• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 992
  • يکشنبه 1386/2/23
  • تاريخ :

بزرگداشت نیکول فریدنی برگزار شد

بزرگداشت نیکول فریدنی برگزار شد

عکس های نیکول زیبایی را شکار نمی کنند، بلکه می آفرینند .

سی و چهارمین شب از سری شب های مجله ی بخارا به بزرگداشت «نیکول فریدنی» اختصاص داشت.

دراین مراسم که با استقبال دوست داران عکاسی در تالار ناصری خانه ی هنرمندان ایران برگزار شد، علی دهباشی، علی قلم سیاه، منیر سلطانی، عباس جعفری، هوشنگ فتحی و رضی میری سخنرانی کردند.

علی دهباشی درابتدای این مراسم درباره ی نیکول گفت: «بعضی آدم ها جور خاصی احساس می كنند ، طور دیگری می فهمند ، حرف و دردشان با حرف ها و دردهای دیگران فرق دارد . زندگی شان در قالب های پیش پا افتاده نمی گنجد ، دنبال راه های پاخورده و كوفته نمی گردند و از سنگلاخ و خلوت راه نمی ترسند ، با خاطرجمعی ها و دلخوشی های دیگران سرآشتی ندارند ، یقین های دیگران آنها را قانع نمی كند ، همیشه در جستجویند .»

او پس از خواندن زندگی نامه ی نیکول گفت: «نیکول از بیماری خود راضی نیست ولی از اینکه چشمهایش سالم هستند و هم می تواند عکاسی کند و هم زحمات گذشته اش را هم اکنون در گالری به نمایش بگذارد راضی است و شکرگزار. او زنـدگی در ایران را بیشـتر از زندگی کردن در خــارج دوسـت دارد و همه جای ایران را مثل هم می داند.»

علی قلم سیاه در این جلسه درباره ی نیکول گفت:« نیکول بی پیرایه است و نگاه صمیمی دارد. نگاه او دست کی نسبت به نگاه آنسل آدامز نسبت به طبیعت ندارد. او در کارش منحصر به فرد و ممتاز است.»

او با اشاره به جمعیتی که در این مراسم آمده بودند گفت:«حضور شما در این جمع نشان می دهد که نیکول به عنوان یک محور مقبول می زید. او مرد حرکت، توانایی و شادابی است. نگاه نیکول سرشار از زیبایی و محبت و در کنار هم زیستن است.»

در ادامه پیام آیدین آغداشلو که خود نتوانسته بود در این جمع حاضر شود نمایش داده شد. در بخشی از این پیام چنین آمده است:« بسیار متاسف هستم که نمی‌توانم در شب نیکول فریدنی عزیز شرکت کنم. درباره نیکول فریدنی گفتنی‌های زیادی دارم اما کوتاه بگویم که آدم‌هایی هستند که این سرزمین را بسیار دوست دارند، همه جایش را، همه چیزش را ؛ هر چیزی را که در آن روییده است و هر آدمی ‌را که در آن زیسته است. این سرزمین را و آدم‌ها و تاریخ و دست ساخته‌های مردمانی را دوست دارند که در روزگاران دور در آن زیسته اند و آداب و آثارشان را تکثیر و منتقل کرده‌اند؛ از آدمی ‌به آدمی، و از دورانی به دورانی.

بزرگداشت نیکول فریدنی برگزار شد

آدم‌هایی هستند که زمین و آسمان و درخت و کوه و دشت و رود آن را عاشقند و در هر ذره خاک وهر برگ درخت وهر ابر و آب روان آن معنایی را سراغ می‌کنند و می‌یابند متفاوت با هر جای دیگر، و گمان دارند و درست هم گمان دارند که این سرزمین شکلی دارد یگانه وحس و مفهومی ‌در آن گسترده و جاری است که باید در آن رشد کرد و بالید و ماند تا درک و لمس شود...»

پس از آغداشلو، منیر سلطانی، همسر نیکول، سخنان خود را ادا کرد. وی گفت:« عشق و دوستی همان پدیده ای است که ما با آن زندگی می کنیم، به آنچه عشق می ورزی و هر آنچه را که دوست می داری، جزئی از زندگانی توست، نیکول نیز به عکاسی عشق می ورزد، آن را دوست دارد و با آن زندگی می کند. دلم می خواهد آنچه که واقعاً وصف اوست، بگویم. اویی که برای عکسهایش حتی گریسته . با دیدن عکسهای نیکول می توانم بگویم که او با طبیعت حیرت انگیز چه کرده یا بهتر است بگویم طبیعت با او چه کرده. زنـدگی او معمولاً از دو حال خارج نیست یا در سفر است یا به سفر می اندیشد که به کجا برود و می داند که در چه تاریخی و چه فصلی و حتی چه ساعتی به کدام نقطه ایران سفر کند که بتواند ارمغانهای خوبی به همراه داشته باشد.

نیکول به هر ترتیب و وسیله ای که شده، خود را به دامن طبیعت می کشاند. بهترین شادی ها و دل انگیزترین نغمه ها از طبیعت به او منتقل می شوند.»

او در پایان گفت:« عکس های نیکول زیبایی را شکار نمی کنند، بلکه می آفرینند. همچنین، خوبی را و زندگی را و زندگی هم یعنی عشق و عشق هم یعنی زندگی.»

پس از سخنرانی منیر سلطانی اسلاید شویی با 60 عکس از نیکول به نمایش درآمد.

سخنران بعدی این جلسه عباس جعفری، عکاس، بود. وی پس از خواندن شعری در باره ی نیکول گفت:« عكاسی از او به جادوی لنز و نگاه موجود دیگری ساخته است. نیكول در عكس هایش سمتی راز آمیز و ناپیدا از وطن را به تماشا می كشاند. همان سمتی كه ما آن را نادیده انگاشته وآسان از كنار آن گذشته و می گذریم. راز كار در این است كه نیكول وطن ما را به ما نشان می دهد. درهیاهوی شهر در سرعتی كه برای رسیدن داریم در سفر هایی كه فقط می رویم آن هم با هواپیما آنچه از ما گرفته می شود فرصت دیدن است. فرصت اگر داشته باشیم با آن همه گرفتاری كمی بایستیم و مادر خویش را، وطن را، نظاره كنیم. راز عكاس در تامل اواست در گرفتار آوردن لحظه ای و انی كه جانی ابدی می یابد در قاب تصویری ماندگار.»

او در ادامه گفت:«عکس هایش ثبت پر دریغ و حسرتی است از همه زیبایی های محتوم و از دست رفتنی و همه عمرصاحب این نگاه زیبا در تکاپو تلاش بر ثبت لحظه ای لحظاتی و آن و دمی که فقط تا همین لحظه بود و ودیگر نیست. نیست اما می توان جزیی از آن را بر لوح عکس های او به تماشا نشست. كتاب های نیكول را ورق می زنم ثمره عمری را كه صرف دویدن ها و رسیدن های به موقع كرد، عمری را كه در انتظار طلوع و در انتظار غروب درسكوت بیابان های غم گرفته این سرزمین مصروف چكاندن شاتر دوربینش نمود و از شیره جان خسته اش تماشاگران عكس هایش را نوشاكی بخشید شیرین!»

بزرگداشت نیکول فریدنی برگزار شد

هوشنگ فتحی سخنران دیگر این جلسه بود. وی درباره ی نیکول گفت:« نیكول، كه قبلاً یك شغل نان و آب دار در شركت نفت را به عشق عكس گرفتن از گستره ایران زمین رها كرده و از فرنگ نشینی و خان و مان نیز در این راه چشم پوشیده بود، سوار بر بلیزر معروف خود عاشقانه سر به صحرا و كویر و كوه و دشت نهاد. همه ی هوش و حواسش به كرشمه های طبیعت پیرامون بود، كه مباد سوژه ای از دست برود یا چشم اندازی از نگاه او پنهان بماند.»

وی ادامه داد:« پیشكسوت هنر عكاسی این سرزمین، كه اصول و عملكرد آنالوگ را در كشورمان به اوج رسانید و به ما معرفی كرد، اكنون با هم فرو افتاده و به پایان راه رسیده اند. دست در دست. اسطوره ها هم سرانجام به پایان می رسند.»

او درباره ی منش و رفتار نیکول گفت:« نیكول آن روزها، همچو طبیعت پر راز و رمز ایران زمین، خلق و خویی گونه‌‌گون داشت. گاه بس خشن و با صلابت در برابر هر آنچه با اصول كار و هنر او در تضاد باشد ... و گاه بسیار لطیف و شكننده، به گونه‌ای كه چشمهایش به سرعت نم اشك می گرفت و همچو كودكی غمگین به انزوا می رفت. او پس از یك عمر پیمایش چهار گوشه این سرزمین پهناور، نیكول به چنان درجه ای از شناخت رسیده بود كه درباره‌اش می گفتند اگر او را چشم بسته در هر نقطه از ایران بگذارند، با حداكثر50 كیلومتر اشتباه محاسبه می تواند بگوید آنجا كجاست.»

آخرین سخنران این برنامه رضی میری بود که در باره ی نیکول سخنرانی کرد. وی گفت:« اگر شما روزی این توفیق را بدست آورید که دنیا را از نگاه این هنرمند و از طریق نسخ اصلی عکسهایش ببینید و سیر کنید، در مییابید که چشمان او همانقدر به طبیعت توجّه داشته که به فرهنگ و تاریخ این منطقه از کره زمین و همچنین به مردم آن و زندگیشان. کارهای او با موضوع بقایای پلهای تاریخی ویران شده یا بادگیرهای همهء شهر و روستاهای حاشیهء کویرهای ایران، مساجد، کلیساها، کاخها، خانههای قدیمی و بالاخره مجموعههائی از تاریخ معماری این کشور مثل ارگ بم و تختجمشید و طبس، نه تنها تصاویر بسیار زیبا و به یاد ماندنی را از فرهنگ و هنر گذشتگان ما پدید آورده بلکه گنجینهای از اسناد معتبر را برای ثبت هویت فرهنگی ما ایجاد کرده و اگر نیکول به موقع به چنین کاری همت نمیگمارد در موارد زیادی ثبت این تصاویر دیگر میسر نبود. توجه نیکل به زندگی مردم هم معطوف بوده است. عکسهای روستائیان و عشایر در اقصا نقاط کشور، ساحلنشینان شمال و جنوب ایران، همه و همه در دنیای شگفتانگیز عکسهای او و زیر نگاه چشمهای پر مهر او حضوری فعال دارند.»

پس از سخنرانی سخنرانان نیکول را روی سن بردند تا از میهمانان عکاسی کند. این مراسم با عکسی که نیکول گرفت به پایان رسید.

روایت آخرین فرستاده

روایت آخرین فرستاده

روایت آخرین فرستاده
مختار ؛ سفيد يا خاكستري؟

مختار ؛ سفيد يا خاكستري؟

مختار ؛ سفيد يا خاكستري؟
تصویر عاشورایی در سینمای ایران

تصویر عاشورایی در سینمای ایران

تصویر عاشورایی در سینمای ایران
اکبر عبدی در تبیان :   کارگردان می شوم

اکبر عبدی در تبیان : کارگردان می شوم

اکبر عبدی در تبیان : کارگردان می شوم
UserName
عضویت در خبرنامه