• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1440
  • شنبه 1386/3/12
  • تاريخ :

«آرامش در میان مردگان» به روایت فیلمساز

«آرامش در میان مردگان» به روایت فیلمساز

بودای ایرانی

سود فیلمسازی در سینمای ما در تولید است نه نمایش

وضعیت سینمای ما به گونه‌ای است که سود فیلمسازی در مرحله تولید به دست می‌آید، نه اینکه حاصل نمایش عمومی فیلم باشد. چون تهیه‌کننده با گرفتن وام دولتی و دریافت پول از اسپانسر به سود مورد نظر می‌رسد و برای اکران فیلم هیج تمایلی ندارد.

در نشست خبری نقد و بررسی فیلم سینمایی "آرامش در میان مردگان" که با حضور مهرداد فرید نویسنده و کارگردان و مهسا مهجور بازیگر برگزار شد، فرید در ابتدا با گله از شیوه اکران فیلم گفت: "این فیلم در سالن هایی به نمایش درآمده، جز سالن فلسطین 3، که چندان مناسب جذب مخاطب نیست."

وی ادامه داد: "بهتر بود این فیلم در سینماهایی همانند عصر جدید یا فرهنگ به نمایش دربیاید تا فیلم راحت تر مخاطب خود را پیدا کند. چون من یک نظرسنجی از مخاطبان فیلم انجام داده ام و این نتیجه به دست آمده که مخاطبان سینما فلسطین اظهار رضایتمندی بیشتری نسبت به تماشاگران دیگر سالن ها داشته اند."

 

این فیلمساز با اشاره به اینکه فیلم بر اساس این نظرسنجی در زمان مناسبی اکران نشده، اعلام کرد: "گروه سنی 15 تا 19 و 30 سال به بالا به تماشای فیلم علاقه بیشتری نشان می دهند. در صورتی که تصورم این بود که گروه سنی 20 تا 30 سال بیشتر فیلم را بپسندند. اما در حال حاضر طیف مخاطبینی که فیلم را پسندیده اند درگیر امتحانات هستند و به همین خاطر زمان کمتری برای تماشای فیلم دارند. در حالی که اگر فیلم تابستان اکران می شد، مخاطبان بیشتری به دست می آورد."

فرید در خصوص شرایط بسیار نامناسب اکران فیلم های فرهنگی اظهار داشت: "مشکل اصلی پخش کنندگان بی اعتقاد نسبت به این نوع آثار است و استنباط آنها برای پخش اینگونه فیلم ها پایه و اساس علمی ندارد و بر پایه تجربه شکل می گیرد. در حال حاضر برخی از فیلم ها که در 20 سالن سینما نمایش داده می شوند، درآمدی برابر با فیلم "آرامش در میان مردگان" با سه سالن نمایش دارند."

وی ادامه داد: "سینما به عنوان کالایی فرهنگی که با صنعت ارتباط مستقیم دارد، باید به شکل مناسبی ارائه شود تا مورد توجه مخاطبان قرار بگیرد. اما در مورد فیلم ما، در مرحله نخست زمان نمایش فیلم تغییر کرد و در تبلیغات اولیه 10 اردیبهشت به عنوان زمان آغاز اکران معرفی شد، اما فیلم دوم خرداد به نمایش درآمد. در وهله بعد، درست یک روز قبل از اکران به من اطلاع می دهند فیلم نمایش داده خواهد شد و من هیچ فرصتی برای آماده سازی مواد تبلیغی فیلم نداشتم."

این سینماگر با اشاره به اینکه مسائل مورد نظر مشکل یک فیلم خاص نیست و مشکل کل سینمای ایران محسوب می شود، توضیح داد: "شرایط اکران فیلم های فرهنگی به گونه ای است که من جرات ساختن فیلم فرهنگی را به خود نمی دهم. چون این فیلم از هیچ حمایت مالی برخوردار نشد. در صورتی که تهیه کنندگانی که برای ساخت فیلم تجاری فعالیت می کنند، از طریق گرفتن وام و جذب اسپانسر 300 میلیون تومان به دست می آورد و با 150 میلیون تومان آن فیلم می سازند. این تهیه کننده سود خود را در تولید به دست آورده و هیچ رغبتی به اکران فیلم ندارد."

کارگردان فیلم "آرامش در میان مردگان" درباره انتخاب یک زن به عنوان کاراکتر محوری اثر گفت: "خانم ها در مقایسه با مردها به چشم اندازهای واقعی زندگی توجه بیشتری دارند و به لذت های عمیق تر دلبسته تر هستند. به همین خاطر هم در روابط میان دختر و پسر، دخترها به ازدواج فکر می کنند اما پسرها دنبال لذت لحظه ای هستند. در این فیلم من از ویژگی دقت نظر و جزئی نگری شخصیت زن استفاده کرد."

وی درباره اینکه شخصیت اصلی داستان می توانست هر جنسیتی داشته باشد، یادآور شد: "این فیلم مسایل انسان شناسانه را مطرح می کند. ما در این اثر دنبال انعکاس بخشی از مصائب و مشکلات انسان معاصر بودیم. اما حضور یک زن حس همذات پنداری مخاطب را بیشتر تحریک می کند. چون این زن با بیرحمی، بی عاطفگی و حس غربت در جامعه مواجه می شود و این مسائل بر یک زن تاثیر بیشتری دارد. به خصوص در جامعه ای که مردسالار است."

فرید در پاسخ به اینکه فیلم تصویری از مسائل و مشکلات شهر تهران و تکریم ناوگان حمل و نقل تهران و حومه است، اشاره کرد: "اتفاقا در مراسم اهدا جوایز جنبی جشنواره فیلم فجر من تعجب کردم که سازمان بهینه سازی مصرف سوخت به فیلم جایزه داد. ما در این فیلم به صورت نمادین وجهی از دنیای پیش از تولد تا رفتن به جهان ابدی را نشان می دهد. یعنی این فیلم به مخاطب می گوید که جهان محل گذر است و ظرفیت خوشبخت کردن ما را ندارد."

این فیلمساز خاطرنشان کرد: "فیلم نوعی پوچی دنیا از دیدگاه عرفانی را مطرح می کند که افراد همواره از امیدها، آرزوها و دغدغه هایی برخوردارند که هیچوقت به آنها نمی رسند. شخصیت طیبه نیز در این فیلم برای رسیدن به خانه فریبا تلاش می کند، اما موفق نمی شود. نشان دادن علاقمندی دختر و پسر در مترو و پس از آن درگیری زن و مرد به خاطر مسائل بی اهمیت یا دنیای سرد و عجیب کهریزک نمونه هایی از اشاره به این پوچی است."

وی در خصوص دلیل قابل قبول و دوست داشتنی نشان دادن مرگ اظهار داشت: "چیزی که من دنبالش بودم، نشان دادن این است که مرگ نقطه پایان نیست. بلکه فرآیندی پر از رمز و راز است. این رازآلود بودن مرگ در یک روند مداوم به نمایش درمی آید. به همین خاطر تصاویر به گونه ای نشان داده می شود که انگار شخصیت زن در رستاخیز قرار گرفته است. جمع شدن حلقه ای از افرادی که در طول سفر طیبه با او همراه شده اند، نشانی از همین رستاخیز است."

این کارگردان درباره دلیل زشت و ترسناک بودن افرادی که نمادی از فرشته مرگ هستند، توضیح داد: "به نظر من نباید از این فیلم طرح واره های تثبیت شده را طلب کنید. استفاده از مه و بخار یا به کارگیری بازیگرانی با چهره های زیبا در نقش فرشته مرگ چندان با تصور عمومی همخوان نیست. به نظر من یک عده خاص مرگ را زیبا می بینند و بقیه آدم ها از مرد واهمه دارند. چون از شناخت کاملی نسبت به این پدیده برخوردار نیستند. به همین خاطر فرشته مرگ را اینگونه تصویر کردم."

فرید راجع به افت و خیز ریتم داستان به خاطر اتفاقات مختلفی که به وجود می آید، یادآور شد: "یک فیلم از قصه ای کلاسیک برخوردار نیست. مرحله حرکت یک بخش به بخش دیگر همانند حالت دم و بازدم عمل می کند. به همین خاطر یک سکانس نفس گیر و سکانس دیگر نفس انداز می شود تا ریتم فیلم خسته کننده نباشد. در عین حال ما بسته به هر بخش عمل کردیم. صحنه مربوط به کهریزک ماهیتش آرام و طولانی است. نکته دیگر اینکه ما از رئال به سوررئال می رسیم. این موضوع باعث تغییر حرکتی داستان می شود و برای نمونه صحنه توهم جوانان سرخوش پرتحرک از آب درمی آید."

وی درباره اینکه به خاطر تغییر ساختاری از واقعگرا به فراواقعیت تکلیف فیلم با مخاطب روشن نیست، گفت: "این فیلم از قصه بسیار کوتاه حرکت یک پیرزن از قبرستان و بازگشت دوباره در حالتی دیگر مربوط می شود. بسیار حیف بود اگر چنین قصه ای فقط به صورت واقعگرایانه کار می شد. بلکه فیلم استفاده از وهم و خیال هم می طلبید. به خصوص که طیبه از بیماری قلبی، مشکلات روانی و تیک عصبی هم برخوردار است و به همین خاطر بخشی از فیلم در خیال او روایت می شود. با این حساب فکر می کنم بخش هایی از فیلم که بافت متفاوتی دارند از قصه بیرون نمی زند و در اثر تنیده شده است."

نقش گدا در داستان فیلم "آرامش در میان مردگان" برگرفته از یک شخصیت طردشده اجتماع است که نمونه‌های واقعی آن در جامعه وجود دارد.

به گزارش خبرنگار مهر، در ادامه نشست نقد و بررسی فیلم "آرامش در میان مردگان" در خبرگزاری مهر، مهسا مهجور درباره دلیل حضور خود در اثری که شخصیت های اصلی فیلم زن هستند، گفت: "گلاب آدینه استاد من در زمینه بازیگری است و در هر کاری از من دعوت کند، به طور حتم ظاهر می شوم. با توجه به اینکه این فیلم نخستین تجربه کارگردان محسوب می شود و من شناختی از وی نداشتم، به دعوت آدینه و جذابیت بازی در مقابل استادم در این فیلم حضور پیدا کردم."

وی در ادامه خاطرنشان کرد: "فیلمنامه "آرامش در میان مردگان " اثری ساده، جمع و جور و پر از شخصیت بود. کاراکترهایی که همگی واقعی و دارای ما به ازاء بیرونی در جامعه هستند. وقتی هم فیلم ساخته شد، بسیار شبیه فیلمنامه درآمد که ویژگی بزرگی برای یک اثر محسوب می شود. همچنین این فیلم از لایه های مختلفی برخوردار است و برای درک بهتر باید آن را بیش از یکبار دید."

 

این بازیگر در مورد نقش خود در این فیلم اظهار داشت: "من بازی در چنین نقش هایی را که از جامعه طرد شده اند پیش از این تجربه کرده ام. شخصیتی که در اصل گدا نیست و بر اساس مطالبی که مطرح می کند ـ و احتمالا دروغ است ـ به خاطر مشکلات حرکتی شوهر بنایش که دچار آسیب دیدگی شده به گدایی رو آورده است. با توجه به نوع نقش گریم سنگینی نیز روی چهره ام انجام شد تا با شخصیت دختر همخوانی داشته باشد."

مهجور در مورد شیوه نزدیک شدن به نقش توضیح داد: "با خانم آدینه تمرینات مشترکی زیادی در مورد نحوه گویش، تکرار کلمات از سوی دختر و نوع پوشش این شخصیت انجام دادیم تا نقش برای مخاطب قابل باور باشد. ویژگی دختر در اصل بیان کلیشه وار و یکنواخت جملات عاری از حس و حال و تقریباً به شیوه مکانیکی بود."

این نقش پرداز در مورد شکسته شدن چهره ای که مخاطبان سینمایی و تئاتری از او در کارهایش می شناسند، اعلام کرد: "هر نقش ویژگی های خاصی دارد و بر اساس همین خصوصیات ایجاب می کند یک بازیگر چهره ای زیبا یا نازیبا داشته باشد. بازیگری موفق است که از هیچ نوع گریمی برای نزدیک شدن به نقش خودداری نکند و قالب های مختلف را تجربه کند. البته کارکرد گریم در مدیوم سینما بسیار بیشتر از تئاتر است."

مهجور در مورد اهمیت حضور بازیگردان در فیلم های سینمایی گفت: "هر بازیگری سبک و شبوه خاص خودش را دارد و حضور بازیگردان باعث هماهنگی میان بازی های متفاوت یک فیلم می شود. البته اینکه چه کسی بازیگردان باشد خیلی مهم است. در حال حاضر افرادی به عنوان بازیگردان در برخی آثار دیده می شوند که هیچ تجربه ای در این عرصه ندارند. هر چند من این شانس را داشتم که در بیشتر کارهایم گلاب آدینه بازیگردان باشد."

وی در مورد حضور کمرنگ بازیگران تئاتر در سینما نسبت به سال های گذشته عنوان کرد: "در طول سال چند فیلم خوب با نقش های خوب ماندگار در سینما ساخته می شود که مجالی برای بروز هنر یک بازیگر تعلیم یافته تئاتر به وجود بیاورد؟ بیشتر نقش های سینما در این چند سال بر اساس زیبایی چهره بازیگران نوشته شده تا اینکه به توانایی و قدرت بازیگری توجه نشان بدهد."

مهرداد فرید در مورد حضور گلاب آدینه در نقش شخصیت اصلی فیلم گفت: "اینکه آدینه پذیرفت در این پروژه به عنوان بازیگر حضور داشته باشد نشاندهنده روحیه جسورانه و تجربه گرای اوست. به خصوص که این بازیگر از میزان توانایی من در زمینه ساخت فیلم هیچ اطلاعی نداشت. چون من اصلاً سابقه ساخت فیلم داستانی نداشتم و کارهایم در حیطه سینمای مستند بود. به هر حال حضور وی فرصت مغتنمی برای این فیلم بود تا سایر بازیگران به حضور در این اثر تمایل پیدا کنند."

وی در خصوص ناهمخوانی سطح بازی آدینه با برخی نابازیگران "آرامش در میان مردگان" توضیح داد: "خودم وقتی به عنوان تماشاگر به فیلم نگاه می کنم در برخی سکانس ها متوجه این دوگانگی در بازی ها می شوم. در سکانسی که چند دختر جوان طیبه را سوار می کنند نیاز به حضور چند جوان به شدت سطحی بود که نوع خنده، ترس و حالت فرارشان بر سطحی بودن این افراد دلالت کند. فکر می کنم باید نوع بازی شخصیت ها با شیوه اجرایی آدینه به خاطر ویژگی های شخصیتی متفاوت باشد."

این کارگردان ادامه داد: "برای اینکه بتوان برای هر نقشی یک بازیگر خوب و حرفه ای در اختیار داشت باید در سطح کارگردانی همانند بهرام بیضایی بود تا بازیگران حاضر به ایفای هر نوع نقشی باشند. همانطور که مهسا مهجور به خاطر حضور گلاب آدینه بازی در این فیلم را پذیرفت. اما چون من بیضایی نیستم برای همه نقش ها نتوانستم از یک بازیگر خوب استفاده کنم."

وی در مورد مشکلات بودجه و امکاناتی فیلم اعلام کرد: "این اثر با استفاده از 77 حلقه 400 فیتی ساخته شد. در حالی که به طور معمول در ایران با 120 حلقه یک فیلم سینمایی تولید می شود. بنابراین مجبور بودیم بیشتر سکانس ها را حداکثر در دو برداشت بگیریم. این نوع کارکردن ریسک بالایی دارد. ما در این فیلم از کمک های متعارفی که به همه فیلم ها می شود، همانند برخی که برای ساخت فیلم اول شان وام های کلان می گیرند و آثارشان در بهترین زمان اکران می شود، کاملا محروم بودیم."

فرید در خصوص ارجاع های مذهبی "آرامش در میان مردگان" و حضور طیبه در امامزاده توضیح داد: "این شخصیت در یک جامعه اسلامی دست به سفر زده است. دین و مذهب در کشور ما نهادینه شده و برخی مواقع مناسک دینی به صورت لایه های ظاهری خود را نشان می دهد. مسئول آسایشگاه هم کمک خاصی در جهت ادامه مسیر طیبه نمی کند. برداشت شخصیت اصلی داستان از دین بیشتر فطری است، در حالی که آدم های مذهبی فیلم به ظاهر دین بسنده کرده اند."

این فیلمساز در مورد دنیای ذهنی شخصیت اصلی داستان و بی توجهی به وسایل ارتباط جمعی گفت: "دنیای ماشینی تا آستانه قبرستان ادامه پیدا می کند. در تیتراژ ابتدایی فیلم حتی آماده کردن مرده برای تدفین نیز به صورت ماشینی انجام می شود و تا خاکسپاری شخص از دنیا رفته تداوم دارد. تلویزیونی که توسط مرد گورکن به طبیه داده می شود مورد استفاده قرار نمی گیرد، چون این فرد نسبت به دنیای ماشینی بی تفاوت است و فیلم همین تعارض را به تصویر می کشد."

سازنده "آرامش در میان مردگان" در مورد تاثیرپذیری از فلینی و مهرجویی اظهار داشت: "هر کارگردانی تحت تاثیر بزرگان سینما قرار می گیرد. من از طریق فیلم دیدن و کتاب خواندن با سینما آشنا شدم؛ نه از طریق تحصیل در رشته های دانشگاهی. تماشای آثار شاخص سینماگران بزرگ به هر صورت باعث شکل گیری دانش سینمایی من شده است. تاثیرپذیری مناسب به نظر من نه تنها عیب نیست، بلکه یک ویژگی مثبت محسوب می شود. مهرجویی نیز در ساخت فیلم سینمایی "هامون" در بخش های رویاها و حضور آدم های کوتوله تحت تاثیر فلینی بوده است."

مطالب مرتبط :

گلاب آدینه با "آرامش در میان مردگان" می آید

آرامش در میان مردگان

كارگردان «آرامش در میان مردگان»: بهترین جا برای دروغ گفتن سینما است »

منبع : خبرگزاری مهر

 

UserName