• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
  • تعداد بازديد :
  • 2812
  • چهارشنبه 1386/2/12
  • تاريخ :

داستانى عبرت آموز از طمع كار

گنجشک

شعبى رحمة الله علیه گوید كه: صیادى گنجشكى گرفت، گنجشک گفت: مرا چکار خواهى كرد؟ گفت بكشم و بخورم. گفت: از خوردن من چیزى حاصل تو نخواهد شد ولی اگر مرا رها كنى سه سخن به تو می‌آموزم كه برای تو بهتر از خوردن من است. صیاد گفت بگو. گنجشک گفت یك سخن در دست تو بگویم، و یكى آن وقت كه مرا رها كنى و یكى آن وقت كه بر كوه نشینم.

گفت: اوّلی را بگو. گفت: هر چه از دست تو رفت برای آن حسرت مخور. پس صیاد او را رها كرد و بر درخت نشست و گفت: محال را هرگز باور مكن و پرید بر سر كوه نشست و گفت: اى بدبخت اگر مرا می‌كشتى اندر شكم من دو دانه مروارید بود هر یكى بیست مثقال، که توانگر مى‌شدى و هرگز درویشى به تو نمی‌رسید .

مرد انگشت در دندان گرفت و دریغ و حسرت خورد و گفت باز از سومی بگو. گنجشک گفت: تو آن دو سخن را فراموش كردى سومی را می‌خواهی چکار؟ به تو گفتم برای گذشته اندوه مخور و محال را باور مكن. بدان كه پر و بال و گوشت من ده مثقال نیست آن وقت چگونه در شكم من دو مروارید چهل مثقال وجود دارد و اگر هم بود حالا که از دست تو رفته، غم خوردن چه فایده؟ گنجشک این سخن گفت و پرید و این مَثَل براى آن گفته می‌شود كه چون طمع پدید آید؛ همه محالات باور كند .

راه علاج مرض خطرناك طمع، توجه به حضرت حقّ، و بیدارى نسبت به قیامت كبرى، و چشم پوشى از نامحرم، و دیده بستن از اموال و حقوق مردم و قناعت به داده حقّ و محصول كار خویش است .

ابن السماك رحمة الله علیه گوید: طمع رسنى است بر گردن، و بندى است بر پاى . رسن از گردن، خود بیرون كن تا بند از پاى برخیزد.

در هر صورت راه علاج مرض خطرناك طمع، توجه به حضرت حقّ، و بیدارى نسبت به قیامت كبرى، و چشم پوشى از نامحرم، و دیده بستن از اموال و حقوق مردم و قناعت به داده حقّ و محصول كار خویش است .

چون به عنایت و كرامت او نظر داشته باشى و به داده جناب او قناعت ورزى از ذلّت طمع رهائى یابى و به خیر دنیا و آخرت و عزّت امروز و فردا رسى.

منبع:

عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، حسین انصاریان، جلد 10.

 

اگر در خصوص این موضوع سوالی داشتید، به مشاوره تبیان مراجعه نمایید .
UserName