• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1381
  • شنبه 1386/3/12
  • تاريخ :

سقوط سینمای بین المللی

سقوط سینمای بین المللی

می گفتند نخل طلای «طعم گیلاس» اوج موفقیت های سینمای بین المللی ایران است. می گفتند کن قطب سینمای روشنفکری جهان و مهمترین جشنواره «الف» دنیاست و جایزه اش پراعتبارترین جایزه سینمایی در مقابل اسکار امریکایی ها.

 آن روز که عباس کیارستمی برای طعم گیلاس نخل طلای کن را گرفت، حدود یک دهه بود ایرانی ها تورهای جهانی شان را آغاز کرده بودند و رفته رفته همه جشنواره های جهانی را فتح کردند.

تا سال قبل، تا روزی که جعفر پناهی با خرس نقره ای از برلین برگشت تا آخرین سنگر سینمای هنری هم در دوران جدید فتح شده باشد. بازی ولی گویا تمام شده است.

از دو، سه سال قبل زمزمه هایی مبنی بر کاهش محبوبیت سینمای بین المللی ایران در مجامع سینمایی به گوش می رسد. این جمله معروف یکی از مدیران جشنواره هاست که گفته بود؛ «یک جشنواره سینمایی بدون فیلمی از سینمای ایران مسلماً چیزی کم دارد.»

اما حالا در این دو سه سال جشنواره های زیادی بوده اند که بدون فیلمی از سینمای ایران کار خود را آغاز کردند. فیلم هایی که گاه حتی به درخواست این مدیران شکل و شمایل و حتی نام خود را هم عوض می کردند. وقتی دو سال قبل یک روزنامه سینمایی داخلی به این بحث دامن زد آنها که خود بخشی از این سینمای بین المللی بودند با شدت و حدت این مساله را رد کردند و از دم دستی ترین نشانه ها برای اثبات حرفشان استفاده کردند این که همین حالا هم خیلی ها در فلان جشنواره اند و اتفاقاً فیلمشان هم مورد استقبال قرار گرفته اما خود این فیلمسازان هم می دانستند مساله فراتر از یکی دو نفر است.

در داخل مخالفان این نوع سینما، فیلم های هنری ایرانی را متهم به سیاه نمایی و ارائه تصویری زشت از ایران در سطح جهان می کردند. چیزی که شاید در فیلم های چند فیلمساز اصلی این جریان در پس زمینه گه گاه دیده می شد ولی به شکل پررنگ وجود نداشت و گاهی اصلاً تصویر درست اجتماع ایران را نمایندگی می کرد اما به هرحال مهمترین نشانه در فیلم های فیلمسازان جوانی بود که رویای جهانی شدن داشتند. آنهایی که خیلی زود رگ خواب جشنواره ها را پیدا کردند و گفته شد گاه حتی فیلمی به سفارش فلان مدیر جشنواره با قول جایزه ساخته شده است.

این دو اتفاق در کنار هم سبب ساز روندی شد که از دو سه سال قبل آغاز شده. این که شکل روی سیاه نمایی دیگر بازاری ندارد چون بازار از این نوع فیلم ها اشباع شده و سینمای متفاوت ایران هم که برای آن سوی آب ها جذابیتی ندارد چون نمونه های مشابه اش در خود اروپا هم ساخته می شود.

به این ترتیب از حجم حضورها کاسته شد و تنها چند فیلمسازی که نامشان برای اروپایی ها آشناتر بود و به هرحال به واسطه همین جشنواره ها حالا شهرتی داشتند در گردونه باقی ماندند. چند فیلمسازی که فراتر از قواعد مرسوم گاه حتی میزان موفقیت فیلم شان در جشنواره را با مسوولان آن جشنواره ارزیابی می کنند تا بهترین انتخاب را میان جشنواره های الف داشته باشند.

در این مورد می توان یک مثال واضح آورد. سالی که بهمن قبادی فیلم «لاک پشت ها پرواز می کنند» را به کن برد و به او گفتند فیلمش را در یکی از بخش های جنبی به نمایش می گذارند و نمایش اش در بخش مسابقه هم شانسی برای جایزه ندارد، این یعنی حضور در یک جشنواره الف بدون گرفتن جایزه و از دست دادن شانس حضور در دیگر جشنواره های الف.

 برای همین قبادی فیلمش را به کن نداد و بلافاصله در جشنواره سن سباستین شرکت کرد تا جایزه اول این جشنواره را به کلکسیون افتخارات سینمای جشنواره ای ایران بیفزاید.

با این حال کن همچنان یکی از آرزوهای بهمن قبادی است. او سال قبل هم تلاش کرد تا «نیوه مانگ» اثر تازه اش به جشنواره کن برسد و رسید اما خیلی زود مشخص شد که این فیلم هم برای کنی ها جذابیتی ندارد و احتمالاً قبادی بعد از سن سباستین حالا باید به فکر ونیز باشد. جایی که پیش تر جعفر پناهی با فیلم «طلای سرخ» فتحش کرده و شاید جایزه گرفتن دوباره در آن التیام زخم غیبت در کن امسال هم باشد.

امسال برای دومین سال متوالی هیچ فیلمی از سینمای ایران در جشنواره کن پذیرفته نشد. ما فقط در بازار فیلم حضور داشتیم و همین و همین. سینمای بین المللی ایران غیبتش در کن طولانی می شود تا ثابت شود معیارها با گذشته تفاوت کرده. نداشتن پخش کننده بین المللی در جشنواره ای که حالا می خواهد پلی بین سینمای هنری اروپا و هالیوود باشد در کنار نداشتن مخاطب عام تر شاید دو دلیل اصلی احتضار سینمای جشنواره ای ایران در شرایط فعلی است. سینمایی که باید راهش را به کل عوض کند. 

مطالب مرتبط:

سینما

سینمای جهان

منبع : روزنامه شرق

 

UserName