• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 750
  • چهارشنبه 1386/2/12
  • تاريخ :

اكبر رادی با گل سرخ‌اش‌ تنهاست

 

اكبر رادی

در حالی امروز انجمن نمایشنامه‌نویسان خانه تئاتر مدال ویژه خود را به اكبر رادی اهدا می‌كند‌ كه این پیشكسوت نمایشنامه‌نویسی و معلم تئاتر در بیمارستان بستری است و خودش ترجیح می‌دهد كسی به ملاقاتش نرود و آهسته با گل سرخ‌اش تنها باشد.

به گفته‌ی نزدیكانش حال عمومی وی رو به بهبود است و طی روزهای آینده مرخص خواهد شد.

اكبر رادی در تاریخ 10 مهرماه 1318 در رشت‌ به دنیا آمد. فرزند سوم در بین شش برادر و خواهر بود. پدرش درس خوانده قدیم بود و علاوه بر فارسی و تركی، فرانسه و روسی را مكالمه می‌كرد و یك قنادی به اتفاق برادرش داشت. مادرش زنی بی‌سواد اما بااحساس و دانا بود كه در میان بچه‌ها، خدمه خانه و بستگان اقتداری داشت.

رادی را هفت سالگی به مدرسه فرستادند. چهار سال اول ابتدایی را در دبستان عنصری خواند. در سال 1329 به علت ورشكستگی كارخانه و افت كسب و كار پدرش، خانواده به تهران كوچ كردند.

 

او دو كلاس آخر ابتدایی را در دبستان صائب تهران 1331 و دوره متوسطه را در دبیرستان فرانسوی رازی به پایان رساند 1338. یك سالی پشت كنكور پزشكی ماند و سال بعد 1339 در رشته علوم اجتماعی دانشكده ادبیات دانشگاه تهران قبول شد و چهار سال بعد فوق‌لیسانس این رشته را هم تا نیمه‌های سال دوم رفت و نزدیك پایان‌نامه آن را رها كرد. عشق به ادبیات و علاقه روزافزون به تئاتر شاید اصلی‌ترین دلیل این كناره‌گیری بود.

او همزمان، دوره یك ساله تربیت معلم را دید 1340، و از سال 41 با حكم رسمی وزارت‌خانه معلم شد؛ و دو نمایشنامه روزنه آبی 41 و افول 41 نوشت.

 

طی سی و دو سال تدریس در رشته ادبیات سال چهارم دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایشنامه‌نویسی‌ِ مقطع كارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامه‌نویسی‌ پیشرفته كارشناسی ارشد دانشگاه هنر ادامه داد و در سال 1373 به پایان تدریس رسید و بازنشسته شد.

اولین داستان جدی كه نوشت؛ باران نام داشت كه در مسابقه داستان‌نویسی مجله اطلاعات جوانان چاپ شد و میان‌ِ بیشتر از هزار داستان برنده جایزه اول شد 1338.

پیش از این مسابقه هم مقدار زیادی داستان نوشته بود و بعد از آن هم نوشت و برخی را منتشر كرد.

رادی همواره معتقد است:  تا زمانی كه نمایشنامه ایرانی با آدم‌های معاصر و درد زنده نداشته باشیم، بی‌گمان تئاتر معاصر ملی هم نخواهیم داشت.

او نخستین نمایشنامه جدی‌اش روزنه آبی را در زمستان 38 آماده كرد و به واسطه آن با شاهین سركیسیان آشنا شد. سركیسیان بعد از مطالعه نسخه دست‌نویس روزنه آبی تصمیم به اجرای آن گرفت.

 

از دیگر كارهای رادی می‌توان به: نگارش داستان‌های بلند افسانه دریا ومسخره 1336، نمایشنامه از دست رفته چاپ نشده؛ 1337، داستان باران و جاده مجله اطلاعات جوانان؛ 1338، داستان سوءتفاهم هفته نامه فردوسی؛ 1339، داستان كوچه1339 ، نمایشنامه مسافران ومرگ در پاییز چاپ در مجله پیام نوین1344، نمایشنامه روزنه آبی 1341 به كارگردانی ‌شاهین سركیسیان 1345 ، نمایشنامه مرگ در پاییز 1349 به كارگردانی عباس جوانمرد تهران، چاپ مجموعه داستان جاده 1349، نمایشنامه‌ی ارثیه ایرانی 1347 ، نمایشنامهافول1343، نمایشنامهصیادان و از دیگر نمایشنامه‌های او می‌توان از لبخند باشكوه آقای گیل، در مه بخوان، آهسته با گل سرخ، منجی در صبح نمناك، هاملت با سالاد فصل، آمیز قلمدون، شب روی سنگ‌فرش خیس، آهنگهای شكلاتی، پایین گذر سقاخانه و...، نام برد.

 

مطالب مرتبط:

"پایین، گذر سقاخانه" و هادی مرزبان

 

UserName