• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4914
  • چهارشنبه 1382/8/14
  • تاريخ :

تربیت و جرئت اخلاقی ( قسمت دوم )



در قسمت اول در مورد جرئت و جلوه های آن ، جلوه ها و زیانها و گرفتاران جُبن و انواع جرئت صحبت نمودیم اینك در ادامه مطلب به مباحث زیر می پردازیم.

علل بی جرئتی

بررسی وسیع تر علل عدم جرئت

مسائل خارجی و اجتماعی كه موجب بی جرئتی می شود

علل بی جرئتی

1- ترس : منشاء‌ عمده و اساسی بی جرئتی است و دیگر جنبه ها به حقیقت شعاع نفوذ آن است كه به گونه های مختلف و متنوع  بروز و تجلی می كند .

اما كودك از چه می ترسد ؟

از این  كه اسرار درونیاش فاش شود ، معایبش آشكارشود ، دست از حمایتش بر دارند ،‌ او را طرد و رد كنند ، به بدبختی و فلاكت بیفتد و ...

2- اضطراب :

اضطراب ناشی از یك عامل درونی است مثل وحشت ناشی از خیالبافی و وجود تشویش در دل كه معمولاً ریشه آن ناپیدا است . به هر صورت اگر تخیل در جنبه منفی قوی شود آدمی را زبون می كند . بررسی وسیع تر علل عدم جرئت

1- حب ذات :

حب ذات هدف زندگی را در نگهداری از حیات تعقیب می كند و طبعاً هر عاملی كه حیات را به خطر اندازد موجب وحشت خواهد شد.حب ذات نمی گذارد كه ما تن به ذلت و رنج دهیم و یا آماده جانبازی و فداكاری شویم . مگر آن كه عاملی قوی تر و اعتقاد و ایمان بر آن غالب گردد و یا حب ذات تغییر مسیر دهد و جلوهیابدی  و لایزالی به خود گیرد .2- مهر طلبی :بسیاری از كودكان به تبعیت از روش غلط والدین،اقبال و ادبار دیگران را موجب قوت یا ضعف شخصیت می دانند. اما دیگران چه كسانی را بیشتر مورد مهر وعنایت قرار می دهند؟ افراد افتاده ، ناتوان ، بیمار، ‌كم حرف ، عاجز نما و ...؟اینان خود را قابل ترحم نشان می دهند تا مهر و عواطف دیگران را به سوی خود جلب نمایند .

3- خودایده آلی :

اظهار نظر دیگران درباره كودك  موجب غلو او درباره خودش می گردد و از وجودش قهرمانی ‌تخیلی ولی ایده آل می سازد.برای این كه این بت نشكند و این قهرمان شكست نخورد،می كوشد به هر صورتی شده موقعیتش را در پس پرده محفوظ نگه دارد و ضعف و فتورش را عیان نسازد  و از این روی در خود فرو می رود ، عزلت گزین می شود  در میان جمع كمتر  ابراز وجود می كند و ...

4- احساس كهتری :

نارضایی كودك  از ساختمان تن ، از پیشرفت  درسی ، از فكر و هوش ، از اندیشه ها و نارسایی ها  او را از خود متنفر و دچار نوعی  احساس كهتری می كند.5- حفظ آزادی : كودك آزاد منش است  - اگر جرئت كند آزادی او به خطر می افتد – بدین سان مجبور است  خلاف آن رفتار   كند و شهامت خود را از دست بدهد .6- نگرانی و تشویش :نگرانی از این كه اگر واقعیتش آشكار شود بی یاور بماند ، كسی او را دوست نداشته باشد ، دركارش مداخله كنند ،‌ او را مقصر به حساب آورند و ....

اما از مسائل خارجی و اجتماعی كه موجب بی جرئتی می شود:

1- وجود گروه همسالان : آنان در اثر تربیت غلط به سادگی می توانند جرئت را از ما زائل سازند و ما را تحت تأثیر تلقینات نامیمون خود قرار دهند . اشخاص ‌دروغگو ،دوروو فریبكار، جرئت را از آدمی سلب می كنند و آدمی را وامی دارند كه بر خلاف اعتمادش  كار كنند .

2- وجود خانواده بی حساب :

اگر طفل راست بگوید سیلی می خورد،تنبیه می شود، آبرویش از میان می رود و بر عكس اگر دروغ بگوید و بزدلی  به خرج دهد جان و آبرویش  در امان است.

3- وجود فساد و تباهی در جامعه :

وقتی جامعه فاسد و كوته اندیش باشد ، و به هنگامیكهمحیط،كثیف و رنج آمیز باشد، آدمی از همه چیز دست می شوید  و از واقعیات  می گریزد. البته این وضع برای افراد ضعیف النفس و سست اراده صادق است .4- پیشامدها و وقایع ناگوار: خاطرات مؤثر گذشته نمی میرند و ذهن و اندیشه ما را فارغ نمی گذارند ،‌ همه گاه در برابر چشمان ما هستندو‌از قدرتشان كاسته نمی شود . ما گمان می كنیم كودك حادثه ای را كه بر سرش آمده فراموش كرده است  ، تنبیهات و طعنه ها از نظرش محو شده اند ،‌ غافل از اینكه این مسائل همه گاه  در ذهن طفل زنده و جاوید استو در قعر روح و ذهن اوست.ناكامی هاو پریشانی ها هرگز از خاطر او محو نمی شوند و همانها كافی هستند كه او را محتاط و دوراندیش نگه دارند .5- از دیگر علل در این زمینه می توان فقدان محبت صادقانه ، خشونت و سختگیری ، مداخله در امور كودك ، توهین ها و تحقیرها ، اجحاف ها و ظلم و تعدی ها را نام برد .

نقش والدین  در بی جرئتی كودكان

1- تنبیه سخت والدین : شك نیست كه كودك گنهكار ، با در نظر داشتن اصول و مقدماتی باید تنبیه شود ولی تنبیهی عادلانه و همراه با مهر و رأفت . تنبیهات سخت چون محركهای خطرناكی هستند كه نتیجه اش به صورت درهم شكستن شخصیت كودك می شود و آدمی را محتاط بار می آورد .

2- طعن ها و سرزنش های سخت :

 انتقاد و ملامت خوب است به شرطی كه در حضور دیگران نباشد ، با ملایمت  و از روی خیر خواهی انجام گیردو غرور او را نشكند . بسیاری از ورشكستگی های اخلاق ، فساد كاری هاو بی جرئتی ها ناشی از طعن  و ملامت سخت است .3- طرد كردن كودك :گاهی از آن بابت طفل جرئت ندارد كه می ترسد اگر حقیقت را مطرح كند به طرد و ردش بپردازند و او را احمق و بی عرضه بخوانند.طرد كردن كودك نه تنها او را خشمگین می سازد بلكه جرئت او را از میان می برد.

4- غرور و پرتوقعی  والدین :

چه بسیارند والدینی كه خود را عقل كل و دور از هرگونه خطایی  می دانند و بدین نظر سطح توقعشان از كودك بالا و در حد خودشان است.اگر طفل  خطای ساده ای را كه حتی گاهی خود مرتكب می شوند مرتكب شود،او را مورد طعن و سركوفت خود قرارداده  و شرمنده اش می سازند.این امر ممكن است زمینه را برای ایجاد ترس و لااقل  حیای ابلهانه در كودك فراهم سازد .5- بدآموزی های والدین : والدین ترسو،كودكان ترسو بار می آورند  و بالاخره  پدر و مادری كه مسائل واقعی را در زیر ماسكی  پنهان می سازند و حقایق را نادیده می گیرند قادر به داشتن كودك با جرئت نخواهند شد.

6- ایجاد وحشتواضطراب در دل كودك :

گاهی كودك جرئت ندارد از آن باب كه نكند بین او و والدینش برخوردی رخ دهد .  شك نیست در اثر برخوردها و منجر شدن امر به جدل و مناقشه، این كودك است كه همیشه محكوم خواهد بود و طفل اندیشمند و عاقبت اندیش هرگز خود را در گیرودار چنین جدلی نخواهد انداخت . ولی از این درگیری ها  مضطرب  است چون آینده و حال خود را در خطر می بیند . تداوم این اضطراب تدریجاً موجب ایجاد روح جُبن در كودك خواهد شد .
اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
تربیت و جرئت اخلاقی (قسمت اول)

تربیت و جرئت اخلاقی (قسمت اول)

تربیت و جرئت اخلاقی (قسمت اول)
غریبه ای به ترسناکی هیولا

غریبه ای به ترسناکی هیولا

غریبه ای به ترسناکی هیولا
دونه دونه مهارت کودکانه

دونه دونه مهارت کودکانه

دونه دونه مهارت کودکانه
از غریبه ها می ترسم

از غریبه ها می ترسم

از غریبه ها می ترسم
UserName
عضویت در خبرنامه