود را راجع به نخبه و بخش معرفی نخبگان سایت تبیان بفرمایید .

نخبه كسی است كه افكار و اعمالش در اشخاص و افراد جامعه از نظر علمی و اخلاقی تأثیر مثبت داشته باشد.اما در خصوص سایت شما عرض می كنم از آنجا كه معرفی عالمان و فرهنگ دوستان جامعه و احترام و اجلال آنها باعث تشویق جوانان به فراگرفتن علم می شود كاری است بسیار پسندیده و به حال جامعه سودمند و مفید . امیدوارم در این كار خیر موفق باشید.

nokhbegan@tebyan.net

UserName