• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 873
  • دوشنبه 1386/3/7
  • تاريخ :

نمایشی برای بهار ایرانی

نمایشی برای بهار ایرانی

این روزهای بهاری را اگر وارد موزه‌ی هنرهای معاصر تهران شوید، دیوارها را برگرفته از آثار نقاشی‌های هنرمندان نام آشنایی چون سیدمحمد احصایی، فریده لاشایی، میرحسین موسوی، رضا درخشانی، هانیبال الخاص، حسین خسروجردی، مهدی حسینی، فرح اصولی، آیدین آغداشلو و ... را می‌بینید. زیر بعضی از آنها شعری از مولوی یا نیما نوشته شده و به برخی دیگر نیز باید كمی دقت كنید تا بفهمید ربط و حرفشان چیست.

‌به نقل از ایسنا نخستین نمایشگاه شعر و نقاشی با عنوان بهار ایرانی با تمام نقاط ضعف و قوت خود كم‌كم به ماه نزدیك می‌شود و بنا بر اعلام تا 15 خرداد نیز ادامه خواهد داشت.

بهار ایرانی در دو بخش نقاشی و تایپوگرافی از 11 اردیبهشت كار خود را در موزه هنرهای معاصر تهران آغاز كرد. در بخش نقاشی 118 هنرمند با 200 اثر و در بخش تایپوگرافی 28 هنرمند با 33 اثر در این نمایشگاه حاضر هستند.

فاطمه راكعی در جلسه مطبوعاتی و خبری نمایشگاه بهار ایرانی گفته بود كه فكر برگزاری سلسله همایش‌های شعر و نقاشی نخستین‌بار در مركز تحقیقات شعر و هنر دانشگاه الزهرا (س) صورت گرفته و اهداف خود را در پژوهش‌های بین‌رشته‌یی معرفی كرده است.

اما این مساله كه در دستیابی به این هدف موفق بوده یا نه جای بحث دارد. موضوعی كه در دو میزگرد با عنوان همایش شعر و نقاشی در 17 و18 اردیبهشت مطرح شد و مدرسان دانشگاه و هنرمندان برای گفت‌وگو در این باره به موزه هنرهای معاصر آمدند، مقالاتی ارایه و سرانجام به این نتیجه رسیدند كه ارتباط منسجمی بین شعر و نقاشی درباره ادبیات و نگارگری وجود دارد.

اما به‌واقع درباره نمایشگاه بهار ایرانی چند نكته قابل توجه و بررسی است؛ دیدن این تابلو تو را به تابلوهایی متفاوت از عنوان نمایشگاه هدایت می‌كند. اینكه آیا بین عنوان موضوعی نمایشگاه و آثار جا گرفته بر دیوارها هم‌خوانی وجود دارد یا خیر، پرسشی است كه هنرمندان به آن پاسخ متفاوت داده‌اند.

به‌عقیده منیژه آرمین، هنرمند نقاش و سفال‌گر، بین عنوان نمایشگاه و آنچه عرضه شده، تناسبی نیست. او همه چیز دیده است جز بهار ایرانی! هنرمندان به مولوی و نیما سطحی نگاه كرده‌اند و به مفاهیم عالی كه در اشعار آنها بوده، توجهی نداشته‌اند.

رضا درخشانی، هنرمند نقاش و موزیسین، هم نبود انتخاب صحیح آثار را علت نبود تناسب بین موضوع نمایشگاه‌ها و آثار می‌داند.

به‌گفته‌ی داوود شهیدی، كاریكاتوریست و تصویرگر هم، نمایشگاه نام بهار ایرانی را بسیار بی‌مورد یدك می‌كشد. زیرا تنوع طبیعت ایران، فرهنگ ایران، تنوع فصل‌ها و آب و هوا در كلمه بهار وجود دارد كه درباره این نمایشگاه بهتر بود، به كار نمی‌رفت.

این درحالیست كه برخی دیگر از هنرمندانی كه آثارشان روی دیوارهاست، نظراتی متفاوت از آنچه گفته شد، دارند.

به‌گمان حسین خسروجردی، اگر به نمایشگاه بهار ایرانی به‌عنوان بهاره‌ای برای احترام به برخی مفاهیم و مضامین نگاه كنیم، هیچ اشكالی بر آن وارد نیست، مهم اینست كه مجموعه‌ای از آثار را با عنوانی زیبا برای دفاع از بخشی از فرهنگ خودمان كنار هم قرار دهیم.

آیدین آغداشلو هم با تاكید بر اینكه آثار هنری بر مبنای محورها به وجود نمی‌آیند، می‌گوید: آثار هنری بر اساس ضرورت‌های باطنی هنرمند و زمینه‌های اجتماعی خلق می‌شوند. كمتر هنرمندی است كه در خانه بنشیند و اثری در ارتباط بین شعر و نقاشی به وجود آورد، مگر آنكه سفارش یا فراخوانی داده شود.

منتقدان اذعان دارند در نمایشگاه بهار ایرانی، مخاطب با آثاری مواجه می‌شود كه مفهوم بهار را دربر ندارند. اما گویی هنرمند به اصرار و تلاش، با نوشتن شعری زیر اثر به تماشاگر مفهوم بهار را القا می‌كند؛ با این حال شاید به‌گفته‌ی اردشیر رستمی، بیداری یك انسان، تولد یك انسان، اشك او و لبخند او نیز می‌تواند خبر بهار باشد.

نكته دیگر نمایشگاه بهار ایرانی و شاید یكی دیگر از ضعف‌های آن وجود آثار تكراری است كه پیش از این در نمایشگاه‌های مختلف به نمایش درآمده‌اند و حتا در نمایشگاه‌های خارج از كشور. اما آیا مخاطبان انتظار ندارند وقتی نمایشگاهی با عنوان جدید برگزار می‌شود،‌ آثار ارایه‌شده در آن نیز متفاوت از آثار قبلی باشند؟

به عقیده آیدین آغداشلو وقتی نمایشگاه‌های متعدد حول یك محور به‌وجود آید، نمایش آثار تازه مقدور نیست. بنابراین یك اثر به نمایشگاه‌های مختلف با موضوع‌های متفاوت تحمیل می‌شود.

احمد وكیلی، مدرس دانشگاه و هنرمند نقاش، نیز علت 30 درصد فراهم نشدن ارتباط بین شعر و نقاشی را وجود آثار قدیمی و آثاری كه برای نمایشگاه به‌وجود نیامده‌اند،‌ می‌داند.

منیژه آرمین درباره تكراری بودن آثار تاكید می‌كند، نباید تنها به حضور چند چهره شاخص افتخار كرد، شورای اداره نمایشگاه به یك عده سفارش كار داده و آثار همان عده را نیز به نمایش گذاشته است.

درخشانی نیز ارایه نكردن آثار تكراری را وظیفه خود هنرمندان می‌داند كه به تماشاگرانی كه وقت خود را صرف می‌كنند، احترام بگذارند.

داوود شهیدی توصیه می‌كند، موزه هنرهای معاصر یك سیاست و تعهد محوری را به‌عنوان اصل خود به‌خصوص درباره‌ی نمایشگاه‌هایی كه به‌طور مقطعی برگزار می‌كند، داشته باشد.

اما فرح اصولی معتقد است، نمایشگاه بی‌عیب وجود ندارد. یك كار نقاشی را در ارتباط با 10 موضوع متفاوت می‌توان در نمایشگاه‌های مختلف به‌نمایش درآید؛ نمی‌شود نقاشان بزرگ را حذف كرد.

به‌گمان حسین خسروجردی نیز دیدن تابلوهای تكراری در نمایشگاه اشكالی ندارد و خالی از لطف نیست.

به هر حال نمایشگاه بهار ایرانی با وجود حضور آثار ضعیف در كنار آثار قوی، محدودشدن به دو شاعر كلاسیك و نو، حجم گسترده آثار، نگاه سطحی به اشعار مولوی و نیما، استفاده از شیوه‌های ظاهری برای مدرن كردن آثار، شتاب زدگی در اعلام فراخوان و عدم انتخاب صحیح آثار، فرصتی است برای در كنار هم قرار گرفتن هنرمندان پیشكسوت و جدید و حركتی است نو در عرصه هنرهای تجسمی كشور.

این نمایشگاه اثر و فضای خوبی را در بیننده از جهت رنگ‌آمیزی و موضوع متفاوت ایجاد می‌كند. شاید به قول حسین خسروجردی نمی‌توان از هنرهای تجسمی كشور انتظاراتی بیش از حد عامه مردم، فرهنگ‌سازی ملی و سرمایه‌گذاری‌ها داشت.

به گفته‌ی فاطمه راكعی، عضو انجمن شاعران ایران، در سال‌های آینده همایش‌های شعر و خوش‌نویسی، شعر و گرافیك، شعر و تئاتر و سینما، شعر و موسیقی، شعر و هنرهای سنتی برگزار خواهد شد.

ضروری است در برگزاری این نمایشگاه‌ها به خود فرصت دهیم تا بتوان در طی برگزاری آنها نتیجه‌گیری بهتری ارایه كرد. كمی منتظر ماندن بد نیست.

مطالب مرتبط:

هنر

هنرهای تجسمی

نقاشی

 

UserName