• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 774
  • جمعه 1386/2/14
  • تاريخ :

آقای كیارستمی حافظ به كدام سعی؟

 

 

انتشار كتاب "حافظ به روایت كیارستمی" واكنش‌هایی را فضای ادبی و هنری كشور برانگیخته است.   

این كتاب در 18 فصل و 693 صفحه دربردارنده مصرع‌هایی از غزلیات حافظ است كه كلمات آن به صورت مقطع در یك صفحه كامل آمده است.

در نظر كارشناسان این روایت نه برای به دست دادن صورت صحیح از نسخ به‌جا مانده است (روایت قزوینی و خانلری و سایه و...) نه برای به دست دادن بهترین و قوی‌ترین ابیات به‌جا مانده (روایت محمدعلی فروغی و...) و نه برای درست خواندن و درست تلفظ كردن و درست فهمیدن (چنانكه روایت احمد شاملو را در خور این هدف می‌پندارند) صورت گرفته است.

نه كیارستمی و نه ناشر حافظ شناس آن، یعنی بهاءالدین خرمشاهی، درباره ویژگی‌های این روایت و معیارهای قابل بحث و نظر آن نیز سخنی به میان نیاورده‌اند.

خرمشاهی در توصیف مقدمه گونه‌ای كه بر این اثر نگاشته است تمام ویژگی آن را در "قاب گیری" و "برجسته‌سازی"برخی مصرع‌های "كمترمشهور" حافظ می‌داند كه "پرپرواز" به این اشعار داده‌ است. حال آنكه با اندك تاملی برای این روایت معلوم می‌شود كه این روایت نه تنها صرفا اشعار كمتر مشهور را دربرنمی‌گیرد بلكه درقاب گیری و برجسته سازی آنها هم اتفاق ویژه و بدیعی نیفتاده است كه شایسته چنین توصیفی آن هم از سوی یكی از حافظ‌ شناسان مشهور باشد.

كارشناسان نكته عجیب‌تر را در بدیع وانمود كردن چنین روایتی از سوی استاد خرمشاهی در این امر دانسته‌اند كه ایشان خود، سالها قبل در نقد شاملو چنین گفته‌اند: "حافظ شیراز[شاملو] را كه باز می‌كنید، نخستین چیزی كه نه چشم و نه عقلتان می‌پذیرد، زیر هم چاپ شدن مصرعهاست، به شیوه شعر نو و به بهانه این كه ضرورت نقطه‌گذاری چنین ترتیبی را ایجاب می‌كرده. یعنی یك بدعت، بدعتی دیگر به بار آورده". (ذهن و زبان حافظ، صفحه‌217)

این كارشناسان به این نكته تناقض آمیز اشاره می‌كنند كه ایشان در جای دیگر"جوان‌فریب‌ترین" و "خام‌دستانه‌ترین" و "بی‌روش‌ترین" و "بی‌مبناترین" «روایت‌های» ذوقی-سلیقه‌ای دیوان حافظ را در تاریخ دویست ساله تصحیح و طبع این دیوان برساخته احمد شاملو خوانده است.(حافظ، بهاءالدین خرمشاهی، صفحه‌ 265)

نكته گفتنی دیگر آنكه اگر، به عنوان مثال، به صورت اتفاقی مصرع‌های سوم از غزلیات حافظ را، بدون علم قبلی به اینكه این مصرع‌ها كدامند، گزینش كنید و روبروی هم در دو صفحه چاپ كنید چگونه می‌توان معنایی را كه این همجواری به یاری تفسیرپذیری اعجاب آور و پیچیدگی مضمونی اشعار حافظ صورت می‌گیرد به حساب شخص گزینشگر گذاشت؟ علم به این گزینش اتفاقی آشكاركننده طراری نهفته در چنین كاری است و آنكه از این موضوع بی خبر است در ورطه این فریب خواهد بود.

البته قصد این انتقاد نیت كاوی و انگیزه‌جویی نیست و حتی بالاتر از آن می‌گوییم حافظ به روایت كیارستمی به طورحتم با توجه به نوعی ذهنیت هنرمندانه تدوین شده است اما بحث بر سر این است كه چنین ذهنیتی چگونه به عینیت تبدیل می‌شود و وجه ارتباطی می‌یابد؟ و بر چه اساس و معیاری؟ حافظ به روایت كیارستمی ناتوان از ارائه این معیار و وجه ارتباطی است و به علاوه مصداق سهل‌ممتنع نیز نخواهد بود. قیاس گزینش اتفاقی اشعار حافظ با كار كیارستمی هم از این روست.

بالاخره باید پرسید آیا اگر فرد دیگری غیر از كیارستمی چنین كاری را برای چاپ خدمت جناب خرمشاهی می‌برد ایشان حاضر به چاپ آن بودند؟ اگر بله، بهتر است ایشان حداقل در چاپ‌های بعدی توضیح مبسوط تری از ویژگی های چنین اثری به دست دهند.

 

مطالب مرتبط:

نشان «كماندور» برای كیارستمی

سه هنرمند ایرانی در بینال ونیز

UserName