• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • موسیقی فیلم اسکادران عشق
  • فريد فرزند يك خلبان هواپيماي كوچك سمپاش كه به تازگي به ايران آمده وارد شغل پدر مي شود و قرار است همراه پدر براي آفت زدايي در مقابل هجوم ملخ ها به يك منطقه در سيستان و بلوچستان بروند. فريد
  • دانلود تیتراژ سریال به کجا چنین شتابان
  • داستان سریال درباره جوانی است که قصد دارد یک شبه ره صد ساله را طی کند و در این راه با مشکلات عدیده ای مواجه می شود، آهو خردمند نقش عصمت خانم، مادربزرگ خانواده را بازی می‌كند و رضا رویگری آدم پولداری است كه او را به اسم فریدون احتشام می‌شناسیم. بابك حمیدیا
  • دانلود تیتراژ دوم دلنوازان
  • دانلود تیتراژ دوم سریال دلنوازان با صدای علی لهراسبی می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی زاره سر راه بهشت من درخت سیب می کاره
  • دانلود تیتراژ سریال دلنوازان
  • دانلود تیتراژ سریال دلنوازان با صدای علی لهراسبی جهان و فرغ خواهر و برادري هستند كه ساليان سال در يك خانه دو طبقه به همراه فرزندانشان زندگي مي كنند آنها جهت امرار معاش چند وقتي است كه يك آژانس هواپيمايي افتتاح كرده‌اند و بهزاد قرار است با مهتاب ازدواج ك
  • دانلود تیتراژ سریال پنجمین خورشید
  • مهدي و همايون دو دوست هستند كه در سال 65 و در وضعيت بد اقتصادي زندگي مي‌كنند آنها بر اثر حادثه‌اي عتيقه‌اي خاص پيدا مي‌كنند كه قابليت سفر در زمان را دارد و مهدي همراه عتيقه 23 سال در زمان سفر مي‌كند و در سال 1388 در تهران امروز خود را مي‌يابد. مهدي كه با
  • دانلود تیتراژ سریال روزهای زیبا
  • داستان اين سريال درباره دختر جواني به اسم سيماست كه تحت‌ ‌تاثير تربيت پدر عارف‌مسلكش در خانواده‌اي با اين حال و هوا بزرگ شده و براي همين درون و سيرت پاكي دارد تا آنجا كه روي اطرافيانش تاثيرات مثبت و غيرقابل انكاري مي‌گذارد اما مسائل جديدي كه پيش مي‌آيد، ب
  • دانلود آلبوم عشق و زندگی
  • دانلود آلبوم عشق و زندگی تار جلیل شهناز تنبک امیر ناصح افتتاح 1 – سه گاه : در آمد سه گاه زابل مویه مثنوی سه گاه هدی مخالف مغلوب نغمه حصار 2 – بیات اصفهان : درآمد اصفهان بیات راجع عشاق قرچه رضوی مثنوی بیات اصفهان بیات درویش حسن ابری
  • دانلود موسیقی تیتراژ فیلم حکم
  • حکم که صادر شد، بايد اجرا بشه، اگه بترسی، تاخير کنی، يا جا بزنی، حکم خودت صادر می شه ... » ماهيت پول خريد و فروش است. آنانی که ميان پول و معامله زندگی می کنند، عاقبت به صدور حکم يكديگر می رسند.رضا معروفی خود صاحب حکم است، اما آن را اجرا هم می کند.
  • دانلود موسیقی تیتراژ چه کسی امیر را کشت
  • اتوموبيل سوخته امير از ته دره جاده چالوس همراه با جسد سوخته اش پيدا مي شود. همسرش زيبا زيبادوست، شريكش اكبر،‌ دخترخوانده اش عسل، روان كاو خانوادگي شان دكتر كامبيز مطلق، دوست و همكار و هم دانشكده‌اي‌اش حميد، دوست زمان كودكي و هم محله‌اي‌اش و همسر صيغه اي م
  • دانلود تیتراژ سریال آخرین دعوت
  • بازیگران: فرامرز قریبیان (در نقش یوسف زمانی فر)٬ حامد بهداد، الهام حمیدی، فرزاد حسنی، سپیده ذاکری، پرویز فلاحی پور٬ سیاوش تهمورث، كاوه آهنجان، محمد عمرانی و مرجان شیر محمدی
  • آشنایی با موسیقی ترکهای ایران
  • موسیقی ترکهای ایران محدوده ی جغرافیایی امروز ایران، نمی تواند هویت تاریخی و فرهنگی و سوابق کهن موسیقی، موسیقی ترکهای ایران را به طور کامل بیان نماید، چرا که موسیقی، مرزشناس نیست بلکه دلجو و مردم شناس است و به همین سبب، هنری فرهنگ ساز محسوب می گردد. موسی
  • نشانی
  • خانه دوست کجاست ؟ در فلق بود که پرسید سوار آسمان مکثی کرد رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسیده به درخت کوچه باغی است که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازه ی پرهای صداقت آبی است
  • پیغام ماهی ها
  • رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب آب درحوض نبود ماهیان می گفتند هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود
  • صدای پای آب
  • اهل کاشانم روزگارم بد نیست تکه نانی دارم خرده هوشی سر سوزن شوقی مادری دارم بهتراز برگ درخت دوستانی بهتر از آب روان و خدایی که دراین نزدیکی است لای این شب بوها پای آن کاج بلند روی آگاهی آب روی قانون گیاه
  • شب تنهایی خوب
  • گوش کن دورترین مرغ جهان می خواند شب سلیس است و یکدست و باز شمعدانی ها و صدا دار ترین شاخه فصل ‚ ماه را می شنوند پلکان جلو ساختمان در فانوس به دست و در اسراف نسیم گوش کن جاده صدا می زند از دور قدمهای تو را چشم تو زینت تاریکی نیست
  • ساده رنگ
  • آسمان آبی تر آب آبی تر من درایوانم رعنا سر حوض رخت می شوید رعنا برگ ها می ریزد مادرم صبحی می گفت :‌ موسم دلگیری است من به او گفتم : زندگانی سیبی است ‚ گاز باید زد با پوست زن همسایه در پنجره اش تور می بافد می خواند من ودا می خوانم گاهی
  • روشنی من گل آب
  • ابری نیست بادی نیست می نشینم لب حوض گردش ماهی ها روشنی من گل آب پکی خوشه زیست مادرم ریحان می چیند نان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تر
  • دوست
  • بزرگ بود و از اهالی امروز بود و باتمام افق های باز نسبت داشت و لحن آب و زمین را چه خوب می فهمید صداش به شکل حزن پریشان واقعیت بود و پلک هاش مسیر نبض عناصر را به ما نشان داد و دست هاش هوای صاف سخاوت را
  • در گلستانه
  • دشت هایی چه فراخ کوه هایی چه بلند در گلستانه چه بوی علفی می آمد؟ من دراین آبادی پی چیزی می گشتم پی خوابی شاید پی نوری ‚ ریگی ‚ لبخندی پشت تبریزی ها غفلت پکی بود که صدایم می زد