• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 4753
  • دوشنبه 1386/2/31
  • تاريخ :

سفری به دنیای دختران طلبه(3)

پنجم، شیطنت های طلبگی!

 

اینجا شیطنت كردن هم زمان خاصی دارد. می توانی همه شیطنت ها یت را كه انجامش سركلاس های دیگر به هر دلیلی مقدور نیست، ذخیره كنی برای كلاس های روش تدریس یا روش سخنرانی، وقتی كه طلبه ای قرار است سخنرانی یا تدریس كند، اگر استاد روشنفكری نصیبتان شده باشد كه از قضا اغلب همین اتفاق می افتد، می توانید هر فكر شیطنت آمیزی را به هر نحوی كه می پسندید پیاده كنید: خود این داستان مثل یكی از همان راه های رسیدن به خدا، خیلی خواهان دارد! منتها اول خلوص نیت لازم است. نباید به نیت دیگری غیر از ادخال سرور در دل مؤمن بیندیشید در غیر این صورت عمل شما تباه است و آخرتتان ضایع! (از رساله مسائل فقهی خودم!) از اجازه گرفتن های بی مورد و سؤال پرسیدن های بیخودی تا نمك ریختن در لیوان سخنران بیچاره و البته دادن یك 200 تومانی و تقاضای آنكه:«حاج خانم می شه بعد از سخنرانی یك روضه حضرت ابوالفضل هم بخونید؟»جزئی از این شیطنت هاست.

دركنار همه اینها مدیر حوزه می گوید كه برای افزایش روحیه خانم های طلبه، یكی از شیوه های جالب توجه، اردو رفتن است و از این حیث گاه آنقدر این اردوها زیاد می شود كه برخی به مزاح می گویند تور علمیه حضرت عبدالعظیم (ع)! مثل اردوهای كاشان، قم، مشهد، اصفهان و تازگی ها هم محلات. البته برخی از طلاب سال گذشته به مكه هم رفته اند- عمره طلبگی- قرار بود كربلا هم بروند كه نشد.خلاصه كه دست به اردوی خواهرانتان دراین حوزه خوب است.

 

ششم، یا علی یعنی برو كانال دو!

 

یا علی یا علی یا علی.این «یا علی» های آهنگین پی درپی، بیانگر آغاز و پایان كلاس هاست. یعنی همان زنگ كلاس! كه با خلاقیت تكنولوژی و اعتقاد را در هم آمیخته آن هم طوری كه هر تازه واردی را جذب می كند. زنگ كه می خورد، كم كم اساتید، كلاس ها را ترك می كنند و تو گاه صدای «یا الله»گفتن هایشان را می شنوی و آنگاه هم كه نمی شنوی، خب، حتماً استاد، خانم است دیگر!  6 استاد آقا، 10 استاد خانم، برخی با تحصیلات حوزوی، برخی با تحصیلات دانشگاهی و برخی هر دو. با رفتن اساتید، كم كم طلبه ها از كلاس ها بیرون می آیند و سكوت راهرو شكسته می شود، چه شكستنی! دیگر صدا به صدا نمی رسد همه اش به خاطر گم شدن سنگ پا نیست، چند نفری در كتابخانه پی كتاب می گردند، تعدادی جلوی برد روزنامه ها ایستاده اند و هم می خوانند و هم بحث می كنند. بعضی اس ام اس های رسیده را چك می كنند و هرازگاهی هم یكی از آنها را بلند می خوانند تا بقیه هم فیض ببرند! تعدادی هم البته دور هم نشسته اند و مثل هر جمع جوانانه دیگری، هر چند دقیقه یكبار، صدای خنده شان بلند می شود! تعدادی هم، هوای جسم مبارك را داشته و مشغول خوردن هستند- هول برت نداره؛ بیشترخوراكی های خانگی، خبری از چیپس و پفك نیست- ناگاه در این شلوغ بازار می بینی كه كسی به هر جمعی سر می زند و می گوید: بچه ها! «سلام» و از لحنش می فهمی كه منظورش سلام و علیك نیست. گویا می خواهد زمان رسیدن چیزی را یادآور شود. هر گروه با شنیدن كلام او، هر جا كه هستند، می ایستند- البته بیشتر توی راهرو- و رو به قبله می كنند و بعد، كم كم كه صداها می خوابد و همه آماده می شوند، دست راست روی سینه می گذارند و وقتی شروع می كنند، معنای آن «سلام» را خوب می فهمی.

السلام علیك یا اباعبدالله و علی الارواح التی... و الی آخر. این رسم قشنگ سلام بر وجود مقدس امام حسین (ع) چند سالی است زنگ های تفریح اول، در حوزه ما اجرا می شود. و گاه مثل آن روز كه خبر تخریب حرمین سامرا رسید، فرصت مغتنمی است تا عقده دل بگشایی و ... بعد از سلام آغاز كلاسی دیگر و ...

 

هفتم، بدون بحث فتیره!

 

اصلاً همه نظام آموزشی حوزه یك طرف، بحث و این صحبت ها یك طرف. البته بهش می گویند مباحثه. رسم قشنگی است، یادگارهای نظام سنتی حوزه حالا اگر بپرسی این مباحثه اصلا یعنی چه؟ خواهم گفت كه این مباحثه یعنی تعدادی طلبه همدرس و هماهنگ با هم، دور هم بنشینند و درس های فراگرفته استاد را بار دیگر توسط خود - اما به صورت كاملا جدی(!) - تكرار و تدریس كنند.

هر بار فردی ازگروه جای استاد و بقیه در جایگاه شاگرد قرار می گیرند و مباحثه كه بر منطق روش قرآنی «جدال احسن» پایه ریزی شده است، بخشی از برنامه روزانه درسی است و در نظام آموزشی حوزه، همانقدر كه شركت در كلاس درس اهمیت دارد، حضور در جلسات مباحثه حائز اهمیت است و انعكاس خارجی این اهمیت در حوزه حضرت عبدالعظیم (ع) یعنی اینكه فرد خاصی مسئول چك كردن حضور و غیاب خواهران در جلسات مباحثه است و سه جلسه غیبت غیرموجه، یعنی یك جلسه غیبت درسی و ... البته همیشه هم مباحثه، مباحثه نیست! گاه برخی دوستان حوزوی فقط مباحثه می كنند، بدون محتوای درسی! و تو را به یاد بیتی از خواجه شیراز می اندازند كه:

 

            مباحثی كه در آن مجلس جنون! می رفت

                                                                             ورای مدرسه و قیل و قال مسئله بود

 

خب، نمی شود كه همیشه هم بی خیال سریال شب قبل و مصاحبه رئیس جمهور و دیدار «آقا» و طرح جدید نیروی انتظامی و دعوای این روزنامه با آن ارگان و حتی بحث های كاملا زنانه خیاطی و آشپزی شد. مگر خیلی مثبت باشی، كه در جوان امروزی- حتی از نوع حوزوی اش- كمتر چنین درس خوان های مثبتی را می یابی كه مثلا راس ساعت یازده برای مباحثه در نمازخانه حاضر شوند و تا خود ساعت 50/11 و بلكه بیشتر، لمعه و مبادی و فلسفه و منطق بخوانند. اصلا قشنگی درس خواندن به همان شیطنت های زیركانه ای است كه فقط به یك فكر جوان نفوذ می كند. اصلاً این بحث ها اگر نباشد كه آن بحث ها جواب نمی دهد، باور كنید!

 

ادامه دارد...

منبع:کیهان

 

لینک مطالب مرتبط:  سفری به دنیای دختران طلبه(2)

                            

 سفری به دنیای دختران طلبه(1)

 

UserName