• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 1826
  • دوشنبه 1386/3/7
  • تاريخ :

لحظه شهادت

شهادت

وقتی جنازه فرشاد مرعشی زاده پس از 38 روز از منطقه عملیاتی بستان توسط رزمندگان به پشت جبهه آوده شد مادرش بر بالینش حاضر گردید و با دیدن صحنه اصابت 2 گلوله به گلوی فرزندش غصه‌ای جانكاه وجودش را فرا گرفت. روزها گذشت و او با قاب عكس فرشاد درد دل می‌كرد كه چطور تحمل آوردی ، 2 گلوله به گلوی تو زخم وارد كرد و شهید شدی. یكی از شب‌های ماه مبارك رمضان قبل از اذان صبح خواب دیدم فرشاد به خانه قدیمی‌مان درشوشتر آمد و با او روبوسی كردم وذوق زده گفتم: مادر جان همه فامیل اینجا هستند صبر كن یا الله بگویم آنها هم تو را ببینند. وقتی برگشتم او نبود بانگرانی و حسرت چندبار دور خودم چرخیدم ولی او نبود لحظه‌ای بعد یك دفعه جلویم ظاهر شد. پرسیدم : كجارفتی؟ گفت: مادر دیدی چطور در یك لحظه غیب شدم كه مرا ندیدی؟ هنگام شهادت هم همینطور بود در یك لحظه كوتاه تیر به من خورد و اصلاً رنجی احساس نكردم و شهید شدم. پس از آن خواب دیگر مرهمی برزخم دل مادر نهاده بودند و او با آرامشی خاص چشم در چشمان قاب گرفته فرشاد می‌دوخت.

منبع :كتاب لحظه‌های آسمانی

 راوی : مادر شهید

 

 

آخرین کلام فرمانده قبل از شهادت

آخرین کلام فرمانده قبل از شهادت

آخرین کلام فرمانده قبل از شهادت
خاطره زیبای رهبری از روزهای جنگ

خاطره زیبای رهبری از روزهای جنگ

خاطره زیبای رهبری از روزهای جنگ
اولین بار که رهبری به جبهه رفتند

اولین بار که رهبری به جبهه رفتند

اولین بار که رهبری به جبهه رفتند
صدای چهل شهید به هم بسته شده

صدای چهل شهید به هم بسته شده

صدای چهل شهید به هم بسته شده
UserName
عضویت در خبرنامه