• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1484
  • چهارشنبه 1382/8/14
  • تاريخ :

محروم شدن از چند بازی


اما در حقیقت بیرونم كرد به این صورت كه در گزارشش نوشت كه من بهش گفته بودم : ببینم امروز خوب كاسبی می كنی و اینكه تو 30000 تاتو ما كاسبی می كنی در حالی كه من ماهی 3000 تا بیشتر درآمد ندارم . البته همین مثال ارزش پول رو در آن زمان آرژانتین نشان می ده . اما هنوز قسمت بد ماجرا باقی مانده ، آن بازی نزدیكی تاریخ 14 ژوئن بود و اتحادیه فوتبال آرژانتین دو هفته بعد از آن تاریخ كه پنجم جولای بود به خاطر آن گزارش دروغ منو از چند بازی محروم كرد. بازی مقابل تیم ولز هم یكی از همین بازی ها بود. در مسابقات ملی سال 79 با زدن 12 گل بهترین گلزن شدم و همینطور در مسابقات متروپولیتن سال 80 با 25 گل . اما این بار هم بدشانسی آوردم و مریض شدم و موقعی كه جشن مقام دومی رو در زمین تیم می گرفتیم من با شلوار جین و پلوور به جشن می رفتم. دوست داشتم این طوری لباس بپوشم و سر زمین بازی برم. فكر می كنم با تیم آرجینوس در آن زمان این تنها مقام دومی بود كه گرفتم . طوری جشن گرفتیم انگار قهرمان شده بودیم. در مسابقات ملی سال 80 كه آخرین سال مسابقه با آرجینتوس بود یك عالمه اتفاقات فراموش نشدنی برام افتاد و اول اینكه صدمین گل خودم را در مسابقات داخلی در تاریخ 14 سپتامبر به تیم سن لورنزو و در ماردل پلانا زدم دومی آن ماجرای جالب لوكوگاكه دراواخر ماه اكتبر اتفاق افتاد. قهرمانی در مسالقات ملی محرز شده بود در شهر سن تافه یك سطر نقل قول از طرف هوگو در روزنامه ( لاورون ) كه در آن زمان واقعاً پرفروش بود نوشته شده بود .

می خواستم دهن همه رو ببندم


این یادداشت درست در روز شنبه چاپ شد. قبل از بازی كه در مقابل تیم بوكاجونیورز داشتم ، هوگو گفته بود كه من خوب بازی می كنم اما روزنامه ها منو زیادی بزرگ كردن و این كه من چاق هستم یا اینكه دارم كم كم چاق می شم و از این جور حرفها . من داشتم شرایط ایده آل خودم را بدست می آوردم و می خواستم یك بار برای همیشه دهن مخالفان خودم رو ببندم و صحبت های اون هم تو روزنامه درست مصادف شد با همین وضعیت ما . روز چهارشنبه در شهر سان تافه در مقابل تیم اونیون بازی كرده بودم . درست فردای آن روز یعنی پنجشنبه یك بازی دوستانه مقابل آنها در شهر سان تافه داشتیم و حالا اگر در مقابل تیم بوكا برنده می شدیم می تونستیم به فینال جام باشگاهها برسیم . جریان مصاحبه هوگو با روزنامه ها را برای لوگو تعریف كردم و لوگو به من گفت كه هوگو علاوه بر این كه مشكل ذهنی داره حسود هم هستش. تا اون موقع هوگو به عنوان یك دروازه بان بزرگ شناخته می شد . اما حالا دیگه اصلاً برام مهم نبود كارش این شده بود كه به افرادی مثل من و فیول اشكال بگیره . درباره پائو گفته بود كه چون شانس خیلی خوبی داره توپها را می تونه بگیرد. اوایل اصلاً باورم نمی شد كه هوگو این حرفها رو زده باشه چون جزو كسانی بود كه واقعاً بهشون اعتماد داشتم . در بازی قبلی آرجینیوس و بوكاجونیوز از ما دو تا خواستند برای گرفتن عكس كنار هم بایستیم و ما هم در نهایت دوستی و رفاقت با هم ایستادیم و عكس گرفتیم و هیچ مشكلی بین ما نبود. اما این موضوع خونمو به جوش آورده بود و مثل گیتر اسپیلر متوجه شده بودم كه وقتی عصبانی هستم بهتر بازی می كنم . خورخه بهم گفت : خوب امروز دو تاگل نه ، چهار تا گل می زنم . قبل از شروع بازی هوگو نزدیك من شد و بهم گفت كه آن حرفهای داخل روزنامه را من نگفته ام و این كه تو یك پدیده فوتبال هستی . حرفهاش برام مهم نبود فقط این برام مهم بود قولی كه به خورخه داده بودم رو عملی كنم و چهار تا گل بهش زدم .

UserName